بازخواني انديشه‌هاي سياسي اجتماعي شهيد بهشتي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۲۹۹۹
به مناسبت سالروز شهادت شهيد بهشتي

بازخواني انديشه‌هاي سياسي اجتماعي شهيد بهشتي

اين انقلاب اسلامي با پرتويي از انقلاب صدر اسلام و نهضت عاشورا و صرفاً با عشقي كه در وجود مردم نسبت به احياي ارزش‌هاي ديني، جوشيدن گرفت به پيروزي رسيد، از اين رو انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك انقلاب ارزشي شناخته شده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شهيد مظلوم، آيت الله دكتر محمد حسين بهشتي از شخصيت‌هاي بزرگ فكري سياسي تاريخ معاصر ايران به شمار مي رود كه مي توان او را يكي از برجسته ترين معماران بزرگ تجديد بناي تفكر انقلابي و تشكيلاتي انقلاب اسلامي ايران به شمار آورد.

ايشان از شخصيتي جامع برخوردار بود و به سرپنجه تدبير و مديريت كارآمد خود بسياري از تنگناها و مشكلات و موانع پيش روي انقلاب اسلامي را رفع نمود.
 
انديشه وري و فرزانگي و بهره مندي از دانش‌ها و بينش‌هاي عميق به همراه صلابت و پايداري، مديريت‌هاي او را تاثيرگذارتر مي كرد و در بازدهي و نتيجه بخش شتاب مي داد.

افكار و انديشه‌هاي شهيد بهشتي:
 
مردم:

در انديشه شهيد بهشتي، مردم در تمامي امور حكومت سهيم هستند و اساساً يكي از مهمترين و اساسي ترين آموزه‌هاي اسلام، توجه به امور ديگر مسلمانان است به گونه‌اي كه حتي سكوت و مشاركت نكردن در امور اجتماعي مسلمانان عملي مذموم و ناپسند به شمار مي رود.

به فرموده شهيد بهشتي اگر در يك انسان، يك حزب، يك تشكيلات، يك قشر و يك ملت و يك نژاد بخواهد به سعادت برسد يعني مسئوليت‌هايي را كه برعهده دارد، انجام بدهد، طبق جهان بيني اسلام بايد به آزادي، به نجات و رستگاري و فلاح همه انسان‌ها بپردازد.
 
اسلام، نه تنها پرداختن به مسائل و مصالح اجتماعي و عمومي را بر مسلمانان لازم شمرده بلكه پرداختن به احتياجات شخصي برادران مسلمان را عبادتي بس بزرگ و پرثواب دانسته است.
 
شهيد بهشتي نقش آراي عمومي را پشتوانه قدرت و قانونيت و نفوذ و تاثير حكومت دانسته و قائل به اين است كه حكومت بايد بر آراي مردم متكي باشد و در جهت خواسته‌هاي مشروع آنها حركت نمايد، آراي عمومي از نظر اينكه پشتوانه اعتبار و استحكام قدرت يك فرد يا يك گروه اداره كننده است، روشي است كه بايد كاملاً به آن توجه شود يعني هيچ حكومتي در هيچ درجه‌اي نبايد خود را بر مردم تحميل كند و همچنين حكومتي كه از حمايت مردم برخوردار نباشد، از همكاري آنها هم برخوردار نيست و اصلاً نمي تواند كاري انجام دهد و ناچار مي شود كه به زور سرنيزه خودش را سرپا نگه دارد در نتيجه هم كارآيي‌اش كم مي شود و هم ظالم مي شود.
 
ارزش‌ها:

دكتر شهيد بهشتي براي بحث ارزش‌ها اهميت فراواني قائل است و آن را اساس انقلاب اسلامي دانسته و معتقد است ارزش، پايه اساسي انقلاب اسلامي است.

اين انقلاب كه پرتوي از انقلاب صدر اسلام و نهضت عاشوراست، صرفاً با عشقي كه در وجود مردم نسبت به احياي ارزش‌هاي ديني، جوشيدن گرفت به پيروزي رسيد، از اين رو انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك انقلاب ارزشي شناخته شده است.
 
به گفته ايشان تاكيد پيوسته و بي وقفه بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني(ره) بر ضرورت پايبندي كارگزاران اين نظام به ارزش‌ها و ترويج عملي و قولي آن، نشان دهنده اهميت فوق العاده نقشي است كه ارزش‌ها در تداوم انقلاب اسلامي و تحكيم نظام جمهوري اسلامي دارند.

نقش روحانيت در جامعه:

شهيد بهشتي، نقش روحانيت را صرفاً يك مسئله صنفي نمي داند بلكه معتقد است اين مسئله، مسئله بنيادي، در رابطه با جامعه اسلامي، در رابطه با نظام اسلامي و در رابطه با جمهوري اسلامي ماست.

ايشان براي شناخت بهتر نقش روحانيت در امروز و فرداي جامعه مي گويد: ما بايد نقش همين روحانيت را در اين دو سال اخير پيش از پيروزي انقلاب مورد بررسي قرار بدهيم.

به گفته ايشان، روحانيت، نقش بيان اسلام اصيل را براي جامعه برعهده داشت، اگر مردم مي خواستند بفهمند دينشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، عقايد اسلامي و احكام اسلامي و اخلاق اسلامي چه گفته است به روحانيون مراجعه مي كردند.

روحانيون كم حركت تر، آنهايي بودند كه در ايفاي اين وظيفه مي نشستند تا مردم به آنها مراجعه كنند.

روحانيان پرحركت‌تر و مسئوليت شناس تر، آنهايي بودند كه در نزد مردم مي رفتند تا رسالت خداوند را تبليغ كنند، ولي به هر حال وظيفه بيان اسلام در درجه اول برعهده روحانيت بود.

وظيفه تحقق درباره اسلام، اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع كساني كه صلاحيت مرجعيت در زمينه مسائل اسلامي داشته باشند، اينها در درجه اول بايد از حوزه‌هاي علوم اسلامي و از حوزه‌هاي روحانيت بيرون بيايند آن جا بايد نشو و نما كنند، ساخته شوند، بزرگ شوند و شناخته شوند.

شناختي كه در آن مدرك نبود و مدرك بود، آنچه نبود مدرك كتبي كاغذي بود و آنچه بود مدرك عيني اجتماعي بود.

شهيد بهشتي، وظيفه تحقيق درباره اسلام را برعهده روحانيت مي داند و اعتقاد دارد كه روحانيت اين وظيفه را خود، عهده دار شده بود، از ديگر وظايفي كه ايشان براي روحانيت بر مي شمارد، وظيفه تهذيب اخلاق است.

به گفته ايشان، روحانيت نقش عمده خود را در اين مي ديد كه بايد با سخنش، با بيانش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدايتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند، اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگي‌ها دور كند و به كمالات اخلاقي بيارايد و اين نقش به تعبير ايشان، نقش بسيار مهم و روحانيت بود.

از ديگر نقش‌هايي كه شهيد بهشتي براي روحانيت بر مي شمارد، نقش روحانيت در خدمت به مردم و گرهگشايي از كار مردم است.
 
به گفته ايشان، مردم بايد ببينند كه روحاني، مرد دنيا و آخرت هر دو است يا اينكه اسلام دين دنيا و آخرت، هر دو است و در اسلام دنيا و آخرت جدا نيست و آخرت هم از دنيا جدا نيست، اين جا دار عمل است و آن جا دار جزا، اين جا، جاي ساختني است و آنجا جاي بهره ور شد و ساختني كه اين جا داريم فقط نماز و عبادت نيست كه البته نماز و عبادت، ستون دين است ولي فقط آن نيست خدمت به خلق هم هست، روحانيون هر قدر در مناطقشان به مردم بيشتر خدمت كنند، خدمت روحانيت شان را بهتر انجام داده‌اند.
 
دكتر بهشتي از ديگر نقش‌هاي روحانيون را بيدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافي دانسته و مي گويد روحانيون در بيدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافي، نقش بسيار موثري دارند براي اينكه مي دانستند «اذا ظهرت البدء فليظهر عالم علمه» وقتي نوآوري‌هاي انحرافي و التقاطي را مي ديدند، در گوشه و كنار جامعه، با آنها به مبارزه بر مي خاستند، مردم را روشن مي كردند، به مردم مي گفتند كه آنچه مايه نجات است.
 
اسلام اصيل است، نه اسلام آميخته به غير اسلام

شهيد بهشتي علاوه بر اشاره به جاذبه و دافعه روحانيت و بودن آنها در كنار مردم و داشتن ظلم و بيان نافذ و به روز به طلاب جوان توصيه مي كند كه براي يادگرفتن، سخن گفتن بهتر و نافذتر و نوشتن رساتر و بليغ تر، بايد وقت صرف كنند.
 
ايشان بليغ بودن را فقط در الفاظ نمي داند بلكه معتقد است بلاغت به اين است كه شما بايد دائماً در فرهنگ معنوي و اخلاقي و سياسي و اجتماعي روز، حضور داشته باشيد.

بايد بدانيد امروز جوانان چه كتاب‌هايي را مي خوانند، چه پرسش‌هايي برايشان مطرح است، توده مردم چه پرسش‌هايي برايشان سوال است، حتي اين كافي نيست.

روحاني اگر مي خواهد در نقش امامت و پيشوايي، نقش ايفا كند بايد دو روز و سه روز و ده روز و يك ماه و يك سال هم از جامعه‌اش جلوتر باشد.

انتقاد و پاسخگويي در حكومت
انتقاد و پاسخگويي در حكومت از جمله اساسي ترين لوازم براي ارتباط مردم با نظام و حاكمان به شمار مي رود.

انتقاد سازنده و روشنگر وظيفه اي است كه بايد انجام شود، در جامعه اسلامي بايد باب نقد و انتقاد باز باشد تا مسئولان متوجه نقايص كار خود شوند.
 
مگر مي شود در جامعه اسلامي بگوييم كسي انتقاد نكند؟....

مطبوعات و سخنراني‌ها و انتقاد بايد سازنده و خيرخواهانه باشد نه اينكه اختلاف افكنانه باشد و ميان انتقاد سازنده و دلسوزانه و انتقادي كه مغرضانه و تفرقه افكنانه باشد تفاوت بسيار است.

شما درباره هر مسئولي در هر موقعيتي كه باشد، آنچه را كه مي دانيد، مي توانيد بگوييد همه زنان و مردان در جمهوري اسلامي ايران از جمله مسلمان و غيرمسلمان در اظهارنظر درباره شخصيت و طرز كار مديران و مسئولان جامعه در هر درجه‌اي كه باشند، آزادند؛ با رعايت اين دو شرط كه دروغ نگويند و بيانشان، بيان نصيحت و دلسوزي و ارشاد باشد.

شهيد دكتر بهشتي حتي انتقاد را امر به معروف و نهي از منكر عنوان كرده و مي گويند: من اعلام مي كنم هر كس به هر عنوان بخواهد جلوي انتقاد سازنده يعني همان امر به معروف و نهي از منكر عمومي اسلامي را در اين پديده جمهوري اسلامي بگيرد از راه اسلام، منحرف است و به عنوان مسلمان از او بيزارم. شما مردم ايران مطمئن باشيد كه ما احدي را به دليل انتقاد از خودمان يا انتقاد از دست اندركاران ديگر جمهوري اسلامي به هيچ عنوان نمي گذاريم كسي تعقيب كند، تهديد كند.

ايشان دانشگاه را محلي براي انتقادات سازنده عنوان كرده و معتقد است دانشگاه بايد جاي آزادي باشد براي اينكه اينها بتوانند از مسئولان انتقاد كنند و دانشگاه هم بايد سعي كند كه مسئولان را به آنجا دعوت كند تا اين انتقادها با توضيح مسئولان همراه باشد و چه خود اينها و چه انتقاد كنندگان بتوانند به يك جمع بندي ساده برسند.

احزاب:

شهيد بهشتي در تعريف از حزب مي گويد: حزب در نظام اسلامي يعني گردهم آمدن و سازمان يافتن افرادي كه همديگر را مي شناسند و به همديگر اعتماد دارند.

به اسلام معتقد هستند به عنوان يك دين و يك نظام اجتماعي و اقتصادي و معنوي و مي خواهند بر پايه حاكميت اسلام، جامعه اسلامي را اداره كنند يا در اداره آن جامعه اسلامي سهيم شوند.

ايشان انحصار طلبي در احزاب را نفي كرده و معتقد است، مهم اين است كه بايد حزب، انحصار طلب نباشد يعني اين عقيده را نداشته باشد كه فقط ما خوبيم و آنها كه در خارج از تشكيلات هستند خوب نيستند به درد بخور نيستند.
 
بايد هر كجا انسان مومن و داراي ارزش‌هاي تشكيلات را شناسايي كردند و بگويند او هم مي تواند مثل ما باشد منشاء تصميم باشد و منشاء خير و منشاء ثمر باشد و به تعبير شهيد دكتر بهشتي، اگر يك جامعه‌اي بدين صورت چند حزبي باشد ديگر اشكالي پيش نمي آيد براي اينكه از مجموع اين احزاب يك جبهه متحد به وجود مي آيد كه مي تواند كار بكند و مركزيت هم مي تواند به وجود بياورد.

آزادي:
 
شهيد آيت الله بهشتي آزادي را اين گونه تعريف مي كند كه تسلط انسان بر ساختن خويش و ساختن محيط خويش، امتياز انسان بر همه موجودات ديگر عالم طبيعت اين است كه مي تواند بر طبيعت مسلط باشد و شرايط طبيعي را بر وفق خواسته و نياز خود دگرگون كند يا در برابر هجوم عوامل نامساعد طبيعي، سد مانع به وجود آورد.

ايشان آزادي را شعار اساسي اسلام دانسته و قائل به اين است كه بزرگترين شعار اسلام، آزادي است./انتهاي پيام/ 
پربازدیدترین آخرین اخبار