رقابت جهانی برای جوانسازی جمعیت / علت چرخش کشورها به سمت سیاستهای تشویق فرزندآوری چیست؟

بهگزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، فاطمه پارسایی، جمعیت هر کشور، ستون فقرات توسعه آن محسوب میشود. در دهههای اخیر، بسیاری از جوامع با پدیدهی مهم کاهش نرخ فرزندآوری مواجه شدهاند. این روند که ابتدا در کشورهای توسعهیافته آغاز شد، اکنون به بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز سرایت کرده و پیامدهای گستردهای را به دنبال دارد.
مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت در اردیبهشت ماه سال جاری گفت: ((جمعیت دو سوم کشورهای جهان به کمتر از سطح جایگزینی رسیده است و درگیر مسئله جمعیت هستند، سطح جایگزینی به این معناست که باید ۲.۱ فرزند بهازای هر زن در سن باروری وجود داشته باشد، در ۳۰ سال آینده، ۱۳۰ کشور از سطح جایگزینی پایینتر میآیند و رشد جمعیت آنها منفی میشود.))
بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵، درکشورهای اروپایی نظیر آلمان، ایتالیا، اسپانیا، یونان، لهستان و پرتغال، نرخ باروری بهطور مداوم زیر سطح جایگزینی جمعیت (۲.۱ فرزند به ازای هر زن) قرار دارد و در برخی موارد به کمتر از ۱.۳ رسیده است.
همچنین کشورهای شرقی که با کاهش شدید نرخ باروری مواجهاند شامل چین، ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان، تایلند و ایران هستند که نرخ باروری در این کشورها نیز به زیر سطح جایگزینی رسیده است و حتی در کشورهایی مانند چین یا کره جنوبی به زیر ۱ رسیدهاند.
کاهش نرخ تولد در واقع به معنای افزایش میانگین سنی جمعیت، کاهش نوآوری و پویایی در جامعه و به دنبال داشتن پیامدهای مختلف اجتماعی، اقتصادی برای کشور خواهد بود، از همین رو ضرورت این مسئله توسط کشورهای مختلف جهان مورد توجه قرارگرفته و در این راستا، سیاستهای افزایش جمعیت را در پیش گرفتهاند.
فرانسه و سوئد؛ کشورهایی با سیاستهای نسبتا موفق جمعیتی
فرانسه یکی از معدود کشورهای اروپایی است که توانسته نرخ باروری خود را در سطح نسبتاً بالایی (حدود ۱.۸ فرزند به ازای هر زن) نگه دارد. این موفقیت حاصل سیاستهای جامع حمایت از خانواده است.
در واقع این کشور با اتخاذ سیاستهای حمایتی نظیرکمکهزینههای نقدی برای فرزندان بهویژه برای خانوادههای کمدرآمد، ارائه تسهیلات زندگی شهری برای خانوادههای پر جمعیت، مرخصی زایمان، دسترسی گسترده به مهدکودکهای یارانهای و تشویق به اشتغال زنان همراه با حمایت از مراقبت کودک، توانسته است با وجود کاهش نسبی نرخ باروری در سالهای اخیر، همچنان در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی عملکرد موفقتری داشته است. ترکیب حمایت مالی، خدمات اجتماعی و فرهنگسازی مثبت نسبت به فرزندآوری از عوامل کلیدی این موفقیتاند.
سوئد نیز با نرخ باروری حدود ۱.۶ تا ۱.۷، در میان کشورهای اروپایی عملکرد قابل قبولی دارد و سیاستهای جمعیتی این کشور بر برابری جنسیتی، توازن کار و زندگی، و حمایت از والدین شاغل متمرکز است.
یکی از سیاستهای اجرایی در کشور سوئد، مرخصی قابل تقسیم والدین است که در مجموع حدود ۴۸۰ روز مرخصی با حقوق دریافت میکنند و بخشی از این مرخصی به طور اختصاصی برای هریک از والدین محفوظ است تا مشارکت پدران در مراقبت از کودک افزایش یابد.
همچنین وجود مهدکودکهای یارانهای با هزینهی پایین برای نگهداری کودکان، حمایتهای مالی و سیاستهای اشتغال منعطف برای زنان موفقیت نسبیای را به دنبال داشته که ناشی ازاعتماد اجتماعی بالا، نظام رفاهی مفید و سیاستهای پایدار در طول زمان است. با این حال، نرخ باروری همچنان زیر سطح جایگزینی باقی مانده است، که نشاندهنده محدودیتهای ساختاری و فرهنگی در افزایش بیشتر آن است.
از ایتالیا تا چین و کره جنوبی؛ تدابیری که ناکارآمد هستند
ایتالیا با نرخ باروری حدود ۱.۱۳، یکی از پایینترین نرخها در اروپا را دارد. با وجود هشدارهای مکرر درباره بحران جمعیتی، سیاستهای اجراشده تاکنون پراکنده، ناکافی و بدون انسجام بلندمدت بودهاند.
در واقع وعدههایی برای افزایش کمکهزینه فرزندآوری و کاهش مالیات خانوادهها، اما عدم اجرای مؤثر، بوروکراسی پیچیده و بیاعتمادی عمومی مانع از موفقیت شده و نتیجه این ناکامی، افزایش سریع جمعیت سالمند و کاهش نیروی کار جوان است.
چین پس از دههها اجرای سیاست تکفرزندی، اکنون با پیری سریع جمعیت و کاهش نرخ زاد و ولد مواجه است و اجرای سیاستهایی در تشویق فرزندآوری و لغو محدودیت در تعداد فرزندان (تا سه فرزند) و معافیتهای مالیاتی در این راستا تدابیری اندیشیدهاست.
با این حال، بیاعتمادی عمومی، هزینه بالای زندگی، رقابت آموزشی شدید و فشارهای شغلی باعث شدهاند که این سیاستها تأثیر محدودی داشته باشند و نرخ باروری چین اکنون به حدود ۱.۰ یا کمتر رسیده است.
کره جنوبی با نرخ باروری حدود ۰.۷۵، پایینترین نرخ در جهان را دارد. دولت این کشور در سالهای اخیر سیاستهایی نظیر پرداخت یارانه تولد و فرزندآوری، کاهش ساعات کاری برای والدین و افزایش حمایت از ازدواج و مراقبت کودک را در پیش گرفته است.
با این وجود، هزینه بالای مسکن، فرهنگ کاری سختگیرانه، و فشار اجتماعی بر زنان شاغل مانع از موفقیت این سیاستها شدهاند.
مسئله چند وجهی ((جوانی جمعیت)) و الگوبرداری ازسیاستهای موفق باید جدی گرفته شود
با توجه به اینکه نرخ فعلی باروری در کشور به حدود ۱.۴۴ رسیده، ساختارجمعیتی جامعه و افزایش نرخ باروری به منظور پیشگیری از کاهش نیروی جوان، خلاق و پویا در جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار است، چراکه رشد اقتصادی پایدار و کاهش هزینههای تولید در گرو نیروی کار خواهد بود.
علاوه برآن با کاهش نرخ باروری و افزایش جمعیت سالمندی، کشور با تحمیل هزینه و فشار مالی قابل توجهی به نظام سلامت، درمان و بازنشستگی مواجه خواهد بود.
همچنین با توجه به نقش مهم نهاد خانواده در جامعه، فرزندآوری به انتقال ارزشها، زبان، و سنتهای فرهنگی کشور نقش شایانی ایفا میکند؛ و از سوی دیگر جمعیت جوان و پویا میتواند نقش مؤثری در دفاع، توسعه فناوری، و دیپلماسی داشته باشد؛ بنابراین در حال حاضر، جوانی جمعیت مسئلهای چند وجهی و ضروری در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران به شمار میآید.
تجارب کشورهای موفقی نظیر فرانسه و سوئد نشان میدهد که به منظور کسب موفقیت در سیاستهای جمعیتی نیازمند پیوند عمیق بین سیاستهای اجتماعی، فرهنگ خانواده، بهبود و اصلاحات اقتصادی در جامعه هستیم و ضعف در هر یک از این موارد یا غفلت از اهمیت لزوم آن، میتواند مسیر تحقق سیاستهای جمعیتی در کشور را با چالش یا عدم موفقیت همراه کند.