از شایعه تا واقعیت؛ وقتی آرامستان هم خبرساز میشود

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، چند روزیست که تصویری در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود؛ تصویری از قطعهای تازهتأسیس در بهشت زهرا (س) که بهزعم برخی کاربران، «ویژه» است. ویژه برای چه کسانی؟ روایتها متفاوتاند: از چهرههای خاص گرفته تا طبقات مرفه. همین کافی بود تا موجی از واکنشها راه بیفتد؛ از دلنگرانیهای مردم عادی تا کنایههای تند به مدیریت شهری.
اما واقعاً ماجرا چیست؟ آیا آرامستانی که قرار بود مأمن آخر همه باشد هم طبقهبندی شده؟ برای رسیدن به پاسخ، تصمیم گرفتم بروم و به چشم ببینم. نه از پشت میز تحریریه، نه با استناد به پستهای تلگرامی؛ بلکه با چشمهای خودم.
از وایرال خبر تا مسیر
صبح زود راه افتادم. هوا خنک است و آفتاب تازه بالا آمده. بهشت زهرا، با آن عظمت و سکوتش، همیشه حس عجیبی دارد؛ ترکیبی از احترام، اندوه و تأمل.
قطعه ۹۰؛ همان قطعهای که این روزها سر زبانهاست و در یکی از نواحی تازهتر بهشت زهرا قرار دارد. چیزی که بیشتر از همه جلب توجه میکند، موقعیت مکانی این قطعه است: کنار بلوار اصلی، با دسترسی مستقیم از مسیرهای پرتردد. اطرافش هم پر بود از مغازههایی که بهنوعی با مرگ و زندگی گره خوردهاند؛ فروشگاههای سنگ مزار، سوپرمارکت، رستورانهای کوچک، و حتی یک گلفروشی که بوی یاس و داوودیاش تا چند متر آنطرفتر هم میرفت.
همهچیز طوری چیده شده بود که انگار اینجا قرار است «راحت» باشد. راحت برای خانوادههایی که میآیند، مینشینند، شاید ساعتی را در سکوت میگذرانند و بعد میروند. پیادهروها عریض بودند، مسیرها بدون پله و مانع، و حتی نیمکتهایی در سایهی درختان تازهکاشتهشده دیده میشد.
این «راحتی» همان چیزی بود که در فضای مجازی از آن به «ویژهبودن» نام بردند. آیا واقعاً چنین امکاناتی فقط برای گروه خاصی فراهم شده؟
نگاه اول: نظم، سکوت، و چند سوال
وقتی وارد محدودهی قطعه شدم، اولین چیزی که به چشم میآمد، نظم هندسی قبور بود. ردیفهای مرتب، فاصلههای دقیق، و سنگهایی که هنوز بوی تازگی میدادند. بعضی قبرها هنوز خالی بودند، بعضی دیگر با گلهای تازه تزئین شده بودند.
درختانی که در حاشیهی قطعه کاشته شده بودند، جوان بودند، اما حضورشان فضا را از خشکی درآورده. صدای پرندهها، آن هم در دل یک قبرستان، چیزی بود که انتظارش را نداشتم.
در گوشهای، خانوادهای نشسته بودند. زن میانسالی با چادر مشکی، در سکوت به سنگ مزار نگاه میکرد. مردی کنارش ایستاده بود و چیزی زیر لب میگفت. صحنهای آشنا، اما در بستری متفاوت.
جلو رفتم و با احتیاط به خلوتشان ورود کردم. بعد از احوالپرسی و تسلیت گفتن، آرام سر حرف را باز کردم تا از قیمت قبر مطلع شوم: با این مصیبت سنگینی که به خانواده وارد شد، قیمت سر به فلک کشیده قبر رو چطوری تحمل کردید؟
با تعجب جواب داد: برادرم قبر رو خرید و از قیمت دقیق اون خبر ندارم، ولی چرا فکر قیمت سر به فلک کشیده؟!سکوت کرده بودم و از جوابی که داد به فکر فرو رفتم که حتما قیمتهای میلیاردی برای ما معمولیها زیاد است. گفتم: بله اشتباه از من بود شاید قیمتهای میلیاردی برای شما کمرشکن نباشد!تعجبش بیشتر شد و پاسخ داد: درسته که از قیمت دقیق اطلاع ندارم ولی مطمئننم که همچین مبلغی پرداخت نشده و ما هم نه همچین سرمایهای نداریم نه زد و بندی داریم!همانطور که آ ن خانواده خداحافظی میکردم، قدم زدم و به این فکر میکردم که آیا واقعاً این فضا، این نظم و این امکانات، فقط برای «برخی» فراهم شده؟ یا ماجرا چیز دیگریست؟
امکاناتی که دیده میشوند، اما فریاد نمیزنند
نکتهی جالب این بود که هیچکدام از امکانات اطراف، بهصورت اغراقآمیز یا تبلیغاتی نبودند. نه تابلوی بزرگی که بنویسد رستوران VIP»»، نه فروشگاههایی با ویترینهای پر زرقوبرق. همهچیز در عین سادگی، سر جای خودش بود.
یک سوپرمارکت کوچک، با یخچالی پر از آبمعدنی و نوشابه. فروشگاه سنگ مزار، با نمونههایی که پشت شیشه چیده شده بودند و رستورانی که عطر غذایش تا وسط قطعه میآمد.
اینها امکاناتی بودند که شاید در نگاه اول به چشم نیایند، اما وقتی پای یک روز کامل در بهشت زهرا وسط باشد، اهمیتشان معلوم میشود. مخصوصاً برای خانوادههایی که از راه دور میآیند، یا مجبورند ساعتها منتظر بمانند.
برای روشنشدن ماجرا، سراغ یکی از مسئولان سازمان بهشت زهرا (س) رفتم. گفتوگوی کامل با امیر مرادعلی، رئیس روابط عمومی سازمان را در ادامه میخوانید:
قطعه ۹۰ برای همه شهروندان است، نه افراد خاص!
مرادعلی گفت: قطعه ۹۰ که در ناحیه ۱ بهشت زهرا (س) واقع شده، مثل سایر قطعات این ناحیه و در کل بهشت زهرا (س)، برای دفن متوفیان همه شهروندان در نظر گرفته شده است.
وی ادامه داد: هیچ تبعیضی وجود ندارد و تمام شایعات در این خصوص که این قطعه برای افراد خاص احداث شده را رد میکنم.
رئیس روابط عمومی سازمان بهشت زهرا (س) با اشاره به موج نگرانی که در پی بالا بودن قیمت قبور این قطعه، نسبت به قطعات دیگر وجود دارد، اظهار داشت: قیمت قبور این قطعه با تمام امکاناتی که مشاهده کردید، همچون قیمت قبور دیگر در قطعات همجوارش در این ناحیه است و کوچکترین تفاوتی با آنها به لحاظ قیمت ندارد و در واقع مطابق با نرخ مصوب شورای اسلامی شهر تهران است.
وی گفت: طبق تقسیم بندی نواحی که در سازمان بهشت زهرا (س) انجام شده، قبور هر ناحیه یک قیمت مشخصی دارد. طبق مصوبه شورای اسلامی شهر تهران در سال جاری، هزینه هر پلاک قبر در این قطعه در صورتی که دفن در همان روز انجام شود، ۱۸۸ میلیون تومان و قیمت رزرو و پیش خرید هر پلاک قبر ۲۴۳ میلیون تومان است. این در حالی است که قیمت قبور در قطعات دیگر این ناحیه نیز همین رقم است. لازم به ذکر است که هر پلاک قبر شامل سه طبقه قبر است.
مرادعلی تاکید کرد: همه شهروندان میتوانند نسبت به پیش خرید یا دفن اموات خود به قسمت پذیرش عروجیان سازمان بهشت زهرا (س) مراجعه کنند و پذیرش موظف است قبور را با قیمت مصوب شورای اسلامی شهر تهران، در اختیار شهروندان قرار دهد.
رئیس روابط عمومی سازمان بهشت زهرا (س) در پایان تصریح کرد: احداث این قطعه نه تنها بخشی از کمبود فضای تدفین در پایتخت را مرتفع میسازد، بلکه با فراهم آوردن محیطی منظم، امن و در دسترس برای همگان به بهبود زیرساختهای آرامستانی و حفظ کرامت بازماندگان کمک میکند.
آیا ماجرا تمام شد؟
حالا که از قطعه ۹۰ برگشتهام، به سوالات ذهنم پاسخ داده شده. آنچه دیدم، قطعهای بود با طراحی منظم، امکانات قابلقبول، و فضایی که تلاش شده برای همه قابلدسترس باشد.
در شهری مثل تهران که هر قشری در آن سکونت دارند و خواه ناخواه شتر مرگ در خانه همهمان اتراق میکند، صحبت قبر و خانه ابدی و قبرستان و بهشت زهرا، چیزی نیست که بتوان از آن فرار کرد. اما درد آنجاست که هنگام مرگ، خانهای برای ابدیت وجود نداشته باشد و دلیل آن قیمت گزاف قبرها باشد. گشت و گذار نیم روزهای که در بهشت زهرا و قطعه جدید داشتم این نگرانی را تا حدی رفع کرد که محلی برابر برای آرامیدن ابدی در نظر گرفته شده است.
شاید بهتر باشد بهجای انکار یا تأیید مطلق، فضا را برای شفافسازی بیشتر باز بگذاریم و رسانهها هم با دقت، روایتها را بررسی کنند.