ذکر «ایران» را کدام معصوم روایت کرده است؟
کد خبر:۱۳۳۸۷۶
مناظره مکتوب یک دانشجو با بهمن شریف زاده

ذکر «ایران» را کدام معصوم روایت کرده است؟

شریف زاده معتقد است عبارت «ایران، ذکر است» که مشایی بیان کرده، جزو زیباترین و درست‌ترین قرائت‌ها از دین است، اما متاسفانه اشاره نکرده که مشایی این عبارت را از کجای دین استخراج کرده و اگر می‌پذیرد که غیرمعصوم نمی‌تواند اذکار دینی بسازد، باید بگوید ذکر «ایران» را کدام معصوم روایت کرده است؟

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ در هفته های گذشته، حجت الاسلام بهمن شریف زاده در پی دعوت حجت الاسلام نبویان از مهندس مشایی برای مناظره، آمادگی خود را برای این کار اعلام کرد، اما از آنجا که نبویان گفته بود مخاطب من فقط مشایی است؛ اعلام آمادگی شریف زاده بدون پاسخ ماند و او مجبور شد سلسله یادداشت هایی را در روزنامه ایران پی بگیرد.


نگارنده هم به عنوان یک دانشجوی مقطع کارشناسی تصمیم بر پاسخ به مطالب شریف زاده دارد تا هم مناظره نوشتاری مد نظر او تحقق یابد و هم روند اعلام آمادگی مناظره کوچکترها به بزرگترها ادامه یابد.


شریف زاده در دومین یادداشت خود با عنوان «حب الوطن یا ناسیونالیزم ایرانی» سعی در پاسخ به انتقادات پیرامون طرح موضوع «مکتب ایرانی» دارد؛ وی در بخش اول نوشتار خود با بهره گرفتن از برخی آیات قرآن، عشق به وطن را جزو واقعیاتی دانسته که سبب محبت و همدلی می شود.


وی در عین حال به درستی متذکر شده كه آن گاه که ملیت، محور ارزش و عامل امتیاز دانسته شود، بذر شوم بددلی و دشمنی جوانه زده و موجب عجب ملی و حقیر دیدن دیگران می شود.

 

شریف زاده در ادامه یکی از مشکلات موجود را افراط ملی گراها و تفریط برخی دینداران در جمع بین عشق به وطن با دین دانسته و دعوای این دو گروه را مسئله ای مهم و تحت تاثیر تبلیغات دشمن برشمرده است.

 

مطالب ذکر شده تا این قسمت نوشتار شریف زاده، بیان اعتقاداتی صحیح بود که مورد قبول هر انسان صاحب منطقی است، اما پس از این مقدمه، وی با اشاره به ایده پردازی های مشایی، طرح «مکتب ایرانی» را اقدامی در جهت خنثی ساختن این ترفند شوم و ایجاد رابطه صحیح بین دین و سرزمین دانسته است.

 

اولین نکته ای که در پاسخ باید متذکر شد، لزوم توجه به تخصص و جایگاه، در اظهارنظر است؛ فارغ از بحث درست یا نادرست بودن عقاید آقای مشایی، مسئله مهمتر این است که وی هیچ گونه تحصیلاتی در زمینه مباحث دینی نداشته و جایگاه فعلی وی نیز یک حوزه کاملا اجرایی است و اگر قبول داریم که تداخل در مسئولیت ها در یک جامعه به هرج و مرج می انجامد، پس باید بپذیریم مشایی فاقد صلاحیت اظهار عقاید در فضای جامعه است.


البته این گفته به هیچ عنوان به منزله جلوگیری از آزادی افکار و آزادی بیان نیست، بلکه تاکیدی است بر این که آقای مشایی باید یک محیط علمی با حضور استادان متخصص را برای ارائه نظراتش انتخاب کند، نه سطح عموم جامعه را.


از طرف دیگر باید گفت توجیه آقای شریف زاده نیز مخدوش، و از درجه اعتبار ساقط است؛ ایشان معتقد است اظهارات مشایی درباره مکتب ایرانی، ترفند دشمن را خنثی کرده، اما باید گفت چه کسی است که در کلام مشایی، توازن اسلامیت و ایرانیت (همان گونه که شریف زاده معتقد است) را ببیند؟ چه کسی است که با شنیدن صحبت های مشایی، تاکید و برجسته کردن افراطی ایرانیت و عدم توجه به اسلامیت را نبیند؟


البته حتی اگر مشایی ایرانیت و اسلامیت را در کنار هم قرار می داد، قابل قبول نبود؛ چرا که افق اسلامیت، بسیار وسیعتر از آن است که ایرانی بودن یا نبودن بخواهد آن را تحت الشعاع قرار دهد.


شریف زاده با توجیهاتی خودساخته معتقد است، عبارت «ایران، ذکر است» که مشایی بیان کرده جزو زیباترین و درست ترین قرائت ها از دین است، اما متاسفانه نگفته است مشایی این عبارت را از کجای دین استخراج کرده و اگر می پذیرد که غیر معصوم نمی تواند اذکار دینی بسازد، ذکر «ایران» را کدام معصوم روایت کرده است؟


شریف زاده در توجیه گفته مشایی که گفته است: «حقیقت ملیت ایرانی، حقیقت دین است» آن را برخاسته از عمق باور دینی مشایی در نگاه به ملیت ایرانی دانسته است.


اما باید پرسید اگر حقیقت دین و حقیقت ملیت ایرانی، یکی هستند و هیچ کدام بر دیگری تقدمی ندارد، چرا در ایران قبل از ورود اسلام و در عصر ساسانیان، کثیف ترین و پست ترین اقدامات نظیر ازدواج با مادر، به عنوان یک سنت دینی شناخته می شد؟ مگر آن حرکات را ایرانیان، البته بدون اسلام انجام نمی دادند؟

 

به طور خلاصه باید گفت انکار غرض ورزی مشایی در مطرح كردن چنین شبهاتی، با توجیهاتی ساختگی نظیر «خنثی کردن ترفند دشمنان» ممکن نیست؛ اگر ملی گراهای غیر مسلمان را دشمن هم ندانیم، نمی توانیم آنها را دوستان نظام خطاب کنیم؛ خوشحالی آنها از طرح مکتب ایرانی نیز قابل انکار نیست و شریف زاده باید پاسخ دهد با خوشحالی دشمن، ترفندش چگونه خنثی می شود؟


در پایان نظر آقای شریف زاده را به عبارتی از حضرت امام خمینی (ره) جلب می کنم؛ شاید ایشان بخواهند در خصوص نظر امام درباره ملی گرایی هم توجیهی بسازند؛ حضرت امام (ره) می فرمایند: «اين شعار بايد محفوظ باشد كه اين قيام، قيام ملى نيست، اين قيام، قيام قرآنى است، اين قيام، قيام اسلامى است. اين قدرت مليت نيست؛ اين قدرت ايمان است، اين قدرت اسلام است. خلط نكنند، اشتباه نكنند.» (1)


«اينكه من مكرر عرض مى‏كنم كه اين ملى گرايى، اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين ملى گرايى، ملت ايران را در مقابل ساير ملت هاى مسلمين قرار مى‏دهد. اين ها نقشه‏هايى است كه مستعمرين كشيده‏اند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند ... در ايران از سال هاى طولانى، اشخاص بى‏اطلاع از اساس مسائل، و لو فرض كنيد بعضى‏شان مغرض نبودند، اينها هم هى طبل مليت را كوبيدند، همان مليتى كه مى‏خواست اساس اسلام را در ايران بربچيند.» (2)

 

1- صحیفه امام ج 6 ص 361    

2- صحیفه امام ج 13 ص 87 

 

/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار