برخورد انتظامی را دولت به نظام تحمیل کرده است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۴۲۴
مناظره مکتوب یک دانشجو با بهمن شریف زاده – 2

برخورد انتظامی را دولت به نظام تحمیل کرده است

وقتی عملکرد جریان منتسب به مشایی، کاملا در تضاد با ایجاد اقناع و احساس نسبت به مسائل دینی و در جهت تضعیف اصول دین مداری است؛ برای نظام هم چاره‌ای نمی‌ماند جز این که با تمام قوا به انجام اقدامات انتظامی و  برخوردهای قهر آمیز با رفتارهایی مانند بدحجابی بپردازد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ پس از بی پاسخ ماندن اعلام آمادگی حجت الاسلام شریف زاده برای مناظره درباره جریانات و اشخاص پیرامون رئیس جمهور، وی سلسله یادداشت هایی را در روزنامه ایران به نام مشترک «اما این کجا و آن کجا» آغاز کرد.
 
نگارنده هم به عنوان یک دانشجو سعی دارم نکاتی را در باب یادداشت های وی متذکر شوم.
 
حجت الاسلام شریف زاده در چهارمین شماره از یادداشت هایش در مقدمه ای طولانی به «چگونگی القای حقایق دینی به جامعه» پرداخته و در نهایت، روش کنونی دولتمردان و علی الخصوص رئیس جمهور و رفیقش را روش صحیح مواجهه دینی خوانده است.
 
شریف زاده با تقسیم چهارگانه راه های مواجهه دینی با مخاطبان، راه حل مناسب را تلفیق شیوه های تربیتی الزامی، اقناعی و احساسی دانسته و توضیح داده است: «مدیران و مسئولان فرهنگی، باید فضای جامعه را از اقناع و احساس نسبت به آنچه باید الزام شود اشباع سازند.»
 
وی به عنوان نمونه، بحث پوشش را از مسائلی دانسته که اقدامات صرف الزامی برای اصلاح آن نادرست بوده و راه حل آن را تلاش برای اقناع و ایجاد احساس نسبت به آن عنوان کرده است.
 
شریف زاده پس از ذکر این مقدمه، در میان روش های الزامی دستگاه های مختلف کشور، راه صحیح را راه مشایی دانسته و نظر او را اینگونه توضیح داده که معتقد است: «باید معروفات و منکرات را به خرد و عقل مردم شناساند و احساس خوشایند و بدآیند را در قلبشان ساخت و سرانجام، متخلفان معاند را مجازات ساخت.»
 
اولین نکته ای که در پاسخ به آقای شریف زاده باید متذکر شد همان است که در شماره پیشین نیز به آن اشاره شد.

آیا به راستی حکومت اسلامی، آنقدر با کمبود عالم متخصص دینی مواجه شده که تربیت دینی را به بالاترین مقامات اجرایی با کمترین سواد دینی که فقط چند صباحی در محضر تعدادی از روشنفکران دینی عقب مانده تلمذ کرده و کتب ترجمه ای شان را از آثار دسته چندم غربی خوانده اند، بسپارد؟

به کنار زدن حوزه علمیه در اصلی ترین وظیفه و عرصه فعالیتش و دخالت در امور مربوط به او، انحرافی بزرگ بوده و به دور شدن از اصول خالص اسلامی خواهد انجامید.

نکته دیگری که باید به آن پرداخت، بحث بی نتیجه بودن روش های فعلی مواجهه دینی و در مقابل، صحیح بودن روش مشایی است.

اگر نظر آقای شریف زاده را مبنی بر لزوم اولویت دادن به اقدامات اقناعی و احساسی و سپس، پرداختن به اقدامات الزامی برای تربیت دینی بپذیریم، بعید است بتوانیم حمل این روش را بر مشی مشایی قبول کنیم.

ای کاش نوشتار آقای شریف زاده کاملتر می بود و وی به مصادیقی از عمل مشایی بر اساس روشی که به او نسبت می دهد، هم اشاره می کرد.

آیا حمایت های غیر معمول مشایی از بعضی از بازیگران زن سینما که کمترین نشانه ای از دین و تربیت دینی را با خود ندارند در راستای شناساندن معروفات و منکرات به خرد و عقل مردم است؟

آیا تولید انبوه فیلم های مبتذل و سخیف در دوره کنونی، در راستای ایجاد احساس خوشایند نسبت به مفاهیم دینی در جامعه است؟
 
آیا برگزاری جشن هایی پرهزینه برای بزرگداشت ملی گرایی، سنخیتی با نزدیک کردن خرد و احساس مردم به مفاهیم دینی دارد؟

وقتی عملکرد جریان منتسب به مشایی، کاملا در تضاد با ایجاد اقناع و احساس نسبت به مسائل دینی و در جهت تضعیف اصول دین مداری است؛ برای نظام هم چاره ای نمی ماند جز این که با تمام قوا به انجام اقدامات الزامی بپردازد./انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار