فوتبالی که فوتبال نیست!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۲۷۹۸
مقایسه‌ای تلخ برای اثبات ضعف محسوس ورزش جادویی در ایران؛

فوتبالی که فوتبال نیست!

پایان نیم‌فصل لیگ برتر ایران بار دیگر فاصله عمیق فوتبال کشور با استاندارد‌های روز جهان را آشکار کرد؛ فاصله‌ای که در مقایسه با بوندسلیگای آلمان، نه‌تنها در زیرساخت‌ها، بلکه در کیفیت فنی، گل‌زنی و جذابیت مسابقات به‌روشنی دیده می‌شود.
فوتبالی که فوتبال نیست!

به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، هیچ‌یک از زیرساخت‌های فوتبال اروپا با فوتبال ایران قابل مقایسه نیست؛ واقعیتی که بیش از هر زمان دیگری، در رقابت‌های جام حذفی کشورهای اروپایی خود را نشان می‌دهد. زمانی که تیم‌هایی مانند رئال مادرید یا بارسلونا مقابل تیم‌های دسته‌های پایین‌تر قرار می‌گیرند، تماشای همان مسابقه به‌خوبی اختلاف عمیق امکانات را آشکار می‌کند؛ از کیفیت چمن و نور استاندارد ورزشگاه گرفته تا رعایت کامل الزامات بین‌المللی میزبانی.

در چنین دیدارهایی مشخص می‌شود که حتی ورزشگاه‌های تیم‌های گمنام و رده‌پایین اروپا نیز از نظر کیفیت و تجهیزات، در سطحی قرار دارند که بعضاً از بهترین زمین‌های فوتبال ایران مدرن‌تر و استانداردتر هستند. این واقعیت‌ها سال‌هاست برای اهالی فوتبال روشن است و بارها به آن اشاره شده؛ اما بیان این تفاوت‌ها تنها برای اشاره به ضعف زیرساختی نیست.

نکته نگران‌کننده‌تر آنجاست که در کنار فاصله امکانات و زیرساخت‌ها، در بعد فنی نیز فوتبال ایران با عقب‌ماندگی جدی مواجه است؛ فاصله‌ای که باعث شده سطح کیفی مسابقات، سبک بازی و حتی خروجی تیم‌ها، با استانداردهای روز فوتبال جهان همخوانی نداشته باشد و این عقب‌ماندگی، امروز بیش از هر زمان دیگری خود را در آمار و عملکرد تیم‌ها نشان می‌دهد.

جدول لیگ برتر ایران

فوتبالی که فوتبال نیست!

لیگ برتر فوتبال ایران با حضور ۱۶ تیم برگزار می‌شود و هر تیم در طول فصل ۳۰ مسابقه انجام می‌دهد. با پایان نیم‌فصل اول، سپاهان عنوان قهرمانی نیم‌فصل را به دست آورد؛ اما نکته‌ای که بیش از صدرنشینی سپاهان جلب توجه می‌کند، افت محسوس کیفیت و جذابیت لیگ است.

سپاهان در ۱۵ مسابقه موفق به کسب ۳۰ امتیاز شده و تنها ۱۸ گل به ثمر رسانده است. این تیم با ثبت ۹ برد، ۳ مساوی و ۳ باخت صدرنشین لیگ شده؛ آماری که نشان می‌دهد حتی بهترین تیم نیم‌فصل نیز میانگین گل‌زنی پایینی دارد. این مسئله بازتابی از تفکری است که سال‌هاست در فوتبال ایران نهادینه شده؛ بردهای اقتصادی به‌جای فوتبال هجومی، جذاب و چشم‌نواز.

فوتبالی که فوتبال نیست!

پرسپولیس، تیم دوم جدول، با ۲۸ امتیاز و ۱۶ گل زده، آمار ۷ برد، ۷ مساوی و ۱ باخت را ثبت کرده و استقلال، تیم سوم جدول، با وجود به ثمر رساندن ۲۰ گل، با ۶ برد، ۷ مساوی و ۲ باخت در رتبه سوم ایستاده است.
در پایان نیم‌فصل، پرسپولیس عنوان بهترین خط دفاع و استقلال عنوان بهترین خط حمله لیگ ایران را به خود اختصاص داده‌اند؛ عناوینی که با توجه به آمار گل‌زنی، بیش از آنکه نشانه قدرت باشند، بیانگر ضعف کلی ساختار هجومی لیگ هستند.

فوتبالی که فوتبال نیست!

اما در آن‌سوی قاره، شرایط کاملاً متفاوت است. بوندسلیگای آلمان نیز با ۱۸ تیم و تعداد بازی مشابه در نیم‌فصل، آماری خیره‌کننده را ثبت کرده است. بایرن مونیخ با انجام ۱۵ مسابقه و ۵۵ گل زده در صدر جدول قرار دارد. باواریایی‌ها با ۱۳ برد و ۲ مساوی، اختلافی فاحش با صدرنشین لیگ ایران ایجاد کرده‌اند؛ اختلافی که تنها در گل‌زنی، به ۳۷ گل بیشتر نسبت به سپاهان می‌رسد.

تیم‌های بوروسیا دورتموند و بایر لورکوزن نیز به ترتیب ۲۶ و ۳۳ گل در نیم‌فصل به ثمر رسانده‌اند؛ آماری که از لیگی هجومی، پرهیجان و تماشاگرپسند حکایت دارد.

نکته قابل‌تأمل‌تر، عملکرد تیم‌های میانه و پایین جدول بوندسلیگاست. ولفسبورگ، تیم رده چهاردهم این لیگ، در ۱۵ مسابقه موفق به زدن ۲۳ گل شده است؛ آماری که از خط حمله اکثر تیم‌های بالانشین لیگ ایران نیز بهتر است. این مقایسه نشان می‌دهد که تفاوت دو لیگ تنها محدود به تیم‌های بزرگ نیست، بلکه در عمق جدول نیز شکاف عمیقی وجود دارد.

در نهایت، مقایسه لیگ برتر ایران و بوندسلیگا به‌روشنی نشان می‌دهد که مشکل فوتبال ایران صرفاً نام‌ها یا امکانات نیست، بلکه به تفکر تاکتیکی، ساختار مسابقات و نگاه نتیجه‌محور افراطی بازمی‌گردد؛ نگاهی که جذابیت را قربانی بقا در جدول کرده است.

جدول بوندسلیگا آلمان

فوتبالی که فوتبال نیست!

این اختلاف فاحش آماری تنها به تفاوت سبک بازی یا سطح تاکتیکی دو لیگ محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در کیفیت بازیکنان شاغل در لیگ برتر ایران دارد. سال‌هاست که دلال‌ها و واسطه‌ها با سوءاستفاده از ضعف نظارتی باشگاه‌ها، بازیکنان خارجی بی‌کیفیت را با قراردادهای نجومی وارد فوتبال ایران می‌کنند؛ بازیکنانی که نه تأثیر فنی دارند و نه ارزشی به لیگ اضافه می‌کنند و تنها خروجی حضورشان، پر شدن جیب واسطه‌ها بوده است.

در بسیاری از موارد، این بازیکنان در آستانه بازنشستگی راهی فوتبال ایران می‌شوند؛ با هزینه‌هایی سنگین که هیچ تناسبی با سطح کیفی آن‌ها ندارد. ضعف در تنظیم قراردادها نیز باعث شده برخی از این بازیکنان تنها با چند بازی، یا حتی بدون تأثیرگذاری مشخص، از تیم‌ها جدا شوند و تمام یا بخش عمده دستمزد خود را دریافت کنند؛ اتفاقی که به یک چرخه معیوب در لیگ ایران تبدیل شده است.

چرخه‌ای که سالیان سال گریبانگیر فوتبال ایران بوده و نه‌تنها به رشد فنی لیگ کمکی نکرده، بلکه با هدررفت منابع مالی، زمینه‌ساز افت کیفیت، کاهش جذابیت و عقب‌ماندگی فوتبال باشگاهی ایران شده است؛ معضلی که متأسفانه با وجود تجربه‌های تلخ گذشته، همچنان ادامه دارد و حضور این بازیکان در تیم های بزرگ باعث می‌شود استعدادهای این کشور در تیم های بزرگ بازی نکنند و اگر بخواهند بازی کنند باید در برخی موارد پول به دلال‌ها بدهند.

انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار