کد خبر:۱۳۵۶۲۱
اعتراف رهنورد به ضربه زدن دولت بازرگان به ريشه انقلاب
زهرا رهنورد گفت: ضربهاي كه انقلاب نو پاي ما با سيطره دولت موقت خورد آن چنان قوي بود كه هنوز هم نتوانسته خود را ترميم كند و آن خشت كجي كه اين معمار، كار گذاشت، چه بسا كه تا ثريا ديوار انقلاب و جمهوري اسلامي را گرفتار كجي كرده باشد، هر چند كه در برابر اراده انسانها هر مشكلي ناچيز و ضربه پذير است.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ زهرا رهنورد در سال 59 در مصاحبه اي با روزنامه كيهان دولت موقت بازرگان را خشت كجي دانست كه انقلاب اسلامي را متحمل ضربه هاي سنگيني كرد.
متن كامل مصاحبه وي در ادامه آمده است:
دست آوردهاي عمده قيام 22 بهمن چه چيزهايي هستند (دستاوردهاي مهم 22 بهمن چيست؟)
دستاوردهاي عمده 22 بهمن در زمينه هاي مختلف، متفاوت است، عمدتا مي شنويد كه اين دستاورد، استقلال و قدرت سياسي است ولي من مي خواهم به دستاوردهاي ديگري علاوه بر موارد بالا اشاره كنم و آن تحول در ارزش ها و تحول در روح هاست.
شكوفا شدن جامعه اي است كه هزاره هاي متمادي در شرايطي كويري به دشت خرمي بدل گشت كه اين خرمي و طراوت بيش از هر چيز از آن روح هاست، آن تحول يك ملت حقير و خويشتن گم كرده است به ملتي كه هم خويشتن تاريخي خود را بازيافته است، هم خويشتن فطري خود را كم و بيش باز مي يابد و آن تحول كشور شاهنشاهي مشرك است به كشور فطرت الله.
شكوفا شدن ايثار و جوانمردي و آزادگي و عشق هاي بزرگ است و اگر آن دستاوردهاي سياسي و استقلالي هم در آينده رستگاري داشته باشد در گرو دوام اين دسته از رهاورد است كه نام برده شد.
بعد از پيروزي مرحله اي 22 بهمن، دولت موقت زمام امور را به دست گرفت همچنين در كار شوراي انقلاب و تركيب افراد آن نارساي هايي وجود داشت علت چه بود؟
نظر شخصي من اين است كه مدت ها پيش از پيروزي انقلاب حتي در روند انقلاب به موازات رشد نيروهاي مومن و متعهد به امام (خط امام) نيروي ديگري كه ريشه هاي تاريخي حتي در صدر مشروطيت داشت (از جمله هويت فرهنگي و طبقاتي و سياسي) رو به رشد نهاد كه دولت موقت و كلا جناح غرب زده حكومت را در تمامي اين دو سال شكل داده است اينها بعدا در شوراي انقلاب هم حضور داشتند و مباني تربيتي و شناختي و وابستگي هاي سياسي و فرهنگي خودشان در تمام مدت به انقلاب تحميل نموده و هنوز هم تحميل مي كنند.
اما براي اينكه يك طرفه به قاضي نرويم به حركت امام استناد مي كنم كه گفتند عده اي از ما از مدرسه آمده بوديم و عده از غرب (غرب جغرافيايي يا غرب فرهنگي) و اشكالات اين است كه هنوز هم دوام دارد ولي به جرات مي توان گفت ضربه اي كه انقلاب نوپاي ما با حضور و سيطره دولت موقت خورد آنچنان قوي بود كه هنوز هم نتوانسته خود را ترميم كند و آن خشت كجي كه اين معمار، كار گذاشت چه بسا كه تا ثريا ديوار انقلاب و جمهوري اسلامي را گرفتار كجي كرده باشد، هر چند كه در برابر اراده انسان ها هر مشكلي ناچيز و ضربه ناپذير است.
معمولا اين تعبير وجود دارد كه اگر انقلاب ما هسته و تشكل رهبري كننده اي داشت پس از پيروزي گرفتار چنگال امريكايي پسند دولت موقت نمي شديم اما به گمان من چنين نيست حداقل با تحليلي كه امروز پس از 2 سال از گذشته داريم مي توانيم اين را بگوييم كه اگر تشكل به آن معناي ماركسيستي و يا آمريكاي لاتين در اين انقلاب وجود داشت نمي توانست به اين سرعت مبارزه توده اي شود شايد و حتما يكي از نقاط درخشان اين پيروزي نبود يك تشكل به آن صورتي است كه قبلا تصور مي شد باشد.
اين مبارزه يك تشكل هدايت كننده داشت كه به هيچ وجه مستقل نبود و كاملا وابسته به امام و متكي به خود مردم بود و دليل قدرت گرفتن دولت موقت را بايد در جاي ديگر يعني در همان تكوين حساب شده و سازمان يافته آن در طول تكوين انقلاب اسلامي در نظر گرفت.
خط امپرياليست براي از بين بردن انقلاب پس از پيروزي 22 بهمن بر چه محورهايي استوار بود و راه مقابله با آن چيست؟
اين محورهاي عمدتا اين ها بودند:
1- شكاف و تفرقه در ميان مردم
2- شكاف و تفرقه در ساخت قدرت (حكومت)
3- تقويت جناح غرب زده ميانه رو (اعم از ملي مذهبي، ناسيوناليست مذهبي و غير مذهبي)
4- اختلافات قومي و اختلافات مذهبي
5- تشديد رنج ها و مسائل اقتصادي با تقويت محتكران و قساوت سرمايه داران و زمين داران
6- جلوگيري از تعميق ارزش ها و تحولات معنوي و فرهنگي
7- منزوي كردن خط آشتي ناپذير و رباني و الهي امام خميني
8- حملات نظامي در مرزها ، كودتا و ... البته انشاالله كه آرزوي پيرويز را به گور خواهند برد و انقلاب شكوهمند اسلامي همچنان راه خود را تا اوج هاي حكومت مهدي باز خواهد كرد.
ولي در مورد راه مقابله فكر مي كنم بحث و گفت و گويي مفصل لازم دارد.
اول از همه اين است كه ما پيوسته خودمان را با آمريكا در جنگ بدانيم و او را به مثابه شيطاني كه يا بايد به آن تسليم شويم ودر قعر مذلت و حقارت فرو رويم يا با آن بستيزيم و رستگار شويم سوداي سازش و نزديكي و ملاطفت با اين خون خوار قصي حتي براي لحظه اي هم كه باشد جنايت است.
در كنار اين خشم به دشمن بزرگ خدا و مردم روح مذهبي و اخوت و ايثار را در ميان خودمان (مردم) تقويت كنيم، مسئله مالكيت را كه حدود آن در متون مذهبي كاملا مشخص است براي هميشه حل كنيم و جان و مال و آبروي اين خلق مستضعف را از چنگ خوانين و سرمايه دار آن خارج نماييم و مردم را بيش از اين در كليه امور و در جنگ كنوني شركت دهيم.
اگر در ساخت قدرت و در ميان مسئولان نيروهاي جوان و خلاق و مبارز و زجر كشيده در جهت حل مسائل عمده مردم آن هم به صورت اصولي و ريشه اي تلاش كنند تا حدود زيادي جلوي گروه گرايي و تفرقه در ميان مردم گرفته مي شود و مردم با درك فطري و آرامش كه حاصل نجات از رنج است به گرد آن نيروي به راستي خدمت گزار جمع خواهند شد و خود به خود علي رغم دسيسه هاي خارج تضاد در ساختمان حكومت و مردم از بين خواهد رفت.
روند اصولي انقلاب اسلامي در آينده منوط به چه چيزهايي است؟
1- عدم سازش و نزديكي با آمريكا بلكه حفظ خشم و روحيه آشتي ناپذير نسبت به اين ابر قدرت
2- حفظ سياست نه شرقي، نه غربي
3- شركت دادن مردم در امور به ويژه مطرح نمودن مشكلات و در ميان گذاشتن مسائل با آنها تا جايي كه ممكن است از پشت پرده و سري و پنهاني و غيره علني خودداري نمودن
4- حل مسئله مالكيت و با جديت دنبال نمودن آن تا رها شدن مستضعفين از قيد فقر و استثمار و نجات جامعه از تضادهاي طبقاتي
5- تلاش در جهت ايجاد وحدت كلمه
6- دنبال نمودن صدور انقلاب ايران در آينده دو حالت دارد يا به دست آمريكا و ايادي منطقه ايش شهيد مي شود يا صادر مي گردد و منطقه را از لوث وجود شيطانچه ها پاك مي كند و جمهوري اسلامي در سراسر منطقه حاكم مي شود.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰