شباهت شاخصه های انحراف بنی صدر با جریان فتنه 88
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۶۴۹
تکرار تاریخ؛

شباهت شاخصه های انحراف بنی صدر با جریان فتنه 88

اشتباه استراتژیک رجوی و بنی صدر و نیز سران فتنه 88 ارزیابی ناصواب از ارادت مردم ایران به انقلابی بود که خود آن مردم آن را رقم زده بودند، ارادتی که انقلاب را نه قطعه قطعه و لیبرالی، که با تمام ملزومات آن می‌خواست.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ سايت انقلاب اسلامي توسط رئيس جمهور مخلوع ايران ابوالحسن بني صدر اداره مي‌شود.
 
در روند برنامه ريزي شده و ديكته شده اي كه براي گردانندگان اين سايت به ظاهر انقلابي طرح و تدوين شده است بني صدر و پشتيبان هاي وي در خارج از كشور سعي داشتند جريانات اتفاق افتاده در دوران رياست جمهوري بني صدر را انقلاب اسلامي بنامند و تا جايي كه در توان داشتند عليه جمهوري اسلامي و برپاكنندگان اصلي اين حكومت كه مردم انقلاب هستند هجوم بياورند.
 
در انتخابات سال 88 سران جريان فتنه كاملا چهره واقعي خود را كه مقابله علني با نظام جمهوري اسلامي بود، نشان دادند.

جريان فتنه هم هميشه سعي داشته اغتشاشات را انقلابي و اسلامي جلوه دهد. طبق بررسي هاي انجام شده جريان برانداز فتنه سال 88 و 59 ضد انقلاب، داراي اشتراك هاي بسياري است كه به چند محور آن مي پردازيم.

ادعاي حركت انقلابي در قالب اسلام

جريان برانداز فتنه در دوران انتخابات سال 88 هميشه سعي بر القاي اين موضوع كه، به خيابان آمدن مردم از طرف ما كاملا حركتي انقلابي است، بر هم زدن نظم جامعه را جزئي از حق و حقوق مردم مي دانستند.
 
ميرحسين موسوي كه از سران فتنه 88 مي‌باشد در مناظرات تلويزيوني ديدارهاي استاني و بروشورهايي كه بين مردم توزيع مي شد خود را فردي انقلابي مي دانست و هميشه عنوان مي كرد كه بر اساس احساس تكليف و وظيفه به انتخابات وارد شده است.

در دوران رياست جمهوري ابوالحسن بني صدر، وي نيز در بين مردم خود را فردي انقلابي و تابع قانون عنوان مي‌كرد تا جايي كه براي سركوب امت حزب الله، از طرفداران خشن و مزدور استفاده مي كرد. چگونه ممكن است فرد يا افرادي انقلابي، متعهد به نظام مقدس جمهوري اسلامي و ولايت مطلقه فقيه باشند؛ اما در عمل چيزي از اين ادعاها به چشم نخورد.

سران جريان فتنه تا قبل از انتخابات در بيانيه ها و گفت و گو هايي كه ارائه مي دادند دائما از پيروي از قانون و ولايت دم مي زدند.
 
در حالي كه تضعيف اصل ولايت فقيه و اصلاح قانون اساسي جمهوري اسلامي از بزرگترين پروژه هايي بود كه تصميم قاطع بر انجام اين امور داشتند. جريان فتنه در خصوص عدم پيروي از ولايت فقيه تا جايي پيش رفت كه پس از بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نماز جمعه 29 تير ماه سال 88 كه معظم له تاكيد بر برقراري آرامش و وحدت در جامعه را داشت طرفداران بي بصيرت جريان فتنه 30 تير 88 با اغتشاش و فاجعه، روز تلخي را در خاطر مردم ثبت كردند.
 
شکست در انتخابات

به لحاظ زمانی هر دو فتنه در مقطع پس از انتخابات و شکست جریان فتنه به اوج رسید. سازمان مجاهدین خلق سال های نخستین انقلاب را در حالی سپری نمود که در هر انتخاباتی شکستی مفتضحانه تر از قبل می خورد و حتی نتوانست شخص رجوی را به مجلس بفرستد. مات شدن در میدان مردم سالاری و نومیدی از رقابت سالم باعث شد تا آنان «زیر میز زده» و بازی را برهم زنند. کاری که جریان فتنه در سال 88 نیز به انجام رساند.

کودتا علیه رای مردم
 
ترکیب دو عامل فوق یعنی قدرت طلبی و ناکامی در رسیدن به آن موجب گشت که منافقین و فتنه گران جدید، به نام دموکراسی، دیکتاتور مآبانه علیه انتخاب مردم کودتا کنند.
 
نوع ادبیات بکار رفته در توجیه این کودتا نیز از شباهت نگاه خود محور بینانه عاملان هر دو فتنه خبر دارد که یکی، تنها وقتی نظام را مشروع می پندارد که مسئول اول سازمان در راس امور باشد و در نزد دیگری، تنها وقتی رای مردم مشروع است که او پیروز انتخابات باشد.
 
قانون گریزی

فتنه های 60 و 88 هر دو ناشی از آن بودند که عاملان آنها خود را فراتر از قانون می دانستند. رجوی شکست در انتخابات مجلس، برکناری قانونی بنی صدر و چندین مورد دیگر را که کاملا قانونی اما برخلاف میل او بود برنتافت و کار را به خیابان ها کشاند.
 
همین امر در فتنه گران نیز نمود یافت. مدعیان پیروی از امام درحالیکه از خروش ایشان در برابر قانون گریزان اطلاع داشتند و درحالی که قانون اساسی به تصریح شورای نگهبان را فصل الخطاب انتخابات دانسته، ضمن ادعاهایی واهی که هرگز به اثبات نرسید و با برتری دادن خود بر قانون، سیستم اردوکشی خیابانی را بر هر قانونی مرجح دانستند.
 
جالب آنکه عاملان قانون گریز هر دو فتنه ماه ها با اتهام قانون گریزی به حکومت و دولت، فلسفه وجودی خود را مبارزه با قانون گریزی اعلام نموده بودند.

خطا در کمیت شناسی هواداران: «ما بی شماریم»

مشخص نیست این شعار واقعا توهّم حمایت اکثریت بوده و یا صرفا یک شوی فریبنده است. اما به هر روی همین توهم موجبات باورناپذیری شکست و انزوا را برای جریانات فتنه فراهم آورد. منافقین خود را نماینده «خلقی» می دانستند که اسیر حکومت اسلامی گشته است.
 
بنی صدر نیز با مشاهده چند هزار هوادار در سخنرانی 14 اسفند، این جمعیت را در ذهن خود به ملت ایران تعمیم داده و به پشتوانه آن در برابر نظام ایستاد. رجوی جمعیت حاضر در 30 خرداد را 500 هزار نفر اعلام داشت حال آنکه به اذعان گاردین، حداکثر سه هزار نفر در این فتنه حاضر بودند.
 
در فتنه 88 شعار «ما بی شماریم» تا آنجا که یک شعار انتخاباتی- القایی بود، مشکل ساز نگشت اما قائلان آن، گویی خود نیز فریب خود را خورده و در اقلیت بودن را نپذیرفتند. تعمیم جمعیتی خاص از تهران به کل کشور در ذهن فتنه گران امری هویدا بود. اغراق های شگفت آور شبکه های ماهواره ای در اعلام شمار معترضین حاضر در خیابان که گویی سران فتنه را نیز به خطا انداخت، اوج این رویکرد بود.
 
خطا در کمیت شناسی مردم حامی نظام

اشتباه استراتژیک رجوی و بنی صدر و نیز سران فتنه 88 ارزیابی ناصواب از ارادت مردم ایران به انقلابی بود که خود آن مردم آن را رقم زده بودند. ارادتی که انقلاب را نه قطعه قطعه و لیبرالی، که با تمام ملزومات آن می خواست.
 
متاسفانه نامزدهای شکست خورده انتخابات دهم درک نکردند که مواضع آنان سال هاست در بین مردم اکثریت جایگاهی ندارد و حتی اگر بپذیریم در این انتخابات 11 میلیون رای جابجا شده است، آنان این سوال را از خود نپرسیدند که پس چرا در شش انتخابات قبلی که از قضا در برخی از موارد خود مجری آن بوده اند، مفتضحانه شکست خورده اند؟ البته در اینجا نیز کاملا مشخص نیست که این خطا ناشی از جهل بوده و یا تجاهلی عامدانه بوده است.
 
چه، آنکه در مواردی متعدد ایستادن در برابر حقایق عینی از حضور میلیونی مردم علیه خود را بسادگی انکار می کنند که نمی تواند ناشی از یک کژفهمی ساده باشد. به عنوان نمونه می توان به یکی از افتضاحات به بارآمده در شبکه بی بی سی و توسط مهاجرانی یاد نمود که وی ضمن تقلیل جمعیت میلیونی مردم در حمایت از جمهوری اسلامی به چند هزار نفر، از عدم استفاده از هلی کوپتر در فیلم برداری برای مشخص نشدن کمی جمعیت گفت، حال آنکه قاطبه تصاویر به صورت هوایی ضبط شده بود! این رویکرد زنگار زده که به انزوای بیش از پیش ضد نظام منجر گشته است کپی برداری کامل از منافقین است.

منافقین از نخستین سال های فتنه گری بر منزوی بودن جمهوری اسلامی تاکید داشتند تا جایی که حتی  حاضرین در انتخابات دوم خرداد 76 را 5 میلیون نفر ذکر کردند!
 
جنگ «احزاب» علیه کیان جمهوری اسلامی

ویژگی مشترک دو فتنه آن بود که احزاب و جریانات اپوزیسیون از قطب های متضاد فکری پشت به پشت یک دیگر تاختن به ارکان جمهوری اسلامی را آغاز نمودند.
 
در فتنه نخست احزاب لیبرال مذهبی و لائیک و مائوئیست ها و در فتنه اخیر مدعیان خط امام، مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و ... هم پیاله شدند. تاحدی که سران فتنه، هم آوا با سران صهیونیسم، اعدام عوامل انفجار شیراز که کلا به انتخابات نامربوط بود نیز محکوم نمودند! فاطمه حقیقت جو نیز در جمع تعدادی از معلوم الحالان گروه رجوی و رضا پهلوی، به درستی از هم هدف بودن این فتنه گران سخن راند.
 
گل آلود نمودن فضای سیاسی

در باب تشخیص حق از باطل، علاوه بر معیارهای اصولی، مبهم و شلوغ نمودن فضا را می توان کار ویژه و همیشگی افرادی دانست که از رسوایی و تهی بودن چنته خود از استدلال در فضای آرام هراسناکند.
 
رجوی تنها اندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سخنرانی خود در دانشگاه تهران ملتهب نمودن فضا را استارت زده و این کار را به کمک سایر گروه ها، ادامه داد. سخنرانی های هیجانی، درگیری های تعمدی و زرگری خیابانی و اعلامیه های آتشین زمینه را برای فتنه 59 و 60 مهیا ساخت.
 
در سال 88 از ماه ها قبل از انتخابات گل آلود نمودن فضا با تاسیس کمیته های مختلف با هدف پیش گیری از تقلب، هشدارهای معنی دار به شورای نگهبان و ..، در سلب اعتماد مردم و خارج نمودن کشور از فضای آرام و دموکراتیک کوشیده شد. اعلامیه های احساسی، ادعای پیروزی پیش از آغاز انتخابات و حتی در مواردی دعوت مردم به شورش در صورت شکست، گوشه ای از این مصادیق بود.
 
«عزیزان من گفته بودم که غائله ایجاد می‌کنند شیاطین؛ هر روزی به اسمی. ما باید از این غائله‌ها جلوگیری کنیم، هوشمند باشیم، غائله‌ها را با هوشیاری توجه کنید و خنثی کنید. ممکن است پس از چند روز، یک غائله دیگر بلند بشود...ملت ما راه خود را یافته است. ما از این دسیسه‌ها نمی‌ترسیم.» امام خمینی(ره).
 
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار