جنگلبانی که تنها گیرش آوردند / روایت خانواده شهید «سامر شریعت‌مدار» از نحوه زندگی و شهادت این شهید + فیلم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۵۸۸۱۸
در گفت‌وگو با SNNTV:

جنگلبانی که تنها گیرش آوردند / روایت خانواده شهید «سامر شریعت‌مدار» از نحوه زندگی و شهادت این شهید + فیلم

شهید سامر شریعت‌مدار کارمند اداره محیط‌زیست و محیط‌بان داوطلبی که سال‌ها از میراث طبیعی کشور پاسداری کرده بود، در پی حوادث ۱۸ دی‌ماه و در جریان دفاع از امنیت شهروندان به دست عوامل آشوب‌طلب و تروریستی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

جنگلبانی که تنها گیرش آوردند / روایت خانواده شهید «سامر شریعت‌مدار» از نحوه زندگی و شهادت این شهید + فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، با اعلام خبر شهادت ۲۴۲۷ تن از شهروندان مظلوم ایران عزیزمان اعم از نیروهای حافظ امنیت و اقشار گوناگون مردم از مجموع ۳۱۱۷ جان‌باخته حوادث تروریستی اخیر، عمق تلخی و سنگینی این وقایع بیش از پیش نمایان می‌شود. هر یک از این شهدا، روایت و سرگذشتی منحصر به‌فرد از مظلومیت و ایستادگی دارند که باید روایت شود

برای پیدا کردن یکی از این روایت ها به منزل شهید «سامر شریعت‌مدار» از کارمندان اداره محیط‌بانی رفتیم، تا پای روایت خانواده‌ وی از نحوه شهادت و زندگی این شهید بنشینیم که عزیزشان را در راه دفاع از امنیت، آرامش مردم و حرمت این سرزمین تقدیم کرده‌اند.

جزئیات نحوه شهات شهید «سامر شریعت‌مدار»


برادر شهید در ابتدا با اشاره به جزئیات حادثه می‌گوید: روز پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ شب، در بلوار ارم، محدوده حسین‌آباد، بر اساس روایتی که دوستان فرمودند، از سه طرف؛ یعنی از سمت دانش، از سمت بلوار ارم و از سمت افشار، سه گروه می‌آیند. واقعیت این بوده که قصد داشتند پل حسین‌آباد را بگیرند و اتوبان را ببندند.

او ادامه می‌دهد: برادر من جلو می‌رود تا جلوگیری کند که جمعیت وارد نشود. در این حین اغتشاشگران شروع به حمله و سنگ‌پرانی می‌کنند؛ ابتدا یک عابر پیاده را سنگ می‌زنند، بعد یک نفر دیگر را و نفر سوم برادر من بود که از اطراف به او سنگ می‌زنند. ایشان می‌افتد زمین و در حالی که روی زمین افتاده، بر اساس آن چیزی که به ما گفتند، شروع می‌کنند به زدن ایشان و در آخر با یک کارد به سینه‌اش ضربه آخر را می‌زنند.

برادر شهید اضافه می‌کند: دوستان شهید می‌رسند و ایشان را از آنجا عقب می‌کشند. متأسفانه آمبولانسی که آنجا بوده اجازه نمی‌دهند حرکت کند، به همین دلیل از ماشین شخصی استفاده می‌شود و او را به بیمارستان شهید مدنی منتقل می‌کنند. به دلیل اینکه جراحتش عمیق بوده و دیر به بیمارستان می‌رسد، متأسفانه به شهادت می‌رسد.

مادر شهید که سنی از او گذشته درباره فرزند خود می‌گوید: فرزند من از دو سالگی پدر نداشت و او را با سختی بزرگ کردم. فکر و ذکرش فقط قرآن بود و حضرت آقا.

به شهادتش افتخار می کنیم اما نحوه شهادتش برای ما سخت است


خواهر شهید می‌گوید: برادرم یک دختر یک‌ونیم‌ساله به اسم زینب دارد. او ۷ دی ۱۳۶۷ به دنیا آمد و ۱۸ دی ۱۴۰۴ شهید شد. مادرم او را با سختی فراوان بزرگ کرد، زحمت کشید، دانشگاه رفت، خیلی تلاش کرد. بچه‌ای بسیار مخلص و باخدا بود و علاقه خاصی به حضرت آقا داشت. اگر کسی حرف بدی به آقا می‌زد، مطمئناً آن محل را ترک می‌کرد. علاقه خاصی به شهدا داشت، حاج قاسم را خیلی دوست داشت. مراسم تشییع حاج قاسم را نگاه می‌کرد و می‌گفت: «ببین چه تشییعی براش انجام می‌دن.» آیت‌الله رئیسی را هم همین‌طور.

وی اضافه می‌کند: آن لحظه‌ای که خبر شهادت برادرم را به دست تروریست‌ها و اغتشاشگران شنیدیم، افتخار کردیم؛ چون آرزوی برادرم شهادت بود و واقعاً به آرزویش رسید. ولی سختی این واقعه برای ما این بود که او را عذاب دادند و بعد شهیدش کردند.

او را تنها گیر آورند...


برادر دیگر شهید می‌گوید: شهید والامقام سامر، یک جوان ۳۷ ساله بود. هر جا این نظام به او نیاز داشت، لبیک گفت؛ در بسیج بود، در عمران و آبادانی بود، در مراسم شهدا حضور داشت.

او ادامه می‌دهد: برادر من کارمند اداره منابع طبیعی شهرستان طالقان بود. شغلش این نبود که بیاید سینه سپر کند در برابر این آشوبگرانی که به نام گرانی و به نام تورم به خیابان‌ها ریختند. شغلش این نبود، اما وقتی دید نظام به او نیاز دارد، لبیک گفت و مظلومانه، مظلومانه به شهادت رسید.

وی اضافه می‌کند: همچون اباعبدالله، او را یکه و تنها گیر آوردند، به او اهانت کردند، هلهله کردند و شهیدش کردند. از تعلقات دنیا دست کشید؛ از فرزند یک‌ونیم‌ساله‌اش، از همسرش، و گفت که من می‌روم برای دفاع از مردم، برای دفاع از ناموس، برای دفاع از این میهن، که مبادا ماشین کسی، منزل کسی یا مغازه کسی دچار خسارت شود.

کد ویدیو
پربازدیدترین آخرین اخبار