کد خبر:۱۳۶۴۳۵
عيان شدن باطن دروني فتنه؛
چهره نفاق فرقه سبز زير نقاب دين
با مشاهده رفتار و عمق اعتقادات فرقه سبز ميتوان دريافت كه فتنه گران اعتقاد چندان به مضامين ديني نداشتند و استفاده از اين مباحث را راهي براي رسيدن به اهداف سياسي خود ميدانستند؛ در واقع دين در دست فتنهگران به مثابه ابزاري براي رسيدن به مقصود غير ديني استفاده شد، چيزي كه سبب شد سلطنت طلبان، منافقين، بيگانگان زير علم فتنه عليه كشورمان جمع شوند.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ در پايان مراسم سومين همايش موسوم به «موج سوم» بود كه 2 شال سبز به خاتمي و موسوي به نشانه سيادتشان اهدا شد و اين دو در كنار هم به نشانه اتحاد دستشان را بالا بردند و برخي از اعضاي جريان اصلاحطلب بيان داشتند كه پس از خاتمي، موسوي است كه بايد راه وي را ادامه دهد.
از اين زمان به بعد بود كه رنگ سبز در ساختار سياسي اين فرقه به عنوان يك نماد برگزيده شد تا هم از وجهه اعتقادي و ديني آن براي جذب آراي مردم استفاده شود و هم به وسيله آن اين فرقه بتواند طرفداران موسوي را متحد كند و موجي عليه رقيب اصلي (احمدينژاد) به راه بياندازند.
البته از همان ابتدا با حركات نسنجيدهاي كه ازسوي طرفداران و اعضاي نزديك اين جريان مشاهده ميشد عدم اعتقاد آنها به مسائل ديني بوضوح آشكار گرديد؛ تا جايي كه در همين مراسم (مراسم موج سوم) وقتي از صفحههاي نمايش برج ميلاد كه كليپي از اوايل انقلاب تا رياست جمهوري خاتمي را به تصوير ميكشيد خبر رحلت امام راحل كه از صدا و سيما پخش شد به نمايش گذاشته شد اكثر افراد حاضر در اين همايش سوت و كف زدند اما مسئولان نگهباني سالن با فرياد شروع به صلوات فرستادن كردند تا صداي سوت و كف در ميان صلوات كمرنگتر شود.
اين روند ادامه پيدا كرد و ميرحسين موسوي به هر منطقه و استاني كه براي تبليغات انتخاباتي ميرفت با شال سبز مورد استقبال قرار مي گرفت و از طرف ديگر رفتارهاي زنندهاي از سوي حاميان و اعضاي نزديك فرقه سبز عليه مسائل ديني و رنگ سبز مشاهده ميشد كه تزئين حيوانات با رنگ سبز، برگزاري مراسم جشن و حركات موزون در ميان طرفداران موسوي حتي در شب شهادت حضرت زهرا(س) و اختلاط بي ضابطه دختران و پسران نامحرم در اين مراسمات نمونهاي از اين عملكرد است.
پس از انتخابات و كشاندن عدهاي به بهانه تقلب به خيابانها بود كه كم كم پرده از نيات غير ديني فتنهگران كنار رفت. در نماز جمعه پس از انتخابات به امامت هاشمي رفسنجاني بود كه نمازگزاران براي اولين بار شاهد صحنههاي عجيبي در نماز جماعت بودند. در اين روز عدهاي از حاميان فرقه سبز با كفش و يا به صورت مختلط در نماز جمعه شركت كردند. البته اين نوع حركات به همين جا ختم نشد.
درحالي كه فتنه گران با استفاده از رسانههاي بيگانه به حاميان خود آموزش ميدانند كه شب ها براي نشان داده مخالفت خود با نظام جمهوري اسلامي با ابزار ديني وارد شوند و شب ها بر پشت بام «الله اكبر» بگويند عده اي از حاميان اين فرقه با روزه خواري و حتي تظاهر به آن در مراسم راهپيمايي روز قدس شركت و با شعارهاي ساختار شكنانه از رژيم صهيونيستي و حاميان غربياش حمايت كردند.
اين روند بازهم ادامه پيدا كرد تا اينكه اوج اين بيحرمتي ها به عاشوراي سال 88 كشيد. در اين روز بود كه عدهاي از اعضاي فرقه سبز با حمله به عزاداران حسيني هيئت هاي عزاداري را به آتش كشيدند و با سوت و كف به مانند سپاه يزيد در اين روز هلهله به پا كردند.
اما اين هتك حرمتها بي پاسخ نماند و مردم شريف ايران كه به ذات اين فرقه پي برده بودند با خلق حماسهاي ديگر در 9 ديماه 1388 آتش فتنه را خاموش كردند و در 22 بهمن ماه نيز آب بر خاكستر آن ريختند تا پس از 8 ماه جولان فتنه گران در كشور شاهد بيرون راندن آنها از عرصه سياسي به دست مردم باشيم.
عقبه اعتقادي فرقه سبز
عقبه اعتقادي فتنه گران در حوزه مباحث ديني را مي تواند به دو صورت يافت.
1- پلوراليسم ديني يا تكثرگرايي ديني كه بيشتر در اظهار نظرها و مقاله هاي اعتقادي اعضاي حلقه كيان مي توان آن را ديد.
2- سكولاريم كه در عقيده و اعتقاد بيشتر اعضاي فرقه سبز مشاهده مي شود.
پلوراليسم يا تكثر گرايي ديني
آن دسته از اعضاي فرقه سبز كه به پلوراليسم ديني غائلند معتقدند كه «آدميان در مواجهه با كتابهاي منزله و هم در مواجهه با امر متعالي محتاج تفسيرند و از صامت با تجربه خام بايد پرده برداري كنند و آنها را به صدا درآورند. اين پرده برداري و اكتشاف يك شكل و شيوه ندارد و بي هيچ تكلفي متنوع و متكثر مي شود و همين است سر تولد و حجيت پلوراليسم درون ديني و برون ديني.
اين دسته از اعضاي فرقه سبز كه خود را روشنفكر ديني هم مي نامند در تفسير درون ديني معتقدند كه به خاطر حجيت پلوراليسم هيچ تفسيري رسمي و واحد از دين و لذا هيچ مرجع و مفسر رسمي وجود ندارد. در معرفت ديني قول هيچ كس تعبدي براي كس ديگر نيست و هيچ فهمي مقدس و فوق چون و چرا نيست. اين سخن همانقدر كه في المثل در شيمي صادق است، در فقه و تفسير هم بي كم و كاست صادق است.
اينان با اين تفسير در شناخت دين در واقع به دنبال نفي روحانيت بودند چنانچه سروش يكي از اعضاي اصلي حلقه كيان در مقالهاي به صراحت نوشت است كه «امر دين عظيم تر از آن است كه فقط به دست روحانيت سپرده شود.» اين درحالي است كه قبل اينكه نقد روحانيت توسط حلقه كيان بر مبناي درد دين باشد به نظر مي رسد براساس احساس نوعي رقابت و حسادت بود.
تاويل گران كيان در واقع بين اسلام و مدرنيسم، مدرنيسم را ترجيح مي دهند و در هر جا كه مدرنيسم امري را نمي پسندد به تاويل با تعطيل اسلام ميپردازند. اما مشكل اصلي فكري كيانيان به اصل وحي بر مي گردد. اينان وحي را مانند متكلمين عصر رنسانس تا حد تجربه ديني تنزل و تا سطح عوام توسعه داده اند.
اوج اين التقاط در دين در سخنان سروش و اعضاي حلقه كيان هويدا ميشود. سروش تجربه ديني را چنين تفسير مي كند: «تجربه ديني عبارت است از مواجهه با امر مطلق و متعالي. اين مواجهه در صورت هاي گوناگون متظاهر مي شود، گاه به صورت رويا، گاه شنيدن بوي و بانگي، گاه ديدن رويي و رنگي، گاه عشق به معشوق ناديده اي و ...» او از اين مباحث نتيجه مي گيرد كه آنچه كه به پيامبر به عنوان وحي نازل شده است نه القاي خداوند بر پيامبر اكرم (ص) بلكه تلقي ايشان از غيب و جاري ساختن آن بر زبان بوده است كه به خوبي عمق التقاط و كج فهمي از مباحث ديني در اعتقادات سروش مشاهده ميگردد.
سكولاريسم
سكولارها يا كساني كه دين را از سياست جدا ميدانند، فرقه اي هستند كه عقبه فكريشان از غرب و دوران حاكميت كليسان نشات مي گيرد.
در واقع اكثر اعضاي فرقه سبز در اصل باور عميقي به سكولاريسم داشتهاند و با اين رويكرد اصل نظام جمهوري اسلامي را مورد هجمه قرار داده و با شعارهاي سكولاري نظير « استقلال، آزادي جمهوري ايراني» ماهيت ضد ديني خود را نشان دادند. در واقع آنها در اين رويكرد سعي داشتند با نظريه پردازي سكولاريسم مباني نظري غربي را با لعابي ديني بازخواني كنند.
كيانيان از اعضاي حلقه كيان بر مبناي نظريه پارسونز فرايند سكولاريسم را اينچنين ترسيم مي كند: «زماني جهان چه در انديشه، چه در عمل و چه در اشكال نهادي، مشحون از امر قدسي بود، نيروهاي مدرنيزه كننده برخاسته از نهضت اصلاح ديني و نيز عصر نوزايي، همه كره خاكي را درنورديدند و يك نتيجه فرعي از اين پروسه تاريخي و تضعيف تسلط قدسي بود. اين فرايند كه همچنان ادامه دارد بجز در حوزه امور خصوصي مجالي براي امر قدسي باقي نخواهد گذاشت.»
با چنين اظهار نظري بوضوح درونمايه و مبناي اعتقادي فرقه سبز آشكار مي شود و در عمل شاهد آن هستيم كه اين فرقه به جهت رسيدن به مقصود خود دست به تضعيف مضامين ديني مي زند و سعي دارد با تقدس زدايي افكار و عقايد خود را بر جامعه تحميل كند، حربه اي كه بارها از سوي اين فرقه انجام گرفته اما از سوي مردم انقلابي ايران خنثي گرديده است.
به هر حال با مشاهده رفتار و عمق اعتقادات اين فرقه مي توان دريافت كه فتنه گران اعتقاد چندان به مضامين ديني ندارند و استفاده از اين مباحث را راهي براي رسيدن به اهداف سياسي خود مي دانند. در واقع دين در دست فتنهگران به مثابه ابزاري براي رسيدن به مقصود غير ديني استفاده شد چيزي كه سبب شد سلطنت طلبان، منافقين، بيگانگان را در زير علم فتنه عليه كشورمان جمع كند كه به جهت عدم شناخت دقيق از مردم ايران اسلامي ناكام ماند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰