قطعنامه 598؛ جام زهري كه برخي آن را به امام نوشاندند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۴۶۵
نگاهي بر تحولات داخلي و بين‌المللي ايران در اواخر جنگ

قطعنامه 598؛ جام زهري كه برخي آن را به امام نوشاندند

حضرت امام(ره) با مشورت مسئولان نظام و کارشناسان، مصلحت نظام اسلامی را در پذیرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس دیدند، اما اين موضع‌گیری به هیچ وجه با روحیات و انتظارات مردم ایران و بویژه رزمندگان هماهنگی نداشت و آنها انتظار چنین چرخش ناگهانی را نداشتند، از همين منظر قبول قطعنامه از سوي امام به مثابه جام زهري بود كه برخي آن را به بنيانگذار انقلاب نوشاندند.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ هر چند شروع جنگ تحمیلی به هیچ وجه با خواست و اراده نظام اسلامی ایران نبود، اما بعد از آغاز آن، وضعیتی به وجود آمد که نظام انقلابی و اسلامي ایران علاوه بر مقاصد مادی مانند بیرون راندن متجاوزان از خاک ایران، محکومیت متجاوز، پرداخت غرامت و غيره، اهداف معنوی بسیار بالاتری از تداوم آن را تعقیب می کرد؛ از اين رو حضرت امام(ره) به صورت مرتب بر تداوم جنگ تا تأمین اهداف مشروع نظام اسلامی تأکید می کردند و می فرمودند: «اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد، ما همچنان ایستاده ایم.»
 
ايران در شرايطي وارد جنگ هشت ساله شد كه به دليل وقوع انقلاب اسلامي و مشكلات عديده در حوزه داخلي و بين المللي، آماده درگيري نبود؛ از اين رو تمركز تمام دستگاه ها و نهادهاي نظامي و غيرنظامي بر دفاع و ايستادگي در برابر دشمن قرار گرفت.
 
حمايت از صدام كمكي به شكست ايران نمي كرد
 
پس از اجرای چند عملیات نظامی موفقيت‌آمیز از سوی رزمندگان ایرانی در خلال سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ که از آزادسازی خرمشهر آغاز شد و تا تصرف فاو ادامه داشت، سیاستمداران نسبت به شکست ایران توسط ارتش عراق بیمناک شدند و ادامه روند جنگ را به نفع ایران دیدند؛ همچنين تهدید کویت از سوی ایران به دلیل در اختیار قرار دادن جزیره بوبیان به عراق به عنوان پایگاه موشکی نیز موجب ترس سران کشورهای حاشیه خلیج فارس شد.
 
از این روي بود كه رونالد ریگان، جورج بوش را سه ماه پس از تصرف فاو به منطقه خاورمیانه فرستاد تا با سران کشورهای عرب منطقه ملاقات کند، پس از پایان مذاکرات آمریکا و اعراب به این نتیجه رسیدند که ادامه حمایت از صدام حسین کمکی به پیروزی ارتش عراق در جنگ نمی‌کند، بنابراين بهتر ديدند كه اقدام به مصالحه با ایران كرده و از نفوذ بیشتر كشورمان در منطقه جلوگیری كنند.
 
توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در خاورميانه
 
در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵، در طی ماجرای پرواز تی‌دبلیوای ۸۴۷ که دو لبنانی عضو حزب‌الله اقدام به ربایش هواپیما كرده و خلبان را مجبور کردند در فروگاه بیروت بر زمین بنشیند، با میانجیگری اکبر هاشمی رفسنجانی در طی سفرش به سوریه و لبنان، گروگان‌ها آزاد شدند.
 
این مسئله موجب توجه رونالد ریگان به نفوذ ایران در اقدامات حزب‌الله لبنان شد، بنابراين در صدد برآمد مدتی بعد برای حل بحران ربایش برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت توسط اعضای حزب‌الله، مجدداً از کمک ایران سود ببرد؛ در همین راستا آمریکا با واسطه ژاپن و پاکستان، با سید احمد خمینی تماس برقرار کرد.
 
هیئتی که در ۴ خرداد ۱۳۶۵ براي مذاکرات وارد تهران شد شامل الیور نورث، رابرت مک فارلین، تحلیلگر سازمان سیا و مشاور امنیتی رونالد ریگان؛ جورج کیو، از مقامات شورای ملی امنیت؛ هوارد تیچر، مسئول تحویل پول به شورشیان نیکاراگوئه و امیرام نیر، یکی از ماموران سرویس امنیت اسرائیل بودند.
 
ادعاي هاشمي در خصوص ورود مك فارلين به ايران
 
بر اساس گفته‌های هاشمی رفسنجانی مک‌فارلین و همراهانش با نام ایرلندی با یک هواپیمای حمل سلاح وارد ایران شدند، در بدو ورود به ایران، اعضای این هیئت به یک هتل رفتند.
 
در مدت پنج روز مکرراً به درخواست های رابرت مک‌فارلین مبنی بر ملاقات با یکی از مسئولان رده ‌بالای ایران پاسخ منفی داده می‌شد، ماموران ایرانی اعضای هیئت را تهدید می‌کردند كه در صورتی که هدف و نقشه اصلی حضور غیرمنتظره در ایران را شرح ندهند، هویتشان در رسانه‌های جمعی معرفی خواهد شد.
 
بعد از آن اولین دور مذاکرات به مدت دو ساعت انجام شد؛ در این جلسه مقامات سیاسی ایران حضور نداشتند و تنها فرماندهانی از سپاه پاسداران هیئت ایرانی را تشکیل می‌دادند.
 
دور دوم مذاکرات به دلیل ترک جلسه توسط مک‌فارلین تنها نیم‌ساعت ادامه پیدا کرد؛ وی این اقدام را به نشانه اعتراض به بی‌توجهی مقامات ایرانی نسبت به حضورش در ایران انجام داد.
 
دور سوم بدون حضور مک‌فارلین و با حضور چند دیپلمات ایرانی و به مدت شش ساعت انجام شد؛ در دور سوم، چهارم و پنجم توافقات نسبی بین طرفین انجام شد.
 
در پایان دور ششم مذاکرات، هیئت آمریکایی به این دلیل که نتیجه مذاکرات را مورد قبول نمی‌دید، درخواست بازگشت به آمریکا را مطرح كرد؛ این گروه در پایان دور هفتم مذاکرات (۷ خرداد ۱۳۶۵) گذرنامه خود را دریافت و ایران را ترک نمود.
 
ورود محموله موشك‌هاي تاو به ايران
 
اولین محموله موشک‌های تاو در ۱۵ مرداد ۱۳۶۴ به ایران ارسال، و ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ دومین محموله وارد تهران شد؛ تعداد ۲۵ قبضه توپ ۱۵۵میلیمتری لوله بلند با شعله‌پوش ساخت آمریکا که در ارتش ایران برای رد گم کردن به توپ های اتریشی معروف شده بودند، از طریق کانتنر در بندرعباس تحویل حکومت ایران داده شد كه رونالد ریگان همان ساعت در تماسي تلفني به خاطر هماهنگ‌سازی اسرائیل در انتقال تسلیحات به ایران تشكر كرد.
 
مك فارلين و كيك و انجيل امضا شده
 
۱۲ آبان ۱۳۶۵ یک روزنامه لبنانی به نام الشراع نوشت که رابرت مک‌فارلین، مشاور امنیت ملی ریگان در یک ماموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضا شده توسط ریگان به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان، از کمک آنها برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان استفاده کند.
 
کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود مهدی هاشمی بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود.
 
به دنبال انتشار گزارش الشراع، هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود با توصیه امام خمینی در مراسم سالگرد ۱۳ آبان در سفارت سابق آمریکا به تشریح سفر مک فارلین و همراهانش به ایران پرداخت.
 
اعتماد مردم به اقدامات آیت‌الله خمینی موجب جلوگیری از اعتراضات مردمی در ایران شد، ولی برخی رجال سیاسی مخالف، نارضایتی خود را با این مسئله اعلام کردند.
 
برگ هاي برنده ايران قبل از پايان جنگ
 
در سال های پایانی جنگ، تغيير شرايط سياسي و نظامي به نفع جمهوري اسلامي بود و رقم خوردن وقايعي همچون فتح خرمشهر، ‌تصرف جزاير مجنون، فتح فاو و نقاطي از كردستان عراق باعث ترس مجامع بين المللي و بخصوص كشورهاي غربي شد.
 
از سوي ديگر سياستي كه جمهوري اسلامي مسيري را در پيش گرفته بود، توانست مانع رياست دوباره عراق بر جنبش غيرمتعهدها شود و به طور قطع متجاوز بودن عراق و واقعیت تساهل و تسامح جهانی را نشان دهد.
 
اما در اين ميان شرايط و وقايع سياسي داخلي و خارجي و برخي جوسازي ها منجر به آن شد كه ايران ‌پس از هشت سال جنگ و رويارويي نظامي با رژيم بعث عراق - كه كشورهاي غربي به طور مستقيم حامي او بودند - در تير سال 67 طي قبول قطعنامه موفقيت هايي را كه در برهه اي حساس از تاريخ انقلاب هم در عرصه داخل و هم در عرصه بين الملل كسب كرده بود، متوقف كند و به تعبير تاريخي امام، جام زهري را به بنيانگذار انقلاب اسلامي بنوشانند.
 
به فرموده رهبر انقلاب پذيرش قطعنامه از سوي امام به خاطر ترس، هجوم دشمن، تهديد آمريکا و اينکه آمريکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند، نبود؛ چون آمريکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت مي‏کرد.
 
اما فشارهاي بين المللي در آن برهه از جنگ بيشتر از قبل شده بود؛ به طوري كه در ماه های آخر جنگ، حمایت جهانی از عراق به اوج رسید و آمریکایی ها عملا و به طور مستقیم، وارد صحنه شدند.
 
آنها سکوهای نفتی ايران را بمباران کرده و با هدایت هواپیماهای عراقی، بمباران نفتکش ها را تسهیل، و در نهايت هواپیمای مسافربری ایران را مستقیما منهدم كردند.
 
در اين ميان، فرانسوی ها نیز هواپیماهای پیشرفته سوپر اتاندارد و میراژ 2000 را در اختیار عراق گذاشتند و روس ها مدرنترین هواپیماهای جنگنده و دورپرداز و بلند پرواز و را به عراق ارسال کردند.
 
از سوي ديگر کویت و عربستان، سیل دلارهای خود را به عراق روانه ساختند و آلمانی ها مواد لازم برای سلاح شیمیایی در اختيار عراق گذاشتند؛ اين وقايع مويد آن است كه عراق به تنهايي به مصاف ايران نيامده بود، بلكه عقبه اي عظيم از حمايت هاي مادي را به همراه داشت.
 
پيروزي جناح چپ در مجلس سوم
 
فضاي داخلي كشور به گونه اي بود كه علاوه بر فعاليت جناح هاي معارض با نظام‌، جناح هاي چپ و راست بر سر قدرت و كسب كرسي هاي مسئوليتي در كش و قوس بسر مي بردند.
 
در سومين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي كه در 19 فروردین 67 برگزار شد، جناح چپ پيروز انتخابات گرديد؛ به طوري كه از لیست 30 نفره تهران شش نفر از جامعه روحانیت مبارز و در کل کشور یک اقلیت 100 نفره از جناح راست در مجلس حضور داشتند، از اين رو جناح چپ تسلط بي چون و چرا بر مجلس پيدا كرد و ریاست مجلس سوم بر عهده حجت الاسلام هاشمی که مورد توافق چپ و راست بود، قرار گرفت.
 
در اين بين مسئولان سياسي و نظامي كشور نيز گوشه اي ديگر از اين جريانات را هدايت كرده و هر روز به نوعي به تشنج زايي و ايجاد التهاب بيشتر در فضاي داخلي كشور آن هم در شرايطي كه كشور بشدت درگير جنگ بود، دامن مي زدند.
 
در اين ميان محسن رضايي كه فرمانده سپاه بود با ارسال نامه اي به امام اظهار كرد: تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممكن است در صورت داشتن وسايلی كه در طول پنج سال بدست می‌آوریم، قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم؛ البته بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیكوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های لیزري و اتمي - كه از ضرورت های جنگ در آن موقع بود - باشیم، می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی انجام دهيم.
 
رضايي همچنين در اين نامه با ملتهب جلوه دادن فضاي كشور در جبهه هاي جنگ عنوان كرد: قابل ذكر است كه باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا كند، البته آمریكا را هم باید از خلیج فارس بیرون كنیم والا موفق نخواهیم بود.
 
اين در حالي بود كه وي مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه بموقع بودجه و امكانات دانسته و تاكيد كرده بود كه بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند.
 
البته رضايي با ذكر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید كه این دیگر شعاری بیش نیست.
 
اما در اين بين ميرحسين موسوي كه در آن زمان نخست وزیر كشور بود نيز دست به قلم شد تا او هم گامي در ايجاد فشار به رهبري براي پذيرش قطعنامه وارد آورد؛ به طوري كه با صدور نامه اي خطاب به امام گفت: وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را كه در شكست های اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است كه برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.
 
اما در اين بين مسئولان تبلیغات جنگ كه خاتمي به عنوان وزير ارشاد در راس آنها بود نيز لب به سخن گشوده و عنوان كردند: از آنجا كه مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی بدست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.
 
به طوري كه از نامه خاتمي خطاب به امام اين گونه برمي آمد كه بسیجی‌ها و مردم به جبهه نمی‌روند و ما در جبهه نیرو كم داریم.
 
از سوي ديگر هاشمي كه رياست مجلس را بر عهده داشت نيز خطاب به امام عنوان كرد: دولت مهندس میرحسین موسوی اعلام کرده دیگر قادر به تدارک مالی نیست.
 
به تعبير ديگر وي كه نامه مسئولان نظامي و سياسي كشور را به امام رساند، وضع اقتصادی را بد جلوه داد و در مقابل، دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر کاری می‌خواهد، انجام دهد.
 
در چنین شرایطی، حضرت امام(ره) با مشورت مسئولان نظام و کارشناسان، مصلحت نظام اسلامی را در پذیرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس دیدند، اما اين موضع گیری به هیچ وجه با روحیات و انتظارات مردم ایران و بویژه رزمندگان هماهنگی نداشت و آنها انتظار چنین چرخش ناگهانی را نداشتند.
 
از همين منظر قبول قطعنامه از سوي امام به مثابه جام زهري بود كه برخي آن را به بنيانگذار انقلاب نوشاندند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار