کد خبر:۱۳۸۲۴۰
نگاهي به اوضاع ايران در جنگ جهاني اول؛
ایران تا آستانه یك دولت ورشكسته و وابسته پیش رفت
همزمان با جنگ جهاني اول اوضاعی آشفته، نابسامان، بغرنج و متزلزل، بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهارگسیخته قدرت های خارجی، ایران را تا آستانه یك دولت ورشكسته و وابسته پیش برده بود.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ جنگ جهاني اول در اروپا در 28 جولای 1914 مصادف با 6مرداد 1293 خورشیدی در حالي آغاز شد كه كشورهاي روس، فرانسه و انگليس به عنوان دول متفق و كشورهاي اتريش و آلمان به عنوان دول متحد وبا پيوستن عثماني، ايتاليا و جاپان به كشورهاي متخاصم وارد جنگي خانمانسوز شدند، به طوري كه وسعت و گستردگي اين جنگ كشورهاي آسياي را نيز تحت تاثير قرار داد.
شروع جنگ در شرايطي بود كه تنها هشت روز از تاجگذاري احمد شاه ميگذشت وايران به لحاظ برخورداري از موقعيت استراتژيك و شرايط ژئوپوليتيك، دور از اين معركه جهاني نماند و آسيب هاي جدي اقتصادي، سياسي و اجتماعي را متحمل شد.
اوضاعی آشفته، نابسامان، بغرنج و متزلزل، بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهارگسیخته قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یك دولت ورشكسته و وابسته پیش برده بود.
در آغاز جنگ قوای روس از دو سو به طرف پایتخت پیش میآمد، ترس از روسها و تبلیغات شدید آلمانها که با توزیع بیدریغ پول همراه بود احساسات مردم را به نفع آلمان و عثمانی برانگیخته و تنفر و نگرانی شدیدی نسبت به روسها و انگلیسها (که بیش از یک قرن باعث بدبختی ایران شده بودند) بوجود آورد اين در حالي بود كه ايران بيطرفي خود را به دول متخاصم اعلام كرده بود.
به دنبال آغاز جنگ عثمانيها به بهانه آنكه روسها آذربايجان را اشغال كردهاند، با ارائه يادداشتي به دولت ايران، نقض نكردن بيطرفي ایران را موكول به بيرون رفتن روسها از آذربايجان كردند اما تلاش دولتمردان ايران به منظور بيرون راندن روسها به نتيجه نرسيد و آنها به بهانه حفظ جان اتباع خود در ايران، نيروهاي خود را از آذربايجان و ساير نواحي اشغالي خارج نكردند.
از اين رو بيطرفي دولت ايران به هيچ وجه از سوي نيروهاي انگليسي و روسي مورد توجه قرار نگرفت و ايران نيز ناخواسته پا به معركه اي گذاشت كه حقيقتا در آن نيروهاي نظامي طراز اول اروپا در برابر هم قدم علم كرده بودند.
همين باعث شد كه بخش هاي شمالي و شمال غرب كشور از جمله شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي زير سلطه قشون روس و شهرهاي جنوبي همچون آبادان زير سلطه قشون انگليس كه از بحرين وارد خاك ايران شده بودند قرار گرفت.
قحطي و بحران اقتصادي در ايران
چنين شرايط بغرنجي باعث شد كه ايران گرفتار يك قحطي بزرگ شود به طوري كه براساس ادعاي برخي اسناد در سالهاي 1917 تا 1919 بین هشت تا ده میلیون نفر از جمعیت بیست میلیونی ایران یعنی ۴۰ درصد در اثر قحطی یا بیماریهای ناشی از سوءتغذیه از بین رفتند.
ريشه اين مشكلات عديده از آنجايي بود كه بخش مهمی از محصولات کشاورزی ایران صرف تأمین سور و سات ارتش بریتانیا شده و درنتیجه به کاهش شدید مواد غذایی در داخل ایران انجامید.
عجیبتر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد.
البته دراين بين در زمره بارزترين نوع مقاومت مردمي ايران مي توان به تكوين « كميته دفاع ملي» اشاره كرد كه توسط جمعي در قم شكل گرفت و شماري داوطلب در آن گرد هم آمدند اما روسها با نيروي تازه نفس خود به فرماندهي توانستند هسته مركزي مقاومت كميته دفاع ملي را درهم كوبيده و شهرهاي قم، اصفهان، همدان و كرمانشاه را در دست بگيرند.
در ميان اسناد، گزارشهاي بسياري از احتكار محصول و انبار كردن غلات توسط ملاكين ديده ميشود.
آنان حتي نيازهاي خود را با وجود انبارهاي غله احتكارشده از طريق بازار شهر تأمين ميكردند و به دليل سود بسيار سرشار خريد ارزاق عمومي نه تنها مالكان از فروش غلهي خود سرباز ميزدند بلكه تجار نيز دست به خريد مايحتاح عمومي زدند و آنان را براي ايجاد كمبود مصنوعي انبار كردند.
از سوي ديگر وضعيت اسفبار نان و ازدحام مردم بر در دكانهاي نانوائي تهران موجب گشت كه بنا به درخواست شاه علت اين كمبود بررسي شود و سرانجام نتيجه بررسي مأموران اين بود كه صاحبان ثروت اجناس را پيش از ورود به شهر ميخريدند و به جهت انبار كردن به لواسانات و ساوجبلاغ و قزوين ميفرستانداز اين رو تأثير ناگوار اين اعمال بر زندگي مردم و سودهاي سرشاري كه از اين طريق براي مالكان و تجار فراهم گرديد كاملاً آشكار بود.
در اين سال ها به علت كمبود مواد غذايي، خروج هر نوع جنس ارزاق از حومه تهران بدون اجازه كميسيون ارزاق و تصويب حكومت، ممنوع گرديد كه از آن جمله مي توان به ممنوع بودن خروج كالاهاي همچون روغن، كاكائو و شكلات؛ برنج، گندم، جو، ذرت، ارزن، قهوه؛ نشاسته؛آرد و جو و بلغور؛ ماكاروني و رشته؛ نان بيسكويت و شيريني از هر قبيل؛ پنير و كشك از هر نوع؛ مركبات و ميوهي تر و خشك از هر قبيل؛ شير و تخممرغ؛ سبزي از هر قبيل و هر نوع؛ عسل؛ گوشت، ماهي از هر قبيل بجز خاويار و ماهيهاي حرام؛ چاي، قند، شكر، نبات و غيره اشاره كرد.
در ولايات ديگر از جمله قم، عراق، و كاشان نيز همين نوع ممنوعيت اجرا شد و در نهايت كمبود غله موجب شد كه مردم از برنج بيشتر استفاده كنند و شايد از اين زمان بودكه اين محصول جزء غذاهاي اصلي مردم محسوب شد.
ناپيداري حاکمیت سياسي
از سوي ديگر در اين دوره شاهد بي ثباتي حاكميت سياسي كه نماد آن كابينهها به شمار ميآيند، بوديم. از سال 1285ش تا كودتاي 3 اسفند 1299، يعني در مقطع زماني كمتر از پانزده سال، قوه مجريه نظام سياسي پنجاه و يك مرتبه به نوعي دچار بحران شد. جالب است که در 33 مورد، عمر كابينهها كمتر از 100 روز بود.
حتي هنگام پایان جنگ جهاني اول تا كابينه كودتا (كابينه سياه سيدضياءالدين طباطبايي) يعني در خلال بيست و هشت ماه، كابينه وثوقالدوله دو مرتبه ترميم شد.
پس از آن مشيرالدوله به روي كار آمد و به دنبال آن سپهدار اعظم عهده دار تشكيل دولت شد كه پس از سه ماه كنارهگيري كرد و مجدداَ به اصرار احمدشاه، دولت ثانوي خود را تشكيل داد.
پر واضح است كه با اين همه نوسان و لرزش، حاكميت از تعادل سياسي برخوردار نبود. تغيير پي در پي نخستوزيران و سقوط زودهنگام و يا ترميم كابينههاي آنان اوضاعي را پديدار ساخت كه در آن حداكثر انتظار حفظ و صيانت « وضع موجود» بود .
ناتواني دولت مركزي
ضعف و سستي دولت مركزي در اين دوره در اشكال مختلف نمايان بود. در رخداد نقض بيطرفي و اشغال آشكار ايران از سوي روس و انگليس، دولت زمينگير شد و تقريباَ از عهده هيچ كاري برنميآمد.
اينكه توان ابراز واكنش وجود داشت يا خير، بحث دیگری است كه نيازمند تأمل و بررسي است، هرچند به گمان برخي از پژوهشگران و « به روايت بسياري از اسناد، حكومت مركزي دستنشانده و دستاموز قدرتهاي خارجي بوده است».
بیاعتنایی شاه و درباریان
اما در چنين شرايطي بدتر از هر مصیبت دیگ، مشاركت شاه و جمعي از حواريون او در احتكار مايحتاج عمومي بود كه نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال كشور از سوي اجانب داشت.
در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفيالممالك با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشكار و نهان انگليس و روس، با وضع برنامه اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود.
يكي از محتكران عمده غلات، احمدشاه ِ جوان بود كه تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيسالوزراي خود نيز نميداد و مقادير زیادی گندم و جو در انبارها ذخيره كرده بود.
شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار ميداشت « جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم».
پايان جنگ و فرصتي براي طرح خواسته هاي به حق ملت
در نهايت انقلاب روسيه كه در اكتوبر 1917م روي داد، صفحهاي نويي در تاريخ جنگ جهاني اول گشود.
پيامد پيروزي انقلاب بلشويكها در روسيه ، به خروج قواي آن كشور از ايران انجاميد واين امر موقعيتي مناسب و فرصتي استثنايي به منظور طرح خواستههاي به حق ملت در لغو معاهدات و تجديدنظر در قراردادهاي جاري را فراهم آورد و در نهايت زمان و شرايط عيني ابراز مخالفت گسترده و عريان با بيگانگان را پديدار كرد.
اما از سوي ديگرانگليسيها با برنامهريزي ويژه خود جاي خالي روسها را پر كرده و تلاش كردند تا خطر آلمانها و عثماني را بزرگ جلوه دادند و از اين رو، دست به مانور تبليغاتي گستردهاي بزنند تا به منظور جايگزيني نيروي نظامي خود در غياب قواي روس، دستاويز لازم را همراه داشته باشند.
نهايتا در شرايطي كه بخشهايي از مركز، غرب و به ويژه شمال كشور در معرض دگرگوني هايي بود در اواخر ماه محرم 1337ق، عثمانيها شرايط آتشبس را پذيرفتند و دولت آلمان در 11 نوامبر 1918م، آتش بس اعلام كرد و جنگ جهاني اول خاتمه يافت.
لینک کپی شد
گزارش خطا