حاشیه‌های تصویب قانون اساسی در مجلس خبرگان
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۲۴۱

حاشیه‌های تصویب قانون اساسی در مجلس خبرگان

دويدم توي كوچه، راننده شوكه شده بود، چند ثانيه بيشتر طول نكشيد، ديدم محافظش تير خورده و خونريزي دارد خودش هم از ناحيه گردن و مغز تير خورده بود، او را از ماشين بيرون كشيدم ديدم از بيني و دهانش خون بيرون زد، رنگش زرد شد و …
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مجلس خبرگان قانون اساسی، فراز و نشیب های متعددی داشت. گاهی بر سر افزودن یک بند، مشاجرات زیادی در می گرفت. گاهی گروه های ذینفع، برای حذف یک بند متحد می شدند و حتی در مسیر تصویب این قانون، یکی از نمایندگان مجلس خبرگان نیز ترور شد.

در ادامه و به عنوان نمونه، به موضع گیری ها و حواشی پیرامون چند شخصیت مهم در زمان تصویب اولیه قانون اساسی، اشاره خواهد شد:
 
ابوالحسن بنی صدر

اولین اختلاف در مورد اصل پنجم قانون اساسی بود که مربوط به اصل ولایت فقیه می شد و رهبر را در رأس هرم قدرت حکومت قرار داده و اختیارات گسترده ای را به او محول می کرد.

در نخستین جلسات مجلس خبرگان، بنی صدر گفت:« تمام روز نمایندگان صحبت از ولایت فقیه کردند و کسی نگفت فقیهی که می تواند ولی باشد کیست؟ کجاست آن فقیهی که بتواند جامعیت امام را داشته باشد؟... و اگر چنین شخصی نیست باید مجموعه متصدیان قوای حاکمه فقیه صاحب صلاحیت تلقی شود... شما می گویید بنای کار این است که ما یک بی اعتمادی مطلق به مردم و نمایندگان آنها داریم. این کار صحیح نیست... اگر فقط کسانی حق دارند در انتخابات شرکت بکنند که رهبر معرفی می کند، معنای این انتخابات یعنی انتخابات بی انتخابات. وقتی من بگویم ای مردم شما آزادید آن کسی را که من معرفی می کنم انتخاب کنید، این امر اسمش نه آزادی است و نه جمهوری».

بنی صدر در روزنامه انقلاب اسلامی نیز در این مورد چنین می گوید: «آن طوری که ما این اصل را می نویسیم قدم به قدم یک نوع استبداد را در قانون اساسی پیش می بریم». بنی صدر همچنین در مورد اصل 110 قانون اساسی در اجتماع مردم ورامین چنین می گوید: «... به اصل 110 که در مجلس خبرگان گفته می شود من رأی نداده ام باید بگویم که به شما دروغ گفته اند از 7 نفری که این اصل را نوشت یکی خود من بودم. بله یک بندی در این اصل هست  که بعد در مجلس به آن اضافه شد و من با آن بند موافق نبودم آن بند، همان بندی است که خود امام هم به آن عمل نکرد و آن این بود که تشخیص صلاحیت داوطلب ریاست جمهوری در دور اول با امام است و در دورهای بعد با شورای نگهبان، خوب حالا 124 نفر داوطلب شدند، اما شرعاً نمی تواند به همه صلاحیت بدهد. زیاد که بخواهد صلاحیت بدهند به 4 تا 5 نفر است چون مرجع است، مرجع هوایی که نیست. می گوید این آقا صالح است که سرنوشت مملکت دستش باشد. پس 120  تا را خط قرمز می کشند.

دنیا درباره این عمل چگونه قضاوت می کند؟ 120 تا که معلوم شدند و آنها که دائم کارشان استفاده از هر موقعیتی است به این عمل چه می گویند؟ می گویند آقایان، نوبر دموکراسی آوردند و رأی و رای گیری. از 124 تا همان سه چهار نفر که برایشان فرقی نداشت. رئیس جمهور بشوند آنرا گذاشت در لیست و بقیه را حذف کرد. با این کار همان استبداد آخوندی که می گفتند تمام دنیا را پر می کرد. اگر می آمد و همه را صلاحیت می داد و می گفت من همه را امضاء میکنم. هرچه پیش آمد عیبی ندارد شما نمی گفتید آقای امام در قرآن شرایط دارد شما چطور این کار را کردید. با این کار خودش از ولایت می افتاد.

من در مجلس گفتم آقا این کار را به عهده خود مردم بگذارید. خود امام در وقتش بیاید و بگوید من به این آدم رأی می دهم. در قانون اساسی شرط نگذارید ولی هرکس آزاد است داوطلب معین کند، مگر آزاد نیستیم بگوئیم ما به کی رأی می دهیم شما این آزادی را دارید امام ندارد؟ به جای این که بیایند این شرط را اینجا بگذارید، امام خودش بگوید من به کی رأی می دهم دیگران هم بروند داوطلب بشوند. مردم اگر دیدند مسلمان بودند و پیرو خط امام بودند رأی به منتخب امام می دهند. عملاً پس حق به جانب ما بوده است.»

عزت ا... سحابی

رئیس سابق گروهک ملی – مذهبی، در گفت و گویی، به طور تلویحی حق را به جانب گروه های تروریستی چون فرقان و منافقین داد و مدعی شد آنها چون حذف شده بودند و فضا بسته شد به ترور روی آوردند.

سحابی گفت: این اتفاقات به دنبال تشکیل مجلس خبرگان و تغییر قانون اساسی رخ داد چرا که بسیاری از فعالان دچار سرخوردگی شدند.

وی اذعان کرد: مرحوم بهشتی لیبرال هایی را که مقابل رادیکال ها و انقلابیون قرار داشتند، ضدانقلاب و طرفدار آمریکا می دانست.

سحابی در این مصاحبه با تحریف حقایق مدعی شد: ما سر بحث ولایت فقیه (اصل4) این بحث را نمی‌پذیرفتیم. همان زمان در مباحث شب هفت مرحوم طالقانی این بحث را که ولایت فقیه کشور را دوگانه می کند مطرح کردم و فردای آن روز خیلی از روحانیون در مجلس که از دوستان بودند مرا مورد بی مهری قرار دادند تا جایی که ترسیدم برایم مشکلی به وجود آید ولی مرحوم بهشتی- که در حال صحبت با جمعی از جوانان بودند و من از کنار ایشان رد می شدم- سریع به طرف من آمدند و با بنده ابراز همدردی کردند و گفتند بهتر است این دردها را در سینه نگاه دارید. مرحوم بهشتی نیز با این اصل موافق نبودند اما به من توصیه کردند الان شرایطی نیست بتوانیم این مباحث را مطرح کنیم!

ایراد این تهمت بزرگ به شهید مظلوم آیت الله بهشتی که در حیات خود نیز مغضوب منافقین قرار گرفت، در حالی است که شهید بهشتی از شاگردان و یاران پاکباخته حضرت امام خمینی و از نظریه پردازان و مدافعان اصلی «ولایت فقیه» در مجلس خبرگان قانون اساسی بود و جان خویش را نیز در راه دفاع منطقی و مستدل از جمهوری اسلامی و ولایت فقیه گذاشت.

یک نشانه روشنش هم این است که او مغضوب منافقینی قرار گرفت که همان ها اکنون هم در اردوگاه گروهک ملی- مذهبی و نهضت آزادی زیر پرچم آمریکا و انگلیس و اسرائیل هستند.
 
شهید آیت الله بهشتی (از زبان مسیح مهاجری)

در مجلس خبرگان قانون اساسی، غیر از اعضای دولت موقت و نهضت آزادی، عده ای هم گروه های غیر معتقد به اسلام و یا دارای گرایش های غربی و چپی بودند.

آن روزها کمونیست ها افراد برجسته و صاحب نظری که بتواند وارد مجلس خبرگان شود، نداشتند و چون ذاتاً هم اعتقادی به اسلام نداشتند، کسانی را پیدا کرده بودند که عقایدشان را بروز نداده بودند.

این ها گروهی بودند که به شدت با اصل ولایت فقیه مخالفت می کردند، از جمله مهندس مقدم مراغه ای که در این امر پی گیری زیادی داشت. جریان غالب در مجلس خبرگان، جریان معتقد به اسلام بود و اکثریت افراد، از میان فقها و روحانیون انتخاب شده بودند. اداره کنندگان مجلس هم که قطعاً به اصل ولایت فقیه اعتقاد داشتند.

رئيس مجلس به حسب ظاهر آقای منتظری بود، ولی در واقع شهید بهشتی مجلس خبرگان را اداره می کرد. او مدیریت بسیار عالی و بالایی را اعمال کرد، به طوری که مخالفین اصل ولایت فقیه نتوانستند کارشان را پیش ببرند، چون مرحوم بهشتی از لحاظ مدیریت و بیان و تسلط به مبانی فکری نحله های دیگر بی نظیر بود و با پاسخ های منطقی، مخالفین را سر جایشان می نشاند. تمام مکتوبات مجلس خبرگان نشان می دهند که مرحوم بهشتی حتی در یک مورد هم با پرخاش جواب کسی را نداده است. او بر اعصابش مسلط و متکی بر اصول بود و به همین دلیل، با وجود کارشکنی ها و اختلافات بسیار در اصول قانون اساسی و به ویژه اصل ولایت فقیه، مجلس خبرگان سرانجام درستی یافت و مدیریت مرحوم بهشتی باعث شد که همه چیز روال متعادل و قانونی خود را پیدا کند.
 
شهید دکتر حسن آیت

همسر شهيد دكتر آِيت كه در آخرين لحظات جان دادن آيت، سر او را در بغل داشته است مي گويد: «آن روز ساعت 6.30 صبح جلسه داشت مثل اين كه آن روز به من الهام شده بود كه حادثه اي پيش خواهد آمد. محسن (فرزندم) را بيدار كردم، محافظ هم در حياط قدم مي زد و ماشين را آماده مي كرد، قبل از اين كه از منزل خارج شود تلفن زنگ زد، گفتم امروز كمي دير برو، مجلس اكثريت پيدا كرده، خسته اي، مريضي، چند روزي مرخصي بگير، گفت: نه.

چند دقيقه به هفت مانده بود، معمولاً من بدرقه اش مي كردم ولي آن روز در آشپزخانه كار داشتم، با عجله به آشپزخانه رفتم، رفت توي حياط و سوار ماشين شد، از در خارج شدند، ناگهان صداي رگبار شنيدم رفتم بالاي تراس، ديدم خودش را انداخت پشت بشكه نفت، مرتب صداي رگبار مي آمد من هم فرياد مي كشيدم، دويدم توي كوچه، راننده شوكه شده بود، چند ثانيه بيشتر طول نكشيد همه ماجرا بين يكي دو دقيقه به هفت اتفاق افتاد، ديدم محافظش تير خورده و خونريزي دارد خودش هم از ناحيه گردن و مغز تير خورده بود، او را از ماشين بيرون كشيدم ديدم از بيني و دهانش خون بيرون زد، رنگش زرد شد و …»
پربازدیدترین آخرین اخبار