کد خبر:۱۳۹۳۵۲
بالاترين اعمال ماه مبارك رمضان- بخش دوم
علت بيتمركزي در فكر چيست؟
تمركز و توجه قلبي به «حقايق» و «اوامر و نواهي الهي»، با فراموشكاري، سهلانگاري جور درنميآيد و مولوي اين بيتمركزي فكر در آدمها را مانند كار يك موش دانسته كه دهتا سوراخ را ميشناسد و از اين سوراخ به آن سوراخ ميرود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ براي درك معني «وَرَع از محارم خدا» بايد معني «تفكر ديني» مشخص شود؛ تفكر ديني موضوعي است كه بين شيعيان جاري و حاكم بوده است، ولي اكنون از آن غافل شده ايم.
فكر ديني چيست؟
ابتدا بايد متوجه بود كه فكر ديني از فكر رياضي جداست؛ در علم رياضي محاسبه ميشود كه سنگيني يك ستون روي چه پايه و سطحي استوار شود تا فرو نريزد، اين نحوه فكر به بيرون از وجود انسان ربط دارد و رابطه ستون با زمين را از نظر نيروي مقاومت تعيين ميكند، در حالي كه فكر ديني در عين اينكه يك امر دروني است، ارتباط بين «عبد» و «رب» را تعيين ميكند.
فكر ديني تمركز و توجه بر روي حقايق عالم و اوامر و نواهي الهي را ميطلبد و با درس خواندن حاصل نميشود و حتي ابوذر بيسواد هم آن را دارد، امّا ابوسفيان باسواد ندارد.
علت بيتمركزي در فكر چيست؟
تمركز و توجه قلبي به «حقايق» و «اوامر و نواهي الهي»، با فراموشكاري، سهلانگاري، هر دمبه كاري و بيبند و باري جور درنميآيد؛ چرا كه تمركز يك حالت وحدت قلبي ميخواهد.
مولوي ميگويد: اين بيتمركزي فكرها و عدم توجه به حقايقِ موجود در آدمها، مثل كار يك موش است كه دهتا سوراخ را ميشناسد و از اين سوراخ به آن سوراخ ميرود و هميشه در سوراخهاي دنيا ميخواهد سر بكشد؛ يعني از مرز حس، پا را بيرون نميگذارد!
زان سبب جانش وطن ديد و قرار اين سوراخ دنيا موشوار
انساني كه فقط در دايره حس قرار دارد، همه حوزه زندگياش در محدوده كثرات دنيايي است و همه استعدادهايش را هم صرف آباد كردن همين دنيا ميكند و دنيا را وطن خود گرفته است، تا جايي كه اصلاً راه رهيدن از اين بدن برايش بسته شد و ديگر وَرع را نميشناسد تا بخواهد به آن بپردازد.
درگيري بيش از حد به مشغلههاي دنيايي، ورع را از بين ميبرد
بر عكس در تفكر ايماني، تمركز و سير بر روي حقايق عالي و «اوامر و نواهي الهي» است كه اين تمركز با فراموشكاري به جهت اشتغالات زندگي نميسازد.
اگر زندگيها طوري است كه افراد خود را خيلي در مشغلههاي دنيايي انداختهاند، بايد متوجه باشند كه تمركز مورد نياز زندگي ديني را نخواهند داشت، و در نتيجه ورع اساسي و كارساز را نيز بدست نميآوردند.
تفكّر واقعي يعني توجّه به حضور حق
ورع با تعمق ممكن است و نياز به يك نگهباني عميق و همهجانبة دروني دارد. امام صادق (ع) ميفرمايند: «تقوا يعني اينكه بتواني در يك خارستان با پيراهن عربي طوري راه بروي كه پيراهن تو به تيغها برخورد نكند»؛ يعني با تمام دقت و حواس جمع حركت كنيد!
همچنين اين نگهباني، نگهباني و توجّه نسبت به حكم خداست؛ يعني دائماً بايد متوجّه حكم خدا بود و اين در ابتدا بسيار مشكل است.
انسان بايد متوجّه خود خدا باشد تا بتواند متوجّة حكم خدا شده و بتواند بهواقع ورع داشته باشد و اگر ميخواهد متوجّة خود خدا باشد، بايد دائم تفكّر كند آن هم از نوع تفكّر ديني؛ يعني توجّه به حضور حضرت حق داشته باشد.
ريشه بيبندو باري و بيديني، بيفكري خاص است
كساني كه بيتقوا ميشوند در ابتدا بيفكر ميشوند؛ يعني ريشه بيبندو باري و بيديني، بيفكري خاص است و اين بيفكري، بيفكري كامپيوتري و رياضي نيست، بلكه فكرِ توجّه به حضور حضرت حق را ندارد.
انسان وقتي وارد چنين تفكر و تمركزي نشد، از جدّيت با خودش خارج ميشود و حتي اراده مقابله با فساد را هم ندارد و هيچ راهي هم ندارد، مگر اينكه بتواند روي دستورات خدا متمركز شود و توجّه به حضرت حق پيدا كند
پايهگذاري تمركز در سرزمين روزه
پاية اين نوع تمركز در ماه رمضان گزارده ميشود و اگر از ماه رمضان خوب استفاده نكنيم، تمركز مورد بحث تقريباً عملي نيست.
روزهداري، زمينهاي است كه اين ورع با تمركز و تفكّري كه روزه خودبهخود بوجود ميآورد، رشد ميكند و بهبار مينشيند. آنوقت ديگر نميگوييد معارف الهي و معارف اهلالبيت سخت است، بلكه لذت ميبريد كه از صرف كردن فكر برروي موضوعات سطحي آزاد شدهايد و روي موضوعات عالي و الهي متمركز هستيد.
گريز از تمركز، مبدأ بيورعي
از امامصادق (ع) داريم كه: امر ما، پيچيده به سختيها است و نميتواند تحمل كند آن را مگر كسي كه خداوند ايمان را در قلبش گزارده، «اِنَّ اَمْرُنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لا يَحْتَمِلُهُ اِلاّ مَنْ كَتَبَاللهُ فِي قَلْبِهِ الْاِيْمان». جامعهاي كه حال تفكّر و تمركز بر روي حقايق و اوامر و نواهي الهي را ندارد و از انديشههاي عميق گريزان است، به انحراف ميافتد؛ چرا كه گريز از تفكّر و تعمّق در مسائل ديني، مبدأ بيورعي و بيتقوايي است.
يك انسان غيرمتّقي، بيفكري خود را متوجّه نيست و حتّي اگر به او تذكّر دهي كه در تفكر صحيحي قرار نداري، بدش ميآيد و حتّي نميداند كه فكر اساسي كه عبارت باشد از فكرِ توجّه به حضور حق را ندارد.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا