قرائت دعای عرفه در تپه نورالشهدای شهرکرد+ فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، مردم شهید پرور شهرکرد روز عرفه در کنار قبور شهدای گمنام جمع شدند تا به یاد مولایشان در صحرای عرفات الهی العفو بخوانند.
شهرکرد، در آستانهی غروب عرفه، گویی از تپشِ تندِ روزمرگیها باز میایستد. وقتی خورشید آرامآرام پشتِ کوههای سربه فلک کشیدهی زاگرس پنهان میشود، انگار خودِ کوهها هم برای شنیدنِ نجواهای عاشقانه مردم، ساکتتر میشوند.
در این لحظات، وقتی دستهای مردم شهرکرد به سمت آسمان بلند میشود، انگار تمامِ آن سرمایِ نجیبِ همیشگی در دلها جای خودش را به گرمایِ یک طلبِ بیپایان میدهد. صحنِ گلزار شهدا یا مساجد شهر، حالا دیگر فقط مکانی برای نیایش نیست؛ معبری است که از زمین تا عرش کشیده شده.
صدایِ «یا رب» گفتنهایشان، لرزشی در دلِ شهر میاندازد که بویِ خلوص میدهد. نگاههای خیسِ پیرمردی که دست بر شانه عصایش دارد، در کنارِ جوانی که چشمانش را به افقِ روشنِ بخشش دوخته، روایتی از یک پیوندِ عمیق است. مردم شهرکرد، در این روز، انگار کولهبارِ تمامِ دلتنگیهای یکسالهشان را در ضریحِ دعای عرفه میگذارند.
در دعای عرفه، شهرکرد نه فقط با جغرافیا، که با «دعا» تعریف میشود. نسیمی که در این ساعت در شهر میپیچد، حاملِ دعاهایی است که از دیوارههای سنگیِ خانهها عبور کرده و به آستانِ ملکوت رسیده است. در آن لحظهیِ غروب، وقتی «الحَمْدُ للهِِ الَّذی لَیْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ» در فضای شهر طنینانداز میشود، گویی تمامِ دغدغههای مردمِ این دیار، در برابرِ عظمتِ بیانتهایِ خدا، کوچک و کوچکتر میشود و تنها چیزی که باقی میماند، سکوتِ رضایت و آرامشِ نیایش است.
شهرکرد در عصر عرفه، شهرِ رویاهایِ گرهخورده با استجابت است؛ جایی که مردمش، در بلندایِ زاگرس، به خدا نزدیکتر از همیشه، دلهایشان را به زلالِ مغفرت میسپارند.