کد خبر:۱۴۶۰۸۵
آسيب شناسي جنبش دانشجويي بعد از انقلاب- 3
شمسي پور: سرانجام اعتراضات صنفي دانشجويي در دوران اصلاحات توهين به مقدسات بود
مسئول سياسي سابق بسيج دانشجويي دانشگاه تهران با بيان اينكه فضاي دانشگاهها در دوران اصلاحات بسيار ملتهب بود، گفت: كوچكترين اعتراض صنفي در آن زمان به توهين به مقدسات منجر ميشد.
جنبش دانشجویی در ايران طي سال هاي فعاليت خود با فراز و فرودهايي مواجه بوده است آغاز، شكل گيري و حركت اين جنبش در محافل دانشگاهي از زواياي مختلفي قابل بررسي است «خبرگزاري دانشجو» سير فعاليت و آسيب شناسي جنبش دانشجويي را از نگاه فعالين دانشجويي سابق طي چند گفتوگو بررسي كرده است.
آنچه در ادامه مي خوانيد حاصل گفتوگوي اين خبرگزاري با علي شمسي پور از فعالين دانشجويي دانشگاه تهران طي سال هاي 75 و 80 است. وي كه مدتي مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران بوده است در خصوص اين سال ها با «خبرگزاري دانشجو» به گفتوگو پرداخت.
سوال: براي شروع بحث كمي از خودتان بگوييد چه سالي وارد فعاليت هاي دانشجويي شديد و عضو چه تشكلي بوديد؟
اوايل سال 75 وارد دانشگاه تهران شدم از همان ابتدا علاقه مند به كارهاي سياسي بودم و پي گير مسائل و جريانات سياسي چه در سطح جامعه و چه در دانشگاه، از همان ابتدا وارد بسيج دانشجويي شدم ابتدا عضو معمولي بسيج دانشجويي بودم و آخرين جايي هم كه فعاليت كردم معاونت سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران بود.
دوران تحصيلم كمي طول كشيد، مقطع كارشناسي را در سال 75 شروع كردم، سال 80 تا 82 مقطع كارشناسي ارشد و هم اكنون دانشجوي دكترا و ترم 2 هستم به دليل همين مسئله سه دوره رياست جمهوري، اواخر دوره آقاي هاشمي، كل دوران آقاي خاتمي و دوران رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد تا هم اكنون را تجربه كرده ام.
سوال: كمي از دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاي و فضاي محيط دانشجويي به خصوص حال و هواي دانشگاه تهران در آن زمان بگوييد؟
زمان ورود من به دانشگاه مقارن بود با سال آخر رياست جمهوري هاشمي يادم هست فضا از نظر فعاليت هاي سياسي و حتي صنفي، فضاي بسته اي بود.
تجمعات و اعتراضات بيشتر صنفي بود. معمولا كار سياسي انجام نمي شد كه يا به دليل ترس بود يا بي انگيزگي دانشجويان، اگر خاطرتان باشد تا قبل از دوران رياست جمهوري خاتمي روزنامه مخالف با دولت در كشور وجود نداشت يك هفته نامه اي به نام «پيام دانشجو» كه بعدا نشريه ضد انقلاب شد. آن موقع حضرت آقا را به نام امام خامنه اي نام بردند من چند بار اين نشريه را ديدم. ديگري هفته نامه «صبح» بود كه يك مقداري مخالف دولت و عملكرد ان موضع گيري مي كردند. روزنامه رسالت نيز تنها روزنامه مخالف دولت در آن هنگام به شمار مي رفت. فضاي دانشجويي در رخوت كامل بود و هيچ كس جرات اعتراض و يا اظهار نظر سياسي نداشت.
سوال: خاطره اي از آن دوران در ذهنتان مانده كه عنوان كنيد؟
يادم هست در آن زمان آقاي سروش به دعوت از انجمن اسلامي دانشگاه تهران سخنراني داشتند كه در حين سخنراني او، بچه هاي ارزشي و سكولار دانشگاه با هم درگير شدند و فضا به تشنج كشيده شد يك درگيري خيلي شديدي ايجاد شد، البته بيشتر درگيري ها و اعتراضات درفضاي دانشگاه بعد از انتخابات دوم خرداد 76 رخ داد.
سوال: كمي از فضاي دانشگاه ها در ايام انتخابات رياست جمهوري خاتمي در سال 76 بگوييد؟
پيروزي خاتمي در فضاي دانشگاهي خيلي چشم گير بود، فضاي دانشگاه در آن ايام كاملا دو قطبي شده بود از طرفي عموم تشكل ها و دانشجويان ارزشي طرفدار آقاي ناطق نوري بودند و جريان دانشجويي مقابل نيز كاملا از انتخابات آقاي خاتمي دفاع مي كرد. فعاليت ها و حمايت هاي انتخاباتي خيلي جدي در دانشگاه مطرح شد، شخصيت هاي مختلف دعوت مي شدند و كلا فضاي دانشگاه بعد از تعطيلات عيد سال 76 كاملا انتخاباتي بود، سر سراهاي همه دانشكده ها مملو از دانشجوياني بود كه با هم بحث و گفت و گو مي كردند.
سوال: به عنوان دانشجويي كه آن زمان فعاليت مي كرديد دلايل پيروزي آقاي خاتمي را چه مي دانستيد؟
يكي از مهمترين دلايل آن نارضايتي مردم از دولت بود كه هم شامل مسئله اقتصادي بود و هم فضاي بسته سياسي. در تبليغات انتخاباتي آن زمان به خصوص در فضاي دانشگاه ها رقيب جدي آقاي خاتمي ادامه دهنده راه آقاي هاشمي عنوان شد و شايد واقعيت هم همين بود از طرفي ديگر خود آقاي خاتمي در اين مسئله نمايش منافقانه داشت يعني، آن چيزي كه در كنج وجودش بود را ابراز نكرد و شخصيت ديگري از خود به جامعه نشان داد.
يكي از شعارهاي آن زمان براي تبليغات «درود بر سه سيد فاطمي خميني و خامنه اي، خاتمي» بود و اينكه ايشان از مسئله سيادتش استفاده كرد. البته اصلاح طلبان در خرداد 88 هم اين سياست را اعمال كردند كه به بن بست خورد، خاتمي اول خيلي حرف هاي انقلابي مي زد و بعضا حرف هاي عدالتخواهانه، تاكيد خاصي روي خط امام داشت و آن به اين دليل بود كه حمايت هاي مالي فوق العاده اي كه هيچ وقت مشخص نشد از چه منابعي تامين مي شد، پشت ايشان قرار داشت.
سوال: چه تشكل هاي دانشجويي آن زمان در دانشگاه فعاليت مي كردند؟
يكي از تشكل هاي مطرح آن زمان انجمن اسلامي بود كه عموما در دست بچه هاي خوبي بود ولي با يك سري اتفاقات شكاف هايي ايجاد شد. آن موقع هنوز بسيج دانشجويي به اين صورت منسجم و سازمان يافته تشكيل نشده بود و در دانشگاه تهران زير پله اي به عنوان دفتر بسيج دانشجويي به شمار مي رفت، كم كم در دانشكده هاي ديگر سرايت كرد.
بعد از خرداد 79 بود كه تاثيرگذاري بسيج دانشجوي در دانشگاه و فضاي دانشگاهي بسيار تعيين كننده شد و توانست نيروهاي مختلفي را در دانشگاه جذب كند و برخي از شخصيت ها كه امروز در كشور مسئوليتي دارند در اين زمينه فعاليت داشتند. جامعه اسلامي دانشجويان نيز از جمله تشكل هاي دانشجويي بود كه آن زمان فعاليت مي كرد ولي كلاً جامعه اسلامي چندان نتوانست به عنوان يك تشكلي كه عمومي و فراگير باشد، فعاليت كند.
يادم هست در همان حول و حوش و همان وقتها بود كه آقاي الله كرم به همراه تعدادي از دوستانشان كه آن زمان دانشجوي دكترا بودند تشكلي را به اسم مجمع دانشجويان حزب الله پايه گذاري كردند كه چندان در دانشگاه هاي مختلف پا نگرفت البته غير از دانشگاه علم و صنعت كه الان هم هنوز رگههاي از آن باقي است.
سوال: به نام برخي از افراد و شخصيت هاي سياسي كه زماني عضو تشكل هاي دانشجويي مثل بسيج ، انجمن اسلامي و جامعه بودند، اشاره مي كنيد؟
آقاي سيد نظام الدين موسوي، مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران به شدت فعال و خوش فكر بودند. آقاي دكتر زاكاني به شدت فعال بود، ايشان دانشجوي پزشكي بودند، دكتر حجازي، كه در دانشگاه قم هيئت علمي هستند.
در تشكل جامعه اسلامي مي توان به حضور پسر آقاي مهندس نبوي، دكتر سيد محمد صالح جعفري، پسر شهيد جعفري از شهداي بزرگوار كرمانشاه اشاره كرد. از انجمن اسلامي هم آقاي حجتي بعداً به حزب اعتماد ملي پيوست و در انتخابات 82 در دار و دسته كروبي بود ولي براي موسوي تبليغ مي كرد. پسران شهيد معتمدي و علي افشاري كه نقششان را در كوي دانشگاه ديديم، بودند.
سوال: فضاي دانشگاه بعد از پيروزي خاتمي در انتخابات چگونه شد؟
آقاي خاتمي بعد از پيروزي در انتخابات يك سري آزاديهايي را به كل جامعه داد كه شايد جامعه دانشجويي يا جامعه ايران ظرفيتش را هنوز نداشت، ناگهان تعداد زيادي روزنامه وارد فضاي سياسي كشور شد و شاهد سيلي از اخبار و تحليلهاي مختلف از سوي اين جريانات بوديم و كار رسيد به هجمه عليه انقلاب، نظام و حتي مباني اسلامي قرآن و معصومين، در همين روزنامهها، كم كم مشخص شد اين آزادي سياسي كه دوستان دارند از آن نام مي برند چيز ديگري است و نيت آنها خير نبود.
بعد شروع كردند به فتح سنگر به سنگر نظام و دانه دانه رفتند جلو حركت آنها نشان مي داد يك برنامه ريزي خيلي كامل پشت همه اين اقدامات است. دانشگاه ها را پر كردند از اساتيد ليبرال و تا جايي كه توانستند نيروهايي كه تقيد چنداني به نظام و انقلاب نداشتند را به صورت كاملا رابطه اي و غير قانوني وارد فضاي علمي كشور كردند مثلا ورود آقاي كديور به دانشگاه تربيت مدرس كاملا غير قانوني انجام شد تا جايي كه من اطلاع دارم ايشان در زندان بودند پايان نامه خود را همان در زندان نوشت و دفاع كرد، چون مقاله اي نداشت و از طرفي بايد عضو هيئت علمي دانشگاه مي شد، لازم بود يك مقاله علمي پژوهشي داشته باشد براي او اين مقاله را تهيه كردند و كاملا از بالا به پايين و دستوري ايشان عضو هيئت علمي شد.
يكي از خيانت هاي بزرگ اصلاحات ورود افراد غير متخصص و متعهد به فضاي دانشگاه بود البته بعد ها توانستند مجلس، رياست جمهوري و خيلي جاهاي ديگر را تصرف و زمينه را براي يك سري تغييرات اساسي فراهم كنند. فضاي دانشگاه آن زمان بسيار ملتهب بود و هر از گاهي شاهد برگزاري تجمعات صنفي كه نهايتا به توهين به تمام مقدسات منجر مي شد، بوديم.
سوال: خاطره اي از آن تجمعات و اعتراضات در خاطرتان مانده كه نقل كنيد؟
يك اتفاقي كه در دانشگاه تهران رخ داد و نقطه عطفي براي شناخت نگاه و فكر جريان دوم خرداد در تاريخ اصلاحات بود و به همه مردم و مسئولان ماهيت اصلي و تصوير واقعي رئيس جمهور وقت را كه پشت لبخندهاي او پنهان شده بود، نشان داد، جشن سالگرد انتخاب ايشان در دانشگاه تهران در خرداد 77 بود، كلاس هاي درس دانشگاه تعطيل شده بود تمام صحن نماز جمعه دانشگاه تهران پر شده بود از افرادي كه اصلا دانشجو نبودند ضمنا روز شهادت حضرت زهرا (س) بود.
در اين مراسم شعارهايي عليه آيت الله يزدي، رئيس وقت قوه قضاييه و لاريجاني، رئيس وقت صدا و سيما سر داده شد و از عبدالله نوري و مهاجراني وزراي وقت كشور و ارشاد حمايت شد.
سخنان رئيس جمهوري وقت در مورد ديدگاه هاي ايشان و اصلاحات در زمينه آزادي با بازتاب هاي فراواني از سوي رسانه هاي كشور و رسانه هاي بيگانه رو برو شد، فرازي كه خيلي روشن و شفاف ديگاه ايشان را در مورد آزادي بيان مي كرد اين بود كه اگر دين هم مقابل آزادي قرار بگيرد شكست خواهد خورد و در روز شهادت حضرت زهرا شاهد سوت و كف طرفداران وي بوديم كه آغازگر درگيري ها و التهابات در دانشگاه شد.
سوال: باز هم در دانشگاه شاهد چنين تجمعات و درگيري هايي در دوران دانشجويي خود در زمان خاتمي بوديد؟
بله البته بيشتر اواخر دور اول خاتمي اين اتفاق افتاد. از سال 77 به بعد التهابات در دانشگاه ها به درگيري هاي فيزيكي نيز منجر مي شد. گاهي اوقات تجمعات ضد انقلابي با مجوز مسئولان دانشگاه تشكيل مي شد و در آن شديد الحن ترين سخنراني هاي ضد انقلاب مطرح مي شد و اسم اين را گذاشته بودند آزادي. بعد از مدتي اين تجمعات بيشتر به سمت تخريب شوراي نگهبان رفت.
يادم هست آن ايام يك تجمع برگزار كردند در مقابل سردر اصلي دانشگاه تهران در اعتراض به رد صلاحيتهاي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس، قسمت بيروني سردر طرفداران دوم خرداد بودند و سمت ديگر هم دانشجويان حزب اللهي و ارزشي، درگيري سنگيني آنجا اتفاق افتاد و در يك لحظه همه چيز به هم ريخت.
سوال: واكنش و عملكرد تشكل هاي دانشجويي ارزشي در اين شرايط چگونه بود؟
به دليل اينكه فضاي مديريتي دانشگاه و جامعه در دست گروه دوم خرداد بود تشكل هاي ارزشي در انفعال به سر مي بردند اما بعد از اتفاقات 18 تير 78 بود كه كم كم تشكلهاي ارزشي فعاليتهاي متحد و مستمري انجام دادند كه در زمينه آگاهي بخشي در فضاي دانشگاه موثر بود.
البته تا قبل از آن هم كار انجام مي شد ولي در مقابل گروه هاي طرفدار اصلاح طلب كه از طريق قدرت، اعمال نفوذ و با استفاده از آدمهايي كه در اختيار داشتند به خط دهي در دانشگاه ها مي پرداختند، ديده نمي شد به همين دليل دو سه سال اول يك مقدار رخوت در بدنه تشكل هاي ارزشي ايجاد شده بود كه بيشتر ناشي از سردرگمي و نداشتن برنامه بود كه به مرور بهتر شد. البته اول دانشجويان به خصوص در دانشگاه تهران احساس مي كردند موضوع فقط اختلاف سليقه است اما بعد كلا رويكردها كاملاً متفاوت شد؛ زيرا همه متوجه شدند بحث فراتر از اختلاف سليقه است و ماهيت و مباني نظام توسط اين افراد مورد اتهام قرار مي گيرد.
الان به يك عدهاي مي گويند جريان انحرافي اين چند نفر نهايتاً در هر استان 4 نفر آرم داشته باشند و درست است فكر، فكر خطرناكي است اما جريان انحرافي نمي شود، آقايون كل دانشگاهها و دولت را گرفته بودند، دو قوه مهم را كه دولت و مجلس هست گرفته بودند، حداقل 300 الي 400 آدم متفكر پاكار قوي تربيت شده داشتند و داشتند مملكت را كاملاً به بي راهه مي بردند. و تنها كسي كه هم جلوي اينها را گرفت خود شخص رهبري بود كه هزينه داد از شخص خودش و به تبعش امت حزب الله انقلابيون، كساني كه براي اين انقلاب حاضر بودند كه هزينه كنند و گرنه اينها كه چيزي نيستند خيلي من تعجب مي كنم كه به اينها مي گويند جريان انحرافي.وقتي مي بينم اسم جريان انحرافي را براي اينها گذاشتند مي بينم واقعاً اين عنوان به اصلاح طلبها مي خورد ،ممكن است چند تا آدم منحرف باشند در اين گروه باشد هدفي كه ان زمان براي نظام تعريف شده بود به نابودي كشاندن كل نظام و انحراف آن از ارزشهاي اصلي بود.
سوال: در سال 78 يك اتفاق و حادثه مهمي فضاي دانشگاه را جريحه دار كرد و قلب رهبر انقلاب را به تعبير خودشان به درد آورد و آن هم حادثه 18 تير 78 بود شما به عنوان دانشجوي دانشگاه تهران كه قطعا در جريان اين حادثه قرار گرفتيد شرحي از اين واقعه را بيان مي فرماييد؟
تعريف من از واقعه 18 تير به هم رسيدن دو لبه قيچي به يكديگر بود، برنامه ريزي اصلاح طلبها براي ايجاد آشوب و بعد از آن هم ماهيگيري. قتلهاي زنجيرهاي از آن دست التهاباتي بود كه با هدف تخريب ارگان هاي نظام به وجود آمد و افكار عمومي آخرش هم نفهميد چه بود و چه شد.
البته كليت مسئله كه حضرت آقا فرمودند به نظر من اين قضيه از آمريكا و اسرائيل آب مي خورد را همه متوجه شدند ولي اينكه چه كسي اينها را كشت، اينها كدام طرفي بودند مشخص است كه فكر، فكر آمريكايي بود. الان عدهاي از دوستان هستند كه آقاي سعيد امامي را به عنوان شهيد خطاب مي كنند من سخنرانيهايي از سعيد امامي شنيدم كه به نظرم آمد ايشان يك آدم حزب اللهي و كاملاً انقلابي، كاملاً متدين و پايبند به اصول و موازين شرعي بسيار هوشمند بودند و طبق آن چيزي كه من از ايشان شنيدم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰