کد خبر:۱۴۹۵۸۴
فروش ميوه در طلا فروشيها
سوال قليدونخاني/ چشم شهرداري تهران پياز و سكه طلا ميچيند
ما شهرداريچي هستيم و براي همه تعيين تكليف ميكنيم و روزنامه همشهري و تهران امروز وكلي نشريه داريم و هزار مدل سايت جورواجور داريم و «شفاف» حرف ميزنيم و اصلاً با اين اوضاع ما با وجود پياز در كنار ديزيهايمان، امنيت نداريم كه نداريم....!
قليدونخان - «خبرگزاري دانشجو»؛ ما كه قليدون خان هستيم از همينجا در پشت مانيتورمان براي عموم ساكنين اين مملكت تعيين تكليف كردهايم كه يكي از ضربالمثلها كهنه شده و از اين بهبعد شما بايد از ضربالمثل جانشين استفاده كنيد!
درست بگوييم
نگوييم:
فلاني(مثلاً همان مسئولي كه پولهاي شهرداري را برده و سكه خريداري فرموده بود) چشمانش آلبالو گيلاس ميچسينه!
بگوييم:
فلاني(مثلاً همان مسئولي كه پولهاي شهرداري را برده و سكه خريداري فرموده بود) چشمانش پياز و طلا ميچينه!
فلاني(مثلاً همان مسئولي كه پولهاي شهرداري را برده و سكه خريداري فرموده بود) چشمانش پياز و طلا ميچينه!
ما كه قليدونخان هستيم براي اين ابلاغيه مان يك دليلي داريم كه خيلي جالب توجه بوده و يقيناً ببراي همگان خواندني و جذاب و خندهآور و خيلي آموزنده بوده، حتي براي آنها كه پرونده 3000000000000 تومني دارند پيش جناب قاضيالقضات شهر!
ماجرا از اين قرار است كه مدير ميوه و ترهبار شهرداري تهران، فرمايش فرموده است كه پيازهاي كشتشده در اطراف پالايشگاه تهران،شديداً آلوده به سرب و اينجور «چيز»ها بوده و بدجوري مضر هستند و وزارت جهاد كشاورزي بايد چنين و چنان كند و ما شهرداريچي هستيم و براي همه تعيين تكليف ميكنيم و روزنامه همشهري و تهران امروز وكلي نشريه داريم و هزار مدل سايت جورواجور داريم و «شفاف» حرف ميزنيم و اصلاً با اين اوضاع ما با وجود پياز در كنار ديزيهايمان، امنيت نداريم كه نداريم كه نداريم و خلاصه آبگوشتمان زهرمار ميشود و كلي از اين حرفها . . .
بيت نامرتبط:
طلا من كه ندارم كه ندارم كه ندارم
پيازم كه ندارم كه ندارم كه دارم
از آن طرف گويا مسئولان وزارت جهاد فرمايشات فرموده اند كه اصولاً 10 سالي ميشود كه در آن حوالي از كشت پياز خبري نيست و آن پيازها را لولو برد و اصلاً شما حالتان چطور است و احوالاتتان خوب است انشاالله؟ اعتبارات گم شده مترو رسيد؟ واگن هايش تحويل شد؟ اوضاع به راه است؟ و يك سري «چيز»هاي ديگر!
و اما فرمايش قليدونخاني
اخيراً ما بهعنوان قليدونخان اين مملكت خبردار شديم كه يك شركتي كه وابسته به جناب شهرداري تهران بوده است،پولهاي پيمانكاتر جماعت را گروه نگه داشته و رفته در بازار زرگرها و سكه طلا خريده تا پولشان زياد شود و مازاد پول خرج تبليغات ساخت تونل توحيد و غذاهاي اشرافي برج ميلاد و خدمتهاي صادقانه بيشمار ديگر شود تا بر ميزان فهم رعيت افزوده شود!
خلاصه ما وقتي شنود كرديم كه يك بندهخدايي وابسته به همان دم و دستگاه شهرداري تهران، پيازهاي 10 سال قبل را هماكنون اطراف پالايشگاه مشاهده كرده است،گفتيم حُكماً اين بنده خدا به نيابت از آقاي شهرداري زده است توي كار خريد و احتكار و حبابسازي در بازار پياز كشور تا هم براي جامعه خود فردي مفيد باشد هم بخشي از هزينه تبليغات انتخاباتي(ببخشيد آگهي اطلاعرساني خدمات صادقانه) شهرداري تهران را در آورد! لذا بس كه به پياز فكر كرده است، هر جا مي رود پياز ميبيند!
يك احتمالي هم اين وسط هست كه طلاهاي خوراكي برج ميلاد، (همانهايي كه قرار بود به خورد خلقا.. داده شود به قيمت آنچناني و لابد فقر را هم ريشه كن كند تا ديگر كسي نان نسيه نخرد و شهرداري محترم هِي روز و شب و نصفه شب و وقت و بيوقت مجبور نشود غصه بخورد) از دل همين مزرعه هاي پياز سبز شده باشد و چون مثل بُته از زمين سبز شده بوده است، كسي زحمت سوال از علماي دين در مورد حلال يا حرام بودن خوردن طلا سوال كند.
حالا بهنظر شما اگر شهرداري علاوه بر كار سكه بزند توي كار پياز چه اتفاقي ميافتد؟ نگران نشويد! آسمان به زمين نميآيد؛ فقط ممكن است عنصر پياز علاوه بر درج جاي طلا در جدول عناصر شيميايي «مندليُف» درج و زين پس به جاي كالاي نامأنوس «طلا»، عنصر آشناي «پياز» در محل طلافروشيهاي سابق به مشتريان محترم و غيره! عرضه شود.
البته ما بهعنوان قليدونخان به آقاي شهرداري تهران حق مي دهيم كه لشكر سايتها و روزنامهها و نشريات و باقي رسانه هاي جورواجور خودش از جمله راديو تهران را ببرد در محل پيازكاريها تا عكس و خبر و تشكيلات تهيه كند و اثبات فرمايد كه اطراف پالايشگاه تهران، فقط و فقط پياز ميكارند و لاغير!!! اينگونه است كه منتظريم تا يك جوابي چيزي به ما برسد از ايشان. البته ما اميدواريم تا بيان ادله و شواهد و قرائن، ايشان از پربالمثل فلاني چشمش پياز و طلا ميچينه استفاده كند تا بعد ببينيم چه ميشود!!!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰