حضور سیاسیون در عرصه مدیریت ورزشی؛ تهدید یا فرصت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۹۶۹۰

حضور سیاسیون در عرصه مدیریت ورزشی؛ تهدید یا فرصت

ورزش كشور امروز بيش از آنكه به سمت همگاني شدن پيش برود به سكوي پرشي براي سياسيون تبديل شده است.
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ یکی از موضوعاتی که در زمینه ورزش زیاد بحث برانگیز است، حضور افراد سیاسی در راس مدیریت کلان ورزش، فدراسیون ها و باشگاه ها می باشد که پس از آغاز به كار وزارت ورزش و جوانان اين موضوع در ورزش كشور پررنگتر از گذشته شده است.

قبل از اینکه بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم که حضور افراد سیاسی در عرصه ورزش درست است یا غلط ، بایستی مسئله «هدف از ورزش» را شفاف کنیم و همچنین ماموریت سازمان های مرتبط با آن را بدانیم و بعد بگوییم چه کسانی برای مدیریت آن مناسب هستند.

هدف از ورزش بالا بردن قدرت جسمانی، ایجاد نشاط، انگیزه و بالا بردن ورزیدگی در افراد می باشد و کارکردهای دیگری مانند افزایش روحیه کار جمعی و بالا بردن سطح مهارت و آموزش پذیری نیز از کارکردهای ديگر آن است و از گذرگاه آن جامعه از انواع آسیب های جسمانی و روانی دور می شود.

مطالعات ثابت کرده است که افرادی که فعالیت منظم ورزشی دارند ورزیده ترند و بهتر به امور کاری و حتی علمی می رسند؛ پس همه افراد جامعه به ورزش نیازمندند و بایستی سیاست های ورزشی جامعه به سمت توسعه ورزش همگانی پیش برود.

همچنين در عرصه مدیریت ورزشی می بایستی رویکردهاي همگان به سمت ورزش باشد ولی متاسفانه روحیه حاکم بر ورزش كشور ما اینگونه نیست بلکه به سمت انحصارگرایی در امر ورزش می باشد.

افرادی هستند که طرز تفکرشان از مدیریت ورزشی فقط تربیت ورزشکاران حرفه ای و تشکیل تیم های ورزشی، برگزاری و شرکت در مسابقات و در نهایت اعزام بازیکنان به مسابقات و کسب مدال و جام و عنوان می باشد و ملاک یک مدیر موفق را نائل شدن هرچه بیشتر مجموعه اش به این عناوین می دانند و چون منافع آنها در گرو آن است و خود یا بازیکن یا مربی و امثالهم هستند، برطبل آن می کوبند و این تفکر را ترویج می دهند؛ بدون اینکه توجه داشته باشند چه تعدادی در برنامه های ورزشی شرکت دارند و ورزش می کنند و سلامتی جسمانی و روانی را ملاک قرار دهند.

با اين شرايط اگر ما بخواهیم به اهدافی که ضروری است برسیم بایستی مدیرانی سر کار باشند که به این نکات توجه داشته باشند و فقط به فکر کسب رتبه و مقام و همچنین به وسیله ی آن کسب منافع مادی مانند ثروت، شهرت و محبوبیت کاذب نباشند.

در بسیاری از پست ها و در زمان های مختلف افرادی از جامعه ورزشکاران و قهرمانان ورزشی به مسئولیت رسیده اند و دیدگاهی را که برشمردیم، داشته اند و دنبال کرده اند و خیلی از سیاسیونی که ورزش را وسیله ای برای رسیدن به منافع خود دانستند و تب کسب مدال و مقام برای نشان دادن خود، آنها را فراگرفت و چون توجه به ورزش همگانی در دید و نظرها جایگاهی ندارد، آن را نادیده گرفتند و اهمیت کمتری بدان دادند.

نتیجه این شد که در زمینه سلامتی جسمانی و روانی جامعه کار نشد و اصول اخلاقی نیز کمرنگتر گرديد و متاسفانه وضع چنین شد که به جای اینکه ورزشکاران و قهرمانان ورزشی افرادي وارسته، دردمند و خادم جامعه بشوند و مرام پهلوانی داشته و سوق دهنده جوانان به ورزش باشند، به افرادی متوقع و جاه طلب تبدیل شدند؛ افرادی که دریافت دستمزدهای چندصد میلیونی و حتی میلیاردی را حق خود می دانند.

افرادی که حاضرند مردم شهرها و روستاهای کشورشان از حداقل های امکانات ورزشی محروم باشند ولی حقوق چند صد میلیونی شان به موقع داده شود و اگر مسئولی به فکر زیر ساخت های ورزشی باشد و بدان ها باج ندهد او را کم کار، بی تدبیر  و نا لايق می خوانند و در حذف او کوشش می کنند و در روزنامه ها و رسانه ها او را تخریب می کنند.

در چنين شرايطي مدیران بی اراده نیز مجبور می شوند به خواسته های آنان تن دهند و گرنه سمت خود را از دست می دهند و مجبور هستند حتی اگر ارزش های اسلامی را آن ورزشکاران زیر پا بگذارند خاموش بمانند و از برخورد با آنها بپرهیزند.

لذا ضروری به نظر می رسد افرادی در راس کرسی مدیریت ورزشی قرار گیرند که اولا دغدغه فرهنگی داشته و آگاه به موازین شرعی و همچنین مهندسی فرهنگی اسلامی باشند و سپس از مسائل ورزشی نیز مطلع بوده و توانایی مدیریت فعالیت های ورزشی را داشته باشند و اینکه علاوه بر داشتن شجاعت لازم از هیاهوها نهراسند.

حال این فرد یک قهرمان وارسته ورزشی باشد یا اینکه یک مدیر متعهد توانمند و آگاه به مسائل ورزشی، مهم این است که ضوابط انتخاب مدیران ورزشی رابطه بازی، اسم و رسم نباشد و برای نیل به اهداف مقدس نظام جمهوری اسلامی افراد توانمند و متعهد را برگزینیم و از دولت خدمتگذار و ارزشی نیز این را متوقع هستیم.

يادداشت از روح الله عباسيان
 
پربازدیدترین آخرین اخبار