آموزشكده‌هاي تربيت بدني چه چيز جديدي در ورزش ارائه مي‌دهند؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۹۸۱۱
بررسي پژوهش در ورزش و تربيت بدني- بخش اول

آموزشكده‌هاي تربيت بدني چه چيز جديدي در ورزش ارائه مي‌دهند؟

امروز حجم عمده‌ای از دانشگاها و مراکز پژوهشی علوم ورزشی کشور، گرایش به آموزشگاه بودن و تنبلی و نسخه‌برداری دارند و تنها تعداد کمی از دانشکده‌هاي تربيت‌بدني حاضر هستند تا از اين پوسته بيرون آمده و به دنبال توليد علم باشند.
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ كارخانه تربیت بدنی و علوم ورزشی ایران، همانند بخش اعظمی از دیگر کارخانه های کشور نگرشی بر مبنای مصرف کننده بودن دارد تا تولید کننده! به عبارت دیگر در این کارخانه و شاید به تعبیری دیگر در این مونتاژخانه! علوم از بیگانگان اخذ شده و به جامعه های آماری کشور تزریق می شود و این تمام فعالیت های این کارخانه را تشکیل می دهد.
 
اگر سه مرحله «کپی علم بیگانگان»، «مونتاژ و دستکاری علم بیگانگان» و «تولید علم به صورتی خلاقانه و مستقل از بیگانگان» را در نظر بگیریم، آنگاه می توانیم موقعیت علوم و پژوهش های تربیت بدنی و ورزش ایران را بینابین مرحله یک و دو، جایابی کنیم.
 
برای توجیه صحت این واقعیت لازم است این مراحل را کمی باز کنیم؛ ما در مرحله یک قرار گرفته ایم؛ چرا که صرفاً نظریه ها، پروتکل ها، مدل ها، پرسشنامه ها و دیگر ابزارهای پژوهش بیگانگان را به خورد جامعه های ورزشی و کاملاً متفاوت ایرانی می دهیم.
 
ما کمی هم به مرحله دو سوق پیدا کرده ایم؛ چرا که چند مدل یا پروتکل را با هم در می آمیزیم، برخی متغیرها را از یک نظریه و برخی دیگر را از نظریه های دیگران برداشت می کنیم، به مقایسه یافته ها، مدل ها و نظریه ها می پردازیم، مطالعات تطبیقی انجام می دهیم و دست آخر از تلفیق و ترکیب نظریه های بیگانگان، نظریه هايی مونتاژ می کنیم که هنوز رنگ و بوی بیگانگی می دهد و وصله تن جامعه ایرانی نیست.
 
اما آیا ما تا به حال نظریه ای بنیادین در علوم ورزشی و تربیت بدنی تدوین كرده ایم؟ آیا شیوه ای منحصر به فرد و بکر ارائه کرده ایم؟ آیا مدل، ابزار و نظریه ای خلق نموده ایم که بیگانگان، آنها را در پژوهش ها و سازمان های خود به کار گیرند؟ به عبارتی دیگر آیا ما تاکنون به تجاری سازی علم پرداخته ایم؟ آیا تا کنون توانسته ایم حداقل در چند حوزه، خود را در مرحله سه و بیگانگان را در مرحله یک یا دو ببینیم؟ رسیدن به مرحله یک و دو زحمت زيادي نمی خواهد، اما مهم این است که چون به مرحله سه رسیدیم دو و یک هم پیش ماست و این مرحله سه است که تلاش و همت مضاعف می طلبد و رسیدن به این مرحله گامی متعالی و بلند در جهت سرافرازی و سربلندی کشور است.
 
امروز حجم عمده ای از دانشگاها و مراکز پژوهشی علوم ورزشی کشور، اصرار زیادی به ماندن در مرحله یک دارند و شاید بتوان گفت از یک سو گرایش به آموزشگاه بودن دارند و از سویی دیگر گرایش به تنبلی و نسخه برداری و تنها تعداد کمی از دانشکده ها و مراکز پژوهشی، خود را به اویل مرحله دو رسانده و آنها نیز تمایل به ماندن در این وضعیت را دارند.
 
اما اینکه چگونه شرایطی ایجاد کنیم که روحیه حرکت و گذر از مرحله­ای به مرحله ای دیگر همواره در کشور حفظ شود و خود را به انتهای مرحله سه برسانیم، رسالت بزرگی است که بر دوش علوم ورزشی کشور است و تمامی واحدهای آموزشی و پژوهشی باید بخشی از این کیک بزرگ را تولید کنند.

چرا ما در مرحله یک هستیم و جامانده ایم؟
 
جواب این سئوال را پنج دسته موانع می دانیم؛ اول موانع ساختاری و سیستم ارزیابی ارتقا اعضاي هیئت علمی، دوم، موانع فرهنگی و بصیرتی، سوم موانع دانشی، چهارم موانع اقتصادی و پنجم امپراتوریسم.
 
اگر نگاهی به سیستم ارتقاي اساتید پژوهشی و آموزشی تربیت بدنی بیندازیم، به سرعت درمی یابیم که عوامل اصلی برای ارتقا اساتید دانشگاه اعم از پیمانی، رسمی آزمایشی، رسمی، مربی، استادیار، دانشیار و استاد صرفاً تعداد مقاله، کتاب، طرح و راهنمایی و مشاوره پایان نامه و فعالیت های اجرایی است، اما سوال مهم در اینجا این است که آیا ارزش یک کتاب که دسترنج سال ها علم و تجربه اندوزی یک عضو هیئت علمی است با کتاب عضو دیگری که مجموعه­ای از ترجمه های دانشجویان است و هر دو تحت عنوان «تالیف» به چاب می رسند، یکی است؟
 
آیا ارزش کار دانشجو و استادی که به روش تحقیق کیفی و به تحلیل عمقی موقعیت های نامعین ورزشی می پردازند و علم و بصیرتی نو درانداخته و گره ای از مشکلات جامعه را باز می کند با همتایانی که صرفاً یک پروتکل یا پرسشنامه بیگانه را در جامعه آماری خود توزیع كرده و به تجزیه و تحلیل های از پیش مشخص! دست می زند یکی است؟
 
پی آمد این سیستم ارزیابی، ایجاد نگرش کمیت گرایی به جای کیفیت گرایی در اساتید است و این بصیرت دوش به دوش به نسل های بعد در حال انتقال است و با توجه به موارد پیشگفت، در گام نخست، این سیستم بايد مورد بررسی و تجدید نظر قرار گیرد و کیفیت گرایی را پیشه خود سازد كه اگر نگاهی گذرا به آثار تالیفی و ترجمه ای اساتید بیندازیم، در نگاه اول متوجه می شویم که این آثار در گرایش ها و فیلدهای مختلفی به نگارش درآمده اند و با یکدیگر هیچ سنخیتی ندارند.
 
برای مثال، دیدن این که یک استاد گرایش مدیریت ورزشی، در بازاریابی، منابع انسانی، مدیریت اماکن، اوقات فراغت، آمار، مدیریت راهبردی، رفتار سازمانی و حتی در فیزیولوژی، آسیب شناسی و … دارای کتاب تالیفی و ترجمه ای است، چیز بدیعی است.
 
همچنین دیدن استادی که تمامی این درس ها را تدریس می نماید دور از انتظار نیست. آیا واقعاً این رویکرد، به توسعه رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی کمک ارزشمندی می کند؟ آیا رودخانه ای عمیق بودن ارزشمندتر است یا دریایی به عمق یک سانتیمتر؟ بنابراين در راستای توسعه این رشته، تخصصی پژوهی را باید به جای عمومیت پژوهی پیشه كنيم.
پربازدیدترین آخرین اخبار