کد خبر:۱۴۹۹۵۶
بررسي پژوهش در ورزش و تربيتبدني-بخش دوم
از تئوري هاي كپي شده تا بسنده كردن به ترجمه كتب خارجي
پژوهش در تربيت بدني و ورزش امروزه يكي از نيازهاي جوامع محسوب ميشود كه با وجود دانشكدهها و پژوهشكدههاي تربيت بدني در كشورمان، همچنان از علمي شدن آن در كشور بي بهرهايم و از تئوريها و ايدههاي ساير كشورها كپي ميكنيم.
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ در ادامه بررسي موانع موجود سر راه پژوهش در ورزش و تربيتبدني به اين نتيجه رسيديم كه موقعیت علوم و پژوهش های تربیت بدنی و ورزش ایران بینابین دو مرحله «کپی علم بیگانگان»، «مونتاژ و دستکاری علم بیگانگان» قرار دارد و بايد تلاش كرد تا با خروج از اين موقعيت وارد مرحله «تولید علم به صورتی خلاقانه و مستقل از بیگانگان» شود؛ البته براي خروج از اين جايگاه در ابتدا بايد موانع را از پيش رو برداشت كه در بخش گذشته موانع ساختاری و سیستم ارزیابی ارتقاي اعضاي هیئت علمی دانشكده هاي تربيت بدني بررسي شد و در ادامه به بررسي ساير موانع مي پردازيم.
عوامل فرهنگي و بصيرتي، اساتید تربیت بدنی و ورزش كشور را مصرف گرا كرده است
دومین دسته از موانع، عوامل فرهنگی و بصیرتی است و دیدگاه ها و برداشت های قالبی چون بالاتر بودن سطح علمی بیگانه ها از یک سو و از سویی دیگر غالب شدن دیدگاه و فرهنگ مال و ثروت اندوزی و همچنین تا اندازه ای وجود روحیه نا امیدی به بهتر شدن وضعیت علمی و سایر شرایط جامعه، همگی دست به دست هم می دهند و عوامل فرهنگی و بصیرتی را تشکیل می دهند که به نوبه خود موجب می شود تا پژوهشگران و اساتید تربیت بدنی و ورزش کشور بیشتر به مصرف کنندگی و استفاده بدون زحمت از دسترنج بیگانگان روی آورده و امورات جاری خود را با آن می گذرانند و میل و رغبت کمی به انجام کارهای پرزحمت مرحله سه دارند.
كتاب هاي تريبت بدني اغلب ترجمه و يا تركيبي از كتب خارجي هستند
سومین دسته از موانع، دانش موجود اساتید است که به نوبه خود سهم قابل توجهی در ایجاد اصطکاک برای گذر از مراحل مختلف دارند كه اگر نگاهی گذرا به انتشارات، کتاب ها و مقالات تربیت بدنی و علوم ورزشی بیندازیم، در می یابیم که کتاب ها اغلب ترجمه و یا ترکیبی از بخش هایی از کتاب ها و مقالات بیگانگان است که به نام تألیف به چاب می رسند در صورتی که گردآوری بیش نیست.
نگاه چشمان اساتید و پژوهشگران به ردپای بیگانگان است و پیوسته در جستجوی یافتن جدیدترین انتشارات بیگانگان و ترجمه و ساختن مقالات دست چندم از آنها و چاپ در مجلات داخلی هستيم و گاهی هم در تلاشیم تا مقالات ISI بدهیم و پز دهیم که امسال فلان قدر افزایش مقالات ISI داشته ایم و رنکینگ ما فلان قدر افزایش یافته؛ غافل از این که هیچگاه چشمان خود را به نگاه عقابی مجهز نکرده ایم تا ببینیم که چقدر موقعیت های نامعین و مسئله و مشکل دار در کشور داریم و چقدر دانش پنهان و کشف نشده در محدوده مرزهای خود داریم و نیازی نیست تا دانش را در سطل زباله های بیگانگان جستجو کنیم.
تمام تلاشمان این است که اصول و نظریه های بیگانگان را به خورد جوامع پژوهشی خود بدهیم غافل از آن که این اصول و نظریه ها در کالبد جامعه ما جای نمی گیرد.
اگر کمی واقع بین باشیم، در می یابیم که دانشجویان را نمی توان مقصر عقب ماندگی علم و پژوهش در تربیت بدنی دانست؛ چرا كه دانشجویان، صرفاً متغیرهای وابسته معادله توسعه علم و پژوهش در تربیت بدنی هستند.
دانشجوی نسل امروز، دانش خود را از اساتید؛ یکی از مهم ترین متغیرهای مستقل معادله خود به ارث می برد و این دور تسلسل ادامه دارد، اما وقتی سطح علمی، توان پژوهشی و دانش پژوهشی اساتید قابل قبول نباشد، این قافله علم به سرمقصدی جز مرحله یک و شاید مرحله دو نمی رسد؛ پس همانگونه که کارکنان در دوران کاری خود آموزش های ضمن خدمتی را می بینند برای اساتید هم ضروری است که در کلاس های ارتقاي علمی و پژوهشی شرکت کنند.
البته شاید این گفته به مزاج برخی از اساتید خوش نیاید که شاید کمی از بار این دوره های آموزش ضمن خدمت را دانشجویان به دوش می کشند و با ماموریت هایی که اساتید به آنها می دهند، این دانشجویان هستند که موضوعات بکر و جدید را مطالعه نموده و با اختصاص تمامِ وقت گرانبهای تحصیلی خود به تهیه تمامْ وقت اسلایدهای معجزه آسا، علم جدید در اختیار اساتید قرار داده و در ارتقاي سطح علمی خود به قدر ناچیزی و اما اساتید به قدر قابل توجهی نقش دارند.
به نظر می رسد اینجا سیستم آموزشی نیز همانند هوای تهران، دچار وارونگی شده با این تفاوت که این وارونگی مداوم است و به راستی تا به حال از خود پرسیده ایم اگر برای مدت زیادی ویروسی بیاید که ما توانایی استفاده از نرم افزار پاورپوینت و سایر نرم افزارها را نداشته باشیم چه می شود؟ آیا ما به عنوان پژوهشگر، عضو هیئت علمی و دانشجوی وارث، علممان را در سینه هامان جای داده ایم یا در کامپیوتر و اسلایدهای سحرآمیز و…؟
موانع اقتصادي باعث شده است تا پژوهشگران عرصه تربیت بدنی و ورزش همه با یک نگاه اقتصادی به آن بنگرند
چهارمین دسته از موانع توسعه پژوهش در تربیت بدنی و علوم ورزشی، موانع اقتصادی هستند كه امروزه اگر به اساتید خود نگاهی بیندازیم، در می یابیم که تقریباً درصد بالایی از آنها بیش از دو شغل دارند، درهای اتاق های آنها اغلب بسته است، برای دانشجویان وقت زیادی اختصاص نمی دهند، در برخی از موارد بین آنها توافق وجود ندارد و حجم زیادی از وقت خود را صرف تعارضات درون سازمانی می کنند.
سطح درآمد حقوقی پایین اساتید به نسبت هزینه، انرژی و زمانی که سرمایه گذاری کرده اند تا به این نقطه رسیده اند و فرصت هایی که از دست داده اند، از یک سو و همان فرهنگ ثروت اندوزی که بین همه مردم کشور باب شده از سویی دیگر، موجب می شود که پژوهشگران عرصه تربیت بدنی و ورزش همه با یک نگاه اقتصادی به علم و پژوهش بنگرند و آنجایی که این علم کفاف ندهد به شغل های دوم، سوم و… روی بیاورند.
حال اگر، تغییر فرهنگ به درازا می انجامد، لااقل میتوانیم خود علم و پژوهش را واسطه ای برای بهبود وضعیت اقتصادی پژوهشگران عرصه ورزش نماییم و با افزایش بودجه های طرح های بنیادی و کاربردی و ارائه گرنتها و بسته های تشویقی، این مسئله را حل نماییم.
امپراتوريسم را از سر راه پژوهش در تربیت بدنی و علوم ورزشی برداريد
دسته آخر از موانع توسعه پژوهش در تربیت بدنی و علوم ورزشی امپراتوریسم است كه در سیستم های بوروکراتیک قدیم، عدم تسهیم اطلاعات و عدم میدان دادن به تازه واردها یکی از مهمترین حربه های پیش رو برای جلوگیری از قدرت گرفتن فرد یا گروهی خاص بود، اما آیا امروز و در عصر اطلاعات، همکاری و جوانگرایی، نیز باید این ایده دمده، همچنان مهم ترین گزینه روی میز باشد.
چرا باید درب استخدام را به روی نیروهای جوان آنقدر بسته نگهداریم تا امپراتوریسم بازنشسته شود و دیگر فردی برای تدریس در دانشگاه وجود نداشته باشد و دانشجویان سرگشته و حیران در این دانشگاه و در آن دانشگاه در پی استاد برای دروس خود باشند و اگر کمی امپراتوریسم عقب نشینی کند و کمی به جوان ها جولان دهد و با آنها همکاری تنگاتنگ داشته باشد و مهمترین گزینه روی میز را استراتژی برد- برد قرار دهد، مطمئناً سینرژی حاصل خواهد شد و موفقیت ها دوچندان می شود.
يادداشت از محمد حسين قرباني
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰