کد خبر:۱۵۰۴۵۷
بررسي دلايل تعدد ازدواج هاي پيامبر(ص)-بخش سوم
ازدواجهاى پيامبر در بسيارى از موارد جنبه سياسى داشت
قرائن زيادى در دست داريم كه نشان مىدهد ازدواجهاى پيامبر لااقل در بسيارى از موارد جنبه سياسى داشته و براى كاستن از عداوت، ايجاد طرح دوستى و جلب محبت اشخاص يا اقوام متعصب و لجوج بوده است.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ پس از بررسي زواياي مختلف جامعه عرب و بيان نقش و جايگاه زن در آن جامعه به بيان مختصري از معنا و تفسير آيه 50 سوره احزاب پرداختيم، در ادامه به بيان روايات و نقل هاي تاريخي پيرامون موضوع تعدد ازدواج هاي پيامبر مي پردازيم.
از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرمودند: «رسول خدا پانزده زن داشت و به سيزده نفر آنها دخول نمود، دو نفر از آنان را رها كرد و امّا آن دو نفر كه به آنان دخول نكرد عبارت بودند از عمره و شنباء و امّا آن سيزده نفر كه دخول در آنها كرد پس نخستين آنان خديجه بنت خويلد، سپس سوده دختر زمعه، سپس امّ سلمه كه نام او هند دختر ابى اميّه است، سپس عايشه كه دختر ابى بكر است، سپس حفصه دختر عمر، سپس زينب دختر حزيمه بن الحارث امّ المساكين، سپس زينب دختر جحش، سپس امّ حبيبه رمله دختر ابى سفيان، سپس ميمونه دختر حارث، سپس زينب دختر عميس، سپس جويريّه دختر حارث، سپس صفيّه دختر حىّ بن اخطب و آنكه خودش را براى نبىّ صلى اللّه عليه و آله هبه كرده بود خوله دختر حكيم سلمى، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله داراى دو كنيز بود كه آن دو را با همسرانش تقسيم مىكرد به نام هاى ماريه قبطيّه، ريحانه خندقيّه آن نه نفر كه رسول خدا آنها را رها كرد (1) عبارت بودند از عايشه، حفصه، امّ سلمه، زينب دختر جحش، ميمونه دختر حارث، امّ حبيبه دختر ابو سفيان، صفيّه، جويريّه و سوده.» (2)
مفسّرين و دانشمندان علم تاريخ و سيره در اين موضوع اختلاف كرده اند كه آيا نزد پيغمبر (ص) زنى بوده كه خود را به آن حضرت هبه كرده باشد يا نه؟
على بن الحسين عليه السلام گويند: «آن زنى از بنى اسد كه به او ام شريك دختر جابر مي گفتند بود.»
عروة بن زبير گويد: «آن خوله دختر حكيم بود گفتهاند وقتى او خود را به پيغمبر (ص) بخشيد عايشه گفت: «براى چه زن ها خودشان را بدون مهر هبه نمايند»، پس آيه مذكور نازل شد، عايشه گفت: «نديدم خداى تعالى را مگر آنكه شتاب كند در هوا و خاطر تو، پيغمبر (ص) فرمود :«و تو هم البته اگر او را اطاعت و فرمان بردارى كنى در هوايت شتاب كند.» »(3)
در كافى با ذكر سند، از محمد بن قيس، از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه فرمود: «زنى از انصار نزد رسول خدا (ص) آمد، و عرضه داشت: «يا رسول خدا (ص) هر چند رسم نيست كه زن به خواستگارى شوهر رود، ولى من از آن جايى كه زنى رسيده هستم، و سال ها است كه شوهر ندارم، و فرزند دار نشدهام، آيا شما ميل دارى مرا بگيرى؟ اگر حاجتى به من داشته باشى، من خود را به تو مىبخشم، در صورتى كه قبول كنى.»
رسول خدا (ص) روى خوش به او نشان داد، و دعاى خير كرد آن گاه فرمود: «اى خواهر انصار، خدا از ناحيه رسول خود به همه شما جزاى خير دهد، مردان شما مرا يارى كردند، و زنانشان به من رغبت نمودند»، حفصه (دختر عمر و همسر آن جناب) به آن زن گفت: «چقدر حياى تو كم است، و چقدر پر رو و بى اختيارى در مقابل مردان»، رسول خدا (ص) فرمود: «اى حفصه دست از او بردار كه او از تو بهتر است، براى اينكه او به رسول خدا (ص) رغبت كرده، و تو او را سرزنش مىكنى، و از او عيب مىگيرى» آن گاه به آن زن فرمود: «برگرد، خدا رحمتت كند، برگرد كه خدا بهشتش را بر تو واجب كرد، به همين جهت كه در من رغبت كردى و دوستدار من شدى، و مرا خوشحال ساختى، به زودى خبر من به تو خواهد رسيد ان شاء اللَّه.»
دنبال اين ماجرا بود كه آيه «وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» نازل شد، آن گاه امام فرمود: «خدا با اين پيامش اين عمل را كه زنى خود را به پيامبر هبه كند براى آن جناب حلال كرد، ولى براى غير او حلال نكرد.» (4)
در كافى ذيل آيه «وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ » از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده که فرمودند: «هبه و بخشش كردن زن نفس خود را جز بر رسول خدا حلال نيست هيچ زنى نفس خود را به ديگرى نمي تواند هبه نمايد.» (5)
اينكه چرا براى آن جناب بيش از چهار زن جايز بوده، پاسخش اين است كه اين حكم مانند روزه وصال يعنى چند روز به يك افطار روزه گرفتن، از مختصات آن جناب است و براى احدى از امت جايز نيست، و اين مسئله براى همه امت روشن بود و به همين جهت دشمنانش مجال نداشتند كه به خاطر آن و به جهت تعدد زوجات بر آن جناب خرده بگيرند، با اينكه همواره منتظر بودند از او عملى بر خلاف انتظار ببينند و آن را جار بزنند (6)
اينكه ازدواج هاى رسول خدا (ص) نظير ازدواج هاى مردم نبوده، به اضافه اينكه رفتار آن جناب با زنان و احياى حقوق از دست رفته آنان در قرون جاهليت و تجديد حرمت به باد رفته شان و احياى شخصيت اجتماعيشان، دليل ديگرى است بر اينكه آن جناب زن را تنها يك وسيله براى شهوترانى مردان نمىدانسته.
پيامبر تمام همشان اين بوده كه زنان را از ذلت و بردگى نجات داده و به مردان بفهماند كه زن نيز انسان است حتى در آخرين نفس از عمر با بركت خويش نيز سفارش آنان را به مردان كرده و فرمود: «الصلاه الصلاه و ما ملكت ايمانكم لا تكلفوهم ما لايطيقون، اللَّه اللَّه فى النساء فانهن عوان فى ايديكم»؛ نماز، نماز و بردگانى كه در ملك شمايند زنهار كه ما فوق طاقتشان بر آنان تحميل نكنيد، خدا را خدا را در زنان كه آنان مقهور و زير دست شمايند.» (7)
در اينكه بر حسب عادت جارى، كسانى كه زن دوست و اسير دوستى آنان و خلوت با آنانند، معمولا عاشق جمال و مفتون ناز و كرشمهاند كه جمال و ناز و كرشمه در زنان جوان است كه در سن خرمى و طراوتند و سيره پيامبر اسلام از چنين حالتى حكايت نمىكند و عملا نيز ایشان بعد از دختر ابوبكر، با بيوه زن و بعد از زنان جوان با پيره زن ازدواج كرد، يعنى بعد از ازدواج با عايشه و ام حبيبه جوان، با ام سلمه سالخورده و با زينب دختر جحش، كه در آن روز بيش از پنجاه سال از عمرشان گذشته بود ازدواج كرد.
از سوى ديگر زنان خود را بين بهرهورى و ادامه به زندگى با آن جناب و سراح جميل، يعنى طلاق مخير كرد و در صورت ادامه زندگى با آن حضرت، آنان را بين زهد در دنيا و ترك خود آرايى و تجمل مخير نمود- اگر منظورشان از همسرى با آن جناب، خدا و رسول و خانه آخرت باشد- و اگر منظورشان از آرايش و تمتع و كام گيرى از آن جناب دنيا باشد آيه زير شاهد بر همين داستان است:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً»(8) و اين معنا هم بطورى كه ملاحظه مىكنيد با وضع مرد زن دوست و جمالپرست و عاشق وصال زنان، نمىسازد.(9)
همچنین قرائن زيادى در دست داريم كه نشان مىدهد ازدواج هاى پيامبر لااقل در بسيارى از موارد جنبه سياسى داشته است و براى كاستن از عداوت، يا طرح دوستى و جلب محبت اشخاص و يا اقوام متعصب و لجوج بوده است. (10) به بیان دیگر به دست آوردن قدرت سیاسی تقویت پایگاه و نفوذ اجتماعی برای تبلیغ و رشد و گسترش اسلام و کاهش دشمنی مخالفان اسلام و افزایش ضریب امنیتی برای مسلمانان از جمله اهداف این ازدواج ها بوده است. (11)
ازدواج های ایشان با «عایشه» از قبیله بزرگ، نامدار و پر نفوذ «تیم» با «حفضه» از قبیله بزرگ «عدی» با «ام حبیبه» دختر ابوسفیان، بزرگ طایفه بنی امیه با «ام سلمه» از قبیله معروف «بنی مخزوم»، با «سوده» از «بنی اسد» با «میمونه» از «بنی هلال» و با «صفیه» از «بنی اسرائیل» در راستای مقصود ذکر شده بوده است.
منابع:
1. مقصود این است که در زمان رحلت پیامبر زنده بودند
2. ترجمه بیان السعاده فی مقامات العباده/رضاخانی و ریاضی ج11 ص 476/ ترجمه تفسیر طبری/مترجمان ج 7 ص 1897
3. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن/ مترجمان ج 20 ص 147—تفسیر نمونه/آیت الله مکارم ج 17 ص 379 --تفسیر جامع/بروجردی ج5 ص 363
4. ترجمه تفسیر المیزان/ موسوی همدانی ج 16 ص 513
5. تفسیر جامع/ بروجردی ج5 ص 364
6. ترجمه تفسیر المیزان ج4 ص 311
2. ترجمه بیان السعاده فی مقامات العباده/رضاخانی و ریاضی ج11 ص 476/ ترجمه تفسیر طبری/مترجمان ج 7 ص 1897
3. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن/ مترجمان ج 20 ص 147—تفسیر نمونه/آیت الله مکارم ج 17 ص 379 --تفسیر جامع/بروجردی ج5 ص 363
4. ترجمه تفسیر المیزان/ موسوی همدانی ج 16 ص 513
5. تفسیر جامع/ بروجردی ج5 ص 364
6. ترجمه تفسیر المیزان ج4 ص 311
7. ترجمه تفسیر المیزان ج4 ص 311
8. سوره احزاب آیات 28 و 29
9. ترجمه تفسیر المیزان ج 4 ص 308
10. تفسیر نمونه/ آیت الله مکارم ج17 ص 381
8. سوره احزاب آیات 28 و 29
9. ترجمه تفسیر المیزان ج 4 ص 308
10. تفسیر نمونه/ آیت الله مکارم ج17 ص 381
11. همسران پيامبر/ حسن عاشوري
ادامه دارد...
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰