موسوی کلامی خارج از قانون نگفت/از توانایی های هاشمی استفاده کنیم/ حقوق نمایندگی کفاف زندگی را نمی دهد
سيروس سازدار در گفت وگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي «خبرگزاری دانشجو»، به برخي از سوالات درباره مجلس و فعاليت اصلاح طلبان در انتخابات اين دوره خانه ملت پاسخ داد كه متن كامل اين مصاحبه را در ذيل مي خوانيد:
«خبرگزاري دانشجو» - نظرتان را در مورد فضای رسانه ای کشور بفرمایید.
سازدار: اعتقاد شخصي من اين است كه رسانه ها و مطبوعات چشم و گوش مردم هستند، بنابراين بايد نقاط ضعف و قوت يك دستگاه يا مجموعه را در كنار هم ببينند. بنده گمان مي كنم بسياري از اتفاقاتي كه پيش مي آيد به دليل عدم نظارت است و به عبارتي بسياري از كارهايي كه انجام مي شود امكان دارد از نيت بدي برخوردار نباشد، اما به دليل عدم نظارت تخلفاتي در مجموعه ها رخ مي دهد.
نمايندگان بايد هميشه از طريق راي دهندگانشان تحت كنترل باشند و به عبارتي نماينده بايد براي موكلان خود حرف هاي جديدي داشته باشد و اين امكان پذير نيست مگر از طريق سوال و جواب؛ چرا كه اگر در جامعه اي پرسش و پاسخ و نظارت نباشد و مطبوعات يك طرفه عمل كنند، آن جامعه در تعاملات خود دچار مشكل شده و به عبارتي جامعه راكد خواهد بود؛ به همين دليل ما هر چه به رسانه ها و سايت ها و مطبوعات بها دهيم هرگز ضرر نخواهيم ديد.
در خصوص اختلاس بانكي صورت گرفته اگر نظارت دقيق صورت مي گرفت، شايد هرگز شاهد بروز چنين اختلاس بزرگي در كشور نبوديم، اما متاسفانه عدم نظارت منجر شده كه اذهان مردم نسبت به برخي از امور مسموم شود.
راه حل برطرف شدن اين ذهنيت انجام فعاليت هاي عمراني است؛ به همين دليل يكي از سفارشات بنده به عنوان نماينده اين است كه شما تنها مي توانيد اذهان منفي شكل گرفته نزد مردم را برطرف كنيد.
اگر خدمات رساني ما به سراسر كشور به صورت يكسان صورت مي گرفت، حتي اگر اختلاس 3000 ميلياردي هم رخ مي داد، نبايد اذهان مردم خراب مي شد.
از آنجا كه جامعه ما جامعه مكتبي است و به عبارتي تنها دولت و حكومت در دنيا هستيم كه با مكتب الهي اداره مي شود، بنابراين بايد تمامي امورمان بر اساس آموزه هاي اسلام باشد؛ چرا كه انقلاب ما نيز يك انقلاب معنوي بر پايه مكتب انسان ساز اسلام بوده است.
در نظام اسلامي بايد نقطه ضعف ها برطرف، و نقطه قوت ها تقويت شود؛ چرا كه ما ادعا مي كنيم بايد الگويي براي ساير ملت ها و حكومت ها باشيم.
ما معتقديم هيچ كشوري همپاي جمهوري اسلامي ايران در دنيا وجود ندارد و نمي توان حكومت ايران را با ساير حكومت ها مقايسه كرد؛ چرا كه هيچ دولت و مكتبي نگفته كه مكتب انسان ساز اسلام زيربناي كارهايش است.
جمهوري اسلامي ايران به غير از قانون الهي هيچ قانوني را به رسميت نمي شناسد، اما بايد در خدمت رساني به مردم بيش از اين تلاش كنيم.
سياست جمهوري اسلامي ايران اين است كه اگر در يك نقطه، نقصان و كسري اي وجود دارد، مسئوليت آن با جمهوري اسلامي ايران نيست، بلكه با مجريان امر است.
اعتقاد ذاتي بنده اين است كه خداوند ما را يك روز هم بدون سايه نظام جمهوري اسلامي نگذارد، اما يك نقطه ضعف عمده هم داريم و آن اينكه، نتوانسته ايم ساختارهاي نظام خود را تنظيم كنيم.
ساختار اداري ما بويژه در قوه مجريه با مشكل مواجه است، به اين ترتيب نبايد اين تصور پيش آيد كه اگر در نقطه اي به طور مثال در پمپ بنزين معطل شديد، اين نقصان را به حساب جمهوري اسلامي بگذاريد؛ همان طور كه در كشورهاي ديگر قوه مجريه، قوه مقننه و قوه قضائيه نسبت به نقصان ها مقصرند نه نظامشان.
متاسفانه در نظام ما هر نقصان و كم كاري به حساب نظام گذاشته مي شود، در حالي كه در ساير كشورها از جمله آمريكا اگر نارضايتي از دولت وجود داشته باشد اين نقصان به حساب احزاب ناكارآمد گذاشته مي شود نه نظام، در كشورهاي ديگر بر اثر ساختار خود، كاري كرده اند كه مقصر اصلي يك اشتباه يا يك كم كاري بازخواست شود نه كل نظام.
چرا ما نبايد طوري عمل مي كرديم كه مردم مقصر را قاصر بدانند نه نظام؛ اين نقطه ضعف هايي است كه ما با آن مواجهيم و بايد آنها را برطرف كنيم.
به نظر بنده مظلوميت نظام جمهوري اسلامي ايران اين است كه سياست هاي كلي اش مشخص است، اما هر ضعف كوچكي كه پيش مي آيد به پاي نظام نوشته مي شود.
«خبرگزاري دانشجو» - ارزيابي شما از عملكرد مجلس هشتم چيست؟
سازدار: همان طور كه امام فرمودند در ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران مجلس در راس امور قرار دارد و اين سخن امام تعارف بردار نيست؛ چرا كه صداقتي كه در گفتار امام بود در گذشتگان نديده بوديم؛ به همين دليل بايد بگوييم همه امور اجرايي و قانوني كشور تقريبا در دست مجلس است و به عبارتي اين مجلس است كه خط مشي تعيين مي كند.
نظارت مجلس هشتم رضايت بخش نيست
زماني كه به همراه نمايندگان مجلس خدمت مقام معظم رهبري رسيديم ايشان فرمودند به دنبال رياست جمهوري نباشيد همين مجلس را دريابيد كه اين اظهارات همگي اهميت جايگاه مجلس را نشان مي دهد.
بنده به عنوان نماينده مجلس هشتم از نظارت مجلس هيچ رضايتي ندارم؛ اين در حالي است كه مجلس دو وظيفه اصلي قانونگذاري و نظارت را بر عهده دارد، اگر نظارت مجلس به طور دقيق صورت مي گرفت خيلي از مشكلات در كشور پيش نمي آمد.
صرف قانونگذاري در مجلس كفايت نمي كند؛ چرا كه نظارت بر قانون مهمتر از قانونگذاري است؛ در ضمن ما در مملكت خود كمبود قانون نداريم.
عدم نظارت بر قوه مجريه يكي از كوتاهي هاي مجلس هشتم است. به نظر بنده زماني كه نماينده اي وارد مجلس مي شود فارغ از گرايش هاي سياسي بايد عمل كند و گرايش هاي سياسي نبايد باعث شود كه نماينده در انجام وظايف خود ملاحظه كاري كرده يا سستي داشته باشد.
در دوره مجلس هشتم براي اولين بار سه قوه از نظر جريان سياسي يكدست بودند و هيچ زماني هم دولت، هم قوه قضائيه و هم مجلس به مانند امروز با يك گرايش فكري روي كار نبوده است، اما باز ميگوييم اين امر منجر به حل مشكلات نشده است.
مجلس در اوايل يك طرفه عمل مي كرد و مطلقگرا بود كه البته در اين اواخر اين گرايش در حال تغيير است. بنده معتقدم گرايشهاي فطري ما بايد متعلق به خودمان باشد و آنچه در مجلس مهم مي باشد انجام وظايف نمايندگي است؛ البته نبايد اين گونه باشد كه اگر ما با ساير قوا همفكر هستيم ضعفهاي آنان را نبينيم.
خودسانسوري مشكل اساسي مجلس هشتم است
اشتباه اساسي مجلس هشتم اين بود كه دچار خودسانسوري داخلي شد؛ در مجلس هشتم، بر اساس يك هيجاني كه به وجود آمد، با دولتي كه افراد آن براي اولين بار روي كار آمده بودند، سياست آزمون و خطا را دنبال كرد و اين امر باعث شد مجلس هشتم به وظايف نظارتي خود آن طور كه بايسته و شايسته بود، عمل نكند.
«خبرگزاري دانشجو» - استيضاح هاي صورت گرفته در مجلس چگونه قابل ارزيابي است؟
سازدار: نظارت دولت بر دولت باعث شد 8، 9 وزير كنار بروند؛ اين در حالي است كه نظارت مجلس بر دولت، منجر به كنار رفتن يك وزير شد و خود دولت 8، 9 وزير را كنار گذاشت تا اينكه امروز به مرحله اي رسيديم كه قانون گريزي يك افتخار شده است؛ به اين ترتيب اگر بخواهيم بدون تعصب حرف بزنيم بايد بگوييم ما چندان قانونمند نبوده ايم.
مجلس هشتم در روزهاي اول فعاليت خود تسليم دولت شد
بر اساس گزارش ديوان محاسبات، 54 درصد طرح هدفمند كردن يارانه ها به انحراف مي رود، بنابراين بايد پرسيد مجلس در اين زمينه چه اقدام نظارتي انجام داده است؛ اين در حالي است كه ما نبايد در انجام وظيفه رفاقت را معيار قرار دهيم.
مجلس در روزهاي اول تسليم دولت شد كه ما در اين زمينه مقصر اصلي را هيئت رئيسه مي دانيم و در اين راستا اصلاح طلب و غير اصلاح طلب نداريم و بايد پاي اشتباهات خود بايستيم؛ البته اين دولت حاصل دسترنج جريان اصولگرايي است.
ما در جامعه دو جريان فكري داريم كه آن هم از انشقاق جامعه روحانيت و مجمع روحانيون حاصل شده است؛ امام تاكيد كردند كه جامعه با يك تفكر نمي تواند حركت رو به جلو داشته باشد.
چرا اصولگرايان مسئوليت دولت را نميپذيرند
امروز شاهديم كه يك گرايش فكري به نام اصولگرايي به طور مطلق همه چيز را در دست گرفته است، اما جاي تعجب است كه چرا برادران اصولگرايي مسئوليت اين دولت را نمي پذيرند.
اين جريان انحرافي حاصل دسترنج كيست؟ اين چه جرياني است كه اصولگرايان مخاطب خودشان قرار دادند و تمام مشكلات را گردن آن مي اندازند. امروز جريان انحرافي هم در داخل دولت است و هم همراه دولت. سوال اينجاست اين چه جريان انحرافي است كه امروز پشت ميز هستند. بايد بپذيريم كه دولت حاصل اصولگرايي است.
«خبرگزاري دانشجو» - آيا جريان اصلاح طلب هم تمامي عملكردهاي مثبت و منفي را از سوي رهبران خود مي پذيرد؟
سازدار: ما نبايد پيشداوري كنيم، بنابراين هر كس خارج از قانون اساسي عمل كند، او را اصلاح طلب نمي دانم. اگر آقاي سازگارا در زمان دولت خاتمي داخل دولت بود و اين كارها را مي كرد بايد دولت و جريان اصلاح طلب مسئوليت آن را مي پذيرفت؛ البته نبايد بگوييم كه افراد منتسب به هر دو جريان هميشه معصومند.
همان طور كه امام فرمودند ملاك حال فعلي افراد است، در هر دولتي ممكن است افراد مختلف اعم از خطاكار، سست يا منحرف پيدا شود.
دولت كنوني نيز قدرتش را از اصولگرايي گرفته و جريان اصولگرايي بايد مسئوليت دولت را بپذيرد.
امروز مي گويند مشايي منحرف است. حال بايد پرسيد اين چه فرد منحرفي است كه همه كارها در دست وي قرار دارد. ما نمي توانيم بگوييم دولتي كه روي كار آورده ايم، سالم است، اما افراد منصوب از سوي وي ناسالم؛ چرا كه اگر دولت سالم بود فرد منصوب ناسالم را كنار مي گذاشت.
وجود اين افراد ناسالم منجر به وقوع اختلاس اقتصادي در كشور شده است. در خصوص اختلاس صورت گرفته سوال هاي بسياري در اذهان مردم مطرح است از جمله اينكه چگونه براي انتصاب يك كارمند اداره بايد تمام استعلامات به طور دقيق انجام گيرد، اما چگونه در يك وزارتخانه، يك رئيس بانك مشكل دار منصوب شده و استعلامات در خصوص وي ناديده گرفته شده است. مردم از خود مي پرسند آيا وزير از اين فرد استعلام نكرده و جاي اين سوال وجود دارد كه آيا خداي ناكرده دستگاه هاي اطلاعاتي ما ضعيف عمل كرده و نتوانسته اند آن را شناسايي كنند و چطور دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي ما نتوانستند خاوري را دستگير كنند.
مجلس به اصل 77 قانون اساسي عمل نكرد
مردم از خود مي پرسند چطور مي شود كسي كه تبعه كانادا بوده و پاسپورت آنجا را داشته، رئيس بانك ملي شده؛ علت آن اين است كه مجلس به اصل 77 قانون اساسي عمل نكرده؛ چون طبق اين اصل تمامي قراردادها بايد وارد مجلس شود. اگر اين اقدام صورت مي گرفت اشتباهات و خطاها مانند قراردادهاي كرسنت رو مي شد؛ سوال ما اينجاست كه چرا مجلس نبايد بر قراردادهاي نفتي نظارت كند، در حالي كه اين جزو وظايف مجلس است.
به نظارت مجلس هيچ نمرهاي نميدهم
البته نظارت مجلس به معني مچ گيري نيست، بلكه جلوگيري از خطا و انحراف است. مجلس بايد از خطا جلوگيري كند. بنده نمره اي به اين نظارت مجلس نمي دهم. مطبوعات بايد حركت مجلس بر نمايندگان را زير نظر داشته باشد.
طرح نظارت بر مجلس اعتباري براي مجلس نميآورد
وظيفه مجلس قانونگذاري و نظارت است و كارفرماي ما مجلسي ها، مردم هستند. به نظر بنده طرح نظارت بر مجلس هم از جمله اقداماتي است كه اعتبار زيادي براي مجلس نمي آورد.
عملكرد نمايندگان را بايد مطبوعات و رسانه ها پيگيري و بررسي كنند. ما بايد كاري كنيم تا افرادي كه به نماينده راي مي دهند 24 ساعته او را تحت نظر داشته باشند و مكافات اقدامات نامناسب نماينده را در پاي صندوق ها به او بدهند.
نماينده نبايد به خاطر نماينده بودن آزاد باشد كه هر كاري انجام دهد. البته بنده به عنوان نماينده از اين صلاحيت برخوردار نيستم كه به نماينده ديگري امر و نهي كنم و اظهارات بنده به منزله اين نيست كه نظارت بر مجلس را قبول ندارم، بلكه برداشتم از طرح نظارتي كه مقام معظم رهبري فرمودند اين است كه مجلس را به خوبي مديريت كنيم و به عبارتي من نماينده يك دقيقه از وقتم را تلف نكنم؛ چرا كه وقت من نماينده متعلق به من نيست، بلكه متعلق به ملت است، اگر ما نماينده ها تنها آيين نامه را اجرا كنيم در حقيقت نظارت كرده ايم.
بنده در طول اين دوره مجلس مدعي هستم كه يك دقيقه تاخير در مجلس نداشتم حال چرا بايد فرقي بين من با بقيه اعضاي كميسيون وجود نداشته باشد. تركيب هيئت رئيسه مجلس نيز بايد متشكل از اقليت و اكثريت باشد؛ چرا كه نمي توان با يك جناح فكري مجلس را پيش برد.
ماموريت هاي كميسيون انرژي كاملا جناحي است
تصميمات هيئت رئيسه مجلس نبايد يك جانبه باشد يا اينكه دست يك نماينده را باز بگذارد و دست نماينده ديگر را ببندد؛ اين اقدام اقدامي كاملا جناحي است و ماموريت هاي كميسيون انرژي نشان مي دهد كه اين كميسيون كاملا جناحي عمل مي كند.
نمي شود كسي قانون اساسي را قبول نداشته باشد اما وارد مجلس و قوه مجريه شود
بنده عضو كميسيون انرژي هستم و از وزارت نفت تنها متخصص نفتي هستم. حال بررسي كنيد ببيند با اين تخصص چند بار ماموريت رفتم، در حالي كه برخي افراد در كميسيون مكرر ماموريت رفتند. علت اين امر آن است كه تصميم گيري در دست يك تفكر بوده و اين امر نشانه آن است كه مجلس به نظر مخالفان بها نمي دهد كه البته در مجلس ششم و پنجم نيز همين روند حاكم بود؛ اين در حالي است كه بايد نظرات مخالف را تحت پوشش قرار داد مگر آن كه نظر مخالف عبور از قانون اساسي باشد.
خط قرمز ما قانون اساسي است. قانون اساسي به هر كس هر اختياري داده بايد به آن عمل كند. امروز قانون اساسي به مقام معظم رهبري اختيار داده و نمي توانيم بگوييم كه رهبري به اختيارات خود عمل نكند. قانون اساسي ميثاق ملي ما است. مگر مي شود كسي قانون اساسي را قبول نداشته باشد، ولي وارد مجلس يا قوه مجريه شود.
«خبرگزاري دانشجو»- نظرات راجع به شروط اصلاح طلبان براي ورود به مجلس نيست؟
سازدار: بنده سخنگوي اصلاح طلبان نيستم، ممكن است جريان فكري من نزديك به اصلاح طلبان باشد. اصلاح طلبان تركيبشان از يك گروه يا حزب نيست. بيايد اصلاح طلبان را بگذاريد كنار و دعواي بين 8+7 و جبهه پايداري را نگاه كنيم. من مي خواهم در مجلس حضور پيدا كنم براي خدمت به جمهوري اسلامي؛ لذا اين ميدان بايد به من داده شود.
من در هيچ حزب و گروه اصلاح طلبان نيستم
اگر يك جريان سياسي مطلق گرايي كرده و يك طرفه عمل كند خوب بپذيريد كه بنده حق دارم احساس امنيت نكنم و به ميدان نيايم. بنده ديدگاه و تفكرم به اصلاح طلبان نزديك است، ولي من داخل هيچ حزب و گروهشان نبوده ام. من در نظام جمهوري اسلامي تحريم را نمي توانم معنا كنم. وقتي ميدان براي من نيست و دولت تمامي امكانات را در اختيار رقيب گذاشته و مي بينم دولت بي طرف نيست، بايد چه كار كنم. بحث ما اين است كه قبل از راي گيري جامعه را سوق ندهيد به يك سوي خاص. مجتهدين بايد فتوا دهند كه داده اند، بنابراين نبايد از اموال بيت المال در انتخابات استفاده شود.
هر كس از قانون اساسي يك ميلي متر پا فراتر بگذارد، نه اصولگرا است نه اصلاح طلب و حق شركت در انتخابات را ندارد و هر كس از قانون اساسي يك ميلي متر پا را فراتر بگذارد، من او را اصلاح طلب و اصولگرا نمي دانم و اين فرد حق شركت در هيچ جاي از تصميم گيري نظام را ندارد.
متاسفانه ما برخي مواقع دچار قضاوت زودهنگام مي شويم. ما نبايد كسي را كه دلسوزانه پيشنهادي را مطرح مي كند ولواينكه پيشنهادش غلط باشد، مخالف و معاند نظام تلقي كنيم، بلكه ما بايد اول سخنان و صداها را بشنويم و بعد قضاوت كنيم. نبايد اصولگرايان بگويند اصولگرايي خوب است و اصلاح طلبان بگويند اصلاح طلبي خوب است. آنچه مهم است اينكه كسي نمي تواند بگويد قانون اساسي را قبول ندارم، ولي در انتخابات كانديدا شود. اگر خاتمي به عنوان اصلاح طلبان پيشنهادي را مطرح مي كند، ولا غلط، اما از آنجا كه از سر دلسوزي صورت مي گيرد، بايد آن را بپذيريم.
«خبرگزاري دانشجو»- نظرتان در مورد شروط خاتمي مبني بر اينكه موسوي و كروبي بايد از محدوديت خارج شوند تا در انتخابات شركت كنيم، چيست؟
سازدار: بنده چندين بار بعد از انتخابات نزد خاتمي رفتم و وي هر بار گفت از مقام معظم رهبري عدول نكنيد و زماني كه ملاقات با موسوي آزاد بود، وي نيز هرگز هيچ كلمه اي بر خلاف قانون و رهبري نگفت. اگر در شرايطي كه هنوز نتيجه انتخابات به تاييد شوراي نگهبان نرسيده بود، برنده انتخابات در ميدان ولي عصر معترضان به نتيجه انتخابات را خار و خاشاك نمي ناميد، شايد شاهد اتفاقات پس از انتخابات نبوديم.
نخست وزير تركيه زماني كه برنده انتخابات اعلام شد، به طرفداران خود گفت كه شادي نكنيد تا مخالفان نتيجه انتخابات ناراحت نشوند. به نظرم آقاي مطهري حرف خوبي را مطرح كردند كه گفتند هر دو طرف را بايد مقصر پس از انتخابات اعلام كنيم، البته اين را هم بگويم كه تنها فتواي شرعي مي تواند مردم را به خيابان ها بياورد؛ لذا معتقدم چه قبل و چه بعد انتخابات هيچ قدرتي نمي تواند مگر فتواي شرعي مردم را به خيابانها بياورد.
قدرت مخالفي در داخل نظام وجود ندارد كه توانايي آوردن مردم به خيابانها را داشته باشد
اگر برنده انتخابات مردم را توجيه مي كرد، شايد حوادث پس از انتخابات رخ نمي داد. ما شكي نداريم كه اكثريت مردم طرفدار جمهوري اسلامي ايران هستند، اما قبول نداريم كه قدرت مخالفي در نظام جمهوري اسلامي ايران وجود دارد كه مي تواند مردم را به خيابان بكشاند. قطعا اگر اين قدرت وجود داشت، منافقان لشكركشي مي كردند، البته اگر به جاي مظلوم نمايي مردم و جوانان را توجيه مي كرديم، شاهد حوادث پس از انتخابات نبوديم كه البته معترضان به نتيجه انتخابات هم مخالف نظام نبودند.
«خبرگزاري دانشجو»- چگونه است كه مشاوران موسوي امروز در خارج از كشور و با راديوهاي بيگانه همكاري مي كنند؟
هر قدرتي در كنار مقام معظم رهبري را نفي مطلق ميكنم
سازدار: به طور قطع مشاوران موسوي كه امروز در خارج از كشور به سر مي برند، از وي جدا شدند. بنده هيچ قدرتي را كه عليه نظام جمهوري اسلامي عمل كند، به رسميت نمي شناسم و هر قدرتي را كه در كنار مقام معظم رهبري بخواهد اعلام قدرت كند، نفي مطلق مي كنم.
ولايت فقيه براي گره گشايي است
هيچ اپوزيسيوني در داخل نظام وجود ندارد؛ چرا كه اگر وجود داشت نظام را زير سوال مي برد. نظام جمهوري اسلامي ايران قانون اساسي، اعتقادات و اصول تفسيرناپذيري دارد. قانون اساسي و ولايت پذير ابزار خوبي هستند كه از آرمان هاي انقلاب به شمار مي آيند. ولايت فقيه براي گره گشايي است، بنابراين ما نبايد در جامعه از دوست دشمن بسازيم و اگر فردي هم اشتباه كرد قدرت و حاكميت وظيفه دارند آنها را به طرف خود بكشانند نه آن كه خودي ها را هم از خود دور كنيم، بنده سر مسائل نظام با پدر و پسر خود هم حاضر نيستم مدارا كنم.
هر چند ايراداتي به عملكرد آقاي هاشمي رفسنجاني وارد است؛ چرا كه معصوم نيست، اما نبايد وي را خرد كرده و از تواني هاي وي استفاده نكنيم. نبايد رفسنجاني را به مشايي ترجيح دهيم. اگر تنها فتواي مقام معظم رهبري مورد قبول است، بايد پذيريم كه ايشان فرمودند: «حداكثر جاذبه و حداقل دافعه را داشته باشيم»، اما متاسفانه ما در اين خصوص خوب عمل نكرديم و هيچ دولتي به مانند اين دولت از مقام معظم رهبري هزينه نكرد.
اختلافات و مسائلي كه در جريان اصولگرايي وجود دارد در داخل جريان اصلاح طلبي ديده نمي شود. ما معتقديم هر كسي در خارج از اين نظام عليه نظام عمل كرده و قصد براندازي داشته باشد، قضيه اش با منتقدان در داخل فرق مي كند. فردي كه در راديوهاي بي بي سي و صداي آمريكا فعاليت مي كند، در چارچوب نظام ما نيست. بنده بارها گفتم هر كس عليه قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي ايران بخواهد اقدامي انجام دهد، حتي اگر پسر و پدرم باشد از آنها اين امر را نمي پذيرم.
«خبرگزاري دانشجو»- نفر اول اصلاحات در حال حاضر چه كسي است؟
سازدار: فعلا كسي كه حرف مي زند و توان حرف زدن دارد به غير از خاتمي چه كسي است. كسي كه در مقام رياست جمهوري بوده و بالاترين فرد در ميان اصلاحات محسوب مي شود، خاتمي است و قطعا وي با مشورت حرف هايي را در خصوص انتخابات مطرح كرده است و هيچ كس در جريان اصلاحات به اندازه خاتمي نفوذ كلامي ندارد.
خط مشي خاتمي طوري بوده كه از افراط و تفريط به دور بوده و مطلق گرايي نداشته است.
«خبرگزاري دانشجو»- شما در انتخابات مجلس نهم شركت مي كنيد؟
سازدار: اگر كسي من را طرد نكند در انتخابات ثبت نام كرده و شركت خواهم كرد و امروز نيز با توجه به عملكرد خود در فعاليت هاي اجرايي ديگر نياز به تبليغات ندارم، بلكه بايد كاركردهاي خود را ارائه دهم. به اعتقاد، شرف و حيثيتم قسم مي خورم كه فشاري كه طي اين دوره مجلس به من وارد شدف از فشاري كه در 52 سال عمر خود كشيده بودم بيشتر بوده است.
حقوق نمایندگی کفاف زندگی ام را نمی دهد
من به خود حق مي دهم اگر نياز بود به ميدان بيايم هر چند حقوق نمايندگي كفاف زندگي ما را نمي دهد چون هزينه زندگي ما بالاست، اما حاضرم زندگي ام را به خاطر نظام در طبق اخلاص گذاشته و براي نظام فدا كنم. هر چند مجلس محدوديت هاي ناخواسته را تحميل مي كند، اما به جهت عمل به تكليف در انتخابات حاضر خواهم شد.
شرايط بين المللي ما امروز طوري است كه به اختلافات داخلي دامن مي زدنند، اتحاد را بر هم زده و نظام را زير سوال مي بردند كه اين كار شرعا و اخلاقا قابل قبول نيست. امروز گناه نظام ما اين است كه با مستكبران همراه نيست و اين همراه نيامدن با مستكبران هزينه هايي را براي ما در پي داشته و ما بايد تلاش كنيم اين هزينه ها را به حداقل برسانيم.
نكته مهم در انتخابات پيش رو آن است كه هر نماينده اي وارد عرصه شود، نمي تواند برخلاف نظام كاري انجام دهد و از همه مهمتر آنكه ساختار نظام به گونه اي است كه كسي نمي تواند به آن ضربه بزند.
همه بايد مطيع رهبري باشيم
رهبري فصل الخطاب است همه بايد مطيع رهبري باشيم حتي در جامعه هاي غير ديني و غير اخلاقي سخنان فرد خاص حكم است، بنابراين ما بايد رهبري را فصل الخطاب بدانيم، بايد از خود بپرسيم آيا ما حاضريم مثل فرانسه بشويم كه زني براي كانديداهاي رياست جمهوري مطرح مي شود كه بدون داشتن شوهر صاحب دو فرزند است و يا مثل آمريكا بشويم كه سگ بازي حرف آخر را براي ما بزند.
در نظام جمهوري اسلامي ايران فردي در راس است كه پايبند به اخلاق و خداترس است. ساختار نظام ما بسيار محكم است و كسي نمي تواند عمدا به نظام ضربه زند، البته اشكالاتي هم داريم كه بايد آنها را برطرف كنيم.
بنده معتقدم راه اندازي نظام نخست وزيري حرف درستي است؛ چرا كه از بسياري از تنش ها جلوگيري مي كند. سوءاستفاده از راي نبايد صورت گيرد هر سه قوه بايد همتراز با هم عمل كرده و هماهنگ كننده آنها نيز مقام معظم رهبري باشد و نكته آخر اينكه افرادي كه بيشترين زندگيشان را براي اين انقلاب گذاشتند، نبايد تا يك خطايي از جانب آنها صورت مي گيرد، كنار گذاشته شوند. اگر قرار باشد قانون اساسي يك روز تغيير كند بايد اين تغيير با حفظ اصول تغييرناپذير قانون اساسي صورت گيرد.