چرا عبدالله زبير برخلاف همه ‌حسين(ع) را به ترك مكه تشويق مي‌كرد؟
کد خبر:۱۵۷۹۱۸
با کاروان سیدالشهدا(ع) از مدینه تا کربلا -2

چرا عبدالله زبير برخلاف همه ‌حسين(ع) را به ترك مكه تشويق مي‌كرد؟

در ايـامـى كـه سيدالشهدا (ع) در مكه اقامت داشتند، افراد زيادى ايشان را از پذيرش دعوت كوفيان برحذر داشتند، اما در اين مـيـان عبداللّه ابن زبير با گوشه و كنايه حضرت را به ترك مكه تشويق مى‌كرد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، فاطمه ابراهيمي؛ پس آن حضرت راه بزرگ و اصلى را انتخاب و به طرف مكه حركت كرد، خاندان امام (ع) گفتند: «همان طور كه پسر زبير از بيراهه رفت بهتر است كه شما هم از بيراهه برويد و مانند او مورد تعقيب قرار نگيريد.» حضرت فرمود: «من هرگز چنين نخواهم كرد و از راه راست به در نروم، تا خداوند آنچه را كه اراده اوست ميان ما حكم فرمايد.»در همين مواقع بود كه عبد الله بن مطيع او را ملاقات كرده رو كرد به آن حضرت و گفت: «جانم فداى شما باد قصد كجا داريد؟»

عبد الله بن مطيع: كوفه شهرى است كه هرگز خيرى در آن وجود نداشته ...

امام فرمودند: «اكنون به مكه مى‏روم، و پس از آن از خداوند طلب خير مى‏كنم.» ابن مطيع گفت: «خدا شما را خير دهد و ما را فدايى شما قرار دهد. به نظر من چنانچه به مكه مى‏رويد بهتر است كه هرگز رهسپار كوفه نگرديد. كوفه شهرى است كه هرگز خيرى در آن وجود نداشته و براى كسى مبارك نبوده است. در همين سرزمين بود كه پدر بزرگوارت به شهادت رسيد و برادرت نيز خوار شد و از سوى دشمن هدف تير قرار گرفت تا آنجا كه نزديك بود جان خود را از دست بدهد.

من به شما توصيه مى‏كنم كه هرگز مكه را ترك نكنيد؛ زيرا كه شما سرور عرب هستيد و در بزرگى ميان مردم حجاز هيچ يك به پايه شما نمى‏رسد. پس مردم از هر سو به جانب شما رو مى‏آورند. جانم فداى شما باد بار ديگر سفارش من به شما اين است كه از مكه و حرم شريف دور نگرديد. سوگند به خداى چنانچه شما را آسيبى رسد و از ميان ما برويد، آن وقت است كه ما به دستبرد راهزنان گرفتار خواهيم شد.»

ورود امام حسين (ع) به مكه در روز جمعه سوم شعبان بوده است و چنان كه قبلا اشاره شد، خروج آن حضرت از مدينه در بيست و هشتم رجب اتفاق افتاد؛ بنابراين فاصله اين دو شهر را در مدت پنج روز طى كردند. امام (ع) به مكه وارد شد، در حالى كه اين آيه را مى‏خواندند: «و لما توجه تلقاء مدين قال عسى ربي ان يهديني سواء السبيل.»

هنگام ورود امام (ع) به مكه، سوم شعبان بود. بقيه اين ماه و همچنين ماه هاى رمضان و شوال و ذيقعده را در مكه اقامت كرده و هنگام خروج آن حضرت از مكه هشتم ذى حجه بوده است. طى اين مدت كه امام (ع) در مكه اقامت داشت، مردم از اطراف به خانه او رو مى‏آوردند و بزرگان قوم از نقاط دوردست و شهرهاى مختلف به ديدارش نايل مى‏شدند. پسر زبير كه در مكه پيوسته كنار خانه كعبه به نماز و طواف پرداخته بود، به همراه مردم گاه دو روز متوالى و گاه دو روز يك بار به ديدار آن حضرت مى‏شتافت و به مشورت با امام (ع) مى‏پرداخت.

وجود آن حضرت در مكه از همه كس بر او گرانتر بود؛ زيرا كه خود مى‏دانست كه تا حسين (ع) در مكه هست مردم حجاز با او بيعت نخواهند كرد؛ چرا كه امام حسين (ع) نزد مردم محبوب‏تر و مقامش والاتر است و مردم نيز به وى ميل و رغبت بيشترى دارند، آمدن آن حضرت به مکه، همراه با سر باز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت و این خبر تا به کوفه نيز رسید.

سید الشهدا (ع) به خاطر نا امنی مکه تصمیم گرفت حج را به عمره مفرده تبدیل کند

سید الشهدا(ع)به خاطر نا امنی مکه تصمیم گرفت حج را به عمره مفرده تبدیل کند، بنابراین احرام بست و طواف و سعی و تقصیر انجام داد و از احرام بیرون آمد، این مسئله از نظر فقهی نیز بی اشکال است. در حدیث است که امام حسین (ع) روز ترویه در حالی که در عمره بود، به سوی عراق بیرون شد: «ان الحسین بن علی (ع) خرج یوم الترویه الی العراق و کان معتمرا»

کار امام حسین(ع)هم جنبه حفظ قداست حرم الهی را داشت و هم نمی خواست در ایام حج و در بیت الله الحرام خونش ریخته شود و هم با بیرون شدن از مکه، در روزی که همه از هر سو به مکه آمده اند و عازم عرفاتند، نوعی بیدارگری در وجدان ها و ایجاد سوال در ذهن هاست و به این صورت، خبر خروج اعتراض آمیز وی بر ضد حکومت، توسط حاجیانی که از همه جا آمده اند و اینکه آن حضرت در حرم امن الهی هم امنیت و مصونیت ندارد، همه جا پخش می شد و این نوعی مبارزه تبلیغاتی بر ضد یزید بود.

امام(ع)مسلم بن عقیل(ع)،پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع) با او بیعت کردند و مسلم (ع) هم نامه ای به امام حسین(ع) نگاشت و حرکت فوری امام(ع) را گزارش داد.

عبداللّه بن زبير از حـضـور امـام حـسـيـن (ع ) در مكه به شدت نگران بود

هر چند امام حسین(ع)کوفیان را به خوبی می شناخت و بی وفایی و بی دینیشان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم (ع) نمی توان اعتماد کرد، ولیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.

در ايـامـى كـه حـضـرت در تـدارك مـقـدمـات سـفـر بـود، افراد زيادى با انگيزه هاى مختلف با ايشان سخن گفتند و وي را از پذيرش دعوت كوفيان برحذر داشتند و حضرت به هر يك از آنها متناسب با انگيزه و مرامش پاسخ مى گفت و بدينوسيله از عزم راسخ خود پرده مى داشت.

در مـيـان كـسـانى كه در اين باره با امام صحبت كردند عبداللّه بن زبير وضعيت خاصى داشت او از حـضـور امـام حـسـيـن (ع ) در مكه به شدت نگران بود؛ زيرا با وجود آن حضرت كسى به او اعتنا نـمـى كـرد بـه همين جهت با گوشه و كنايه حضرت را به ترك مكه تشويق مى كرد.

امام حسين: «پدرم به من گفته است مكه را قوچى است كه با خونش حرمت حرم شكسته مى شود و من نمى خواهم آن قوچ باشم.»

در يكى از اين برخوردها پس از اين كه امام را به سفر به كوفه تشويق كرد براى اين كه متهم نشود، گفت: «اما اگر بخواهى در اينجا بمانى و اداره امور را به عهده بگيرى، ما هم ياريت مى كنيم و با تو بيعت مى كنيم و خيرخواه تو خواهيم بود.» حضرت فرم                                  ود: «پدرم به من گفته است مكه را قوچى است كه با خونش حرمت حرم شكسته مى شود و من نمى خواهم آن قوچ باشم.»عـبـداللّه گـفـت: «اگـر مـى خواهى اداره امور را به من بسپار, در اين صورت هم هر امرى داشته باشى اطاعت مى شود.»

حضرت فرمود: «اين را هم نمى خواهم.» بعد از آن مدتی مخفیانه با هم سخن گفتند، آنگاه حضرت رو به اصحاب کرده فرمود: «او به من مى گويد در مسجد الحرام بمان، من مردم را به گردت جمع مى كنم. به خدا من اگر در يك وجبى مسجدكشته شوم، بيشتر دوست دارم تا در درون آن كشته شوم و اگر در دو وجبى مسجد كـشـتـه شـوم بيشتر دوست دارم تا در يك وجبى آن. به خدا قسم اگر خود را در سوراخ جانوران مخفى كنم مرا بيرون مى كشند و مرا مى كشند. به خدا اينان بر من ستم مى كنند، همچنان كه بنى اسرائيل در روز شنبه تعدى كردند.»
 
با این حال تا هشتم ذی الحجه، یعنی روزی که همه مردم مکه عازم رفتن به «منی» بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله ای تمام می خواست خود را به مکه برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود ،از مکه به طرف عراق خارج شدو با این کار هم به وظیفه ی خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده بلکه علیه او قیام کرده است.

ادامه دارد...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار