رسانه‌هاي بيگانه براي مصاحبه حاضر به پرداخت پول شدند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۸۴۱۰
ناگفته‌هاي رامين رسولي بسيجي و جانباز 70 درصد فتنه 88؛

رسانه‌هاي بيگانه براي مصاحبه حاضر به پرداخت پول شدند

در آن زمان خانمي به اتفاق يك آقاي فيلمبردار در بيمارستان به سراغ ما آمدند و گفتند از تلويزيون تپش براي مصاحبه آمدند اما ما حاضر به مصاحبه با انها نشديم و زماني كه پيشنهاد پرداخت پول دادند ضمن درگيري با آنها گفتم كه شرف ما فروختني نيست.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، شايد كمتر كسي فكر مي كرد وقتي جريان فتنه پيش آمد نسلي كه جنگ را نديده و تجربه نكرده بود به ميدان بيايد و فتنه را مهار كند برخي فكر مي كردند كار نظام با اين فتنه تمام است.
 در يك روز باراني رامين رسولي از جانبازان فتنه 88 به اتفاق پدرش مهمان روزنامه جوان شدند تا از اين فتنه بگويند آنها از ناگفته‌هايي گفتند كه به خاطر برخي مسائل حاضر به بيان آن شدند، گفت و گوي ما با اين پدر و پسر را مي خوانيد.

 از خودتان برايمان بگوييد.
 
رامين رسولي متولد سوم بهمن 64 اهل شهر ري هستم از زماني كه يادم مي آيد عضو بسيج بودم اما سابقه بسيجي فعال بودنم به سال 82 بر مي گردد، تا قبل از مجروح شدن در رشته گرافيك تحصيل مي كردم اما پس از نابينا شدن در رشته فقه و حقوق دانشگاه آزاد شهر ري به ادامه تحصيل مشغول شدم.

 از حادثه‌اي كه برايتان اتفاق افتاد، بگوييد.

روز بيست و پنجم خرداد 88 همزمان با اوج گرفتن آشوب‌هاي خياباني از طرف بسيج شهر ري به منطقه صادقيه اعزام شديم هنوز دقايقي از حضورم نگذشته بود كه ناگهان يك موتور سيكلت سوار به من نزديك شد و بعد حس كردم چيزي به صورتم خورد اما ديگر متوجه چيزي نشدم تا اينكه روي تخت بيمارستان به هوش آمدم.
 
بعدها به من گفتند كه يك ترقه دست ساز كه حاوي سنگ و سرب بوده به صورتم خرده و باعث نابينا شدنم شده است.
 
 ضارب شناسايي شد يا خير؟

اصلاً برايم مهم نبود و حتي شكايت نيز نكردم و رسيدگي را به سپاه سپردم و هنوز هم نمي دانم شناسايي و دستگير شده است يا خير و اينكه گفتم موتور سوار بود نيز از طريق دوستانم متوجه شدم.

 چگونه از مجروح شدن فرزندتان باخبر شديد؟

پدر: شب حادثه يك نفر از بيمارستان پيامبران با ما تماس گرفت و گفت كه رامين مجروح شده و اكنون در اين بيمارستان تحت درمان قرار گرفته است و زماني كه ما به بيمارستان رسيديم، ديديم چشم رامين بسته شده است و در داخل ICU قرار داد وقتي علت حادثه را پرسيديم، گفتند كه سنگ به چشم او خورده است و بعد هم براي ادامه معالجات رامين را به بيمارستان شهيد لبافي نژاد بردند.

وضعيت چشمانت چطور است؟

رامين: يكي از چشمانم تخليه شد و چشم ديگر نيز تنها نور كمي را مي بيند.

در اين مدت چه كساني به عيادت آمدند و چه كمك‌هايي به تو شد؟
 
رامين:
بعد از اين حادثه از سوي سپاه حمايت شدم هزينه پروتز چشم مرا آقاي تمدن، استاندار تهران پرداخت كرد علاوه بر آن افرادي همچون سردار نقدي و برخي از بچه‌هاي سپاه و بسيج به ديدنم آمدد حتي در ديداري كه با دكتر احمدي نژاد داشتم به ايشان گفتم هيچ توقعي ندارم و تنها از شما مي خوام براي اشتغال كاري انجام دهيد اما با وجود دستوري كه ايشان دادند اما متاسفانه دستور ايشان عملي نشد.
 
اكنون مخارج تحصيل و زندگي تان چگونه تامين مي شود؟

پدر: از آنجايي كه قبلاً از پيمانكاران شهرداري بودم در ديداري كه با دكتر قاليباف داشتم از ايشان خواستم كه طبق ضوابطي كه افرادي عادي كانكس براي غرفه ميوه و تربار مي دهند يك كانكس به ما اجاره دهند و حتي حاضر نشدم كه اجاره را 10 قسطي به پيردازم و اكنون نيز چون رامين براي درس خواندن و كلاس كامپيوتر نياز به كسي دارد با يك نفر شريك شدم تا بتوانم به امور درس رامين رسيدگي بيشتري كنم.

 در ضمن با توجه به اينكه رامين جانباز 70 درصد است، 60 درصد شهريه دانشگاه آزاد را بنياد شهيد و امور ايثارگران پرداخت مي كند و 40 درصد مابقي را ما مي پردازيم.
 
 در زماني كه رامين در بيمارستان تحت مداوا بود آيا راديو و تلويزيون بيگانه با شما مصاحبه كردند؟

پدر: در آن زمان خانمي به اتفاق يك آقاي فيلمبردار در بيمارستان به سراغ ما آمدند و گفتند از تلويزيون تپش براي مصاحبه آمدند اما ما حاضر به مصاحبه با انها نشديم و زماني كه پيشنهاد پرداخت پول دادند ضمن درگيري با آنها گفتم كه شرف ما فروختني نيست.

 رامين چگونه با مجروح شدن كنار آمد؟
 
 
پدر: رامين خيلي صبور بود و از زماني كه اين حادثه براي او پيش آمد صبرش چندين برابر شد حتي زماني كه مادرش به خاط تخليه چشم او دچار حمله قلبي شد او مارا به صبر دعوت مي كرد.

 در خصوص بحث فتنه چه نظري داريد؟

پدر: همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند و اين حوادث را به عنوان فتنه تعبير كردند برخي افراد به خاطر زياده خواهي پا روي قرآن و ولي فقيه گذاشتند و جالب است بگويم كه رامين از قبل اين موضوع را به ما گوشزد مي كرد.
 
 اگر خداي نكرده اين حوادث تكرار شود باز هم حضور جدي خواهيد داشت؟

پدر: مطمئن باشيد من و خانواده‌ام حتي براي لحظه‌اي درنگ نخواهيم كرد. 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار