عباسي: حواس بسيجي به لانه بورس در تهران باشد / مصلح اجتماعي باید انگارههای مشکلدار را شناسایی و نابود كند
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، دكتر حسن عباسي در ادامه جلسه سیصد و ششم از سلسله جلسات طرحريزي استراتژيك كلبه كرامت تحت عنوان «شورش عليه طمع 5» با اشاره به جنبش والاستريت گفت: والاستریت معدن فسق و فجور است. فکر نمیکنم در عصر آتیلا، نرون، فرعون و هر جنایتکار ديگری بتوان لانه فسادی عمیقتر از والاستریت پیدا كرد.
اساس والاستريت طمع است
وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري در زمينه وال استريت گفت: تأکیدی که مقام معظم رهبری داشتند، این است که والاستریت مقوله مهمی است، والاستريت به یک دلیل اهمیت دارد، اگر لانه فسادی میخواهید که همه جور فساد در آن تئوریزه شده باشد، والاستريت بهترين نمونه است، اساس والاستریت طمع است، لذا بايد طمع را بزداییم و یک گزاره جديد را جایگزین آن کنیم.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز گفت: نمونه مورد بررسی امروز، فیلم سینمایی مارجینکال است؛ این فیلم كه در سال 2011 ساخته شد، اساس و پایه فروپاشی وال استرت را نشان میدهد.
پديده شرخرها و ارتباط آن با والاستريت
عباسی گفت: امروزه شما پدیدهای به نام شهرخر را میشناسید، شرخرها زمانی به عرصه میآیند که كسي چک میکشد تا دو ماه دیگر پول ماشینی که نسیه خریده است را پرداخت كند، یعنی الان پول ندارد و ماشین را نسیه میخرد و برای دو ماه دیگر چک میدهد، اگر پس از گذشت دو ماه چک برگشت و حساب خالی بود، چه میکنید؟
وي افزود: حال دو ضلع به وجود میآید، ضلع شما و کسی که چک را صادر کرده است، پس نفر سومی را در میان میآورید. شرخر چک شما را که 10میلیون تومان است به 9میلیون تومان میخرد و به زور از آن فرد 10میلیون تومان را میگیرد. مثلثی از این مدل در وال استرت وجود دارد که قبض وال استرت از آن جا شروع شده است.
كلاهبرداران متشخص
وي به تشريح پديده مارجينكال پرداخت و گفت: مارجینکال، تماس تلفنی است که در تئوریهای اقتصادی گفته میشود فردی کناره، حاشیه و یا لبه سهامی را میخرد و پول ندارد، پس وثیقه میگذارد و نسیه میخرد، سپس از طرف فروشنده تماس میگیرند که باید وثیقه بیشتری گذاشته شود، این گونه عمل میشود که سهام پایین بیاید.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز گفت: اما شکل دیگری هم در مارجینکال است که سهامدارها وقتي میفهمند سهام در حال سقوط است، در حالی که صاحب سهام بیخبر است، تماس میگیرند و سهام را به دیگران با ضرر میفروشند؛ مانند ضرری که در مقابل شرخر میکنید؛ آنها افرادي متشخص، کراواتی و شش تیغه هستند که سر دیگران کلاه میگذارند.
حواس بسيجي باید به لانهای مانند لانه بورس در تهران باشد
عباسي افزود: بنابراین مصلح اجتماعی (روشنفکر، بسیجی، حکیم، استراتژیست) باید انگارههای مشکلدار را شناسایی کرده، به آن هجوم برده و آن را نابود کند و به علاوه جایگزین مناسبی هم براي آن ایجاد نمايد. بسیجی باید در میدان باشد تا فضیلتها حفظ شود، یکی از میدانها این است كه باید حواسش به لانهای مانند لانه بورس در تهران باشد.
وي گفت: امروز کاپیتالیسم و لیبرالیسم از پدیده وال استرت در حال نابودی است. مارجینکال را میبینیم که در تیتراژ آن از جِی جِی ابرامز و استیون اسپيلبرگ تشکر کرده است.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز تأكيد كرد: مسئله اصلي جامعه ما در دانش استراتژی و فقر جامعهسازی است، اينكه چگونه انگارههای سلبی را از بین ببریم؟ گمان کنید در جبهه در شب و در خاکریز قرار داريد چگونه باید دشمن را شناسایی کنيد و مورد هجوم قرار دهيد.
مدیریت امنیت برگشت وام
عباسي به تشريح فيلم سينمايي مارجينكال پرداخت و گفت: فیلم سینمایی مارجینکال از طرح تعدیل نیرو در سال 2008 در آمریکا که شرایط اقتصادی خراب شد، شروع ميشود. شرکت موردنظر بستهها و وامهایی میدهد و طبقهای را نشان میدهد كه طبقه مدیریت بحران با تئوریهای اقتصادسنجی است و در واقع مدیریت کاهش ریسک و مدیریت امنیت برگشت وام میباشد.
وي در ادامه گفت: در این مرحله باید محاسبه کنند و حوزه بیزینس و تجارت در VAI که اساس پیشبینیهای آینده است را مهیا کنند. در غرب به دليل اين كه شركتها خصوصی هستند، اگر بخواهند کسی را از کار برکنار کنند محترمانه جعبه وسایل او را به دستش میدهند و میگویند خوش آمدی.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با بيان نكته قابل توجه فيلم که همه شخصیتهای متخصص و افرادي كه در شرکت کار میکنند، دکترا دارند، گفت: قضایا از محاسباتی که بر روی کم کردن بحران اقتصادی انجام میشد، آغاز ميشود.
وي در ادامه گفت: در این شرکت فردی که 19سال سابقه کار داشت را تعدیل نیرو، و تلفنش را هم قطع کردند، حال اگر این قضیه در ایران انجام میشد افراد جلوی مجلس خودشان را به آتش میکشیدند.
زندگی سگی در غرب
عباسی ادامه داد: تا این جا متوجه شدیم که این شرکت 107سال است که وجود دارد و رئیس فعلی آن 36 سال است که در آن کار میکند و از هر 7 نفر 3 نفر تعدیل نیرو شدهاند. این وضعیت کرامت انسانی در غرب است که ظرف نیم ساعت انسانها را از کار بیکار میکنند.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز گفت: اصطلاحی قبل از انقلاب مرسوم بود به نام زندگی سگی که این همان زندگی سگی یا حیات خبیثه است.
وي در ادامه گفت: در بخشی از فیلم یکی از کارکنان بخش بحران شرکت که از ماجرای بحران شرکت اطلاع داشت در خیابان به مردم نگریست و رو به همکارش گفت: چه آرام هستند و نمیدانند که چه به سرشان میآید! كه اشاره به بی خبری مردم دارد که خبر ندارند چه اتفاقی میافتد و همان است که قضیه وال استرت آغاز شد.
عباسي با بيان اينكه جاهايي كه این اتفاقات میافتد و این بلاها را سر مردم میآورند را باید شناخت و نابود کرد، گفت: فردی که این سخن را نسبت به مردم گفت جوان 23سالهای است که نماد نسل بعد است و تمام دغدغهاش این است که چه مقدار حقوق میگیرد، اين چشم نگران نسل بعد را نشان میدهد.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز در ادامه بررسي فيلم گفت: پیتر جوان 28سالهای است که در رشته مکانیک دکترا گرفته و دو سال و نیم در این شرکت کار، فسق و فجور را محاسبه میکند. كار این فرد نابغه محاسبات فضایی است كه این شغل یعنی کار در وال استرت از کار در ناسا براي او بیشتر میارزد.
والاستريت بر لبه پرتگاه
وي افزود: لحظاتی در فیلم است كه رئیس پیتر و جوان 23ساله بر روی لبه پرتگاهی نشستهاند و این را نشان میدهد که ترس مردم از این است که بیافتند؛ اين نمايش، عملا سقوط را تداعی میکند يعني همه در حال سقوط هستیم.
عباسي گفت: این جوان 23 ساله كه نماینده نسل بعد است، ضریب تصاعدی افزایش حقوق کارکنان شرکت تا رؤسا را مطرح کرده و نشان میدهد كه خودش 250 هزار دلار، ویل امرسون رئیسش دو میلیارد و 500 هزار تومان، رئیس رتبه بالاتر 86 میلیون دلار یعنی هشت میلیارد تومان دريافت میکند.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز افزود: در مقطعی از فیلم نشان میدهد که یکی از این محاسبهگران اقتصادسنجی اذعان میکند که این فرمول محاسباتی چند ساله اشتباه است، در حالی که افراد در دنیا از این فرمول در محاسباتشان استفاده میکنند، اما هیچکس نمیگوید این فرمول اشتباه است.
عباسی در ادامه توضيح درباره فیلم گفت: اگر قضیه بدهی و ورشکستگی وال استریت به بازار اعلام شود، بیچارگی است، لذا باید مکتوم بماند و افشا نشود.
ادبيات نظامي والاستريت در عرصه اقتصاد
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به ادبيات نظامي وال استرت در عرصه اقتصاد گفت: من تا كنون دیسیپلینی به اندازه وال استرت ندیدم که همان شب ستاد عملیات آنها دور هم جمع شدند تا مدیریت بحران جدید را انجام دهند، يعني ادبیات کاملا نظامی است؛ در هالیوود اقتصاد کاملا نظامی است.
وي افزود: جلسات هماهنگی و بریفینگي که تشکیل میدهند کاملا نظامی و محکم است. انضباط پولادین، چیزی است که روشنفکر وطنی نمیتواند صدای آن را دربیاورد. کفر در آنجا از عالیترین سطح نوابغ نشأت گرفته است.
عباسي با طرح اين موضوع كه ادبیات کرامت انسانی در جايي از اين فيلم حاكم نيست، گفت: جمله معروف تاریخی در فیلم اين است: «با یک کیسه زباله بزرگ متعفن در طول تاریخ کاپیتالیسم در ارتباط هستیم»؛ زیرا در چند هفته گذشته زمینه فروپاشی شکل گرفته و بعد از دو الی سه هفته تازه متوجه شدند.
ادامه دارد ...