کد خبر:۱۵۹۹۲۹
بازخواني وقايع عاشوراي 59 و عاشوراي 88؛
نقش آفريني حاميان «بني صدر» و «ميرحسين» در عاشوراي 59 و 88
واقعه عاشوراي سال 1359 در تاريخ ثبت شد تا در عاشوراي سال 1388 تاريخ يكبار ديگر تكرار شود با اين تفاوت كه كف و سوتهاي عاشوراي 59 را حاميان بني صدر و كف و سوت عاشوراي 88 را حاميان ميرحسين موسوي رقم زدند.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ همزمان با آبان سال 1359 خورشيدي كه مصادف بود با عاشوراي سال 1402 ابوالحسن بني صدر در نظام سياسي ايران در سمت نخست وزيري قرار داشت.
در آن سال در حالي كه كشور گرفتار جنگ بود، تحركات منافقين نيز اوضاع داخلي كشور را دچار تشنج و آشفتگي كرده بود.
از سوي ديگر ابوالحسن بني صدر كه در راس دولت قرار داشت، در موقعيت هاي مختلف لب به سخنراني ها و اظهاراتي باز مي كرد كه شگفتي امام (ره) و ملت ايران را به خود جلب مي كرد.
يكي از اين اظهارات در روز عاشوراي سال 1402 هجري قمري بود. مردم در ميدان آزادي تجمع كرده بودند و بني صدر در بين آنها حضور يافت تا به عنوان نخست وزير مملكت در جمع مردم سخنراني كند.
بني صدر در سخنراني خود با طرح اين سوال كه در قانون اساسی ما مگر شکنجه حرام و ممنوع نشده است؟ گفت: در کجای دنیا و در کدام دین و در کدام کشور اسلامی و حکومت اسلامی شش نوع زندان وجود دارد؟ چرا اینها تعطیل نمی شود؟
در اين هنگام بسياري از حاضرين در ميدان آزادي شروع به سوت و كف زدن كردند تا حمايت خود را از سخنان بني صدر نشان دهند.
بني صدر ادامه داد: چرا باید هر کس و هر نهادی یک زندان داشته باشد؟ اینها باید تعطیل شود.
وي در ادامه سخنان خود كه هدفش متهم كردن انقلاب، نظام و امام بود، گفت: «جو اسلام، جو اعتماد است. این همه دستگاههای ترسناک و مخوف درست نکنید. چرا هیئتی تشکیل نمی شود به کار این زندان های گوناگون نمی رسد؟ چرا در رژیم اسلامی، انسان و جان او این همه بی منزلت شده است که بتوان مثل آب خوردن محکوم کرد و بدون اینکه کسی بفهمد، کار او را تمام کرد؟ چه طور می شود که اشخاص را می گیرند و به زندان می برند و ماه ها جزء فراموش شدگان می شود. بس کنید این کارها را. دستگاه قضایی ما باید بی طرف باشد، مستقل باشد و نباید اجازه داد انواع و اقسام پیدا کند و ابزار قدرت سیاسی شود.»
اين سخنان بني صدر با كف و سوت زدن هاي ممتد و مكرر تجمع كنندگان در ميدان آزادي همراه بود.
و از همان زمان آرام آرام زمينه اي فراهم شد تا مردم كه بني صدر را نسبت به ارزش هاي ديني و اسلامي و حرمت محرم و عاشوراي امام حسين بي تفاوت ديدند، بي حاشيه برانند، البته اين به حاشيه راندن شامل حال بني صدر و همه نزديكانش بود.
امام خميني كه تا قبل از آن بارها و بارها نسبت به تحرك و نفوذ منافقين به بني صدر هشدار داده بود، بعد از سخنراني روز عاشورا آشكارتر و عني تر نسبت به اين مسئله هشدار داد.
به طوري كه يك سال بعد يعني 11 تير سال 60 امام خيمني در سخنراني در جمع خانواده هاي شهداي هفتم تير، وقايع روز عاشوراي سال 59 را رقم خورده از سوي حرمت شكنان عاشورا دانست.
امام در آن سخنراني فرمود: «بیجهت نیست که در آن نطقهاى با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت مىزنند و کف مىزنند.
امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى یک نفر آدمى که با آنها دوست است، کف مىزنند و سوت مىکشند و امریکا را از یاد مىبرند. خط این بود که اصلاً امریکا منسى بشود.
یک دسته شوروى را طرح مىکردند تا امریکا منسى بشود، یک دسته «اللَّه اکبر» را کنار مىگذاشتند، سوت مىزدند و کف مىزدند آن هم روز عاشورا.»
امام خميني در اين سخنراني با اشاره به اينكه منافقين كه اجير شده آمريكا هستند از نظر ما تفاله اي بيش نيستند، فرمود: «نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با امریکا هستیم.
ما در جنگ با امریکا و تفالههاى امریکا [هستیم]، این تفالههایى که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الآن هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایى کنید و به دادگاهها معرفى کنید، ننشینید که باز یک جایى را آتش بزنند.
اینها مىخواهند خرابى کنند، کار ندارند به این که کى کشته بشود و کى از بین برود، دشمنى خصوصى هم با هیچ کدام ندارند.»
در اين سخنان كه امام به بني صدر نهيب مي زد، ادامه داد: «مشت اینها باز شد که اینها از چه سنخ آزادى مىخواهند؛ آزادى انفجار! آزادى انفجار اینها مىخواهند.
اینها مىخواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توى مردم و بعد از یک سال دیگر بسیارى از جوانهاى ما را منحرف کنند، آزادانه و بسیارى از کارهایى که مىخواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، براى اینکه، آزادى است!»
تكرار تاريخ در عاشوراي 88
و اينگونه واقعه عاشوراي سال 1359 رقم خورد و در تاريخ ثبت شد تا يك بار ديگر در دي ماه عاشوراي سال 1388 تاريخ يكبار ديگر تكرار شود با اين تفاوت كه كف و سوت هاي عاشوراي 59 حاميان بني صدر بودند و كف و سوت زدن هاي عاشوراي 88 حاميان ميرحسين موسوي بودند.
دي ماه سال 1388 همزمان با محرم سال 1331 هجري شمسي و درست چند روز قبل از روزهاي تاسوعا و عاشورا، زمزمه هاي تبليغات رسانه ها و ماهواره ها براي ايجاد موج جديدي از اعتراضات حاميان جريان سبز، در روزهاي تاسوعا و عاشورا شنيده مي شد.
با تبليغات گسترده اي كه صورت گرفت، در روز تاسوعا جمعيتي كه از 500 نفر تجاوز نمي كرد، در خيابان انقلاب و خيابان هاي منتهي به آن جمع شده و شروع به سر دادن شعارهاي انحرافي كردند. در اين حين نيروي انتظامي وارد عمل شد و با اغتشاشگران و تجمع كنندگان برخورد سنگيني كرد تا آنها را پراكنده كند.
همين مسئله باعث شد كه نهادهاي مسئول چنين تحركاتي را در روز عاشورا پيش بيني نكنند. اما آنچه در روز عاشوراي رقم خورد چيزي جز اين بود؛ زيرا حاميان موسوي از حضور مردم در حسينيه ها و تكايا و مساجد به نحو مطلوب بهره جسته و در خيابان هاي مركزي تهران از جمله انقلاب و خيابان هاي منتهي به آن تجمع و اغتشاش كردند.
اغتشاش گران به صورت سازماندهي شده و بدون حمل هرگونه ادوات مخصوص عزاداران و دستهجات عزاداري، نمادهاي سبز را حمل ميكردند و در يك تركيب سازماندهي شده خيابانهاي اسكندري را به سمت تقاطع خيابان توحيد، ميدان فردوسي، ميدان انقلاب، ميدان امام حسين(ع)، پل چوبي، خيابان حافظ، چهارراه كالج و چهارراه وليعصر طي كردند.
اين جماعت كه همگي طرفدار موسوي بودند شعارهاي «مرگ بر ديكتاتور»، «يا حسين ميرحسين» و «مرگ بر اصل ولايت فقيه» سر مي دادند.
از طرفي ديگر همچون واقعه عاشوراي سال 59 دستهاي خود را بالاي سر گرفته و كف و سوت ميزدند.
آنها به چوب، چماق و سنگ مسلح بودند و پس از هر درگيري با نيروهاي انتظامي و متفرق شدن، به خيابانهاي فرعي هجوم ميآوردند و به تخريب اموال عمومي بويژه شكستن شيشهها ميپرداختند.
ايجاد اختلال در تردد مردم از جمله كارهاي ديگر اين جماعت در روز عاشورا بود به طوري كه آنها در تقاطع اسكندري- آزادي با كندن ميلههاي خطوط ويژه اتوبوسهاي تندرو و قرار دادن آنها در وسط خيابان تردد مردم را مختل مي كردند.
در تقاطع كريمخان- حافظ، 2 خودروي پليس به دست آنها به آتش كشيده شد، همچنين در مسيرهاي اصلي مانند خيابان انقلاب و خيابان كريمخان اقدام به آتش زدن سطلهاي زباله و قرار دادن آنها در وسط خيابان كردند، بطوري كه دود ناشي از اين اقدام برخي خيابانها را فراگرفت.
در همين حين در ميدان ولي عصر نيز كيوسك نيروي انتظامي و يك خودروي پليس را به آتش كشيده و شروع به پايكوبي كرده و در حاشيه ميدان وليعصر(عج) پرچمهاي مقدس يا زهرا(س) و يا حسين(ع) توسط حاميان موسوي پاره و به آتش كشيدند.
زير پل كالج نيز، جمعي از كادرهاي نيروي انتظامي را به گروگان گرفته و بشدت مضروب كردند؛ چند بانك و مغازه شخصي را به آتش كشيده و مركز بسيج وزارت نفت را نيزآتش زدند.
با نزديك شدن به ظهر و انتشار خبر هتك حرمت روز عاشورا در هيأتهاي مذهبي و مساجد، عزاداران حسيني به خيابانهاي مركزي تهران گسيل شدند.
شمار قابل توجهي از مردم نيز در تقاطع انقلاب- فلسطين تجمع كردند. اين افراد با سردادن شعارهاي انقلابي از جمله «لبيك يا خامنهاي لبيك يا حسين است» و سينهزني، اقدامات خرابكارانه اغتشاشگران را محكوم كردند.
و در نهايت از عصر همان روز محكوم كردن اين حرمت شكني كه در عاشوراي 59 از سوي حاميان بني صدر و در عاشوراي 88 از سوي حاميان مير حسين موسوي رقم خورد، مورد محكوميت قرار گرفت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰