اختصاصي//
10 نكته در خصوص مجلس هشتم به روايت موسي قرباني
حجت الاسلام موسي قرباني، نماينده 4 دوره مجلس در يادداشتي اختصاصي كه براي «خبرگزاري دانشجو» ارسال كرد، 10 نكته خواندني در خصوص مجلس هشتم و انتخابات مجلس نهم مطرح كرد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام موسي قرباني؛ چرا قريب به اتفاق نمايندگان هر دوره براي مجلس بعد نامزد ميشوند؟ آيا نمايندگان هر دوره بهترين گزينهها و اصلح براي مجلس هستند؟
شايد نوشتن اين يادداشت دردسر آفرين باشد ولي براي روشنگري و بيان واقعياتي كه 16 سال در مجالس مختلف يافتهام آن را ضروري ديدم، قبل از ورود به اصل مطلب به عبارات زير كه مشابه آن را در ايام انتخابات هر دوره در جرايد مشاهده مي شود با دقت نگاه و تامل كنيد.
98درصد نمايندگان براي مجلس بعدي كانديدا شدند.
تعدادي از نمايندگان فعلي مجلس رد صلاحيت شدند.
65 درصد نمايندگان فعلي از راهيابي به مجلس بازماندند.
انتخاب 120 نفر از نمايندگان به مرحله دوم كشيده شد.
انتخاب 120 نفر از نمايندگان به مرحله دوم كشيده شد.
اين عبارات را در ايام انتخابات تمام ادوار مجلس شنيده ايم، به نظر شما اين عبارات طبيعي است و راهگريزي از تغيير آن نيست؟ حالا به عبارات زير كه ميتواند جايگزين آن شود توجه و آن را با عبارات بالا مقايسه كنيد.
35 درصد نمايندگان فعلي كانديداي مجلس بعد شدند.
كليه نمايندگان فعلي كه كانديدا شده بودند تاييد صلاحيت شدند.
كليه نمايندگان فعلي كه ثبت نام كرده بودند به مجلس راه يافتند.
انتخابات تنها براي 20 كرسي مجلس به مرحله دوم كشيده شد.
اكنون كه ذهن شما درگير عبارات فوق شد به عنوان كسي كه 16 سال در مجلس بوده و در تمام ادوار در مرحله اول و با اكثريتي حدود 60 درصد و هر دور بيشتر از دور قبل راي آورده است و سرد و گرم روزگار را در مجلس چشيده و كار كردن با همه جريانات سياسي را در مجلس تجربه كرده است ابتدا توضيحاتي در مورد جملات فوق مي دهم و سپس به تحليل آن ميپردازم.
1. كانديدا شدن قريب به اتفاق نمايندگان
واقعيت اين است كه در تمام ادوار مجلس اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان براي مجلس بعدي نامزد ميشوند و اين به دلايلي از قبيل اصرار اطرافيان، وابستگي به پست و مقام، احساس تكليف و امثال آن ميباشد و اگر تعداد اندكي هم ثبت نام نكردهاند بيشتر به دلايلي از قبيل شرايط سني يا تحصيلي بوده است و تعداد خيلي اندكي بر اساس ياس از راي آوردن يا عدم تكليف ثبت نام نكردهاند.
بعنوان مثال براي مجلس هشتم كه اشتياق عدم ثبت نام در نمايندگان زياد بود تنها 19 نفر ثبت نام نكردند و بيش از 94 درصد نمايندگان مجلس هشتم ثبت نام كردند كه اين آمار در مجالس قبلي كمتر است.
2. عدم تاييد صلاحيت تعدادي از نمايندگان
تقريباً كم يا زياد در هر دوره از مجلس يك يا چند نماينده با مشكل تاييد صلاحيت مواجه و از رقابت در انتخابات بازماندهاند ولي عدد آن در مجالس مختلف متفاوت است كه بيشترين فراواني را در مجلس ششم داشته است و از مجلس هفتم نيز 21 نفر تاييد صلاحيت نشدند، اين رد صلاحيت ناشي از مواردي از قبيل عدم صلاحيت از ابتدا كه بعداً كشف شده يا از دست دادن صلاحيت در حين نمايندگي و امثال آن مي تواند، باشد.
3. راي نياوردن دوم سوم نمايندگان
اين هم يك واقعيت است كه در هر دوره حدود دوم سوم نمايندگان موجود از راهيابي به مجلس بعدي بازماندهاند به عنوان مثال 108 نفر از نمايندگان مجلس هفتم به مجلس هشتم راه يافتند. راي نياوردن نمايندگان، دلائلي از قبيل عدم توانايي در ايفاي وظايف نمايندگي، عدم مشروعيت، بي توجهي به مسائل حوزه انتخابيه و عدم مقبوليت، نالايق بودن و ...... دارد.
البته مواردي از قبيل تبليغات غيرواقعي رقبا، تخريب نماينده، ايجاد توقعات غيرواقعي از نماينده در ذهن مردم و وعدههاي غيرعملي رقبا را در راي نياوردن نماينده نبايد از نظر دور داشت.
4. دو مرحلهاي شدن انتخابات
در تمام ادوار مجلس انتخاب حدود 40 درصد از نمايندگان به مرحله دوم كشيده شده و اين بدان معني است كه هيچ كس نتوانسته حتي 25 درصد آراء را به دست آورد و در مرحله دوم از بين دو نفري كه بيشترين راي را داشتهاند كه ممكن است حتي 10 درصد كل آراء باشد يك نفر با راي مردم به هر ميزان كه باشد انتخاب مي شود.
البته در ادوار مختلف مجلس اكثريت لازم براي راهيابي به مجلس متفاوت بوده است، در مجلس اول اكثريت 50 درصد ملاك راهيابي به مجلس بود كه بعداً به يك سوم و سپس 30 درصد و در حال حاضر هم 25 درصد كاهش يافته است.
اكنون كه تصويري از موضوع در ذهنتان ايجاد شد به اين مطلب مي پردازيم كه چرا در هر دوره 60 درصد نمايندگان از راهيابي به مجلس بعد باز مي مانند؟
چرا همه نمايندگان هر مجلس كانديداي مجلس بعد هستند؟ و آيا نمايندگان هر دوره واقعا بهترين گزينه براي نمايندگي هستند كه خودشان يا طرفدارانشان اصرار دارند كه حتما مجددا انتخاب شوند؟ آيا آن طور كه گفته ميشود حتما تكليف است كه در مجلس باشند؟ چرا اين تكليف فقط براي حضور در مجلس است و براي نيامدن و ميدان را به رقيب اصلح دادن احساس تكليف نمي شود؟
آيا نميشود كاري كرد كه با تيترهاي گروه دوم مواجه شويم و شاهد ثبت نام تعداد كمتري از نمايندگان فعلي براي مجلس بعد باشيم آن هم كساني كه مقبوليت و مشروعيت بيشتري دارند تا در نتيجه همه آنها هم تاييد صلاحيت شوند و هم راي بياورند؟
به نظر اينجانب عامل اصلي شكست نمايندگان به خودشان بر مي گردد زيرا وقتي نماينده يك دوره در مجلس بوده و هيچ ابتكار و خلاقيتي ازخود نشان نداده است به طور طبيعي راي نخواهد آورد پس دلايل ناكامي نمايندگان را بايد در خودشان جستجو كرد كه به موارد زير بر مي گردد.
5. كسب آراء ناچيز در مرحله اول راهيابي به مجلس
برخي از نمايندگان يا در مرحله اول ناپلئوني راي آورده اند يا اساسا در مرحله دوم انتخابات به مجلس راه يافته اند. انتخابات در مرحله دوم يعني اينكه حتي 25 درصد آراء مردم را كسب نكرده اند و مثلا 10 يا 15يا 20 درصد راي مردم را به دست آورده اند و در مرحله دوم يكي از دو نفري كه بيشترين راي را آورده است به مجلس راه پيدا مي كند و مهم نيست كه چه ميزان راي آورده و چند درصد مردم به وي راي داده اند و چه بسا حتي 10 درصد واجدين شرايط به وي راي نداده باشند.
بديهي است كسي كه كمتر از 25 درصد آراء حوزه انتخابيه را به دست آورده نخواهد توانست در دوره بعد اعتماد اكثريت مردم را به دست بياورد مگر اينكه با عملكرد 4 ساله خود اعتماد مردم را جلب كند كه تجربه گذشته چنين مطلبي را نشان نمي دهد و اكثر بازماندگان از مجلس افرادي هستند كه در مرحله دوم انتخاب شده اند.
6. عدم كارآيي در دوره نمايندگي
دوره نمايندگي فرصتي براي عرض اندام در عرصه قانونگذاري و نظارت و اثبات كارآيي است ولي گاهي متاسفانه يك دوره از عمر مجلس مي گذرد و غير از نطق ميان دستور كه براساس قرعه كشي انجام مي شود هيچ اقدامي از برخي نمايندگان ديده نمي شود و تنها در جلسات حضور پيدا مي كنند و بس، و گاهي هم اين حضور به گونهاي است كه علي رغم همه مواظبتها سوژه جذابي براي عكاسان مي شوند و سر از سايتهاي خبري در مي آورند و هم آبروي خود را مي برند و هم مجلس را.
از اين قبيل نمايندگان هيچ حضوري در تقديم طرحهاي قانوني و مراحل تصويب طرحها و لوايح ديده نمي شود البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه تنها ارائه پيشنهاد و مخالفت يا موافقت كافي نيست؛ زيرا چه بسا افرادي بخواهند صرفاً با بالا نشان دادن آمار نطق، خودشان را فعال نشان دهند، بلكه مهم، كارآيي است كه منجر به ارائه پيشنهادات و طرحهاي مفيد و موثر و مورد توجه نمايندگان مي شود لذا اگر آماري به دست آيد كه نشان دهد چه ميزان از اقدامات نمايندگان به صواب بوده و نهايي شده و چه ميزان با بي توجهي نمايندگان مواجه شده است بيشتر مشخص خواهد شد كه چه نمايندگاني كارآيي داشته و چه كساني سياهي لشكر بودهاند.
بديهي است نمايندهاي كه در طول دوره نمايندگي يك اقدام موثر انجام نداده و باعث سرافكندگي خود و موكلينش شده است نخواهد توانست راي مجدد آنان را به دست آورد بلكه گاهي راي مردم چنان معني دار است كه مي شود گفت از نماينده خودشان متنفر بوده و راي بسيار پايين و پيام داري به وي دادهاند.
اينجانب نمايندگاني سراغ دارم كه پس از يك دوره نمايندگي تنها 2000 راي به دست آورده است كه گوياي خيلي از واقعيات است.
7. از دست دادن مشروعيت
گاهي در دوران نمايندگي برخي اقدامات از سوي منتخبان مردم صورت گرفته كه مشخص شده يا از اول واجد شرايط قانوني نبوده و سر مردم با ظاهر سازي كلاه گذاشته يا در دوران نمايندگي مشروعيت خود را از دست داده است مثل آنچه در مجلس ششم اتفاق افتاد لذا اين قبيل افراد يا صلاحيتشان مورد تاييد قرار نمي گيرد يا هم اگر با ملاحظاتي مورد تاييد قرار گرفت، مردم به آنان راي نمي دهند.
8. بي توجهي به خواست مردم و از دست دادن مقبوليت
گاهي منتخبان مردم پس از راه يافتن به مجلس مردم را فراموش ميكنند، نه سري به مردم مي زنند، نه در عزا و شادي آنان خود را شريك مي دانند و نه خواستههاي قانوني و شرعي مردم را مورد توجه قرار مي دهند و نه به فكر مردمي هستند كه با راي آنان به مجلس راه يافتهاند كه در اين صورت حتماً، مورد اعتماد مجدد قرار نخواهند گرفت و از راهيابي به مجلس محروم خواهند شد.
9. نداشتن درك واقعيات مربوط به خود
گرچه عامل راي نياوردن برخي نمايندگان موارد فوق است ولي تير خلاص قصه، عدم درك صحيح نمايندگان محترم از حادث شدن شرايط ياد شده و در واقع نماينده محترم نتوانسته است متوجه شود كه به درد مجلس نمي خورد. نتوانسته است تشخيص دهد كه مردم به كسي كه آنان را درك نكند راي نمي دهند.
نتوانسته است درك كند كه اقدام ساختار شكنانه او توسط دستگاههاي مربوط رصد مي شود و به موقع يقهاش را خواهند گرفت. نتوانسته است درك كند كه مردم شعور دارند و به كساني راي مي دهند كه احساس كنند خادم اسلام و كشورند نه انسانهاي بي تفاوت و بي خاصيت و نتوانسته است درك كند كه مردم با هيچ كس عقد اخوت نبستهاند و ممكن است يك بار فريب تبليغات نادرست را بخورند ولي بدون شايستگي ممكن نيست براي بار دوم به كسي راي دهند.
10. اي كاش اينجور مي شد!
اي كاش همه كسانيكه نامزد نمايندگي مجلس مي شوند واقعاً خود را اصلح و شايسته ترين مي دانستند.
اي كاش در طول دوره نمايندگي از مردم غفل نميكردند و در بين آنان بودند و حضور خود را از مردم دريغ نميكردند.
اي كاش در طول دوران نمايندگي ارزشها را پاس مي داشتند و در مقام خدمت به جامعه اسلامي بر مي آمدند.
اي كاش نمايندگان مردم مي توانستند درك كنند كه براي مجلس كارآيي دارند يا نه و مورد اعتماد مردم هستند يا خير؟
اي كاش نمايندگان اين شهامت را داشتند كه اگر شايستهتر از آنان پا به عرصه انتخابات گذاشت احساس تكليف بر نيامدن پيدا ميكردند.
و در اين زمان بود كه در رسانهها ميديديم و ميخوانديم كه 40 درصد نمايندگان فعلي براي مجلس آينده ثبت نام كردند و همه آنان مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفتند و اكثريت قريب به اتفاق آنان هم در انتخابات راي آوردند.
به اميد چنين روزي كه قطعاً تنشها كاهش يافته، رقابتهاي انتخاباتي سالم گشته، كارآيي مجلس افزايش يافته كه در اين صورت قوانين مجلس از استحكام بيشتري برخوردار خواهد گرديد و نمايندگان هم به جاي سوژه شدن دوربينها و خبرنگاران، مظهر ديانت، كارآيي و اقتدار ملت باشند.
براي تحقق چنين شرايطي تشكيل يك كارگروه براي ارزيابي كارآيي نمايندگان در مجلس و مقبوليت آنان در حوزه انتخابيه مي تواند موثر واقع شود مشروط به آنكه تصميمات اين كارگروه ضمانت اجرايي داشته باشد و اينجانب از نمايندگان فعلي انتظار دارم چنين ارزيابي در مورد خود انجام دهند و به آن عمل كنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰