نبويان: بعضي از افراد نزديك احمدينژاد انديشه اصلاحات را تداوم دادند
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، حجتالاسلام نبويان در نخستین دوره بصيرتافزايي و نخبهپروري سیاسی كه به همت بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي در دانشكده علوم حديث شهر ري برگزار شد، ضمن تبريك آغاز ولايت امام عصر و با تبيين سوال كليدي مشكل دنياي غرب با ما چيست، با اشاره به فشارهاي اقتصادي، سياسي و ديگر فشارها كه پس از انقلاب به جمهوري اسلامي ايران وارد شدع گفت: از نظر آمريكا 33 سال پيش مردم اشتباه كردند كه شاهنشاه آريامهر را از كشور بيرون راندند.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) افزود: فرض كنيد كه ما اشتباه كرديم، آمريكا چرا تو شاه را پذيرفتي؟ چرا داراييهاي ما را بلوكه كردي؟ چرا در مرزهاي ما گروههاي مختلف مانند كومله و تركمن و غيره را تقويت كردي.
وي با اشاره به فتنههايي كه پس از انقلاب بدست آمريكا درست شد، گفت: به قول مقام معظم رهبري، از سال 68 براي دو تا 10 سال دو غائله برنامهريزي شد كه البته هر دوي اين غائله ها با ميانهداري جريان اصلاحات ايجاد گرديد.
نبويان بيان داشت: اگر شما به مسائل ريز احاطه داشته باشيد، متوجه خواهيد شد كه نظام ما طبق قواعد مادي جهان بايد 10 تا 20 سال پيش سرنگون ميشد، اما اين مديريت مقام معظم رهبري بود كه ما را از اين خطر حفظ كرد كه البته هنوز هم ابعاد اين مديريت مغفول مانده و مقام معظم رهبري از اين نظر مظلوم است.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) گفت: اگر جواب به دليل اين فشارها اين باشد كه جمهوري اسلامي ايران حصارهاي غرب را كه پس از رنسانس برايش ايجاد شد، شكسته است، ميتوان مثال نقض پاكستان را آورد كه در همسايگي ما قدرت هستهاي و حتي قدرت نظامي هستهاي دارد.
وي افزود: مشكل آمريكا با ما در فناوريهاي فضايي، نانوتكنولوژي و غيره نيست مشكل آنها اين است كه انقلاب اسلامي ايران يك جهانبيني را ارائه كرد كه با آن جهانبيني بزرگترين جهانبينيهاي دنياي مدرن را به چالش كشيد.
نبويان در ادامه با اشاره به اقدامات صرفاً نمادين پاكستان در زمينه اسلامگرايي گفت: حاصل اسلامي كه امام آن را زنده كرد را ميتوان از يك جنبه، اين بيان كرد كه اگر هر كسي پس از رنسانس حرفي از ماورالطبيعه و خدا ميزد، همه به او مي خنديدند، اما امام خميني فضا را شكست و در حدود دهه 70 فرهنگ اسلام را به دنيا ارائه كرد.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) در ادامه براي روشن شدن فضا دو نمونه واقعي را بيان كردو گفت: آقاي جليلي ميگفت من دو سال پيش به ژاپن رفتم و نخستوزير ژاپن به من گفت آيا ميدانيد چرا من انتخاب شدم چون يكي از شعارهاي انتخاباتي من اين بود كه آمريكا را از ژاپن بيرون خواهم كرد؛ البته الان ميبينم كه اين قدرت را ندارم.
وي افزود: اين رئيس جمهور مدتي نيز از كار استعفا داد، حال چرا عراق با گسترده بسيار كمتر از ژاپن ميتواند آمريكا را بيرون كند چون واردههايي از فرهنگ شيعي دارد.
نبويان در ادامه گفت: وضعيت ژاپن خيلي جگرسوز است، اگر يك وسيله الكترونيكي را غلط بسازند، خيلي مورد ماخذه قرار ميگيرند، اما همين آمريكاييها الان در ژاپن داراي تمام حقوقي هستند كه امام با آنها مقابله كرد. اوايل انقلاب خيلي ها با اسم چئوگارا مبارزه ميكردند چون فكر ميكردند بدون انديشه ماركسيست نمي توان مبارزه كرد، اما امام اين فضا را عوض كردند.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) با اشاره به فضاي ظالمانه جنگ ايران و عراق گفت: ما در برابر 37 كشور دنيا چيزي نداشتيم آن اوايل عمده اسلحهاي كه ما داشتيم همين كلاش بود، اما چرا ما پيروز شديم چون شبهاي عمليات ذكر ما به جاي تكنولوژي، امام حسين عليه السلام بود.
مدرس دورههاي طرح ولايت بسيجيان در ادامه گفت: «بي. بي. سي» به نقل از هوشنگ اميراحمدي گفت، در فرهنگ سياسي شيعه تسليم در برابر زور قابل قبول نيست، امام حسين با 72 نفر در برابر چند لشكر ايستاد، متاسفانه اين فرهنگ به رهبري آقاي خامنهاي هماكنون در ايران زنده است.
وي در ادامه گفت: من از شما ميپرسم خدا قويتر است يا آمريكا، خدا در قرآن خودش قسم ميخورد كه اگر شما مرا كمك كنيد من شما را كمك ميكنم، هيچ كس فكر نمي كرد مبارك را بيندازند در قفس ببينيد، خدا چه خدايي است به خدا قسم خدا خيلي قوي است.
نبويان در ادامه با مقايسه شرايط ما با شرايط دوران پيامبر گفت: وضعيت ما از دوران پيامبر بسيار بسيار بهتر است؛ چون وجود مقدس پيامبر حدود 10 سال در مدينه بوده است و در اين 10 سال 84 جنگ براي پيامبر پيش آمده، يعني تقريبا هر ماه يك جنگ، ولي باز پيروز نهايي پيامبر بود، حال ببيند چه ترفندهايي براي مقابله با اسلام به كار بردند.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) افزود: ديدند اگر بخواهند با اسلام مبارزه كنند اول بايد متوليان دين و فقها را بزنند، پس تحت يكسري مباحث هرمونيتيكي آمدند، گفتند مطلقاً سهم عالمان ديني ما از قرآن ارزش ندارد، گفتند، شريعت مانند طبيعت صامت است يعني مثلا آب نميگويد من H2O هستم حال چه كسي مي تواند بفهمد يك شيميدان نه مردم عامه، پس چه كسي ميتواند قرآن را بفهمد كسي كه ذهنش پر از تئوريهاي سابق باشد و تئوريهاي سابق چيست فلسفه، عرفان و علوم تجربي، ببينيد چه هنرمندانه اسلام را زدند و شبههپراكني كردند، حال شما با اين مبنا اگر از خود بپرسيد كه آقاي بروجردي، گلپايگاني يا مثلا علامه طباطبايي آيا بهتر مي دانند يا يك دانشجو احتمالا به اين ميرسيد كه يك دانشجو، پس با اين مبنا فقها را زدند و وقتي كه فقها را بزنند ديگر ولايتفقيه معنايي نخواهد داشت.
وي با اشاره به صحبتهايي كه در دوران اصلاحات ميشد بحث خود را اين گونه ادامه داد: آقاجري در همدان گفت كه دين افيون تودهها است، او در همان جلسه گفته بود دانشجويان از عارفان ديني بيشتر ميفهمند، در سال 76 هم دولت دست حزب كارگزاران بود كه سخنگويش آقاي مرعشي بود، حال آقاي مرعشي ميگويد حزب كارگزاران حزب ليبرال-دموكرات مسلمان است.
نبويان با تشريح مباني ليبرال دموكراسي، به نقض اين موضعگيري اقاي مرعشي پرداخت و گفت: ليبرال يعني آزادي و نماد تمدن ضددين سكولار غرب است، پس آزادي مهمترين پارامتر تمدن ضد دين غرب است چه كسي شعارش آزادي بود هملباس من، آقاي خاتمي، رئيس جمهور اين مملكت، همان كه گفت دين اگر مقابل آزادي قرار گيرد محكوم به شكست است، همين آقاي خاتمي شب عاشوراي سال 88 پيش خانواده امام ميرود و آنجا يكي از جملاتي كه ميگويد، اين است، آزادي اين قدر مهم است كه از جان پاك اباعبدالله نيز مهمتر است؛ علاوه بر اين مباني يكي از مبنايياي كه در دوران اصلاحات نهادينه شد پرولاريزم ديني بود؛ همان بحث صراطهاي مستقيم كه از بحث نتيجه گرفتند كه اسلام به همان اندازه حق است كه گاوپرستي.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) با اشاره به مظلومت حضرت علي (ع) در دوران حكومت ايشان بيان داشت: گرفتارياي كه حضرت امير داشت چرا هزار برابر بيش از پيامبر بود، چون حضرت امير بايد سر سرداران اسلام را ميزد، زيبر كسي است كه پيامبر به خودش و شمشيرش دعا كرد و حضرت امير بايد جلوي اين زيبر ميايستاد و گرفتاري كه مقام معظم رهبري امروز دارند از اين جنس است.
وي در ادامه با اشاره به اعترافات ياران ديرين امام ادامه داد: بر مبناي همين ميگويند كه مگر فقط مقام معظم رهبري يار امام بود و آيا فقط قرائت ايشان درست است، يكي از اصلاحطلبان در شبكه چهار گفته بود ما حجاب را قبول داريم، اما با قرائت خودمان از حجاب و ميگوييم كه دل آدم بايد حجاب داشته باشد؛ اينجاست كه با استفاده از همين پرولاريزم ديني تمام مباني امر به معروف و نهي از منكر و اينكه عند دين عند الله و السلام زده ميشود.
نبويان در ادامه به همان ليبرال دموكراسي اسلامي اشاره كرد و گفت: حالا با تمامي اين تعاريفي كه الان گفتم كجاي اسلام با ليبراليسم ميخواند.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) در ادامه با اشاره به يكي از متفكرين جريان مقابل نظام يعني دكتر سروش گفت: از سال 76 به اين طرف شمشيرها برهنه شد و مثلا دكتر سروش گفت الان به طور صريح ميگوييم كه قرآن ربطي به خدا ندارد و مال پيامبر است و پيامبر از كي گرفته از مردم عرب و ما كه از عربها بالاتريم.
وي در ادامه با اشاره به انحرافات دكتر عبدالكريم سروش گفت: دكتر سروش تو كه قرآن را قبول نداري و ميگويي مراد من از اصلاحات، اصلاح خود قرآن است، حال كه بايد قسمتهايي از قرآن را حذف كرد، قرآن كم ميشود كه خود دكتر سروش هم جواب اين را داده و با مبانياي كه توضيح داده شد، روشنفكران به جاي آيات حفظ شده، آياتي را خواهند گذاشت؛ تعجب نكنيد كه به مقام معظم رهبري فحاشي ميكنند كه با تمام اين مباني سست، قرآن و پيامبر را قبول ندارند، ميخواهيد به فقها و بالاتر از همه به رهبري فحش ندهند.
نبويان در ادامه تصريح كرد: تمامي نظرات دكتر سروش ترجمه نظريات غربيهاست، گفتند، من به كسي كه يك نظريه از خود دكتر سروش بياورد كه تا حالا گفته باشد، 100 سكه بهار آزادي جايزه ميدهم، نظريات دكتر سروش آنقدر سخيف بوده است كه آقاي زيباكلام هم ميگويد اين قدر به آقاي مصباح ايراد نگيريد، آقاي مصباح هر حرفي دارد تئوريهاي خودش است.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) در ادامه گفت: سروش ميگويد من استدلال دارم كه قرآن مال پيامبر است نه خدا و ميگويد نزله بحل روحالامين عقلا محال است؛ چون تسلسل محال است، پس فرشتهها نميتوانستند از هم وحي را بگيرند پس يكي از فرشتگان از خودش حرف درآورده و اگر اين فرشته بتواند حرف درآورده باشد آيا پيامبر نميتواند؟
وي در ادامه با تذكر دو نوع پاسخ، گفته دكتر سروش را زير سوال برد و گفت: جواب برونديني به سروش اين است كه طبق اين آيات، قرآن ميشود غير حق، دكتر سروش ميگويد هر كس حقانيت قرآن را زير سوال ببرد، كافر است به فتواي خودش وضعيت خودش مشخص است؛ اولا چه برهاني داريم كه بگوييم حضرت جبرئيل بايد از فرشته ديگر وحي را گرفته باشد نه از خود خدا ثانيا اگر سلسله فرشتگان باشد و فرشته آخر از خدا گرفته باشد چه ايرادي دارد؛ و اما جواب درون ديني به اين شبهه اين است كه قرآن خودت بگو مال چه كسي هستي، قرآن كريم سه دسته آيه دارد 1- آيات تحدي، يعني اگر ميتواني مانند قرآن بياوريد و خيلي جالب است كه خود قرآن گفته از هر كسي ميتوانيد استفاده كنيد غير از خود خدا يعني با همين آيات ميتوان نتيجه گرفت كه قرآن نميتواند مال پيامبر باشد، دومين دسته از آيات، آياتي است كه در سوره الحاقه آمده كه در آنجا خداوند به پيامبر تند ميشود و ميگويد كه اگر قرآن را تحريف بكند رگ قلبش را قطع ميكنيم و دسته سوم آيات اين است كه قرآن كريم مي گويد هر كس كه بگويد قرآن از بشر است مرگ بر او باشد كه در سوره مدثر آيات 18 به بعد است كه اين آيات خطاب بر همان كسي است كه ميگويد قرآن از بشر است و آيا آقاي سروش جزو اين دسته نيست.
نبويان در ادامه با اشاره به اين دسته از صحبتها كه از سوي برخي اصلاحطلبان مطرح شده بود، گفت: در همين روزنامه عصر ايران از قول دوستان دكتر سروش آمده بود كه هر كسي حتي خود معصومين نيز در معرض انحرافند يا اينكه در روزنامه آفتاب امروز از قول آقاي عسگرزاده آمده بود اگر مجوز راهپيمايي به هر گروهي داده شده باشد اشكال ندارد حتي عليه خدا، حالا شما بياييد يك جاي دين را كه به آن حمله نشده را بفرماييد، نميتوانيد چنين چيزي پيدا كنيد حتي به عمر حضرت نوح هم كه قرآن گفته است، رحم نكردند؛ البته در اين مورد مشكل اينها با حضرت نوح نبود، بلكه نيت، غير ممكن دانستن عمر طولاني امام زمان (عج) بود.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) در ادامه خاطرنشان كرد: محمدرضا خاتمي گفت، هشت سال اصلاحات گذشت، فكر نكنيد كه اصلاحات پيروز نشد، اصلاحات آنقدر پيروز شد كه اگر در راس حكومت آن امام غايب از نظر باشد ما به خود حق ميدهيم او را استيضاح كنيم يا اينكه در روزنامه اقبال آمده بود يكي از بزرگترين دستاوردهاي دوران هشت سال اصلاحات اين است كه حكومت از جايگاه آسمانياش به زمين آمد و حتي اگر آن امام غايب هم بيايد ميتوان به او انتقاد كرد و او را استيضاح نمود.
وي در ادامه با اشاره به جريانات كنوني حاكم بر فضاي كشور گفت: مقام معظم رهبري گفته بودند احمدينژاد قطار انقلاب را كه از خط بيرون رفته بود، به خط برگرداند؛ اين يك معني بزرگ دارد و اينكه قطار انقلاب از خط بيرون رفته بود و سوال اين است كه به دست چه كساني؟ در دوران اصلاحات حتي آمدند يك قانون اساسي جايگزين نوشتند كه تمام مواردي كه با اسلام ارتباط داشت، در آن از بين بردند، حتي الله وسط پرچم را، چه كساني قانون اساسي مينويسند، كساني كه ميخواهند نظام را عوض كنند؛ يعني كساني كه براندازند، حال ببينيد نظام ما چگونه با افراد براندازش برخورد ميكند؛ برخوردي كه حتي خود آمريكا و بلوك غرب نتوانستند با مخالفشان بكنند و مثال آن فرقه داووديه بود كه زن و بچه و مرد را در يك خانه سوزاندند.
نبويان در ادامه گفت: در دولت دهم بعضي از افراد نزديك احمدينژاد همين راه را ادامه دادند، دانسته يا ندانسته انديشه اصلاحات را تداوم دادند، رفتند و تا كمر گردن خم كردند، در همين دوران پس از فتنه منشور كوروش را گرفتند و آوردند، حال چرا انگليس منشور كوروش را داد؛ اين در حالي است كه در زمان شاه با اصراهاي مكرر شاه منشور را به ما قرض نداده بودند؛ چون انگليسيها ديدند منشور كوروش الان بايد به ايران قرض داده شود و دليلش اين بود كه اسلام در كشورهاي منطقه گسترش پيدا كرده بود و بايد به جاي اسلام چيز ديگري را ارائه ميدادند تا پيروز شوند.
عضو هيئت علمي موسسه پژوهشي و آموزشي امام خميني (ره) در ادامه شخص آقاي مشايي را به مناظره دعوت كرد و گفت: من شخص مشايي را به مناظره دعوت ميكنم؛ البته نه كس ديگر غير از مشايي، فقط خود او اگر يك كلمه گفت كه مال سروش و خاتمي نبود، آيا تا حالا روزنامههاي اصلاحطلبان بر خلاف مشايي صحبت كردهاند؟ آيا تا به حال از مشايي كلمه فتنه را شنيدهايد؟ من حاضرم هر جا كه او بخواهد، مناظره كنم؛ به شرطي كه حرفهاي ما ضبط شده و براي مردم پخش شود.
وي در پايان گفت: نتيجه تمام اين بحث مي شود اينكه اسلام اثراتي كه ميبايد در منطقه ميگذاشت، گذاشته است و نمونهاش همين بحث عراق يا همين بحث انرژي هستهاي ماست، ببينيد كه ما با تكيه بر اسلام ناب محمدي به انرژي هستهاي دست پيدا كرديم، اما كشوري مانند ليبي تمام تجهيزات هستهاي خود را در كشتي ميگذارد و به غرب تحويل ميدهد.