حاشيه امن شيرين عبادي از بين ميرود
نخستين جلسه بازجويي از پيام فضلينژاد پيرامون شکايت کيفري شيرين عبادي در ساعت 9 صبح امروز10 ديماه 1387 در شعبه اول دادسراي کارکنان دولت برگزار شد. شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل به سبب سخنراني پژوهشگر موسسه «کيهان» در اردوي طرح ولايت دانشجويان بسيجي در اهواز و نيز مقاله «شيرين عبادي؛ جانباز شاهنشاه آريامهر» تاکنون دو شکايت کيفري را عليه فضلينژاد در شعب اول و ششم بازپرسي دادسراي کارکنان دولت طرح کرده است. براساس شکايات برنده جايزه صلح نوبل، اين پژوهشگر احضار شده است تا پيرامون اتهامات نشر اکاذيب، توهين و افترا به شيرين عبادي پاسخ گويد.
در گفتگويي با پيام فضلي نژاد به دلايل اين شکايات، پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، ماهيت پنهان و سوابق سياه برخي از اعضاء اين کانون و همچنين دلايل حمايت سلطنتطلبان، اعضاء سابق گروهک تروريستي منافقين و دولت آمريکا از شيرين عبادي پرداختهايم.
***
عضو مرکز پژوهشهاي موسسه کيهان در پاسخ به اين سوال که «موضوع شکايت شيرين عبادي از شما چيست؟» گفت: «بر اساس دستور بازپرس محترم شعبه اول دادسراي کارکنان دولت، روز سه شنبه براي آغاز تحقيقات قضايي در خصوص شکايت شيرين عبادي به دادستاني مراجعه خواهم کرد و مستندات خود را ارائه ميکنم. ظاهر بر اين است که ايشان تاکنون شکايات متعددي عليه من طرح کرده که فعلا به دو شعبه اول و ششم دادسراي کارکنان دولت احضار شدهام. يک شکايت پيرامون مقالات سه قسمتي من در روزنامه کيهان مبني بر جانبازي شيرين عبادي براي شاهنشاه آريامهر (شاه مخلوع) است. چنانکه ميدانيد، من مصرا معتقدم که برنده جايزه صلح نوبل از فداييهاي شاه مخلوع در هنگام اوج انقلاب اسلامي، يعني بهمن ماه 1356 است. در کوران انقلاب که جوانان مسلمان ايران در زندان هاي مخوف شاه شکنجه ميشدند و به شهادت ميرسيدند، عبادي آنها را مشتي عامل اجنبي خواند.»
وي افزود: «ما به خونخواهي از شهداء و جانبازان انقلاب و با تاسي به کلام امام خميني (ره) گفتيم که اراذل و اوباش کساني هستند که انقلابيون ما را عامل بيگانه ميدانستند و خودشان، جانباز شاه مفلوک بودند. خانم عبادي ابتدا خامي کرد و شديدا مسئله جانبازياش براي شاه را تکذيب نمود. پس از آن ما هم سند آن را به روايت روزنامه رستاخيز و خبرگزاري پارس در سال 1356 در روزهاي پنجم و ششم شهريور 1387 در روزنامه کيهان فاش کرديم. پس از افشاي اصل سند، خانم عبادي به جاي عذرخواهي از ملت مسلمان ايران، از من شکايت کرد که رسيدگي به اين پرونده آغاز شده است.»
نويسنده کتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» ادامه داد: «شکايت ديگر ايشان پيرامون سخنراني من در اردوي طرح ولايت دانشجويان بسيجي خوزستان است که تابستان امسال توسط سازمان بسيج دانشجويي در دانشگاه علوم کشاورزي رامين برگزار شد. در اردوي بسيجيان نيمه پنهان حمايت شيرين عبادي از همجنسبازان، روسپيان، بهائيان، اراذل و اوباش و... را فاش کردم. اين سخنراني سبب شد تا عبادي روش مظلوم نمايي را پيشه کند و به راديو صداي آلمان بگويد که فضلي نژاد يک سعيد امامي ديگر است. گفتند که پژوهشگر کيهان در جمع بسيجيان فتواي قتل زنان ايران را صادر کرده است و تهمتهاي بسياري زدند مبني بر اين که ما تروريست هستيم!»
فضلي نژاد در پاسخ به اين سوال که «آيا همچنان بر افشاگريهاي خود عليه شيرين عبادي تاکيد داريد؟» گفت: «بله. ما نه تنها کساني مثل شيرين عبادي را که از ايدئولوژي سياه فحشا حمايت ميکنند، نقد ميکنيم، بلکه بر اساس فرمايشات امام خميني(ره) بر آنان ميتازيم. چنين موجوداتي به دنبال مشروعيت دادن به همجنسبازي، آزادي حجاب، سقط جنين، آزادي سکسوآليته، چند شوهري زنان و فرقه صهيونيستي بهائيت در ايران هستند و به بيپرده، مبارزه با احکام اسلامي و ابطال آن را در جامعه ايران خواستار شدهاند و البته اين خاستگاهها، مخرج مشترک ايدئولوژي اغلب گروههاي فمينيستي در ايران است.»
وي افزود: «يادمان نرود که در انقلاب اسلامي، هرگاه اين روشنفکران مرتجع آزاد بودند، خودشان را به فحشا و بدتر از فحشا کشيدند و اين سخن حضرت امام (ره) است. ايشان فرمودند که بر روشنفکران غربزده و شرقزده بتازيد و هويت خويش را دريابيد و بدانيد که روشنفکران اجير شده بلايي بر سر ملت و مملکتشان آوردند که تا متحد نشويد و دقيقا به اسلام راستين تکيه ننمائيد، بر شما آن خواهد گذشت که تاکنون گذشته است.»
اين پژوهشگر اذعان کرد: «متاسفانه ظاهر بر اين است که جايزه نوبل صلح براي خانم عبادي يک حاشيه امني ايجاد کرده بود که خوشبختانه با تدبير مسئولان قضايي و انتظامي مبني بر پلمپ کانون مدافعان حقوق بشر، اين حاشيه امن کمرنگ شده است. مطمئن باشيد با دفاعي که در برابر شکايت کيفري شيرين عبادي خواهيم کرد، اين حاشيه امن را از بين خواهيم برد.»
افشاگريمان در دادگاه عليه شيرين عبادي تکان دهنده خواهد بود
فضلي نژاد با تاکيد بر اينکه افشاگريهاي آتي ما عليه برنده صلح نوبل تکان دهنده است، اظهار داشت: «اخباري تکان دهنده از برخي تعاملات شيرين عبادي با صهيونيستها در اختيار داريم که اگر دادگاهي علني براي رسيدگي به اتهامات من تشکيل شود، آنان را منتشر خواهم کرد. البته بنا است تا گزارشي پژوهشي و مستند را پيرامون مبارزه شيرين عبادي و کانون مدافعان حقوق بشر با احکام اسلامي و خط مشي کلان نظام جمهوري اسلامي ايران تدوين کنيم.»
وي افزود: «در اين موارد، قانون اجازه داده تا چنين گزارشهايي براي اقدام مقتضي قضايي تقديم دادستان محترم عمومي و انقلاب تهران شود. انشاالله اگر مقرر گردد که اين گزارش تقديم دادستاني شود، ميتواند منشاء خير باشد، چرا که مستندا گوياي ماهيت پنهان کانون مدافعان حقوق بشر است. اين گزارش در سه سطح در حال تدوين است. در سطح اول به حاميان اين کانون مي پردازد که از سوي مديران بنياد اشرف پهلوي، رهبران سابق گروهک تروريستي منافقين و دولت ايالات متحده رسما حمايت ميشوند. سطح دوم اين گزارش پژوهشي به مبارزه ديرينه اعضاء کانون مدافعان حقوق بشر با احکام و قوانين اسلامي مي پردازد. مي دانيد که شيرين عبادي پاره اي از قوانين اسلامي را مصداق شکنجه ميدانند. سطح سوم اين گزارش به سابقه گردانندگان اين کانون مي پردازد که از سياه ترين بخش هاي آن است.»
کانون مدافعان حقوق بشر، محل انتقال اطلاعات کشور به بيگانگان بود
پژوهشگر موسسه کيهان در پاسخ به پرسشي درباره کيفيت فعاليت هاي کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «يکي از اين فعاليتهاي تبليغي کانون عليه نظام، انتقال اطلاعات در سطوح مختلف از کشور به سازمان ملل متحد است که منجر به صدور قطعنامهاي عليه ايران در زمينه حقوق بشر شد و آقاي بان کيمون نيز صراحتا به نقش مهم گزارشهاي کانون مدافعان حقوق بشر در روند صدور اين قطعنامه اشاره کرد. شگفتانگيز است که اعضاء اين کانون مانند خانم نرگس محمدي، در مصاحبهاي که با سايت روزآنلاين داشته به مشارکت خود در اقدامات ضدايراني سازمان ملل مباهات ميکنند. آيا اين مصداق انتقال يا فروش اطلاعات به بيگانگان نيست؟! آيا مشارکت در صدور قطعنامه عليه ملت مسلمان ايران، مايه فخر و فضيلت است؟!»
وي با تاکيد بر اينکه کميسيون ماده 10 احزاب در ابتداي مردادماه 1385 خواستار توقف فعاليتهاي اين کانون شده بود، اظهار داشت: «شيرين عبادي از سال 1381 اين کانون را تاسيس کرد و تا مرداد 1385 که کميسيون ماده 10 احزاب در وزارت کشور اساسنامه آن را با اکثريت آراء رد نمود، چهار سال فعاليت غيرقانوني داشت. عبادي ادعا کرده است که چون اين کانون در فدراسيون جوامع حقوق بشر ثبت شده است، نياز به اخذ مجوز از مراجع قانوني نظام جمهوري اسلامي ندارد. به شما بگويم، حامي شيرين عبادي براي ثبت کانون مدافعان حقوق بشر در اين فدراسيون عبدالکريم لاهيجي، عضو سابق شوراي ملي مقاومت و از اعضاء ارشد گروهک تروريستي منافقين در دهه 60 بود. لاهيجي سالهاست که از همکاران و دوستان نزديک عبادي به شمار مي رود و عکس هاي يادگاري اين تروريست با شيرين عبادي در دفتر پژوهش هاي موسسه کيهان موجود است.»
عضو مرکز پژوهش هاي موسسه کيهان با اشاره به ابراز نگراني رسمي کاخ سفيد از تعطيلي کانون مدافعان حقوق بشر ادامه داد: «هربار که جمهوري اسلامي ايران بناي رسيدگي به تخلفات مختلف شيرين عبادي را داشته است، دولت آمريکا واکنش سريع و رسمي نشان داده است. سه سال پيش که دادگاه انقلاب، احضاريه اي کتبي و قانوني براي خانم عبادي فرستاد تا پيرامون شکايتي از او تحقيق کند. يک روز پس از اينکه عبادي اين احضاريه را دريافت کرد، دولت آمريکا در تاريخ 24 دي 1383 رسما بيانيهاي را صادر کرد. نظر رسمي واشنگتن اين بود که شيرين عبادي زني خستگي ناپذير است و ما به دقت و از نزديک گزارشات مربوط به او را پيگيري مي کنيم و از ادامه اذيت و آزار او توسط جمهوري اسلامي به شدت نگرانيم. اکنون نيز کاخ سفيد و هم اتحاديه اروپا، به سرعت به خبر تعطيلي کانون واکنش نشان داده اند و آن را مضطرب کننده خواندند.»
دلايل حمايت دولت آمريکا، سلطنتطلبان و اعضاء سابق منافقين از شيرين عبادي
فضلي نژاد گفت: «مايلم اين نکته را بگويم که حضرت امام خميني (ره) درباره کساني که زير پرچم دفاع از حقوق بشر با اسلام مبارزه ميکنند، ميفرمايند که من نمي دانم اينها ديگر چه حيواناتي هستند! امام راحلمان صراحتا ميفرمايند که اينها بشر نيستند. ديري است که نسلکشي سايه خود را بر جهان گسترده است و در غزه، زنان و کودکان زير آتش و گلوله له ميشوند و روشنفکران سکوت کردهاند. اين روشنفکران گاهي هم که لب ميگشايند، از حقوق و خاستگاههاي فرقههاي صهيونيستي که بانيان نسلکشي بينالمللي هستند، دفاع ميکنند.»
وي در پاسخ به اين پرسش که «چرا آمريکاييها و صهيونيستها از شيرين عبادي حماي ميکنند؟» اظهار داشت: «دليل چنين حمايت هايي مستلزم بررسي آراء و فعاليت هاي شيرين عبادي است. ايشان مجازاتهاي اسلامي مانند قطع عضو که تنها براي مجرمان خطرناک و در شرايط خاص اعمال مي شود، مصداق شکنجه مي داند. عبادي سال 2004 در پيامي به دومين کنگره جهاني مخالفت با اعدام در شهر مونتريال مخالفت جدي خود را با حکم اعدام را بيان کرد و گفت که اساسا اين حکم ناعادلانه است. او همچنين گفته است که با اجراي اين حکم حتي براي صدام حسين نيز مخالف است. در سال 2004، وي خواهان لغو حکم حجاب در ايران شده است. در ديماه 1386 خانم عبادي از سخنرانان کنفرانس ائتلاف تمدنها بود و در سخنان خود خواهان به رسميت شناختن حقوق همجنسبازان و بهائيان در ايران شد و گفت که در ايران براي بايد رفراندوم برگزار شود.»
نويسنده کتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» اظهار داشت: «دليل حمايت دولت آمريکا از عبادي اين است که ايشان از يک سو احکام اسلامي را که منشاء قدسي و الهي دارد، مصداق شکنجه و ناعادلانه ميداند و از سوي ديگر حامي جدي همجنسبازان و بهائيان در ايران است. به نظرم وقت آن است که خانم عبادي از جلسات و تعاملات خود در خارج از کشور با ديان علايي که نماينده ارشد جامعه بين المللي بهاييان در سازمان ملل متحد و از اعضاء برجسته بيت العدل بهائيان در اسرائيل است، سخن بگويد. وقت آن است که روابط مستند عبادي با مديران بنياد اشرف پهلوي در واشنگتن دي سي بازخواني شود. جلسات ايشان با احمد کريمي حکاک و نيز احسان يارشاطر که هر دو از اعضاء رسمي دفتر اشرف پهلوي و از سلطنت طلبان برجسته هستند، بازتاب رسانه اي داشته است. آيا اگر يک شهروند ديگر ايران چنين ارتباطاتي را با گروهکهاي ورشکسته سلطنت طلب داشت و عکس هاي يادگارياش با آنان در رسانهها موجود بود، اجازه فعاليت آزادانه در ايران را مييافت؛ آن هم در حلقه نيروهايي که نظام جمهوري اسلامي براي حفاظت از جان وي گذاشته است؟!»
وي ادامه داد: «هنگامي که شيرين عبادي برنده جايزه نوبل صلح شد، فرح پهلوي و رضا پهلوي به همراه احزاب اپوزيسيون در خارج کشور مانند گروهک تروريستي فدائيان به وي پيام تبريک دادند و او را زني والا و مبارز خطاب کردند. عبادي حتي براي يک بار از حمايت هاي اين افراد و گروهکهاي تروريستي اعلام تبري نکرد. کساني که به عبادي تبريک گفتند و او را مبارز خواندند، کساني هستند که دستشان به خون ملت ايران آغشته است.»
فضلي نژاد در پاسخ به سوالي درباره سوابق اعضاء کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «يکي از اعضاء ارشد اين کانون آقاي هادي اسماعيل زاده است که در روز پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اسناد زندان اوين را سرقت کرد و در نهايت اين اسناد تحويل سفارت آمريکا شد. پس از اينکه ما در روزنامه کيهان مستندات جانبازي شيرين عبادي را براي شاه مخلوع منتشر کرديم، آقاي ابوالقاسم ستاريان، داديار سابق شعبه ويژه رسيدگي به جرائم وکلاي دادگستري نامه اي به دفتر پژوهشهاي موسسه کيهان ارسال کرد و سوابق آقاي اسماعيل زاده را به عنوان عضوي برجسته از اعضاء اين کانون فاش کرد. ايشان در نامه خود نوشت که هادي اسماعيل زاده به اتهام سرقت اسناد زندان اوين و ساير اتهامات ازجمله همكاري و ارتباط با باند فحشاء به سركردگي پري بلنده محكوميت كيفري قطعي يافته است. در بررسي سوابق وي مطلع شديم که اين عضو ارشد کانون مدافعان حقوق بشر از وکلاي جنايتکار معروفي به نام تقي شهرام (قاتل مجيد شريف واقفي) بود و با حزب آمريکايي خلق مسلمان همکاري ميکرد. اسماعيلزاده در ابتداي انقلاب و در مصاحبه هاي خود نظام جمهوري اسلامي را ارتجاعي خوانده و خواهان انحلال مجلس خبرگان بوده است. اين يک نمونه از سوابق همکاران نزديک خانم شيرين عبادي است.»
استهزاء قوه قضائيه توسط کانون شيرين عبادي
وي با ارائه يک سند از تخلفات مشهود کانون مدافعان حقوق بشر گفت: «اعضاء اين کانون حتي در امور جاري قضايي کشور دخالتهاي ناشايست و غيرقانوني مي کردند که تنها يک نمونه آن را ذکر مي کنم. سه ماه پيش از رد شدن اساسنامه کانون در کميسيون ماده 10 احزاب، اعضاء اين کانون جلسه اي را در روز 23 اريبهشت 1385 پيرامون بررسي بازداشت رامين جهانبگلو برگزار کردند. مي دانيد که آن هنگام جهانبگلو به اتهام مشارکت در طرح ريزي پروژه انقلاب مخملي در بازداشت موقت بود. اعضاء کانون در جلسه آن روز، يک محاکمه و دادرسي تشريفاتي را براي جهانبگلو برگزار کردند که در تاريخ ايران کم سابقه است. پس از اين جلسه، خانم نرگس محمدي، سخنگوي کانون مدافعان حقوق بشر در کنفرانسي مطبوعاتي گفت که ما پس از بررسي اتهام جاسوسي جهانبگلو از اعضاء راي گيري کرديم و اعضاء کانون به اتفاق آراء، بازداشت و ايراد اتهام جاسوسي به جهانبگلو را بيپايه و اساس دانستند!»
پژوهشگر موسسه کيهان در ادامه افزود: «کساني که در جلسه دادرسي تشريفاتي روز 23 ارديبهشت 1385 در کانون مدافعان حقوق بشر براي بررسي اتهامات جهانبگلو شرکت کردند، اغلب از وکلاي دادگستري بودند و حداقل ادعاي اطلاع از علم حقوق را دارند. آنان مي دانند که بدون مطالعه محتويات پرونده، بدون اطلاع از ادله ابراز شده شاکي عليه يک متهم و بدون در نظر گرفتن سير تحقيقات از متهم که در آن مرحله برابر قانون محرمانه است، نمي توان هيچ قضاوتي کرد. اما آن روز، اعضاء کانون بدون اطلاع از ماهيت پرونده يک کارگزار انقلاب مخملي، راي به بي گناهي وي دادند. در ثاني، چگونه مي شود که اين وکلا خود را به جاي قضات بگذارند و يک جلسه دادرسي تشريفاتي را برگزار کنند و راي به بيگناهي متهمي دهند که در بازداشت موقت است و مراحل قانوني تحقيقات قضايي را زير نظر بازپرس ويژه طي مي کند؟! اعضاء اين کانون چه کاره هستند که حکم برائت يا مجرميت کسي را صادر کنند؟! آنان به چه حقي چنين شاني را براي خود قائل شدهاند؟!»
فضلي نژاد اذعان کرد: «اين دادرسي تشريفاتي، تنها يک مانور تبليغاتي براي استهزاء قوه قضاييه توسط شيرين عبادي و اعضاء کانون بود و در هيچ سيستم حقوقي در نظام بين الملل به وکلاء اين حق داده نشده تا با سوءاستفاده از کسوت قضايي خود، حکمي تشريفاتي صادر کنند و آئين دادرسي و نظام قضايي يک کشور را اين چنين به سخره بگيرند. اين اقدامات کانون مدافعان حقوق بشر تنها با روش هاي جنگ رواني غرب براي تمسخر قوانين اسلامي همخواني دارد. در کتاب معروف جين شارپ که کتاب مادر انقلاب هاي مخملي است، دقيقا به اين فرآيند اشاره شده که پياده نظام هاي انقلاب مخملي بايد با اقدامات سمبليک عليه قوانين کشورشان، عدم اطاعت و نافرماني مدني خود را نشان دهند تا آن قوانين و احکام را از مشروعيت نزد اذهان عمومي بياندازند.»/انتهاي پيام/