کد خبر:۱۷۲۳۹۹
نشست آزادي اجتماعي زن در اسلام - بخش دوم
زيبايينژاد: مشاركت اجتماعي زنان با پزدادن اصلاح نميشود
رئيس مركز مطالعات زنان حوزه علميه قم با بيان اينكه مشاركت اجتماعي زنان، با پزدادن اصلاح نميشود، گفت: براي تحقق مشاركت اجتماعي كه در آن مصلحت جامعه لحاظ شود، بايد واقعاً احساس تعلق اجتماعي كنيم و سازندگي اجتماعي داشته باشيم.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام محمدرضا زيبايي نژاد در نشست «آزادي اجتماعي زن در اسلام» كه به همت بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف دوشنبه، 24 بهمن در محل آمفي تئاتر اين دانشگاه برگزار شد، پس از بررسي جوانب مختلف مشاركت اجتماعي زنان به سوالات مطرح شده از سوي دانشجويان پاسخ گفت.
سوال: در كشورهاي اسلامي چقدر به حضور زنان اهميت داده ميشود و آيا براي اين مسئله برنامهاي وجود دارد؟
زيبايينژاد: در ابتدا بايد بدانيم اسلامي بودن كشورها را چگونه معنا ميكنيم، اگر منظورمان از كشورهاي اسلامي، كشورهايي است كه در آن مسلمانان زندگي ميكنند، بيشك، اين كشورها با هم متفاوت هستند، در كشورهايي مثل عربستان و كويت مشاركت اجتماعي به معناي امروزيش، چندان نيست، البته آن تصوير كاملاً منفي كه ما نسبت به مسائل زنان در اين جوامع داريم نيز وجود ندارد، مثلاً يك بار شش استاد زن عربستاني به كشور ما آمدند و اين خود نشانه اين است كه در مسير تحصيلات مشكلي ندارند، و يا حتي اخيراً يك دانشگاه عظيم زنانه به دست رژيم آل سعود با امكانات بالا تاسيس شده است.
زنان در اين جوامع ميتوانند ادامه تحصيل بدهند، در عرصه اقتصاد هم با حضور زنان مشكلي ندارند، اما در عرصه سياسي و برخي عرصههاي اجتماعي محدوديت دارند. در برخي كشورها مثل تونس تا قبل از انقلاب اخيرشان در مسائل زنان، لائيكتر از تركيه بودند و بشدت الگوهاي غربي توسعه را بدتر از دوره محمدرضا پهلوي پياده ميكردند.
در دوره محمدرضا پهلوي ساختمانهاي كنار خيابان بسيار قشنگ بود، اما وقتي به محلههاي پشتي ميرفتي همه چيز خرابه بود، نوسازي و مدرن شدن در كشورهايي مثل تونس هم به اين شكل است يعني يك لعابي به جامعهشان ميكشند تا ظاهر آن زيبا باشد.
زنان در اين جوامع ميتوانند رأي بدهند و رأي بگيرند، NGOها در اين جوامع تقويت ميشوند، يك سوم كرسيهاي نمايندگي براي زنان است، همان قوانيني كه در افغانستان و عراق پس از ورود آمريكا به وجود آمده، ولي در متن اين جوامع كه ميرويم، متوجه ميشويم اين مسائل حقيقتاً وارداتي است، يعني بحث مشاركت اجتماعي زنان در تمام تار و پود جامعه ريشه ندوانده و اين در حالي است كه ما به دنبال تحقق جامعهاي هستيم كه مشاركت اجتماعي زنان در تار و پود آن نهادينه شده و افراد جامعه حقيقتاً به آن معتقد باشند.
بايد توجه داشت مشاركت اجتماعي زنان، با پز دادن، اصلاح نميشود؛ براي تحقق مشاركت اجتماعي كه در آن مصلحت جامعه لحاظ شود، بايد واقعاً احساس تعلق اجتماعي كنيم و سازندگي اجتماعي داشته باشيم.
سوال: آيا در جامعه ايران مثلاً در رسانهها و صدا و سيما از سانسورهاي مدرن استفاده ميشود يا نه؟
زيبايي نژاد: همه جوامع از سانسورهاي مدرن و حتي غيرمدرن هم استفاده ميكنند، اما با اغراض متفاوت و البته اين مسئله گاهي اوقات خوب است و گاهي اوقات بد.
خوب و بد در اين مسئله يعني چه، در پاسخ اين سوال بايد به مقالهاي كه در گذشته نوشتهام، اشاره كنم، عنوان مقاله، اين بود كه علم بهتر است يا جهل، در ابتدا به ذهن انسان ميآيد علم بهتر است، همان طور كه در پاسخ به سوال علم بهتر است يا ثروت، هميشه علم بهتر بوده، ولي در عمل اتفاق ديگري ميافتاد.
بيشك، علم بهتر از جهل است، اما در همين رابطه من چند استثنا قائلم. گاهي اوقات دانستن يك مسئله هيچ كمكي به شخص در مسير ارتقايش نميكند. مثلاً دانستن اينكه پسر خاله اين مورچه كيست، اثري براي من ندارد. اما اگر من در حوزه شيمي بخواهم اسيدفورميك را كشف كنم يك نگاه خريدارانه به اين مورچه خواهم داشت؛ چرا كه از تقطير سر مورچه اسيدفورميك بدست ميآيد. مثلاً كسي آمده پروژه علمي انجام داده كه چند كلمه «الله» در كتاب شرح لمعه به كار رفته است، كسي نپرسيده به تو چه كه كلمه الله چند بار در شرح لمعه آمده است.
اما گاهي اوقات دانستن بدتر از ندانستن است، آنجا كه براي ما اضطراب به بار ميآورد، يك وقتي آقاي خاتمي در اواخر دوره رياست جمهوريش گفته بود، «يك زماني بيشتر از سه روز گندم در سيلوهايمان باقي نمانده بود»، اگر اطلاع رساني ميكردند همه ميرفتند سراغ خريد و انبار كردن، ولي اطلاع رساني نشد تا آرامش جامعه به هم نخورد.
بحث سانسور ممكن است بعضي مصاديق خوب داشته باشد، اما در تك تك موارد بايد بحث كنيم كه اين عملي كه فلان نهاد يا فلان رسانه مثلاً صدا و سيما انجام داد، درست بود يا نبود و بايد يك تحليل مصداقي كرد؛ در مجموع بايد گفت، ما اگر در بعضي شرايط، فضا را طبيعيتر باز بگذاريم و جريان اطلاعات آزادتر باشد، بعضي از التهابات نيز فروكش ميكند و از آنرو كه به مصلحت جامعه است، اشكالي ندارد، اما نيازمند بحثهاي كارشناسي بيشتر است.
سوال: شما در صحبتهاي خود فرموديد شخص تحقير شده نميتواند مشاركت اجتماعي سطح بالا داشته باشد؟ به نظر ميرسد در جامعه ايران اين تحقيرشدگي وجود دارد، پس نبايد توقع مشاركت بالا داشته باشيم.
زيبايينژاد: به اندازه ارزشي كه براي آحاد جامعه قائل هستيم ميتوانيم انتظارمان را از آنها متعالي كنيم، مثلاً در سادهترين چيزها، مثل روابط خانوادگي يك وقت نگاه مرد به همسرش به گونهاي است كه در سلوكش با او برخورد ميكند و انتظاراتي از زن دارد كه در تعارض با روايات است. مثلاً در روايات آمده است: وقتي همسرت را در شب زفاف به حجله بردي دست روي سرش بگذار و دعا كن: «الهي بامانتك اخذت»، يعني خدايا اين امانت تو است در دست من، امانت را از تو گرفتم. وقتي نگاه به همسر نگاه امانت خدا باشد، سعي بر اين است كه امانت خدا تضييع نشود و سالم نگه داشته و آن را حفظ كنيم. بيشك چنين كسي كه همسر خود را امانت خدا ميداند در رفتارش نسبت به او متفاوت عمل ميكند.
اگر نگاهمان به يكديگر بر حسب روايت اين طور بود كه «المومن اعظم حرمه من الكعبه»، مومن احترامش از خانه كعبه بالاتر است، همانطور كه روايت بيان كرد، بالاترين مكان بر روي كره زمين خانه كعبه است و مومن احترامش از احترام خانه كعبه بالاتر است، پس من به خود اجازه نميدهم كه اين مومن را تحقير كنم، چه زن و چه مرد مومن را و حتي انسان معلول ذهني را و خود را نسبت به آنها مكلف ميدانم، سرنوشت او را سرنوشت خود ميدانم. اين موضوع بايد در گوشت و پوست ما جريان يابد كه مرد به نفع زن و زن به نفع مرد و همه به نفع يكديگر و دلسوز همديگر باشيم.
زماني كه بنيصدر از ايران فرار كرد، گويا كسي جلوي امام به بنيصدر توهين كرده بود كه مثلاً بنيصدر مسلمان نبوده امام (ره) خيلي ناراحت شدند و فرمودند: اين آدم با اينكه مسلمان بوده، اما عمل بدي انجام و عملي داشته، ولي ما حق نداريم اضافه بر درآمد بارش كنيم و هر كس متناسب با گناهي كه انجام داده، مجازات حقش است. علاوه بر اينكه حق نداريم چه در گفتار و چه در مجازات تحقيرش كنيم، چرا كه هر چيزي حدي دارد.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰