به نام جوانان، به كام ...؟!
تبليغاتي كه چند وقتي است به محور اصلي تبليغات تلويزيوني و شهري تبديل شده است، تبليغات مسكن و حسابهاي پس انداز مسكن ويژه جوانان است...
برداشت اول/
يكي از تبليغات تلويزيوني: پدر به فرزند كوچكش مي گويد: براي آينده او با حساب پس انداز مسكن جوانان برنامه ريزي كرده است. برداشت دوم/ سردر يكي از دانشگاههاي اصلي كشور: بنري با اين جمله نصب شده است؛ براي شما برنامه ويژهاي داريم؛ ما حساب ويژه پس انداز جوانان را به شما پيشنهاد مي نيم.
برداشت سوم/ جواني در آستانه ازدواج، به شدت به دنبال خانهاي براي خود و آينده همسر و فرزندانش مي گردد، با ديدن اين نوع تبليغات خوشحال از باز شدن گره بزرگ زندگي خود به سمت بانكها و موسسات قرض الحسنه پرواز مي كند؟!
يك سئوال؟
اين نوع تبليغات كه فقط متكي بر دو كلمه جوانان و مسكن است بر چه مبنايي طرح ريزي مي شود و تاكنون چه تعداد جوانان از اين طريق صاحب مسكن شده اند؟
بازي با احساسات جوانان:
دكتر پرويز مظاهري، دبير انجمن روانپزشكان ايران در اين مورد معتقد است با يك ديد كلي و منطقي مي توان مشاهده كرد كه اين نوع برنامه ها به اصل تبليغ متكي نيست و پايه و اساس علمي ندارد و فقط براي كشاندن افراد به ويژه جوانان به بانكها و سرمايه گذاري در بانك است.
دبير انجمن روانپزشكان ايران با اشاره به اين كه نوع تبليغات به نوع بازي با احساسات جوانان با به كاربردن كلمات كليدي و حساس است، مي گويد: اگر فرض را به واقعي بودن اين تبليغات بدانيم و شخصي بعد از 10 الي 15 سال موفق به دريافت وام شود، اين شخص به هيچ وجه نمي تواند صاحب خانه شود چرا كه در آن زمان از يك سو ارزش پول پايين آمده و از سوي ديگر قيمت مسكن با تغييرات زيادي همراه خواهد بود.
تبليغات نيازمند تحول اساسي:
دكتر پرويز مظاهري با اشاره به اين مطلب كه تبليغات در ايران نيازمند تحولات اساسي است، مي گويد: اين نوع تبليغات موجب مي شود در يك دسته از جوانان اقدام به باز كردن حساب و گذاشتن سرمايه خود در بانك كنند و دسته ديگري از افراد هم به روند اعطاي وام در بانكها دچار بدبيني شوند و در نهايت اين پرسش در ذهن افراد ايجاد مي شود كه بانكها اين پول ها را در چه راهي صرف مي كنند و چه كساني اين وام ها را مي گيرند.
جامعه تخيل گرا؟!
اما دكتر ابراهيم فياض استاد دانشگاه و جامعه شناس در اين مورد معتقد است؛ اين نوع تبليغات كه پشتوانه مالي آن معلوم نيست مي تواند زمينه ساز يك بحران رواني در جامعه باشد؛ چرا كه افراد با هدف رسيدن به جايزه از باورها و اعتقادات خود دور مي شوند و اين باعث به وجود آمدن يك جامعه تخيل گرا مي شود كه عواقب آن مي تواند تاثيرات جبران ناپذيري بر جامعه داشته باشد.
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اين مطلب كه اين نوع تبليغات كه برپايه خيالات و آروزهاي دست نيافتني همراه است در كشورهايي نظير هندوستان رواج دارد مي افزايد: اين نوع تبليغات نه فقط سودي براي جامعه ندارد بلكه موجب برهم خوردن تعادل اجتماعي هم مي شود.
او در ادامه با اشاره به اين مطلب كه صدا و سيما نقش بسزايي در جلوگيري از پخش اين نوع تبليغات دارد مي گويد: يك پاي ثابت اين موضوع صدا و سيما و طرف ديگر مراجع قضايي هستند كه با نظارت و كنترل دقيق خود مي توانند از پخش اين نوع تبليغات جلوگيري كنند.
ساماندهي قانون تبليغات امري غير قابل اجتناب:
متاسفانه در حال حاضر حقوق تبليغات بازرگاني در كشور ما از وضعيت مناسبي برخوردار نيست و مقررات خاص به جز آئين نامه مصوب شوراي انقلاب فرهنگي در اين زمينه وجود ندارد، سازمانهاي مختلف مانند صدا و سيما و شهرداري نيز هر كدام دستور العمل جداگانه اي را در بحث تبليغات تنظيم كرده اند.
از سوي ديگر بانكها و مراجع وام دهنده كه پيامهاي بازرگاني خود را از رسانهها به ويژه صدا و سيما پخش مي كنند، از حقوق و مسئوليست روشني برخوردار نيستند.
اين مسائل نشان مي دهد، خلاء قانوني در بحث تبليغات مي تواند خسارات جبران ناپذيري در شرايط زندگي حال و آينده مردم به ويژه جوانان داشته باشد./انتهاي پيام/