نشست آزادي اجتماعي زن در اسلام - بخش سوم
کد خبر:۱۷۴۲۲۳
نشست آزادي اجتماعي زن در اسلام - بخش چهارم
زیبایینژاد: غلبه نقش مادری بر همسری از مشکلات جامعه ماست
رئیس مرکز مطالعات زنان حوزه علمیه قم گفت: از مشکلاتی که در جامعه ما پیرامون مسئله تربیت فرزند وجود دارد، غلبه نقش مادری بر همسری است؛ چرا که...
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حجت الاسلام محمدرضا زیبایی نژاد دوشنبه، 24 بهمن در نشست «آزادی اجتماعی زن در اسلام» که به همت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در محل آمفیتئاتر این دانشگاه برگزار شد، پس از بررسی جوانب مختلف مشارکت اجتماعی زنان به سوالات مطرح شده از سوی دانشجویان پاسخ گفت.
سوال: بعضی تصور میکنند زمانی که زن به تربیت فرزندان میپردازد، زمینه رشد و تربیت خود را از دست داده است. نظر شما در این مورد چیست؟
زیبایینژاد: فضای مدرن ارزشهای اجتماعی را جابهجا کرده است و اعمال اجتماعی که خیلی وقتها در خانواده اتفاق میافتد، محل توجه است. شما اکنون جوانید و در آستانه ازدواج، مسئولیت اجتماعی شما در قبال جمعیت چیست؟
رشد جمعیت ما تا چند سال آینده به پیری جمعیت میرسد؛ یعنی ما الان آهستهآهسته به پیری جمعیت نزدیک میشویم. بعضیها پیشبینی میکنند 50 سال دیگر رشد منفی جمعیت داریم و اینها برای یک جامعه مضر است.
یک ضرر کوچکش بحث تامین اجتماعی است حداقل حقوق کارگر حدود 400 هزار تومان است که 23 درصد را کارفرما و 7 هفت درصد را خود کارگر به عنوان حق بیمه میپردازد؛ یعنی هر کارگر حدود 30 درصد حقوق خود که میشود 80 یا 90 هزار تومان بابت بیمه پرداخت میکند. از طرف دیگر دولت ماهانه 600 هزار تومان به بازنشستها پرداخت میکند.
با این حساب باید در قبال هر هفت نیروی کار یک نیروی بازنشسته داشته باشیم، حالا اگر این معادله به هم خورد و شد سه نیروی کار و یک آدم بازنشسته یعنی آنچه که در بعضی کشورهای غربی اتفاق افتاده، هزینه تامین اجتماعی به شدت بالا میرود؛ چرا که جمعیت پیر است و نیروی کار کم، در نتیجه دولت مجبور است سن بازنشستگی را بالا برده و ساعت کار را افزایش دهد و بر قیمت مالیاتهای عمومی بیفزاید و در نهایت صدای مردم به اعتراض بلند میشود و ثبات اجتماعی به هم میخورد. نیروی جوان است که منشا خلاقیت و انرژی متراکم اجتماعی است.
در اوایل انقلاب تعداد افرادی که یک خانواده را تشکیل میدادند، بالای شش نفر بود اما اکنون به زیر چهار نفر رسیده است؛ یعنی تعداد فرزندان مخصوصا در جوانانی که تازه ازدواج میکنند و به سنی میرسند که قطعا بچه نمیخواهند یک و هشت دهم است. برای اینکه جمعیت اضافه شود و ثابت بماند یک چیزی حدود 2.5 بچه لازم است که البته تعدادی از این بچهها در طول سنین رشد از بین میروند.
البته جالب است بدانید میزان عقیم بودن در جامعه ما دو برابر استاندارد جهانی است، اگر همه جا در استاندارد جهانی میزان عقیم بودن پنج درصد است در کشور ما 10 درصد میباشد که این را باید فرزنددارها جبران کنند.
امنیت اجتماعی در مقیاس داخلی و بینالمللی به جمعیت وابسته است. سال 98 یا 99 میلادی در مقالهای از مجله تایمز با عنوان «جهان در سال 2050» خواندم که در سال 2050 جمعیت خاورمیانه اسلامی از جمعیت جهان مسیحیت بیشتر خواهد شد و آن زمان باید منتظر یک سری تحولات باشیم.
فاکتور جمعیت در جهان امروز تعیینکننده است
فاکتور جمعیت امروزه تعیینکننده است و قدرتهای بزرگ جهان جمعیتهایشان بالا است. هند قدرت جهانی میباشد، چین قدرت جهانی است برزیل با 200 میلیون نفر جمعیت قدرت جهانی است؛ یعنی این طور نیست که بین جمعیت و نابهسامانی یک پیوند خیلی قویم برقرار باشد.
کارشناسان داخلی در بحث جمعیت غالبا روی جنبههای اقتصادی، بهداشتی و بعضیها روی آسیبهای اجتماعی تفتن داشتند، اما کارشناسان خارجی روی بحث اخلاقی نیز کار کردهاند به این صورت که نسبت بین کنترل جمعیت و اخلاق جنسی چیست.
در مقالهای خواندم که در جوامعی که خانوادهها پرفرزند هستند میتوان اخلاق جنسی سختگیرانه را اعمال کرد، یعنی در خانوادههایی که فرزند نیست یا کم است نمیتوان اخلاق جنسی سختگیرانه را اعمال کرد.
به این دلیل که از سن 18 تا 40 سالگی زمان قلیان جنسی زنان است اگر در زمان شور جوانی زن درگیر زایمان، پرورش فرزند و شیردهی باشد، هم به دلیل اینکه تمرکز اعصابش روی بچه است و هم به دلیل اینکه مکانیزم بدنش فعال درگیری با فرزند آوری است؛ لذا افت تقاضای جنسی دارد، اما وقتی که خانواده بدون فرزند و کم فرزند است این قلیان جنسی هست و باید پاسخ داده شود.
تربیت فرزند در فضای مدرن نیازمند صلابت شخصیت است
کسانی که در این فضای مدرن به تربیت فرزند میپردازند بایستی صلابت شخصیت داشته باشند؛ یعنی باید شنا کردن بر خلاف مسیر رودخانه را برای خود هویت ساز بداند و بگوید من آنم که میتوانم خلاف جریان مسلط برای زندگی خود برنامهریزی کنم و به آن افتخار کنم. اگر این روحیه را داشته باشید در زندگی خود و در تربیت فرزند موفق میشوید.
از مشکلات جامعه ما در تربیت فرزند، غلبه نقش مادری بر همسری است
در رابطه با بحث تربیت فرزند لازم است بگویم از مشکلاتی که در جامعه ما پیرامون این مسئله وجود دارد غلبه مادری بر همسری است. همسری مهمتر از مادری است. با تولد اولین فرزند در خانوادههای ایرانی بحران در رابطه زن و شوهر به بار میآید؛ یعنی زن و شوهری که رابطهشان خیلی گرم، صمیمانه و عشقی بود با تولد فرزند محور توجه مادر میشود فرزند و پدر در حاشیه قرار میگیرد و این برای مرد و روابط خانوادگی ایجاد بحران میکند و آثار تربیتی آن برای فرزندان نیز بسیار بد است.
فرزند از گرمی رابطه زن و شوهر الگوبرداری میکند. 70 -80 درصد توجه زن و مرد باید به یکدیگر باشد و بقیه برای فرزند.
سوال: نظر دین درباره حضور زنان در اجتماع به عنوان مشارکت اجتماعی چیست؟
زیبایینژاد: حضور زنان در اجتماع دو تصویر دارد. من تاکید کردم روی مشارکت اجتماعی، مشارکت اجتماعی یعنی انجام عملیاتی (چه در خانه و چه بیرون از خانه) که اصلاح اجتماعی در آن باشد.
کسی که در خانهاش مشارکت اقتصادی دارد، کار و مشاغل خانگی انجام میدهد، کسی است که مشارکت اجتماعی دارد. کسی که بیرون میرود و مثلا مجتمع امداد کهریزک را تاسیس میکند، مشارکت اجتماعی از بهترین نوعش را انجام میدهد.
شما اگر میخواهید دینی عمل کنید، سعی کنید مشارکت اجتماعی انجام دهید که اولا با ویژگیهای زنانهتان هماهنگ باشد و دوما مجبور نباشید خانوادهتان را آتل و باطل رها کنید. اینکه خانمی ساعت هفت صبح از خانه بیرون میآید و تا ساعت 15 در محل کار است و بیشک حدود ساعت 17 به منزل میرسد بعد که به خانه رسید باید کار خانگی کند، رفت و روب و غذا درست کردن.
در فرهنگ دینی برای زن اول همسری، بعد مادری و بعد کارهای دیگر اولویت بندی شده
پس از آن به بچهها سرکشی کند آخر کار هم اگر حالی برایش بماند با همسر ارتباط کلامی، جنسی و غیره داشته باشد، در حالی که در فرهنگ و آموزههای دینی داریم که اول همسری، بعد مادری، بعد خانهداری و بعد کارهای دیگر در حقیقت الان معادله کاملا عوض شده و این به ضرر جامعه است و الان جامعه از الگوی مشارکت مردانه، زنان ضرر میبیند.
من بهترین فعالیت را برای خانمها، فعالیتدر NGO میدانم که در مسیر حفظ محیط زیست، امداد سالمندان و غیره قرار دارد؛ یعنی فعالیتهای انعطافپذیر، فعالیتهایی که ساعتش را خودتان تعیین میکنید، ساعتش را با زندگیتان هماهنگ میکنید. از نظر من بهترین کار زنانه مشاوره خانواده برای دختران یا کودکان در معرض آسیب است؛ یعنی شما اگر پول هم گیرتان نیاید در محله خودتان در طول یک سال سه دختر را به خانه بازگرداندید، بیشک احساس رضایت حاصل از این فعالیت برای شما بیشتر است.
مقصر جامعه است که روی فعالیتهای زنان ارزشگذاری نمیکند
مقصر جامعه است که روی فعالیتها ارزشگذاری نمیکند ما الان با الگوهای نه چندان مثبت زنانه مواجهایم. در خیلی از این بخشهای خصوصی که زنان کار میکنند ببینید حقوقشان چقدر است مثلا در قم خانمی فروشندگی میکند و ماهی 150 هزار تومان برای دو شیفت صبح تا ظهر و ظهر تا شب حقوق میگیرد. اگر هزینه ایاب و ذهاب، لباس کار و هزینههای جنبی و اینکه اگر بچهدار باشد بچه را به مهد میسپارد و ... را حساب کنیم، میبینیم در انتها یک چیزی بدهکار میشود، اما جالب اینجاست که همین زن سرش بالاست که شاغل است.
بر اساس روایات زن باید با لحاظ مصلحت وارد محیطهای مردانه شود
ما باید این الگو را به الگوی دیگری از مشارکت اجتماعی تغییر دهیم، اما اینکه در احادیث آمده است بهترین ویژگی برای زن این است که مردی او را نبیند و او هم مردی را نبیند، باید گفت: این حدیث درصدد بیان یک اولویت است نه یک ضرورت یعنی زن تا زمانی که یک مصلحت مهمی اقتضا نکند در محیطهای مردانه رفت و آمد نمیکند و با لحاظ مصلحت است که وارد این محیطها میشود.
اینکه زن به هر بهانهای وارد محیطهای مختلط شود به مصلحت زنان نیست
اینکه زن به هر بهانهای وارد محیطهای مختلط شده و با مردان قاطی شود، به مصلحت زنان نیست. اگر من را به اردوهای دانشجویی مختلط دعوت کنند سعی میکنم که نروم مخصوصا اگر بسیج راه انداخته باشد، میگویم شما که متدین هستید به چه حقی این کار را میکنید برای خانمها یک اردو راه بیندازید و برای آقایان اردویی دیگر تا اختلاط نامربوط نداشته باشند.
قبل از انقلاب یکی از دوستان من که عضو انجمن اسلامی (محل گرد آمدن دانشجویان متدین) بود تعریف کرد، اردوی مختلطی برگزار شد و من دعوت به این اردو را رد کردم. فردای اردو که دوستان مرا دیدند گفتند خوب شد نیامدی؛ چرا که اول صبح آقایان خانمی را مثلا خانم فرحی صدا میزدند، اما عصر شهلا خانم صدا میزدند و این روز اول اردو بود روز دوم و سوم را خدا میداند...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰