حق و تكليف دو روي يك سكه هستند/بر هم خوردن توازن كفه حق و تكليف در مدل فرزندپروري كنوني
کد خبر:۱۷۷۰۰۹
بايسته‌هاي تدوين يك مدل جامع و متوازن جنسيتي - 1

حق و تكليف دو روي يك سكه هستند/بر هم خوردن توازن كفه حق و تكليف در مدل فرزندپروري كنوني

با توجه به اينكه حق و تکلیف دو روی یک سکه هستند، در یک نظام متعادل و متوازن هر جا حقی به فردی داده می‌شود، حتماً نسبت به آن حق، تکلیفی بر او وارد می‌شود و هر کجا تکلیفی از او خواسته می‌شود حتماً نسبت به آن تکلیف، حقی به او داده می‌شود.

گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ بحث حقوق و تكاليف زن در اسلام و تدوين يك مدل جامع و متوازن جنسيتي بحث بسيار مهمي است كه در اينجا به ارائه مباحث دكتر فرهمندپور در اين خصوص مي‌پردازيم.

ضرورت مقدم داشتن بحث از مبانی تکوینی جنسیت بر مباحث تشریعی

دو عرصه وجود دارد، یکی تکوین و دیگری تشریع؛ عرصه تکوین، یعنی آنچه که به مباحث مبنایی نظام آفرینش مربوط است، مانند تفاوت جوهر و هویت زن و مرد در نظام هستی.

عرصه تشریع، یعنی مباحث مربوط به حوزه قانون‌گذاری، اجتماع و مناسبات روزمره که به صحنه زندگی مربوط است، اینکه چرا حق طلاق با مرد است؟ چرا شهادت زن نصف شهادت مرد است؟ چرا سرپرستی فرزند به مرد داده می‌شود؟

افلاطون در تئوری فضیلت و رذیلت خود بيان مي‌كند كه زن استعداد بیشتری برای کسب رذایل دارد.

داستان آفرینش در سفر پیدایش تورات

1- یَهُو آدم را آفرید و از باقیمانده گل آن حوا را خلق کرد، لذا عصاره انسانی در زن رقیق‌تر از مرد است و سرشت انسان در مرد دارای کمال است. این نگاه در میان فلاسفه و اندیشمندان غربی به گونه‌ای است که ارسطو معتقد است طبیعت هر جا نتوانسته مرد بیافريند، زن را خلق کرده است.

2- داستان بهشت و شیطان و انحراف نوع بشر؛ شیطان هر کاری کرد نتوانست آدم را وسوسه کند، پس حوا را فریفته است. کتاب مقدس، کتاب اصیلی نیست و با توجه به تأثیرات عهد عتیق و نظرات ارسطو و افلاطون پدید آمده است، در این کتب آمده که زنان مخاطب اصلی دعوت انبیا نبودند، اما چون مرد باید خود را به وسیله زن تأمین کند چاره‌ای نبود جز اینکه زنان تا حدی تربیت شوند.

3- شیطان نتوانست آدم را اغوا کند، ولی حوا او را گمراه کرد، یعنی زن از شیطان هم وسوسه‌کننده‌تر است؛ زن را ببینید، ولی مراقب باشید که گول نخورید!
 
داستان آفرینش در قرآن

1- زن و مرد از نفس واحد هستند. در روش تفسیر قرآن به قرآن چنین می‌توان استنباط کرد؛ در جایی در مورد پیامبر (ص) می‌فرماید: «قل انما ان بشر مثلکم» و پیامبر را بشری مانند بقیه می‌داند نه کمتر و نه مهمتر، از طرفی می‌فرماید «من انفسکم ازواجا» یعنی زن و مرد هم‌نفس و دارای هویت و ذات انسانی برابر هستند.

2- «فوسوس لهما الشیطان» یا «فاضلهما الشیطان»؛ قرآن در مورد داستان آدم و حوا ضمیر جمع به کار می‌برد و در همه موارد چه توبه کردن، چه هبوط ضمیر جمع برای تنبیه آورده است.

استعمال آدم در قرآن به دو صورت است:

- اسم برای جنس بشر؛ «اسم جنس» که در اینجا با ضمیر مفرد به کار رفته، مانند بحث سجده ملائکه بر آدم.
- اسم خاص؛ جایی ‌که آدم را در مقابل حوا قرار داده است، در اینجا اولین انسان مذکر مدنظر می‌باشد.

زن در نگاه قرآني مي‌تواند مظهر كفر و ايمان باشد

در نگاه قرآنی زن می‌تواند مظهر ایمان و کفر باشد؛ قرآن آسیه و مریم را مظهر ایمان معرفی می‌کند و آنها را مصادیق «للذین آمنوا» می‌نامد و زن نوح و لوط را مظهر کفر معرفی نموده و آنها را مصادیق «للذین کفروا» می‌داند، در نتیجه زن می‌تواند در هر مسیری بهترین باشد؛ چه در مسیر ایمان و خوبی و چه در مسیر کفر و بدی.

3- اصولاً در نگاه تاریخ بشر، زن موجودی تبعی و غیرمستقل شناخته می‌شود، اما این آیه نشانه تضاد این تفکر می‌باشد که بر هویت مستقل زنان تأکید می‌کند، این‌که زن می‌تواند همسر مظهر ایمان بوده، ولی نماد کفر باشد و نیز می‌تواند همسر تجسم کفر بوده، اما نماد ایمان باشد.

زن را به دو صورت می‌توان بررسی کرد: یکی خارج از کانون خانواده و با هویت مستقل و ديگري در کنار خانواده و با خانواده و برای خانواده، یعنی در هویت خانواده. زن و مرد در آفرینش، ایمان، علم و حق و تکلیف، یعنی در مظاهر انسانیت برابرند.

داشتن نگاه سیستمی و نظام‌مند و پرهیز از مقایسه موردی

شهید مطهری معتقد است که نظام حقوق اسلام را بايد به طور کلی با نظام‌های دیگر مقایسه كرده و یک ماده واحده یا یک تبصره را تهيه كنيم.

توازن حق و تكليف در یک مدل عملی متعادل و متوازن

حق و تکلیف دو روی یک سکه هستند، یعنی در یک نظام متعادل و متوازن هر کجا حقی به شما داده می‌شود، حتماً نسبت به آن حق بر شما تکلیفی وارد می‌شود و هر کجا تکلیفی از شما خواسته می‌شود حتماً نسبت به آن تکلیف به شما حقی داده می‌شود.

بر هم خوردن توازن كفه حق و تكليف در مدل فرزندپروري كنوني

در یک مدل عملی متعادل و متوازن باید حقایق توازن داشته باشد، اگر در یک مدل ارائه شده شما ببینید كه کفه حق سنگین‌تر از کفه تکلیف است، خیلی خطرناک است؛ اين اتفاقی است که در مورد نظام تربیتی فرزندپروری ما در حال حاضر افتاده است.

بچه‌ها در خانواده مظهر چه هستند؟ مظهر حق، همیشه حق با بچه‌هاست، اما بچه‌ها هیچ تکلیفی ندارند، همیشه حق دارند و پدر و مادر مظهر تکلیف هستند. اینها چه خبطی كرده‌اند؟ درآمد در خدمت بچه‌هاست، تفریح، برنامه‌ریزی، آسایش، پول و محبت برای بچه‌هاست، پس پدر و مادر چه؟

دوستی داشتم می‌گفت من یادم نیست قبل از اینکه بچه‌دار بشوم چه آرزوهايی داشتم، یعنی پدر و مادر دیگر حق آرزو کردن هم ندارند. یقین بدانید که این مدل، مدل بیماری است، در یک مدل متعادل و متوازن، حق و تکلیف با هم توازن دارند.

مصلحت‌طلبی به جای منفعت‌طلبی

در یک مدل متعادل و متوازن همه‌جانبه، مصلحت‌طلبی جای منفعت‌طلبی را می‌گیرد، گاهی اوقات من دلم می‌خواهد این آب را بخورم، ولی من باید بفهمم آیا این کار غیر از اینکه عطش مرا برطرف می‌کند، به مصلحت من نيز هست یا نه؟ من بايد مصلحت‌طلبی را جایگزین منفعت‌طلبی کنم.

عدالت‌گرايي به جاي جنسيت‌گرايي

در يك مدل متوازن، عدالت‌گرایی باید جای جنسیت‌گرایی را بگیرد، اگر در جامعه‌ای مردها قدرت را در دست داشته باشند، می‌خواهند پدر زن‌ها را دربیاورند و اگر زن‌ها قدرتمند باشند، می‌خواهند پدر مردها را در بیاورند، این شد مدل زندگی؟

یک موقعی در غرب آنقدر زن ها را کوبیدند و پدرشان را درآوردند که صدای آنها را درآمد و نهضت‌ها و جنبش‌های فمنیستی شکل گرفت، حالا کار به جایی رسیده که زن‌ها دارند پدر مردها را درمی‌آورند.

نمی‌دانم شما کتاب «وضعیت اسف‌بار پسران در آمریکا‌» را خوانده‌اید؟ امروز باید نهضتی راه بیفتد كه به داد پسران برسد، اگر 50 سال دیگر اتفاقی رخ ندهد که به داد دختران برسد، این هم شد زندگی؟

در مورد كتاب‌ها و چگونگي تهيه آنها بايد بگويم كه دفتر مطالعات زنان و خانواده معاونت پژوهشی نهاد نمايندگي مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها مجموعه کتاب‌هایی را تحت عنوان «فمنیست در ترازوی نقد» منتشر کرده است، این مجموعه ترجمه شده، یعنی حرف خود آنهاست، حرف ما نیست که بگویند شما اَنگ می‌زنید.

من خواهش می‌کنم دوستانی که مسئولیت دارند، این مجموعه کتاب‌ها را تهیه کنند و حداقل در اينجا به معرض نمایش بگذارند تا دوستان با عنوان آنها آشنا شوند، 10-15 کتاب هست كه عنوان کلی آن فمنیست در ترازوی نقد است و هر کدام از یک جنبه به بررسي فمنیست پرداخته است.

متن ترجمه شده، نوشته خود متفکران و جامعه‌شناسان و در واقع متولیان امور در غرب، بویژه آمریکاست، كه از جمله این کتب «وضعیت اسف‌بار پسران در آمریکا» مي‌باشد.

پس باید عدالت‌گرایی جای جنسیت‌گرایی را بگیرد، و الا هر کس بگوید من زنم، طرف زن‌ها را می‌گیرم يا من مردم، طرف مردها را مي‌گیرم، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و هر کس زور بیشتري دارد كار خود را پيش مي‌برد، اين ‌يعني قانون جنگل.

توجه به آمیختگی مصلحت و سعادت فرد و جمع

من الان خیلی خوش‌بین هستم كه این اتفاق بیفتد و بقیه هم راحت شوند. من در مرکز مشاوره معمولاً در ابتدا با يك طرف حرف می‌زنم بعد با طرف ديگر صحبت مي‌كنم، وقتی مراجعینم زن و شوهر باشند حتماً اول تنها با يك طرف، بعد تنها با طرف ديگر، سپس با دو طرف حرف می‌زنم.

با خانم که حرف می‌زنم، خانم می‌خواهد پدرِ شوهرش را دربیاورد، با همین تعبیر «من می‌خواهم پدر شوهرم را دربیاورم»، خانم بیرون می‌رود و آقا داخل می‌آید و می‌گوید «من حقش را می‌گذارم کف دستش، من پدرش را درمی‌آورم».

بویژه اینکه من مشاور حقوقی هم هستم، خاصه پرونده طلاق، یعنی وقتي بین پرونده‌های مشاوره‌ام پرونده‌های طلاق می‌آید، آن موقع وحشتناک است و هر دو می‌خواهند پدر همدیگر را دربیاورند.

زندگی تنها بازی است که بازنده - برنده ندارد!!!

همیشه به خانم‌ها و آقایان می‌گویم زندگی تنها بازی است که بازنده  و برنده ندارد، چه دارد؟ بازنده - بازنده یا برنده – برنده، اصلاض بازنده - برنده ندارد، یعنی یا پدر هر دو درمی‌آید یا پدر هیچ‌کدام درنمی‌آید، طرف مغلوب و پیروز ندارد، یا هر دو پیروز هستند یا هر دو شکست خورده، بعد به آنها می‌گویم هر وقت دلت خواست برنده باشی، تلاش کن طرفت را برنده کنی.

تأمل در قانون تنبیه برای همه در سربازخانه‌ها/ خانواده سعادتمند در بستر یک جامعه سعادتمند است

در سربازخانه‌ها قانونی هست كه می‌گوید تنبیه برای همه، تشویق برای یکی. من طرف دومش را قبول ندارم، ولی طرف اول را قبول دارم، چرا؟ وقتی یک نفر اشتباه می‌کند همه تنبیه می‌شوند و همه سعی می‌کنند مانع این بشوند که کسی اشتباه کند. قصه امر به معروف و نهی از منکر همین است، همه مواظب هستند که کسی اشتباه نکند چون معتقدند تنبیه یکی، تنبیه همه است.

بنابراین یادتان باشد كه مصلحت و سعادت فرد و جامعه به هم گره خورده است، هم‌چنین سعادت خانواده نيز با سعادت جامعه گره خورده است، یعنی این طور نیست که من بگویم خانواده من خوشبخت است،پس بي خيال جامعه، نمی‌شود چنین حرفی را زد، خانواده سعادتمند در بستر یک جامعه سعادتمند احساس خوشبختی می‌کند و اگر جامعه مفلوک و بدبخت باشد خانواده شما هم احساس خوشبختی نمی‌کند.

مدل عملي متوازن بايد كلان و درازمدت باشد

پس یک مدل عملی متعادل و متوازن باید حواسش باشد مصلحت و سعادت فرد و جامعه با هم آمیخته هستند. مورد دیگر اين كه نگاه یک مدل عملی متعادل و متوازن همه‌جانبه باید کلان و درازمدت باشد نه جزئی و محدود، یعنی چه؟

به هم خوردن تركيب جنسيتي دانشگاه‌ها خطرناك است

مثال می‌زنم، این عرض بنده را خیلی از دختر خانم‌های جوان، خیلی از دانشجویان دختر نمی‌پسندند، ولی به موی سفید من اعتماد کنید و حرف من را بشنوید، البته من این حرفی را که تازگی مد شده که برای ورود دخترها به دانشگاه سد ایجاد کنیم، اصلاً قبول ندارم، ولی این حرف را قبول دارم که به هم خوردن توازن ترکیب جمعیتی دانشگاه یک امر مخاطره‌انگیز است.

من برای همین مسئله راهکارهایی دارم که به جای خود گفته‌ام و می‌گویم، اين حرف كه می‌گویند برای دخترها سهمیه بگذارید تا پسرها آسان‌تر وارد دانشگاه شوند و دخترها سخت‌تر را نيز قبول ندارم.

من معتقدم باید مدیریت از جای دیگری اتفاق بیفتد، الان ممکن است من خوشم بیاید، چون ما وقتي در محافل بين‌المللي شركت مي‌كنيم، همیشه قدمان را راست و صدایمان را محکم می‌کنیم و می‌گويیم از کشوری آمده‌ایم که بیش از 60 درصد دانشجویان آن دختر هستند.

اين مسئله برای شعار دادن و بُعد جهانی آن خوب است، ولی واقعیت این است که در منطق برنامه‌ریزی‌های اجتماعی با در نظر گرفتن زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادي و مدیریتي كشور، بر هم خوردن توازن جنسيتي دانشگاه خیلی خطرناک است، امروز معلوم نمی‌شود، اما در آینده پیامدهای بسیار وخیم و خطرناکي دارد كه در جای خود باید در مورد آن بحث کرد.

ترکیب جمعیتی دانشگاه‌های ما از آن مواردی است که فردا صدایش درمی‌آید!

کسی نیمه شبی جلوی درب بسته مغازه‌ای نشسته بود و با تیغه اره قفل درب مغازه را می‌برید. یکی از کنارش گذشت و گفت: آقا داری چیکار می‌کنی؟ گفت: دارم تار می‌زنم، گفت: این چه تاری است که صدا ندارد؟ گفت: این از آن تارهایی است که صدایش فردا درمی‌آید.

حالا قصه دانشگاه‌های ما هم از آن تارهایی است که صدایش فردا درمی‌آید. نگاه ما باید کلان باشد، ممکن است برای من خوشایند باشد كه بگویم ورودی دانشگاه‌های ما بیش از 60 درصد یا کمتر دختران هستند، ولی باید نگاه من کلان، متوازن و همه‌جانبه باشد.

پس مصداق‌هاي توازن و تعادل عبارتند از توازن حق با تکلیف، مصلحت‌طلبانه، عدالت‌گرایانه، توجه به آمیختگی مصلحت فرد و جمع، نگاه کلان و بلندمدت و چند مصداق دیگر.

ادامه دارد ...
 
منبع:
 
سخنرانی دکتر فهیمه فرهمندپور در کارگاه طلیعه بیداری؛ به همت معاونت خواهران بسیج دانشجویی
 
پربازدیدترین آخرین اخبار