اولین شب عزاداری فاطمیه با حضور رهبر انقلاب برگزار شد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۲۲۲۹
در حسینیه امام خمینی(ره)

اولین شب عزاداری فاطمیه با حضور رهبر انقلاب برگزار شد

همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت صدیقه كبری سلام‌الله علیها، اولین شب از مراسم عزاداری و سوگواری بانوی عصمت و طهارت، با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» به نقل پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرن آيت الله خامنه اي،  همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری دخت گرامی پیامبر اسلام، حضرت صدیقه كبری سلام‌الله علیها، اولین شب از مراسم عزاداری و سوگواری بانوی عصمت و طهارت، با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله برگزار شد.

در این مراسم كه اقشار مختلف مردم و مسئولان حضور داشتند، سخنرانان و مداحان اهل بیت علیهم‌السلام به تبیین شخصیت والای ام‌الائمه حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها و ذكر مصائب و مناقب ایشان پرداختند.

مراسم سوگواری و عزاداری تا پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ در حسینیه‌ امام خمینی رحمه‌الله ادامه خواهد داشت.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
در این مراسم میثم مطیعی مدیحه‌سرایی كرد كه متن اشعار خوانده شده وی به شرح زير منتشر می‌شود:
 
* يك
شعر از محمدمهدی سیار
 
قرار بود كه عمری قرار هم باشیم
كه بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم
اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز
من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم
اگر تمام جهان دشمنی كند با ما
من و تو یار هم و جان‌نثار هم باشیم
كنون بیا كه بگرییم بر غریبی هم
غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم
در این دیار اگر خشكسالی آمده است
خوشا من و تو كه ابر بهار هم باشیم
نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌كند دیوار
مگر قرار نشد رازدار هم باشیم
نگفتی‌ام ز چه رو رو گرفته‌ای از من
مگر چه شد كه چنین شرمسار هم باشیم
به دست خسته‌ی تو دست بسته‌ام نرسید
نشد كه مثل همیشه كنار هم باشیم
شكسته است دلم مثل پهلویت آری
شكسته‌ایم كه آیینه‌دار هم باشیم

* دو
شعر از میلاد عرفان‌پور
 
من و این داغِ در تكرار مانده
من و این آتش بیدارمانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین در و دیوار مانده
 
* سه
شعر از محمدمهدی سیار
 
تو و اشك و تو و این درد جانكاه
من و آه و من و آه و من و آه
سیاهی می‌رود چشمم خدایا
كه مانده جای سیلی بر رخ ماه
شده خیره چشمم بر در
رد خون مانده آن سوتر
چه كند با این غم حیدر
همین‌جا سوره‌ی كوثر زمین افتاد
تمام هستی حیدر زمین افتاد
آه واویلا واویلا واویلا
آه واویلا واویلا واویلا
 
***
تو و صبر و غم و رنج نگفته
من و بی‌تابی و بغض شكفته
من و یك آسمان آه جگرسوز
تو و یك پیرهن زخم نهفته
دمی ای همرازم بنگر
كه نوای زینب یك‌سر
شده مادر مادر مادر
حسن آن گوشه می‌گرید غریبانه
از این غصه كه بی مادر شود خانه
آه واویلا واویلا واویلا
آه واویلا واویلا واویلا
 
***
نمی‌پرسی ز رنج بی‌حسابم
ز فكر بی تو بودن در عذابم
پس از تو من امیری بی‌سپاهم
پس از تو من سلامی بی جوابم
شده این دل بیت‌الاحزان
زده این غم آتش بر جان
من و این چشمان گریان
خداحافظ گل پیغمبر خاتم
خداحافظ علی ماند و غم عالم
آه واویلا واویلا واویلا
آه واویلا واویلا واویلا

* چهار
بند فارسی از محمدمهدی سیار

بند عربی از مرتضی حیدری آل كثیر
ای قبر پنهان تو در قلب همه، امّ أبیها امّ أبیها
دل مثل پهلویت شكسته فاطمه، امّ أبیها امّ أبیها
ای اشك تو همراه امواج فرات ای همدم غم
تا كی رسد بر جان فرزندان تو غم‌های عالم
شفیعه‌ی ما دعایمان كن
به مهر خود آشنایمان كن
از این غریبی رهایمان كن
از این غریبی رهایمان كن
بر زمین خون محبان شما
ذكر ما شد كلّ ارضٍ كربلا
يا من بَدَا فی كُل ِ ضِلع ٍ كَسرُها أُمَّ أَبيها
ای آنكه در هرسینه‌ای شكستگی‌اش نمایان شد
حَتّی غَدَا فی كُل قَلب ٍ قبرُها أُمَّ أَبيها
تا جایی‌كه در هر دلی آرامگاهی برای او هست
أُمّاهُ لَو تَبكينَ قتلَ السِّبطِ فی جنبِ الفُراتِ
مادر جان! آن هنگام كه در عزای كشته شدن حسینت در كنار فرات می‌گریی
نوحِی علی مَن ناضَلوا و جاهَدوا ضِدَّ الطُّغاةِ
از داغ آن‌هایی كه علیه ظلم و طاغوت ایستادند و جانانه جنگیدند نیز نوحه بخوان!
يا قُرَّةَ عينِ الاوصياءِ
ای نور چشم تمام اوصیا
أدعوكِ دَوماً هذا نِدائی
دائما تو را می‌خوانم، این ندای من است
صلَّی علیكِ ربُّ السَّماءِ
پروردگار آسمان بر تو درود می‌فرستد
فاطمة، يا بَضعةَ المصطفی         فاطمة، تبكی لَكِ عينُ الوَفی
فاطمه، ای پاره تن مصطفی         فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند
أدعو و دمعُ العين ِ لِلكونِ صَدَی آه ٍ واويلاه
صدایت می‌زنم و اشك چشمم به سمت جهان پژواك می‌شود
يا بنتَ من يَجری بكفَّيهِ النَّدَی آه ٍواويلاه
ای دختر پیامبری كه بارش باران به اشاره دست‌های اوست
سالَت دماء ُالشّيعةِ مِن قلبِ بحرينِ الحزينِ
اینك این خون شیعه است كه از قلب اندوهگین بحرین جاری می‌شود
و هذه أَبنائُكِ تدعُوكِ يا أُمَّ الحسين
این‌ها فرزندان تواند ای مادر حسین كه تو را می‌خوانند
زهراءُ دَومًا قَلبی يُنادی
دل من همیشه تو را می‌خواند یا زهرا!
يا بَضعةً مِن خيرِ العبادِ
ای پاره تن بهترین بندگان
ذِكراكِ رمزٌ لِلاتّحادِ
یاد تو رمز اتحاد ماست
فاطمة، يا بَضعةَ المصطفی         فاطمة، تبكی لكِ عينُ الوَفی
فاطمه، ای پاره تن مصطفی         فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می‌گریند

* پنج
شعر از میلاد عرفان‌پور
 
ما امت حزب‌اللّهیم
دلداده‌ی روح‌اللّهیم
ما و همه شب یاد شهادت
ما و همه شب شوق زیارت
ذكر لب ما نام حسین و
نقش دل ما مهر ولایت
با فاطمه هم‌پیمانیم
سرباز علی می‌مانیم
ما امت حزب‌اللّهیم
دلداده‌ی روح‌اللّهیم
 
***
خیبر شد و دشمن شده حیران
شد غیرت ما فاتح میدان
چشم دل عالم شده روشن
با روشنی خون شهیدان
ما با شهدا می‌مانیم
در كرب‌وبلا می‌مانیم
ما امت حزب‌اللّهیم
دلداده‌ی روح‌اللّهیم
 
***
سرگرم پریشانی خویشیم
خوكرده به حیرانی خویشیم
تا رؤیت روی گل نرگس
با یار خراسانی خویشیم
ما بر سر پیمان هستیم
در خیمه‌ی جانان هستیم
ما امت حزب‌اللّهیم
دلداده‌ی روح‌اللّهیم
 
پربازدیدترین آخرین اخبار