اعتبار احمدي نژاد سرمايه اي بود كه هدر رفت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۲۶۳۱
سعيدي در گفت‌وگوی تفصیلی با «خبرگزاری دانشجو»:

اعتبار احمدي نژاد سرمايه اي بود كه هدر رفت

نماينده ولي فقيه در سپاه گفت: بر اساس نظر امام، دختر رئيس جمهور نمي‌تواند با شلوار و كفش آديداس و دوچرخه‌سواري در جامعه الگو باشد و يا در بحث تيم اداره كشور، امام معتقد به تيم اصولگرا بودند و فرمودند ...
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ حجت‌الاسلام علي سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در گفت وگوي تفصيلي با اين خبرگزاري  فعاليت هاي سپاه را تشريح كرد.
 
وي در اين مصاحبه با اشاره به جريان هاي فتنه و انحراف و نقش خواص بي بصيرت قياس اين دو جريان را مع الفارغ دانست.
 
متن كامل اين گفت وگو به اين شرح است:
 
سپاه زمينه تثبيت انقلاب را فراهم كرد
 
سعيدي: اگر نگوييم موفق‌ترين دستاورد انقلاب سپاه بود، اما مي‌توانيم ادعا كنيم كه يكي از موفق‌ترين پديده‌ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران سپاه پاسداران انقلاب بوده است كه اين حقيقت را اين نهاد در طول اين بيش از سه دهه تولدش در همه عرصه‌ها به منصه ظهور رسانده است.

 تاثيرگذاري آن در برقراري امنيت و استقرار انقلاب در دهه اول در مقابله با تهديدات نيمه سخت و آشوب‌هاي محلي و نقاط مرزي كشور در استان‌هاي مختلف در ابتداي انقلاب با مشكلات زيادي مواجه بوديم و سپاه در مقابله با اين قائله‌ها نقش بسيار تعيين كننده‌اي داشت و زمينه تثبيت انقلاب را فراهم كرد.

 در عرصه مقابله با جنگ سخت و مقابله با تهاجم ارتش عراق با پشتيباني استكبار سپاه و بسيج نقش آفريني كردند و تاثير فوق العاده‌اي را در كنار ديگر نيروهاي مسلح از خودشان به جاي گذاشتند.

 در عرصه سازندگي سپاه گام‌هاي بلندي در راستاي بازسازي و عمران و آبادي نظام و كشور و تثبيت نظام به عمل آورد.

 در عرصه امنيت فضاي ايران از زماني كه سپاه وارد عرصه امنيت پروازها شد نقش بسيار گسترده‌اي را ايفا كرد.

 در ديگر عرصه‌ها هم سپاه همواره حضور فعال داشته و ايفاي نقش كرده است.

 قطعاً به همان دليل كه سپاه تا اين مدت وجودش لازم بوده است براي مقابله با تهديد سخت و نيمه سخت و نرم، در تداوم كار هم اين نظام با توجه به دسته بندي‌ها و دسيسه‌هايي كه دشمنان دارند وجود سپاه با قدرت و قوت در همه عرصه‌ها الزامي است.
كساني كه در مسير دستيابي به قدرت هستند سپاه را بزرگترين مانع در مسير حركتشان مي‌بينند

«خبرگزاري دانشجو»: بعد از اتمام جنگ تلاش‌هاي توسط ضد انقلاب براي تخريب و انحلال سپاه فراواني انجام شد ، دليل اين عمل چه بوده است؟

سعيدي:  دليل عمده كساني كه زمزمه انحلال سپاه يا ادغام را دنبال مي‌كردند نقش بارز و برجسته سپاه را در حمايت از اصول و مباني نظام و انقلاب بايد جست و جو كرد.

 سپاه پاسداران در دوران زعامت حضرت امام(ره) تلاشش اين بود كه پا به پاي امام حركت كند و ايده‌ها و آرمان‌هاي امام را دنبال كند و بعد از رحلت امام همواره تلاش كرده كه در مسير تدابير رهبر معظم انقلاب حركت كند و اصول و مباني كه رهبري منادي آن بوده‌اند را در همه عرصه‌ها پاسداري كند و يك عده‌اي دردرون با اين نوع استراتژي و رويكرد سپاه مخالفند و در خارج هم شاهد معاندت بوديم.

تاثيرگذاري سپاه در اصل انقلاب و نظام اسلامي، آرمان‌هاي انقلاب و نظام، شعارهاي انقلاب و نظام محرز است و همواره سپاه مدافع اين شعارها و اصول و آرمان‌ها بوده و طبيعي است كه كساني كه در مسير دستيابي به قدرت هستند و نگرش ديگري دارند، بزرگترين مانع را در مسير حركتشان سپاه مي‌بينند لذا چندين بار اين نغمه را سردادند كه سپاه در ارتش و اين دو نهاد با هم ادغام شوند و يا اينكه سپاه منحل شود، اما رهبري معظم انقلاب در برابر اين ايده اين افراد ايستادند و در تقويت ارتش و سپاه آنچه كه در صلاح ديدشان بود، اهتمام ورزيدند و ما امروز شاهديم كه هم ارتش و هم سپاه به عنوان دو نيروي آماده در دو جايگاه و ماموريت متفاوت وظايفشان را به نحو احسن انجام مي‌دهند.

 عده‌اي همواره تلاش داشتند كه سپاه را از بدنه مردم جدا كنند، مثلاً مي گفتند سپاه وارد فعاليت‌هاي علمي، سياسي و اقتصادي نشود و هنوز هم چنين زمزمه‌هايي وجود دارد.
 
 
عده‌اي با هر نوع اقتدار سپاه مخالفند

«خبرگزاري دانشجو»: اين قضايا از كجا نشأت مي‌گيرد و هدف طراحان چيست؟

سعيدي: يك عده‌اي با هر نوع اقتدار سپاه و گسترش اين اقتدار مخالفند و احساس مي‌كنند كه هر مقداري كه سپاه قدرتش افزايش پيدا كند ثبات و استقرار و تاثيرگذاريش در نظام بيشتر مي‌شود.

 از اول آنها اين حضور سپاه را در عرصه‌هاي مختلف بر نمي‌تابيدند و نمي‌خواستند سپاه اين مقدار به عنوان بازوي ولي فقيه و رهبري در راستاي وظيفه اصليش يعني پاسداري از انقلاب، گسترش ماموريت داشته باشد

 ولي دقيقاً با توجه به ديدگاه هاي استراتژيك مقام معظم رهبري نگرش راهبردي ايشان به مسائل نظام و انقلاب، اين طلب مي‌كرد كه سپاه در اين عرصه‌ها وارد شود، يعني در هر عرصه‌اي كه سپاه وارد شده حقيقتاً در راستاي ماموريت ذاتي‌اش بوده است.

 اگر در عرصه‌ سازندگي هم وارد شده در راستاي ماموريتش بوده است، يعني انقلاب اگر نتواند بعد از پيروزي به بازسازي بپردازد و نياز مردم را برطرف كند، نمي‌تواند پشتوانه مردمي خودش را به طور كامل حفظ كند و بالاخره يك انقلاب دگرگوني به دنبال دارد، تخريب به دنبال دارد، وقتي نظام جديد ايجاد شد نظام انقلابي بايد بتواند كار كند و بالاخص نظامي مثل ما كه با يك جنگ طولاني 8 ساله روبرو بوده و زيرساخت‌هاي ما به طور كلي در بسياري از عرصه‌ها تخريب شد و اون 8 سال كه قريب يك دهه زمان بود، زمينه سازندگي فراهم نبود، بعد از پايان جنگ و شروع سازندگي طبيعي بود كه نه امكانات دولتي اين ظرفيت را داشت و نه بخش خصوصي اين ريسك را مي‌پذيرفت كه وارد عرصه‌هاي سنگين و كلان زيرساخت‌ها بشود، بنابراين باز هم به صورت وظيفه ذاتي در جهت پاسداري از انقلاب ، دولت وقت از رهبري معظم انقلاب و فرمانده كل قوا اجازه گرفتند كه بخشي از توان سپاه وارد عرصه سازندگي شود و رهبري معظم هم اجازه فرمودند كه به شرط آنكه به توان رزمي سپاه و توان مهندسي سپاه ضربه وارد نشود، بخش مازاد را وارد عرصه سازندگي كند.

 سپاه در اين راستا وارد شد و كارهاي بسيار سنگيني را انجام داد و پروژه‌هاي كلاني را انجام داده كه بخش خصوصي قادر به انجام آن به دليل بالا بودن ريسك آن نيست.

 براي نمونه پروژه انتقال گاز از عسلويه به چابهار و دهها پروژه مهم اجرا شده و مسئله اخير يعني انتقال آب از درياي خزر به كوير مركزي كه پروژه‌هاي راهبردي نظام بوده است كساني كه مخالف اين گسترش فعاليت‌هاي سپاه بودند آن را مخالف خواسته‌هاي خود مي‌ديدند در حاليكه رهبري انقلاب مصلحت نظام و انقلاب را در اين مي‌ديدند كه سپاه در اين عرصه‌ها وارد شود و به بخش سازندگي در كشور كمك كند.

 مقام معظم رهبري در 14 بهمن امسال و در خطبه‌هاي نماز جمعه رسماً اعلام كردند كه ما در قضاياي سوريه و لبنان دخالت كرديم و خواهيم كرد.

امام اثبات كرد كه با تكيه بر دين مي‌توان انقلاب كرد
 
«خبرگزاري دانشجو»: لطف كنيد راجع به نوع فعاليت‌هاي سپاه توضيح دهيد.

سعيدي: بحث صدور انقلاب را از ابتدا تا امروز مطرح بوده است و صدور انقلاب به معناي لشگركشي و اعزام نيروي نظامي به كشورها نبود، بلكه به اين معناست كه شعارهاي انقلاب، آرمان‌هاي انقلاب و ايده‌ها، مدل‌ها و شيوه‌هاي انقلاب كه بالاخره انقلاب اسلامي ايران در تمام اينها منحصر به فرد بود، صادر شد.

 در مقابل ما دو جبهه گسترده قرار داشت، يكي جهان اسلام و يكي هم دنياي استضعاف و محرومين كه زير دست و پاي آمريكا و ابرقدرت‌ها دست و پا مي‌زدند به طور طبيعي شعار ما نجات مستضعفين، نجات مسلمان‌ها، بازگشت به اسلام بود با شيوه‌هاي خودمان، امام آمد و اثبات كرد كه با تكيه بر دين مي‌توان انقلاب كرد، با مقاومت جانانه و ايثار خون و جان مي‌توان به پيروزي دست يافت.
انتفاضه مولود انديشه امام بود

 همين مدل بود كه به فلسطين منتقل شد، برخي گروههاي فلسطيني مي‌خواستند با تكيه بر كاخ كرملين و داس و چكش به پيروزي برسند و كمتر ادعا مي‌كردند كه ما مسلمان هستيم، اما با انتقال ايده امام و افتخار آنها اين شد كه ما به عنوان مسلمان مبارزه مي‌كنيم و انتفاضه مولود انديشه امام بود، يا در مسئله لبنان همينطور، اصلاً بحث لبنان و شكل‌گيري حزب الله و گسترش مقاومت و عمق تفكر آنها با انديشه امام همراه بود و زمينه پيروزي‌هاي زيادي را در لبنان شاهد بوديم كه در راستاي انديشه و ايده حضرت امام و حضرت آقا بود.

 در اقصي نقاط عالم ما با پديده استثمار و استعمار به شيوه نو روبرو هستيم، لذا آرمان‌هاي انقلاب ايران و نظام اسلامي در سراسر دنيا در مقابل قدرت‌هاي استكباري و به خصوص آمريكا است.

 ما در عرصه خاورميانه تقابل با آمريكا را شاهد هستيم.  هر كجا كه آمريكا حضور دارد ما هم با آن دست به گريبان هستيم.

 نيروي قدس مسئوليت صدور اين شعار و آرمان را برعهده دارد، نيروي قدس حمايت معنوي از جريان‌هاي مقاومت و انقلابي دارد.

 تاثيري كه اين حركت در بيداري اسلامي داشته، مشهود است بي ترديد اين سراسري شدن روز قدس و جهاني شدن مسئله فلسطين در سايه تلاش نيروي قدس است كه توانسته مسئله قدس را يك مسئله بين المللي كند.

 بنابراين نيروي قدس بيشتر جنبه مستشاري دارد و حمايت معنوي رادنبال مي‌كند و صدور شعارها و آرمان‌هاي انقلاب را دنبال مي‌كند كه بالاخره مي‌خواهد به دنياي استضعاف بفهماند كه با تكيه بر مقاومت، ايستادگي و بذل جان و مال مي‌توان در برابر قدرت‌هاي استكباري ايستاد.
 
 
بعد از پيروزي انقلاب در وضعيت خواص دچار تحول شديم

«خبرگزاري دانشجو»: در خصوص خواص بي‌بصيرت، آيا اصولاً خواص در جامعه اسلامي مي‌توانند بي‌بصيرت باشند ؟ اثر اين افراد در جامعه چگونه خواهد بود ؟

 سعيدي: در مورد خواص مي‌توان از چند زاويه مسئله را بررسي كرد، در بحث اول مسئله اين است كه خواص در جامعه به كساني مي‌گويند كه در هر انقلابي حلقه‌هاي اوليه و كساني كه از نظر هوش و استعداد و توان و علم ظرفيت بيشتري دارند به رهبري انقلاب مي‌پيوندند و زمينه انتقال انديشه‌هاي رهبري را به مردم فراهم مي‌كنند.

 اينها وقتي نزديك شدند به رهبري از يك قداست و ارزشي برخوردار مي‌شوند، چرا كه اينها از برخي منظرها جلوتر از بقيه اقشار هستند، اينها را خواص مي‌نامند اين در تمام تاريخ بوده است، مثلاً ما اين را در انقلاب پيامبر اعظم(ص) مي‌بينيم.

 از صفر انقلاب تا پيروزي دوره‌اي هست براي شكل گيري اين طبقه از خواص، تا اينجا معمولاً ريزش زياد نيست بلكه رويش در خواص و جامعه وجود دارد اما بعد از پيروزي انقلاب در وضعيت خواص دچار تحول مي‌شويم. يعني خواص هم ريزش و هم رويش دارند.

سهم خواهي، رانت خواري و آقازادگان: عوامل ريزش خواص
 
 از اينجا بحث عوامل مطرح مي‌شود، اينكه چه عواملي باعث ريزش خواص مي‌شود كه چند عامل اينجا موثر است.

يك عامل، سهم خواهي، زياده خواهي، ويژه خواري و رانت خواري است لذا خواصي كه همراه رهبري بوده‌اند، بعد از پيروزي انقلاب انتظار و توقعشان اين است كه سهم بيشتري را ببرند، اين خواسته ممكن است با ظرفيتشان و توانشان همسان نباشد، لذا چون مي‌بينند كه به خواسته‌هايشان نمي‌رسند با رهبري و انقلاب و جامعه زاويه مي‌گيرند و بعد كه آقازاده‌ها وارد عرصه‌ مي‌شوند.
 
بعد كه آقازاده‌‌ها وارد عرصه مي‌شوند با مشكلاتي مواجه مي‌شوند، نظام مي‌خواهد با آقازاده‌ها برخورد كند كه اينها در دفاع از آقازاده منجر مي‌شود به مقابله با نظام يعني يكي از عوامل پديده آقازادگي است.
 
 البته آقازادگي في نفسه مسئله بدي نيست ما هم آقازاده خوب و هم آقازاده بد داريم، از ائمه معصومين برخي آقازادگان خوب بودند و برخي نه، مثلاً مي‌بينيم كه امام دهم هم يك آقازاده‌شان جعفر عمومي امام زمان آقازاده خوبي نيست.
 
 يكي از عوامل در زاويه گرفتن خواص پس از انقلاب مسئله بصيرت است. بصيرت ابعادي دارد و بعضي شخصيت‌ها تا پيروزي مباني و اصول را قبول داشتند.
 
 وقتي كه پس از پيروزي انقلاب منويات رهبري بيان مي‌شود، شعارهاي رهبري و ديدگاهشان نسبت به مسايل خارجي و بين المللي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و تيم اداره كشور مشخص مي‌شود.

 خوب كم‌كم بعضي از اين خواص احساس مي‌كنند كه عجب اين ايده‌ها را قبول ندارند، مثلاً نهضت آزادي و تيم بازرگان تا پيروزي انقلاب با امام بودند اما بعد از اينكه مواضع امام روشن شد كه گفتند جمهوري اسلامي نه يك كلمه كمتر و نه يك كلمه بيشتر، خب با انقلاب زاويه گرفتند.
 
 امام راجع به احكام اسلامي گفتند كه تمام احكام اسلام بايد پياده شود، جبهه ملي آن زمان آمد نسبت به لايحه قصاص موضع گرفت و با انقلاب زاويه پيدا كرد.
 
 نسبت به ارتباط با آمريكا نگاه آقاي بازرگان نگاه رفورميستي بود لذا زاويه گرفتند، بنابراين بصيرت معنايش اين است كه تفاوت است بين نگاه و درك خواص با درك رهبري نسبت انقلاب، يعني برخي درك درستي از مواضع رهبري و انقلاب نداشتند.
 
 در واقع برنتابيدن تدابير رهبري ناشي از فقدان بصيرت است، اين در واقع ناشي از ناهنجاري دروني و عدم درك درست رهبري آنهاست.
 
 ما يك مرحله ديگري هم داريم كه بسيار سخت است، مرحله انتقال رهبري اول به دوم است و اين زلزله شديدي اينجا فعال شد، چرا اينجا ريزش زيادتر است؟
 
 به خاطر اينكه بسياري از اين خواص خودشان را هم عرض رهبري مي‌دانند و اينها در مقابل رهبري اول خودشان را درمرحله پايين‌تري مي‌ديدند اما نسبت به رهبري بعدي خودشان را هم ارز مي‌بينند و رقابت و حسادت و موضع گيري‌ها و سهم خواهي‌ها به مراتب بيشتر مي‌شود .

 اين شكل ريزش را در مواقع تاريخي مي‌بينيم، مثلاً در عصر پيامبر(ص) هم مي‌بينيم عده‌اي در زمان پيامبر(ص) طوعاً يا كرهاً پذيرفته بودند اما پس از رحلت پيامبر(ص) در مقابل حضرت علي قرار گرفتند.

خواص 4 دسته شدند ، يعني خواصي كه اينها دور پيامبر(ص) بودند و پشت سر ايشان نماز مي‌خوانند 4 دسته شدند.
 
 يك دسته آمدند در كنار اميرالمومنين قرار گرفتند، محكم ايستادند، نزديك‌ترين فرد به اميرالمومنين در بحث ولايت مداري فاطمه زهرا(س) است.در مرتبه بعدي سلمان، مقداد، اباذر و .... قرار دارند.
 
 بين ميزان رتبه ولايتمداري حضرت زهرا(س) و بقيه تفاوت وجود دارد، يعني اگر همان نقشي كه حضرت زهرا(س) در پاسداري از حريم ولايت داشت بقيه ياران و خواص مي‌داشتند اين اتفاقات نمي‌افتاد.
 
 دسته دوم مقابل حضرت قرار گرفتند، به خاطر دنياطلبي‌شان، رياستشان، سهم‌شان، مقام و موقعيتشان نتوانستند در برابر رهبري دوم تسليم شوند و به مقابله برخاستند.
 
 دسته سوم سكوت كردند، اينها يك نوع بي‌بصيرتي داشتند، دسته دوم بي‌بصيرتيشان ناشي از زياده خواهي‌شان بود، رياست طلبي، مقام طلبي، اما دسته سوم اينها كساني بودند كه درك درستي از مقام امامت نداشتند و نه در جبهه مخالفين بودند و نه در جبهه وفاداران.
 
 البته اينها از نظر جرم و گناه با دسته دوم يكي هستند چون به رهبري لطمه زدند و به انقلاب و زعامت.
 
 اينها كساني بودند مثل عبدالرحمن ابن عوف، عبدالله عمر، ابوموسي اشعري كه گفتند كه جنگ ميان دو اهل قلبه است و ما دخالت نمي‌كنيم. اين اشتباه و بي‌بصيرتي است.
 
 وقتي تقابل بين حق و باطل جدي است اينجا نمي‌توان سكوت كرد، اينجا نمي‌شود ايستاد، بلكه بايد به سمت حق رفت.
 
 اشتباه اينها اين بود كه گفتند هر دو طرف اهل حق هستند و اشتباه اينها اين بود كه نتوانستند معادله را درست تشخيص دهند.
 
 دسته چهارم كساني بودندكه دوبل بازي مي‌كردند يعني هم با اين طرف همكاري مي‌كردند وهم با آن طرف.
 
اينها مغازه دونبش راه انداخته بودند، در دوره ما بايد اين سه مرحله را بررسي كنيم، يك دوره قبل از انقلاب كه امثال آقاي لاهوتي، منتظري همراه با انقلابيون درصدد پيروزي انقلاب بودند.

 وقتي انقلاب پيروز شد كم‌كم زاويه‌ها مشخص شد و مجاهدين خلق زاويه گرفتند چون ديدند ايده‌هايشان با ايده‌هاي امام نمي‌خواند.
 
 نهضت آزادي، جبهه ملي آرام‌آرام چون خواسته‌ها و آرمان‌هايشان با امام نمي‌خواند با ايشان زاويه و فاصله گرفتند.
 
 يكي از كساني كه از خواص درجه  يك بود و فاصله گرفت آقاي منتظري بود.
 
 ديدگاه‌هاي وي با نگاه امام تفاوت داشت و نسبت به اصل ولايت فقيه، اختيارات ولي فقيه يا در نوع نگاه به آمريكا و جريان‌هاي انحرافي اختلاف نظر داشت تا اينكه امام ناچار شدند اين بازوي باسابقه را قطع بكنند به خاطر اينكه زاويه گرفت.
 
در دوره سوم يعني عصر زعامت امام خامنه‌اي ما يك تحولاتي را باز شاهد هستيم يعني در درون كساني كه يار امام بودند و خود را زير چتر خط امام پنهان كرده بودند و شعار خط امام مي‌دادند اينها دچار ريزش گسترده شدند چرا؟ به خاطراينكه احساس مي‌كردند خواسته‌هايشان با زعامت رهبري انقلاب تامين نمي‌شود بنابراين جلوي ايشان ايستادند از آقاي كروبي گرفته تا آقاي موسوي يا برخي از اعضاي مجمع روحانيون كه مرتبط بودند با امام و استفاده مي‌كردند از ايشان دچار واخوردگي شدند و به انزوا كشيده شدند. خب ما يك زاويه‌هايي را مي‌بينيم اين بر مي‌گردد به تفاوت بين آرمان‌ها و اصولي كه رهبري مي‌گويد و به دنبال تحققش است با آرمان‌ها و ادعاهايي كه ديگران دارند مثلا فرض كنيد كه چرا كارگزاران و دولت سازندگي زاويه گرفت؟ چرا آقاي هاشمي زاويه گرفت. قطعا بايد اينجا به دنبال تفاوت‌هاي اصلي بين ديدگاه ايشون و امام و رهبري باشيم. اين تفاوت‌ها الان دارد بروز مي‌كند در ديدگاهايشان در زمان امام اظهار نمي‌كردند كه آن موقع دنبال ارتباط با آمريكا بودند يا به همان تساهل و تسامح اعتقاد داشتند.
 
 
دختر رييس جمهور نمي‌تواند با شلوار و كفش آديداس و دوچرخه‌سواري در جامعه الگو باشند
 
امام معتقد نبودند كه دختر رييس جمهور مي‌تواند با شلوار و كفش آديداس و دوچرخه‌سواري در جامعه الگو باشند اينها مسائلي بودند كه بعدا بروز كرد يا بحث تيم اداره كشور، امام معتقد به تيم اصولگرا بودند رهبر معظم انقلاب نسبت به اداره كشور نظر خاصي دارند امام فرمودند من زنده باشم يا نباشم نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان بيفتد. اهل انقلاب كسي است كه اهل اطاعت از ولايت‌فقيه باشد و پيروي از ولي‌فقيه را با پيروي از معصوم يكي بداند. وفاداران انقلاب كساني هستند كه ولايت‌فقيه را الهي و دنباله ولايت ائمه بدانند. امام خميني در اين مسئله صراحت دارند اما وقتي در حرف‌هاي آقايان دقت مي‌كنيم مي‌بينيم كه مي‌گويند مشروعيت نظام از راي مردم گرفته مي‌شود امام مي‌گويد مشروعيت الهي مقبوليت مردمي كه اين سخن آقايان تفاوت دارد با ديدگاه امام. وقتي مي‌گويند رهبري شورايي، اين ديگر با ولايت فقيهي كه امام مي‌گويند سازگاري ندارد. اينها زاويه‌هايي است كه عميقا با نظر امام تفاوت داشته و الان بروز و ظهور پيدا مي‌كند بعضي از ياران امام مي‌گويند ما زمان امام هم نسبت به رفتار امام حرف داشتيم، نسبت به ادامه جنگ حرف داشتيم اما جرات نمي‌كرديم بگوييم و بعد از امام جرات كردند كه نظرات خصوصي‌شان را عنوان كنند بنابراين وقتي مي‌گوييم خواص بي‌بصيرت اين نسبي است ممكن است فردي در يك دوره‌اي كاملا با امام همراه باشد اما در دوره‌اي همراه نباشد.

ما سرداري را دوست مي‌داريم كه در پيروزي انقلاب نقش خودش را ايفا كرده باشد در دوره اول پابه‌پاي امام حركت كرده باشد و در اين دوره هم پابه‌پاي رهبري باشد.
 
ما شخص پرست نيستيم ما معيارگرا هستيم ما حق‌گرا هستيم.
 
فتنه گران 88 كساني بودند كه توسط مردم كنار گذاشته شدند
 
«خبرگزاري دانشجو»: از سخنان سال 88 رهبري بر مي‌آيد كه فتنه سبقه 10 ساله داشته است.
 
سعيدي: فتنه 88 پيشينه‌اش به گذشته باز مي‌گردد يعني كساني كه از مصدر قدرت كنار رفتند يا توسط مردم كنار گذاشته شدند و نمي‌توانستند آرمان‌هاي امام و رهبري را جامعه عمل بپوشانند درصدد برآمدند كه دوباره به عرصه حاكميت و قدرت بازگردند.

اصلاح‌طلبان و كارگزاران هر كدام يك دوره‌اي دولت دست‌شان بود كارگزاران در زمينه زيرساخت‌هاي اقتصادي موفقيت كسب كردند اما در عرصه زيرساخت‌هاي فرهنگي موفق نبودند و علت شكست آنها هم همين بود كه در بحث فرهنگ ديني كوتاه آمدند و ذائقه مردم را تغيير دادند و بستر را براي اصلاحات فراهم كردند در دوره اصلاحات ما شاهد رواج اباحي‌گري در جامعه بوديم و مشخص بود كه ذائقه مردم تغيير كرده است چرا كه فرهنگ ديني دوران جنگ به شدت افت كرد.

اصلاح‌طلبان خيلي استراتژي مشخصي نداشتند و توسعه سياسي شعار آنها بود‌ آن هم با رويكرد اصلاح‌طلبي 8 سالي را كه دوره آنها بود ما شاهد بروز و ظهور عوارضي شديم كه باعث شكست خود آنها شد ارتباط با محافل استكباري و عوامل انقلاب مخملي و بسياري از جريان‌هاي براندازي خارج‌نشين از جمله كارهاي اين جريان بود مسئله اباهي‌گري، حمله به مقدسات يا به قول خودشان تابوشكني، عدم توفيق در تامين نيازهاي اقتصادي و فرهنگي مردم كم‌كم سبب نگراني شديد مردم شد كه اينها انقلاب را به چه سمتي خواهند برد يعني در حقيقت ما شاهد استحاله انقلاب بوديم به دست اصلاح‌طلبان لذا با هشدارهاي رهبري معظم انقلاب و حركت دستگاه‌هاي مسئول و نقش سپاه و بسيج از سال 80 شاهد تغيير رويكرد مردم به سوي اصولگرايان بوديم اصولگرايان وارد عرصه شدند و زمينه كنار رفتن جريان اصلاح‌طلب مشخص شد خب اين مجموعه جريان اصلاح‌طلب و كارگزاران و عناصري كه به نوعي دست روي سر اين دو جريان داشتند كه به نوعي منسوب به امام بودند تلاش‌شان اين بود كه مجددا به قدرت بازگردند عنصري كه مناسب براي اينكار ديدند ابتدا خاتمي بود كه خب نتوانست و گزينه بعدي آقاي موسوي بود موسوي 20 سال در آب نمك قرار داشت تا بستر لازم براي ورود فراهم شود و در اين مدت چيزي ننوشته بود يا نگفته بود و تا مواضعش مشخص شود البته مواضع ايشان در دوران صدارت مشخص بود.
 
لذا اين عنصر را وارد صحن كردند موسوي شعارهاي بيسار متناقض و چندگانه به سوي جلب حمايت قشر مذهبي خاكستري و دشمنان بود بنابراين مردم احساس خطر كردند و نتيجه انتخابات مردم به گونه‌اي بود كه اين جريان نتوانست به خواسته‌اش برسد اما چون خطر را جدي مي‌ديدند براي خودشان از فاز رقابت و حضور در عرصه انتخابات به شكل قانوني خارج و تبديل به يك ماجراجويي و عصبيت و بهم ريختن نظام به هر قيمتي شد. از آن طرف هم دشمن با تمام وجود سوار بر موج آشوب شد و چه در دوره انتخابات كمك از طرق مختلف اينها جريان باطلي بودند كه مقابل حقانيت نظام اسلامي، قانون اساسي ايستادند و لشكركشي كردند و مردمي را كه به اينها اميد  داشتند به ميدان آوردند و رقابت بين موسوي و احمدي‌نژاد را تبديل كردند به عرصه رقابت اين جريان و نظام اسلامي كه از اينجا مي‌شود فتنه. كه عوارض و چالش‌هايي براي كشور به وجود آورد، چهره بين‌الملي ما را خدشه‌دار كرد، ميدان مانور ما را به حداقل رساند، ميزان تهديد دشمن را بالا برد ضربه حيثيتي به نظام وارد كرد و خسارت‌هاي مالي و جاني را به نظام تحميل كرد.
 
5+1 اي ها گفتند فتواي رهبري براي ما بسيار مهم است
 
«خبرگزاري دانشجو»: دليل پيروزي مردم مقابل فتنه چه بود؟ آيا خطر جريان‌هاي فتنه‌گر تمام مي‌شود؟

سعيدي: چند دليل وجود دارد كه سبب موفقيت‌ ما شد ابتدا نقش عيني و ملمومي و موثر رهبري در هدايت اين انقلاب و نظام و بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه. مردم ما به اين نتيجه رسيدند كه اين نقش بسيار گسترده و عميق و موثر است . امروز مردم با همه وجود درك كردند كه نقش رهبري، نقش عيني و ملموس و اثرگذار است در همه عرصه‌ها. يعني اعتماد مردم اكنون به رهبري صددرصدي و عيني است كه در روز انتخابات و در گزارش‌هاي پخش شده كاملا مشخص است.

دنيا نمي‌خواست به اين واقعيت اعتراف كند اما امروز اعتراف كرده و در مذاكرات 1+5 هم گفتند فتواي رهبري و حكم رهبري براي ما بسيار مهم است اين پذيرش عيني نقش رهبري در عرصه بين‌المللي است.
 
نكته دوم اين بود كه مردم به اين واقعيت پي بردند كه جريان اصلاح‌طلب و كارگزاران نمي‌توانند خواست‌هاي رهبري را به معناي واقعي كلمه پياده كنند و مردم فهميدند كه اگر دوباره به آنها اعتماد كنند ضايعات جبران‌ناپذيري به دنبال خواهد داشت مردم درك كردند كه كساني مي‌توانند امور را اداره كنند كه 2 خصوصيت زير را داشته باشند اينكه اهل كار باشند و دوم آنكه ولايت‌مدار باشند در واقع نوع نگاه‌شان به احمدي‌نژاد همين گونه بوده است در اين انتخابات هم ديديم كه مردم به دنبال كساني رفتند كه كه اين دو خصوصيت را داشتندو يعني پيام دار بود اين انتخابات.
 
 يعني مردم پيرو آرمان‌هاي رهبري هستند و منتظر پيام ايشان هستند و اين پيامي بود كه در ايران و به مردم جهان مخابره شد.
 
 طرف ديگر قضيه، اگر ما بگوييم هيچ كس ديگر دنبال دستيابي به قدرت نيست و همه كوتاه آمده‌اند و همه كساني كه در راستاي دستيابي به قدرت بودند عقب نشيني كردند، ساده انديشي است انسان‌ها هميشه به دنبال آرمان‌هايشان هستند با شيوه‌هاي مختلف و تغيير تاكتيك.
 
 مردم بايد مراقبت كنند، پاسداري از انقلاب هميشه لازم است، اگر مردم در عصر پيدايش و استقرار انقلاب همراه باشند، انقلاب استمرار مي‌يابد.
 
 بنابراين ما در آينده چالش‌هاي جدي داريم و اين طور نيست كه ما چالش نداشته باشيم، بالاخره ما انتخابات رياست جمهوري و شوراها را در پيش داريم.
 
 كشور ما از نيمه سال 91 وارد انتخابات مي‌شود و مردم بايد خيلي مراقبت كنند و دستگاه‌هاي مسئول هم بايد مراقبت كنند كه ان شاء الله در اين دو انتخابات هم از اين گردونه به سلامت عبور كنيم.
 
 
 
اعتبار آقاي احمدي نژاد سرمايه‌اي بود كه هدر رفت
 
«خبرگزاري دانشجو»: نظرتان راجع به جريان انحرافي و موقعيت آن چيست؟
 
سعيدي: جريان انحرافي خودش وزني ندارد، اگر وزن اين جريان به علاوه جايگاه احمدي نژاد مي‌شد ممكن بود خطرآفرين باشد، اما اين اتفاقي كه در سال 90 افتاد اين خطر را به حداقل رساند.
 
 اين اتفاق نشان داد كه در واقع سرمايه‌اي هدر رفت و آن اعتبار آقاي احمدي نژاد بود كه مقداري با اين اشتباه خدشه‌دار شد، اما مقايسه كردن جريان انحرافي با فتنه اشتباه است.
 
 جريان فتنه عقبه دارد، در داخل يك عده ولو در يك حدي ارتباط دارند با مجموعه فتنه، عده‌اي هنوز ماهيت فتنه برايشان روشن نيست.
 
 متاسفانه هنوز برخي فتنه را محكوم نكرده‌اند.
 
تفاوت دوم آنكه جريان فتنه به خارج وصل است يعني با محافل بيگانه ارتباط دارد و آنها هم آنها را حمايت مي‌كنند اما در جريان انحرافي، بيگانه هنوز آنها را حمايت علني نكرده و اين ارتباط قابل توجه نبوده و نيست.
 
 مسئله سوم اين است كه جريان انحراف بسيار محدود است وزراي احمدي نژاد، وزراي خوبي هستند، استانداران خوب هستند، خيلي از مديران اصولگرا و خوب هستند.
 
 اين را نبايد قياس كرد و اين جريان را به يك دايره گسترد تعميم داد.
 
 لذا جريان انحراف در يك محدوده خاصي امروز تاثيرگذار است و جريان فتنه در برابر نظام ايستاد اما جريان فتنه وضعيتش متفاوت است و جريان انحراف اون احتمال خطري كه بود را ندارد.
 
 البته بالقوه هرجرياني مي‌تواند خطرناك باشد، آگاهي مردم و توجه به تدابير رهبري مي‌تواند اين خطرات را به حداقل برساند و بسياري از احتمالات را مرتفع كند، لذا آنچه بايد توجه كرد اين است كه اين دولت بايد اين دوره را بگذراند.

 آقاي احمدي نژاد منشاء تصميم‌گيري‌هاي سنگيني بوده كه خود بايد آنها را به اتمام برساند.
 
 انگيزه در دولت مهم است و بالاخره دولت بايد انگيزه داشته باشد تا كارها را دنبال كند، متاسفانه اختلاف بين دولت و مجلس بر اين انگيزه‌ها تاثيرگذار است.
 
 البته ما قائل به تفكيك قوا هستيم، آقاي احمدي نژاد، دولت و مجلس بايد متقابلاً حق يكديگر را به رسميت بشناسند.
 
كساني كه در كوره انحراف مي‌دمند به دنبال رسيدن به قدرت هستند 
 
 يقيناً بسياري از كساني كه در كوره انحراف مي‌دمند و آن را بزرگ نمايي مي‌كنند دقيقاً در راستاي همان خواسته‌هاي خودشان و رسيدن به قدرت است، يعني اينكه عده‌اي مي‌گويند «ما قبلاً گفته بوديم» چه چيز را گفته بودند، يعني چون نگران بودند براي رهبري اينها را مي‌گفتند يا براي اينكه در تقابل با خودشان بوده اينها را مي‌گفتند.
 
 اون روز منافعشان را در حذف احمدي نژاد مي‌دانستند و بنابراين در مقابل وي ايستادند، امروز مي‌گويند ما گفته بوديم، چه چيز را؟ گفته بودند كه ما باشيم.
 
 اين قابل قبول نيست، ما كساني را مي‌پسنديم كه آن موقع به حرف رهبري گوش كردند و مقابل فتنه‌گران ايستادند و مقابل جريان‌هاي وصل به خارج ايستادند و از آقاي احمي نژاد آن روز حمايت كنند چرا كه رهبري حمايت مي‌كرده و هدفشان اين بوده كه دولت حمايت شود و بعد هم كه ما زاويه‌اي را در دولت ديديم آمدند موضع گرفتند.
 
 اين افراد صادق‌اند كه آن روز مقابل فتنه ايستادند و انحراف را هم به مردم گوشزد كردند، يعني كساني كه در هر زمان قطب نمايشان به سمت رهبري در حركت بوده است.

تعبد يعني جايي كه رهبري حمايت مي‌كند ما هم حمايت كنيم
 
«خبرگزاري دانشجو»: در پايان اگر توصيه اي داريد بفرماييد.
 
سعيدي: ولايت فقيه يك اصل تاسيسي در زمان ما نيست، پيشينه ولايت الهي دارد، يعني حكومت ديني بخشي از ذات باري تعالي است، يعني حكومت ديني شعبه‌اي از حكومت خدا  است.
 
 موفقيت هر فرد، جوان و جامعه‌اي و گروهي بسته به ميزان ارتباط با ولي فقيه است، اگر مثل زهرا(س) ارتباط صددرصدي بود، صددرصدي فرد موفق است مثل قمر بني‌هاشم كه ولايتمداريش صددرصدي بود.
 
حضرت زهرا(س) به حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: اين كنت في شر كنت معك و ان كنت في خير كنت معك.
در هر شرايطي با تو هستم و هر چه تو بگويي معيار حقانيت است، لذا اينجا تعبد يعني همين، يعني آنجايي كه رهبري حمايت مي‌كند ما هم حمايت كنيم.

 
پربازدیدترین آخرین اخبار