کد خبر:۱۸۶۶۰۸
همايش فلسفه ارتباطات و چالشهاي ارتباطپژوهي در جهان معاصر؛
پارسانيا: سكولاريسم به معناي عرفي شدن بشدت ناروا است
استاد دانشگاه تهران با بيان اينكه عرف اگر منحرف نشود تناقضي با دين ندارد، گفت: سكولاريسم به معناي عرفي شدن اشتباه است.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجتالاسلام حميد پارسانيا امروز در همايش «فلسفه ارتباطات و چالشهاي ارتباطپژوهي در جهان معاصر» كه در انجمن حكمت و فلسفه ايران برگزار شد به بحث حقيقت و عقلانيت در ارتباطات پرداخت.
وي با بيان اينكه ارتباطات موضوع پردامنهاي است، گفت: ارتباطات از رسانه و ابعاد تكنولوژيك آن و اقتضائاتي كه دارد گرفته تا ساختارهاي كلان اجتماعي و فرهنگي هر كدام سهمي در ارتباطات دارند و هر كدام نظريات و تئوريهايي را به خود اختصاص ميدهند.
وي با بيان اينكه ارتباطات موضوع پردامنهاي است، گفت: ارتباطات از رسانه و ابعاد تكنولوژيك آن و اقتضائاتي كه دارد گرفته تا ساختارهاي كلان اجتماعي و فرهنگي هر كدام سهمي در ارتباطات دارند و هر كدام نظريات و تئوريهايي را به خود اختصاص ميدهند.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با بيان اينكه علوم اجتماعي، روان شناسي، روانكاوي، حوزه مهندسي و فناوري همه به نوعي درگير ارتباطات هستند، گفت: جاي اين سوال وجود دارد كه آيا فلسفه به اين حوزه ربطي دارد، البته چنين حوزه گستردهاي حتما جايي براي پرسشهاي فلسفي نيز دارد.
پارسانيا افزود: بحث ارتباطات و عقلانيت ارتباطي، به دلايل مختلف تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و از جمله فلسفي جايگاه ويژهاي را در مباحث امروز پيدا كرده است و يك حوزه بسيار فعال علمي و معرفتي شده كه مفاهيم متناسب با خود را توليد كرده و بعضا حوزه معرفتي و علمي آن جايگزين حوزههاي ديگر شده است.
پارسانيا افزود: بحث ارتباطات و عقلانيت ارتباطي، به دلايل مختلف تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و از جمله فلسفي جايگاه ويژهاي را در مباحث امروز پيدا كرده است و يك حوزه بسيار فعال علمي و معرفتي شده كه مفاهيم متناسب با خود را توليد كرده و بعضا حوزه معرفتي و علمي آن جايگزين حوزههاي ديگر شده است.
وي با بيان اينكه در دانشكده علوم اجتماعي ارتباطات به صورت يك گروه فعال در كنار گروه علوم اجتماعي قرار دارد، گفت: اين رشته ظرفيت اين را دارد كه يك دانشكده بشود.
اين استاد دانشگاه تهران در پاسخ به اينكه چگونه ارتباطات به اين جايگاه رسيده است، گفت: لازمه پرداختن به اين بحث مطرح كردن عقلانيت ارتباطي است؛ عقلانيت ارتباطي در كنار كاربردهاي ديگر عقلانيت مانند عقلانيت ذاتي، جوهري و عقل قدسي به كار برده ميشود و در تئوريهايي نسبتهاي بين اين عقلانيتها برقرار ميشود.
پارسانيا با بيان اينكه عقلانيت ارتباطي بيشتر عقلانيت مواد است كه در حوزه ارتباطات انساني بين افراد به وجود ميآيد، گفت: فهم اين كنشها و رفتارها منوط به فهم همين حوزه از عقلانيت است و براي مفاهمه با ديگران نيازمند اين سطح از عقلانيت هستيم.
وي با اشاره به عقلانيت انتقادي گفت: به دنبال اين عقلانيت «سازوكارهاي فعال درون عقلانيت ارتباطي» است؛ يعني سازوكارها و منافعي كه بر اين عقلانيت سايه مياندازند تا روابط پنهان و اسراري را كه درون آن وجود دارد، نشان دهد و نوعي روانكاوي كلان سياسي و اجتماعي است تا اين لايههاي پنهان را به فرد نشان دهد تا فرد بتواند خود تصميم بگيرد.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در ادامه گفت: آنچه در پروژه ناتمام «روشنگري»، يورگين هابرماس مطرح ميكند، جستوجوي عقلانيت انتقادي است كه در فراسوي عقلانيت ارتباطي قرار ميگيرد.
پارسانيا در ادامه به خطي ديگري از عقلانيت كه همانند عقلانيت ابزاري است، اشاره كرد و گفت: اين نوع عقلانيت «ساينس» است كه به دنبال پيشبيني و پيشگويي ميباشد.
وي با بيان اينكه گاهي از عقلانيت ارتباطي به عنوان عرف ياد ميشود، گفت: جاي اين سوال باقي است كه در معرفت تاريخي ما اين قلمرو از معرفت چگونه ايجاد شده و چه جايگاهي داشته و چرا اين جايگاه را پيدا كرده است.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران افزود: آنچه از عرف ميفهميم يعني فهم عرفي كه امروز در مقابل فهم سكولاريسم قرار ميگيرد و در واقع سكولاريزاسيون را به عنوان عرفيسازي مطرح ميكند كه بشدت ناروا است؛ عرف در دسترس است و سكولاريزاسيون به معناي دنيايي شدن و شايد شباهتي به يكديگر داشته باشند ولي در ذات تفاوتهاي اساسي دارند.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران افزود: آنچه از عرف ميفهميم يعني فهم عرفي كه امروز در مقابل فهم سكولاريسم قرار ميگيرد و در واقع سكولاريزاسيون را به عنوان عرفيسازي مطرح ميكند كه بشدت ناروا است؛ عرف در دسترس است و سكولاريزاسيون به معناي دنيايي شدن و شايد شباهتي به يكديگر داشته باشند ولي در ذات تفاوتهاي اساسي دارند.
پارسانيا تاكيد كرد: وقتي ميگوييم عرف يعني چيزي كه در فرهنگ جامعه وجود دارد و در ارتباطات اجتماعي نيز سطحي از عرف موجود است كه هويت بينالاذهاني دارد و در دسترس است؛ در خيلي از مواقع متخصصان براي تبيين يك لغت به عرف مراجعه ميكنند؛ لغويون، حقوقدانان و فقيهان در فهم بسياري از مسائل نيازمند عرف هستند به طوري كه برخي از لغتدانان براي اينكه به فهم لغت بازگردند تلاشهاي بسياري ميكردند.
وي با بيان اينكه فهم عرفي غير از فهم فردي و شخصي است، گفت: فهم فردي به حوزه ذهني فرد بر ميگردد ولي فهم عرفي، يك هويت جمعي و بينالاذهاني است.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با بيان اينكه فهم عرفي ما به معني درك كامل و جامع نيست، گفت: ما يك اصطلاح داريم به نام «ارتكاز عقلاني» كه به اين معنا است كه آنچه هويت فردي دارد گاهي هويت جمعي هم پيدا ميكند؛ ولي به ارتكاز عقلاني عرف بر نميگردد.
پارسانيا در ادامه گفت: عرف گاهي به معناي «عرف متشرعه» هم به كار برده ميشود؛ اما هر عرفي، عرف متشرعه نيست؛ يعني تحت تاثير بسط انديشههاي شرعي به زيستجهان هم بر ميگردد.
وي با بيان اينكه جهان عرف، جهان فرهنگ و تاريخ است، گفت: در برابر متن حقيقت كه جهان واقعي است ممكن است برخي از افراد متني را مستقل از حوزه فهمي عرف به رسميت نشناسند مثلا رويكردهاي فردي هرمونتيكمحوري كه از حوزه عرف، درك و فهم عرفي خارج هستند.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با بيان اينكه فهم عرفي ما به معني درك كامل و جامع نيست، گفت: ما يك اصطلاح داريم به نام «ارتكاز عقلاني» كه به اين معنا است كه آنچه هويت فردي دارد گاهي هويت جمعي هم پيدا ميكند؛ ولي به ارتكاز عقلاني عرف بر نميگردد.
پارسانيا در ادامه گفت: عرف گاهي به معناي «عرف متشرعه» هم به كار برده ميشود؛ اما هر عرفي، عرف متشرعه نيست؛ يعني تحت تاثير بسط انديشههاي شرعي به زيستجهان هم بر ميگردد.
وي با بيان اينكه جهان عرف، جهان فرهنگ و تاريخ است، گفت: در برابر متن حقيقت كه جهان واقعي است ممكن است برخي از افراد متني را مستقل از حوزه فهمي عرف به رسميت نشناسند مثلا رويكردهاي فردي هرمونتيكمحوري كه از حوزه عرف، درك و فهم عرفي خارج هستند.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران گفت: به لحاظ تاريخي دركي از عقلانيت داريم و اين در جايي بود كه پيوند با حقيقت برقرار ميشود.
پارسانيا افزود: دو نوع عقل نظري و عقل عملي داريم كه عقل نظري هستيهاي مستقل از حيات انساني و عقل عملي اراده تشريعي خداوند را مطرح ميكند؛ يعني در حوزه انساني بايسته است كه به آن پرداخته شود ولي شايد پرداخته نشود.
پارسانيا افزود: دو نوع عقل نظري و عقل عملي داريم كه عقل نظري هستيهاي مستقل از حيات انساني و عقل عملي اراده تشريعي خداوند را مطرح ميكند؛ يعني در حوزه انساني بايسته است كه به آن پرداخته شود ولي شايد پرداخته نشود.
وي با بيان اينكه آنچه توسط بشر تحقق پيدا ميكند اراده اوست كه ميتواند با حقيقت پيوند بخورد يا نه، گفت: اگر اين پيوند برقرار نشود بين واقعيت و حقيقت فاصلهاي پيش ميآيد.
اين استاد دانشگاه تهران گفت: عملي حكم نميكند، بلكه حكم را مييابد؛ يك نوع عقل عملي كه همان قوه اماره است البته عمل هم ميكند،عقل نظري هم حكم نميكند، بلكه حكم را مييابد؛ يعني مييابد كه عدالت حسن است و ظلم قبيح است.
وی افزود: عاقل باید هوا و هوس را کنار بگذارد تا حقیقت مانند صبح، خود روشن شود؛ حقیقت خود طلوع کند و انسان باید گوش شنوا داشته باشد «الحق من ربک»؛ چه در حوزه حکمت نظری و چه حکمت عملی و انسان چون از این عقل برخوردار است و این عقل بالقوه در همه هست «فالهمها فجورها بتقوئها»، ظرفیت استدلال و اثبات هم هست یعنی حقیقت در دسترس همه هست، البته امکان انکار حقیقت هم موجود می باشد. هوی و هوس هم هست، وهم و خیال هم هست؛ عقل می تواند بر وهم و خیال حاکم شود یا آنها می توانند مستقل فعالیت داشته باشند.
وی با بیان اینکه آنچه در عرف و زیست جهان رخ می دهد می تواند به پیامآور درونی و بیرونی ارتباط داشته باشد، گفت: اگر به پیام آور بیرونی ارتباط داشت این «عرف متشرعه» می شود، اگر به پیام آور درونی ارتباط داشت این «ارتکاز عقلانی» می شود و این عقل خود یکی از منابع استنباط شریعت است. اگر عرف کاری بکند که به ارتکاز عقلانی او بازگردد جزء ادله استنباط باز میگردد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰