نشست «بررسي آثار و نحوه ورود اسلام به ايران» -1
کد خبر:۱۸۸۶۲۱
نشست «بررسي آثار و نحوه ورود اسلام به ايران» - بخش دوم
رجبیدوانی: انحراف روحانیت زرتشتی موجب رشد کمونیسمهای متقدم در ایران شد/ ايران در زمان ساسانیان انتظار يك منجي را ميكشيد
عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) با بیان اینکه اوضاع ایران در زمان ساسانیان بشدت آشفته و وابسته بود، گفت: حتی برخی از محققان دوران طاغوت که خیلی هم با عربها دشمنی دارند می گویند ایران ...
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، محمدحسين رجبيدواني در ادامه نشست «بررسي آثار و نحوه ورود اسلام به ايران» كه به همت انجمن اسلامي مستقل دانشگاه صنعتي شريف در سالن آمفي تئاتر اين دانشگاه برگزار شد، به بررسي نحوه ورود اسلام به ايران و آثار آن پرداخت.
شیرازه حکومت ایران از هم پاشیده بود
در جلسه قبل گفتيم كه اوضاع و احوال ایران به لحاظ سیاسی و اجتماعی بشدت به هم ریخته بود و ایران اصلاً صاحبی نداشت، در چنین موقعیتی بود که «مسنی» شرور به مناطق جنوبی ایران حمله کرد و حکومتی نبود که بخواهد از این مناطق دفاع کند.
در حقیقت، شیرازه حکومت از هم پاشیده بود، ولی بیرونیها خبر نداشتند که اوضاع چگونه است وگرنه اگر رومیها میدانستند اوضاع این گونه است می توانستند تا اعماق ایران پیش بروند و کسی نميتوانست جلودار آنها باشد.
شاهان ساساني خود را جلوهاي از خدا ميدانستند
وضعيت اجتماعی مردم بهتر از وضعيت سياسي آنها نبود، شاهان مستبد خود را دارای فرّه ایزدی يعني جلوهای از خدا میدانستند و براي همين هم به شدت بر مردم ظلم و ستم روا می داشتند، نظام طبقاتی و کاستیها مردم را به تنگ آورده بود كه از آن جمله ميتوان به مالیات های فراوان و گزاف و لشکرکشی های سخت 24 ساله نظام ساساني اشاره كرد كه بار تمام این كارها به دوش مردم بیچاره ایران بود.
اين لشگرها از هرجایی كه عبور میکردند، مردم شهرها و روستاها بالاجبار وظیفه تامین آذوقه، علوفه و همه نیازهای لشکریان پادشاه را برعهده داشتند. لشکریان در خانههای مردم وارد می شدند و هر کاری میخواستند میکردند به طوريكه مردم از هستی ساقط میشدند، آنها حتی مالک جان و مال و ناموس مردم شده بودند.
حتي مردم نميتوانستند از یک طبقه به طبقه دیگر ارتقا پیدا کنند، البته این وضع در روم و هند هم بود ولی ایران نیز این گونه مشکلات را داشت.
انحراف روحانیت زرتشت موجب رشد آیین مزدک در ایران شد
موبدان زرتشتی دارای امتیازات و زمین های بزرگ بودند چون با پادشاهان ساخت و پاخت کرده بودند و ثروت های ملی را چپاول ميكردند، مثلاً روحانیت زرتشت که بايد پشتوانه مردم باشد به دشمن مردم تبدیل شده بود و اين يكي از دلايلي بود كه آیین مزدک توانست در ایران رشد کند.
در حقیقت مزدکیان نوعی کمونیستهای متقدم بودند و آیین کمونیستی داشتند. آیین مزدک تلفیقی از آیین زرتشت و بودایی بود، آنها حتی با استفاده از کتاب جمهوریت افلاطون چیزهای سرهم کرده بود.
مزدکیان زنان را نیز اشتراکی میدانستند
مزدکیان قائل به تساوی همه مردم در بهره مندی از ثروت ملی بودند، آنها زنان فراوانی را از مردم عادی، بزرگان، نخبگان، شاهزادگان و نجبا در حرم سراهای خود جای داده و در واقع زندانی کرده بودند و می گفتند چرا همه چیز باید برای آنها باشد، آنها حتی قائل به تساوی در داشتن زنان بودند و زنان را هم اشتراکی می دانستند.
كشتار 150 هزار مزدكي توسط انوشيروان
يك نمونه از كارهاي انوشيروان که معروف به عادل و دادگر است کشتار بیش از 150 هزار مزدکی است، او همه این مزدکیان را قتل عام کرد به طوري كه سر آنها را در شن فرو میکرد و پاهایشان را بیرون میگذاشت تا اینگونه درس عبرتی برای دیگران باشند، عده زیادی را نیز زنده زنده پوست کَند. بدین ترتیب، انوشیروان عادل مزدکیان را از صحنه خارج کرد.
مردم از دین فاسد شده زرتشتی که توجیه گر اعمال پادشاهان بود به تنگ آمده بودند، از طرف دیگر آيين مسیحیت در امپراطوري روم که خود را متولی این آیین میدانست آنقدر دچار انحراف شده بود که فرقه های متعددی پدید آمده بود. خود امپراطوری، پیرو مذهب ارتدوکس بود و مروجان این مذهب، نمی توانستند فرقه های دیگر مسیحی را تحمل کنند.
ازدواج با محارم در خانواده های اعیان ایرانی
در برخی موارد ایرانی ها دارای جهالت هایی بودند که حتی عرب جاهلی هم این جهالتها را نداشت. البته، این مسئله مربوط به خانواده های اعیان و اشراف بود نه توده های مردم.
مثلاً ازدواج با محارم، کار زشت ضد فطرتی بود که خانواده های اعیان ایرانی این کار را انجام می دادند، چون مردم خارج از طبقه شاهان و نجبا را پست می دانستند و می گفتند اگر با آن طبقات ازدواج صورت بگیرد خون های ناپاک وارد خون ما می شود، لذا با خواهر، مادر، دختر و عمه خود ازدواج می کردند. در تاریخ داریم که همسر اصلی برخی از پادشاهان، خواهر آنها هستند.
رومی ها سیستم اداری را از ایرانیان اقتباس کردند
در هر صورت، ایران از نظر سیاسی، اجتماعی و مذهبی چنین وضعیتی داشت. حالا ما گاهی افتخار میکنیم که ایران دارای تمدن طولانی بوده، بله واقعاً تمدن قابل توجه و درخشانی داشته است. از جنبه های مثبت تمدن ایرانی قبل از دوره اسلام سیستم اداری حکومت بود، چه در زمان ساسانیان و چه در زمان هخامنشیان سیستم اداری حکومت ایران و مدیریت آن در سطح بالایی بوده و یونانی ها و رومی ها، خیلی چیزها را از ایرانی ها اقتباس کردند.
ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبودند
جنبه مثبت ديگر تمدن ایرانی اين است كه ایرانی ها جز در زمان اشکانیان هرگز بت نپرستیده بودند؛ فقط در زمان اشکانیان که یونانیها ایران را گرفته بودند، به سبب نفوذ فرهنگ یونانی و اینکه یونانی ها بت پرست بوده و به بوداییهای بت پرست هم میدان داده بودند، ایرانیها بت داشتند.
جالب است در ایران قدیم به بودایی ها، بوتی می گفتند و لفظ بت از همین جا وارد فرهنگ ایران شد. بوتی یعنی کسی است که بودا را می پرستد، به همین دلیل مجسمه بودا تبدیل به بت شده و وارد فرهنگ ایران شد.
جز در آن دوره، بقیه تاریخ ایران هرچند توحیدی نبود، ولی به این صورت که بخواهند ساخته دست خودشان را بپرستند شرک آلود هم نبود.
ايران در زمان ساسانیان انتظار يك منجي را مي كشيد
به هر صورت ایران اینگونه آشفته و وابسته بود، حتی برخی از محققان منصف دوران طاغوت که خیلی هم با عربها دشمنی دارند می گویند ایران به جایی رسیده بود که انتظار یک منجی را می کشید، مردم دنبال کسی بودند که آنها را از این وضعیت نجات بدهد.
تبعیض ساسانیان باعث شد مردم تبعیض عمر را نادیده بگیرند
اسلامی که توسط عمربن خطاب به ایرانی ها عرضه شد اسلام حقیقی نبود و عمربن خطاب برخلاف تعالیم اسلام حاضر نشد برای ایرانی و رومی مسلمان حق و حقوق برابر با عرب مسلمان قائل شود. این تبعیض بود ولی تبعیض های زمان ساسانیان به قدری عظیم بود که ایرانی ها این تبعیض ها را ندیدند.
وقتی اعراب به سوی ایرانی ها آمدند و گفتند ما فقط از شما جزیه خواهیم گرفت و اگر سیطره ما را بپذیرید از مرزهای شما دفاع می کنیم، خیلی از ایرانی ها با طیب خاطر پذیرفتند، ولی دولت ساساني زیر بار نمیرفت و حاضر به پرداخت جزیه هم نبودند، براي همين با ایرانی ها وارد جنگ شدند.
دهقانان ایرانی با مسلمانان همکاری میکردند
در تاريخ داريم که دهقانان ایرانی یعنی مالکان خُرد، چون از مظالم دولت ساسانی به تنگ آمده بودند، خودشان با مسلمانها همکاری میکردند که پل بزنند، این مسئله را نباید خیانت تلقی کرد و این در حقیقت آزاد شدن از بار سخت دولت ساسانی و کارهایی بود که آنها را بیچاره کرده بود.
ایرانیها در برابر اعراب انگیزه دفاع نداشتند
رومیها هم همینطور بودند؛ یعقوبیها و مسطوریها جاده صاف کن لشکر اسلام بودند که به آنجا هجوم آورده بودند و اگر کمک آنها نبود شامات به آن راحتی فتح نمیشد. در قلمرو ایران هم همینطور بود و مردم نمی جنگیدند و انگیزه نداشتند كه از حکومت دفاع کنند.
یکی از نبردهای مسلمان ها با ایرانیهای ساسانی، جنگ «ذات السلاسل» است. سلاسل جمع سلسله، یعنی زنجیر است. ایرانی ها را برای اینکه فرار نکنند با زنجیر به هم بسته بودند چون برای جنگ انگیزه نداشتند، مسلمانها هم با آنها کاری نداشتند و ميگفتند آیین ما این است و این مسئله برای ایرانی ها جاذبه داشت.
با روی کار آمدن یزدگرد سوم، اوضاع به هم ریخته ایران مقداری سامان يافته بود، وي مدعیان را سرکوب کرده و حکومت متمرکزی به وجود آورده بود، چون در مرزهای جنوبی كشور احساس خطر می کرد.
یزدگرد پیرمرد باسابقهای به نام بهمن جازوه یا مردمشاه را برای مقابله با عرب ها فرستاد که عرب ها به او ذوالحاجب می گفتند. حاجب یعنی ابرو، وي داراي ابروهای بلند و پُرپشتي بود و برای اینکه ابروها جلوی چشمش را نگیرد آنها را با بندی به پشت سر بسته بود، قیافه این پيرمرد برای عرب ها جالب تلقی شد و ذوالحاجب لقب گرفت.
فیلی که فرمانده سپاه اعراب را از پا درآورد
بهمن، تدبیر نظامی قوی داشت و ایرانی ها از هند فیلهایی آورده بودند، فیل یک سلاح سنگین و برجسته بود که عرب ها فاقد آن بودند و وقتی این فیل ها را دیدند، جا زدند.
ابوعبید ثقفی فرمانده سپاه اعراب، برای اینکه سپاهیان نترسند و عقب نشینی نکنند دستور داد پلی را که روی فرات بسته بودند بردارند و به این ترتیب به سپاهیانش نشان داد که عقب نشینی در کار نیست یا پیروز میشوید یا همین جا کشته میشوید.
ابوعبیده دید مردم می ترسند با این فیلها مواجه شوند، حتی چند تا از اسب های عرب ها با دیدن فیل ها رَم کردند، ابوعبید با سادگی جلو آمد که آنها را تشجیع کند و با شمشیر ضربه ای به خرطوم یک فیل وارد کرد، ولی فیل رَم کرد و او را زیر پایش له کرد و ابوعبیده کشته شد.
مسنی شرور جانشین ابوعبیده شد و خواست قضیه را جمع کند، اما ایرانی ها حمله کردند و بیش از 4000 نفر از اعراب را کشتند، ولی وقتی می خواستند فرار کنند، دیدند که پل پشت سرشان نیست.
جنگ جسر تنها پیروزی ایرانیان بر اعراب بود
مسنی، به هر ترتیب جلوی ایرانی ها را سد کرد و اعراب توانستند مجدداً پلی ایجاد کنند و باقیمانده لشکر را عبور دهند. بهمن جازوه هم دیگر آنها را تعقیب نکرد و برگشت، اما اگر آنها را تعقیب کرده بود شاید به مدینه هم می رسید و اعراب دیگر نمیتوانستند بعد از مدتی به ایران حمله کنند. این تنها پیروزی ایرانیان بر اعراب است که به جنگ جسر(جنگ پل) معروف شد.
تقویت انگیزه های اقتصادی در میان سپاهیان
این ضربه چنان محکم بود که عمربن خطاب تا یکسال اسم ایران را بر زبان نمی آورد. پیروزیهای اعراب در قلمرو روم ادامه داشت و شکستی در کار نبود، ولی جبهه ایران متوقف بود.
خلیفه برای اینکه در جبهه ایران هم پیشروی صورت گیرد، در بین سپاهیان انگیزه های اقتصادی ایجاد کرد، انگیزه های الهی دیگر معنا نداشت، چون ارزشها بعد از پیغمبر (ص) عوض شده بود.
اشاره کردیم که اهدیالحسنیین در زمان پیامبر چه بود، اما خلیفه دوم می گفت گنجهای خسروان ایران و زمین های مرغوب عراق در انتظار شماست؛ نه پیروزی اسلام یا شهادت.
حتی به صراحت میگفت تا کِی در این جای خشک و بدآب و هوا می نشینید، بروید اینها در انتظار شماست، یعنی در حقیقت انگیزه های مادی را در سپاه تقویت و لشکری به فرماندهی سعد وقاص فراهم کرد.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
خداوند استاد رجبی را موید و منصور بدارد