کد خبر:۱۸۸۸۴۹
نشست بررسي مشكلات دانشجويان تربيت بدني در «خبرگزاري دانشجو»؛
برخي افراد اجازه ورود افراد علمي را به بدنه فدراسيونها نميدهند/ فدراسيون ها بايد از دانشجويان تربيت بدني پر شوند
نشست بررسي مشكلات دانشجويان تربيت بدني پس از فراغت از تحصيل، نگاه مسئولين به فارغ التحصيلان اين رشته و جايگاه آنها در بدنه ورزش كشور در «خبرگزاري دانشجو» برگزار شد.
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ دومين نشست از سلسله نشست هاي مسئولان تشكل هاي دانشجويي دانشكده هاي تربيت بدني تهران با حضور مهدي غفوري، عضو انجمن علمي دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران و امير شمس، از اعضاي بسيج دانشكده تربيت بدني دانشگاه شهيد بهشتي در «خبرگزاري دانشجو» برگزار شد.
در اين نشست در خصوص مشكلات دانشجويان تربيت بدني پس از فراغت از تحصيل، نگاه مسئولين به فارغ التحصيلان اين رشته و جايگاه انها در بدنه ورزش كشور صحبت شد.
در سطح كلان بودجه براي تربيت بدني وجود دارد اما مديران غير ورزشي در راس آن هستند
غفوري: از دولت گرفته تا ارگانها و وزارت علوم همه شامل مسئولان ورزشي در كشور هستند و در سطح كلان بودجه براي تربيت بدني در اختيار دارند، اما كساني كه مديريت اين بخش ها را بر عهده ميگيرند، عموما خارج از بدنه ورزش هستند و نگاهشان به مقوله ورزش همان دو واحد تربيت بدني است كه در دانشگاه پاس كرده اند.
در ذهن آنها اين است كه در دانشگاه دو واحد زنگ تفريح، تربيت بدني داشتند كه ممكن است اين تفكر در ضمير ناخودآگاه آنها ايجا شده باشد، به همين دليل هيچ هويت مستقلي را براي بچههاي تربيت بدني قائل نيستند.
در اين خصوص يك نقد به مسئولان دانشگاه وارد است و آن اين است كه بايد به سمتي گام برداشته شود كه رويه ارائه دروس عمومي اصلاح شود و در همين راستا يك نقد هم به مسئولين وارد است و اينكه بايد اين نگاه را تغيير دهند و آن را مبناي قضاوت قرار ندهند و نگويند كه «اين از كلاسها و آن هم از درگيريهاي خارج از ورزش؛ بنابراين بايد از نيروهاي خودمان استفاده كنيم.»
افراد مرتبت با ورزش در فدراسيون ها حضور ندارد
شمس: همه فدراسيونها جايگاه تربيت بدني را ميدانند و در اكثر آنها نيز افرادي كه واقعاً مرتبط به ورزش باشد، وجود ندارد، ولي دليل اينكه چرا از توانايي هاي علم ورزش در سيستم مديريتي خود استفاده نمي كنند را نميدانم.
براي مثال در فوتبال كفاشيان از دوميداني آمد و چهارسال اول فعاليت او را هم ديديم و مسئولين هم در پاسخ اين عملكرد اعتقاد دارند كه رئيس فدراسيون بايد مديرت داشته باشد، اما اين سوال مطرح است كه كدام يك از فدراسيونها از مديراني استفاده كرده اند كه با مديريت ورزش آشنا باشد.

ورزش يك ابزار تربيتي است نه تبليغاتي
غفوري: ورزش براي حكومتها يك ابزار براي تخليه انرژي، تبليغات و افزايش محبوبيت است و در كشور ما نيز نگاه صرفا همين است و ورزش در بين مسئولين نگاهي ابزاري براي استفادههاي سياسي، اجتماعي و فردي است و از يك برد و يك قهرماني در جهت منافع خود استفاده ميكنند.
بخشي كه در حوزه مديريتي در جامعه بي توجه مانده، اين است كه ورزش يك ابزار است اما يك ابزار تربيتي است تا بسياري از مفاسد را در جامعه كاهش داده و هويت ايجاد كند، همچنين پيشگيري از مريضيها و كاهش هزينه هاي درمان از ديگر منافع ورزش است.
ورزش آنچنان اهميت دارد كه امام خميني(ره) وقتي كاروان ورزشي عازم مسابقات بود خطاب به ورزشكاران فرمودند «بهتر است نفس خودتان را هم با تربيت ورزش آشنا كنيد.» حال اين سوال مطرح است كه چقدر نگاه تربيتي به ورزش در كشور ما وجود دارد، خبرهايي كه از ورزش حرفهاي ميرسد چيست؟ آيا در حوزه بعد تربيتي ورزش است؟اين فضا نشات گرفته از نگاه تبليغاتي بودن به ورزرش است.
در ورزش ما علم جايگاه مشخصي ندارد
شمس: خلا ديگري كه در ورزش ما وجود دارد اين است كه دانشگاهها علوم را ترويج ميدهند، ولي فدراسيونها اعتقاد دارند كه وقتي در حيطه قهرماني فعاليت ميكنند نيازي به رشته تربيت بدني نيست و دانشگاهها و فدراسيونها از هم جدا هستند؛ لذا اين مسئله باعث شده تا علم و ورزش در يك جهت حركت نكنند.
چرا يك مربي در سطح ليگ برتري با سابقه سيساله در فوتبال بايد بگويد تيم من به روانپزشك نياز دارد؟ اين صحبتها نشان ميدهد كه واژهها در ورزش جا نيفتاده است.
دانشگاهيان و اساتيد قوي در حلقه مشورتي مسئولان جايي ندارند
غفوري: مسئولين اجرايي به ورزش يك بعدي نگاه نكنند حلقههاي مشورتي اطراف خود را وسيع كنند و از طيفهاي مختلف براي رساندن ورزش به حد نهايي آن نظر بگيرند، اما وقتي كه هميشه افرادي خاص حضور دارند مشخص است كه از دل اين ورزش چيزي در نميآيد.
در بحث تبديل سازمان تربيت بدني به وزارت ورزش با دانشگاهيان و اساتيد قوي و باسابقه تربيت بدني صحبت كرديم و همه آنها گفتند كه در اين خصوص هيچ مشورتي با ما انجام نشده است؛ بنابراين زماني اين افراد در حلقههاي مشورتي مسئولين نيستند نميتوان انتظار داشت كه علم و ورزش در كنار هم باشد.
نقد ديگري كه به نگاه مسئولين وارد است، به موضوع شايستهسالاري بر ميگردد بايد يك تحقيق و پژوهش در فدراسيونها انجام شود تا مشخص شود چند درصد از افراد در حوزه فعاليت خود متخصص هستند و يا حداقل از ورزش اطلاعات دارند.

همايشهاي علمي بدون حضور ورزشكاران برگزار ميشود
شمس: همايش علم كشتي مدتي قبل برگزار شد، اما هيچ يك از مربيان كشتي و كشتيگيران در اين همايش حضور نداشتند كه اين مسئله نشانگر فاصله عميق علم و ورزش است.
همچنين در همين راستا همايش علم فوتبال نيز چندي قبل برگزار شد كه بنده به عنوان يكي از ارائه دهندگان مقاله در آن حضور داشتم، اما برخلاف انتظار هيچ يك از مربيان فوتبال در سالن ديده نشدند.
مديران غير ورزشي نگران جايگاه خود هستند
غفوري: فدراسيون ها بايد از دانشجويان تربيت بدني پر شود و مسئولين نيز بايد اين شجاعت را داشته باشند كه اجازه ورود متخصصين به بدنه ورزش را بدهند؛ شايد با ورود اين افراد ضعفهايي به وجود بيايد، اما آيا هماكنون هم ضعف وجود ندارد؟ ما نگرانيم كه نيروهاي جديد تجربه نداشته باشند و فقط كتاب خوانده باشند. اين نقدها وارد است، اما مگر اكنون ما در شرايط خوبي هستيم كه ميترسيم از اين بدتر شود.
منظور من از اين صحبتها مسئولين اجرايي نيست، بلكه اعتقاد دارم كه مسئولين اجرايي بايد از يك بدنه وسيع ورزشي براي مديريت حوزه خود استفاده كنند، اما اين مسئولين براي اينكه نگران حوزه تحت مديريت خود هستند، اين كار را نميكنند.
زماني كه يك فرد غير ورزشي قرار است يك فدراسيون را اداره كند و مدالهايي به دست آورد، طبيعتا به سراغ كساني ميرود كه از خودش بالاتر نباشند؛ چون در اين صورت بايد نگران جايگاه خود باشد كه متزلزل نشود در صورتي كه مدير قوي بايد از بدنه كارشناس و متخصص استفاده كند، اما اين موضوع اتفاق نميافتد و شايستهسالاري در ورزش ما زير صفر است و بسياري از كساني كه به ورزش تزريق شدهاند و به عنوان مديران خوب پا به اين عرصه گذاشتند، در فضاي ورزشي خوب عمل نكردند.
ورزش را نميتوان با شيوههاي سنتي اداره كرد
شمس: آنها حيطه علم را كنار گذاشتند و اعتقاد دارند بايد با همان منشهاي قبلي و سنتي ورزش را اداره كنيم، به همين دليل ميبينيم كه در تيمها مربيان بدنساز جايگاهي ندارند و مربيان از مشكلات روحي ورزشكاران گلايه دارند.
چوبي كه امروز ورزش كشور ميخورد، مربوط به اين است كه افراد خبره در آن جاي ندارند، در حالي كه همه جاي دنيا از حضور متخصصين علوم ورزشي استفاده ميكنند، ولي در كشور ما اين افراد جايگاهي ندارند.
متاسفانه در كشور ما روي رشتههاي پايه كار نميشود، به دنبال استعداديابي نيستيم و از امكانات موجود نيز به خوبي بهره نميبريم؛ براي مثال در سال 1384 يك آزمايشگاه بزرگ در آكادمي كشور افتتاح شد كه همه امكانات لازم را در اختيار داشت، ولي با گذشت چند سال اين آزمايشگاه متروكه شده است.
در كشورهاي اروپايي از سنين پايين به دنبال استعداديابي در ورزشهاي مانند شنا هستند و قدرتهاي اول اين رشته براي يافتن استعدادهاي جديد برنامه دارند، اما در كشور ما تك نخبههايي هم كه در حيطه ورزش موفق هستند و مدالآوري ميكنند، حاصل زحمات خودشان است.

غفوري: در ورزش فضايي است كه اگر مدير از قبل در آن فضا حضور نداشته باشد بايد زماني را صرف آشنا شدن با محيط جديد كند و در اين زمان حتي ممكن است نسبت به اين فضا بدبين نيز شود و وقتي شرايط رقابتي و حاشيههاي مختلف را ميبيند به توانايي برخي افراد اعتماد نكرده و با فضاي ورزش ارتباط عاطفي برقرار نميكند.
كساني كه صرفا ورزشي هستند در صورت داشتن توانايي مديريتي گزينههاي خوبي براي مديريت هستند، همچنين فارغ التحصيلاني كه بيگانه با ورزش نباشند نيز ميتوانند در عرصه مديريت ورزش موفق باشند.
ممكن است فردي دكتراي تربيت بدني داشته باشد ولي سابقه حضور در ورزش را نداشته باشد اين فرد توان درك ورزش را ندارد اما فارغالتحصيلي كه در كنار دوران تحصيلات خود در دل ورزش بوده است به خوبي شرايط ورزش را ميشناسد.
مهمترين شناسه يك مدير ورزشي اين است كه در جامعه ورزش باشد و در فضاي آن نفس كشيده باشد و حال فرق نميكند كه اين فرد قهرمان باشد يا دانشجوي رشته تربيت بدني.
متاسفانه مشكلي كه امروز در ورزش كشور وجود دارد اين است كه افرادي كه مدير خوبي در ساير بخشها بودهاند به ورزش شيفت داده ميشوند اما نميتوانند در اين حوزه موفق باشند؛ در اين حالت هم مدير ضربه ميخورد هم ورزش.
متاسفانه مشكلي كه امروز در ورزش كشور وجود دارد اين است كه افرادي كه مدير خوبي در ساير بخشها بودهاند به ورزش شيفت داده ميشوند اما نميتوانند در اين حوزه موفق باشند؛ در اين حالت هم مدير ضربه ميخورد هم ورزش.
برخي افراد اجازه ورود تحصيل كردهها را به فدراسيونها نميدهند
شمس: دانشجويان تربيت بدني دغدغه كار دارند، ولي برخي افراد در فدراسيونها هستند كه اجازه ورود افراد علمي را به بدنه فدراسيونها نميدهند و اين يك معضل بزرگ در ورزش است كه هر چه زودتر متوجه شويم اين مشكل از كجا سرچشمه ميگيرد، به نفع ورزش كشور است.
در ورزش ما ممكن است افراد متخصص و آگاه به علوم ورزشي فعاليت كنند و حتي در كسب سهميهها و مدالها موفق باشند، اما بلافاصله از سيستم مديريتي تعويض ميشود و اين نشان ميدهد كه انتصابها در ورزش كشور با مشكل روبروست و سر به زنگاه و زماني كه فرد بايد تواناييهاي خود را نشان دهد، از سيستم حذف ميشود.
چرا عليآبادي به عنوان رئيس كميته ملي المپيك انتخاب ميشود?
غفوري: اگر در راس ورزش كشور مدير ورزشي نباشد حداقل در بدنه ورزش مثل فدراسيونها، كميته ملي المپيك و آكادمي ملي المپيك بايد مدير ورزشي قرار گيرد، براي من سوال است كه چرا عليآبادي به عنوان رئيس كميته ملي المپيك انتخاب ميشود يعني ما يك مدير ورزشي در كشور نداريم.
حداقل در بدنه ورزش بايد ورزشيها و نيروهاي قديمي كه در جامعه ورزش رشد كردهاند، در اين فضا درس خواندهاند و همه چيز آنها وابسته به ورزش است حضور داشته باشند، اين افراد حداقل براي خودشان هم كه شده آسيبي به ورزش نميرساند.

پرفسورها و دانشمندان علم ورزش كجاي فدراسيونها قرار دارند؟
شمس: ما كساني را داريم كه در حوزه ورزش و تربيت بدني پروفسور هستند و نميتوانند اين استدلال را كه برخي ميگويند ما چون قهرمان هستيم و در تيم ملي فعاليت كردهايم، بنابراين بايد خودمان تصميم بگيريم را قبول كنند.
من سال گذشته دانشجوي نمونه كشور شدم و تحقيقهاي زيادي در خصوص رشته واليبال و بدمينتون انجام دادم، اما تا اين لحظه هيچ فدراسيوني با من تماس نگرفته؛ آنها اگر دانشجوي نمونه كشوري را قبول ندارند، پس به دنبال چه كسي ميگردند.
دكتر اميرتاش، پروفسور فيزيولوژي ورزش است كه حضور در المپيك را نيز تجربه كرده است و در حيطه واليبال يك استاد محسوب ميشود، اما من تعجب ميكنم كه چرا تا اين لحظه از تواناييهاي وي در فدراسيون واليبال استفاده نشده و پس از سالها به تازگي يك سمت در اين فدراسيون به وي دادند.
30 سال ورزش اين كشور دست نسل اوليها بود چه گلي به سر ورزش زدند كه نسل سوميها نميتوانند بزنند
غفوري: اميدوارم در ورزش به نسل سوميها فرصت داده شود و اين تفكر كه آنها قابل اعتماد نيستند تغيير كند و از تواناييهاي اين افراد استفاده شود، يك دانشجوي فارغالتحصيل رشته تربيت بدني شايد تجربه كافي براي مديريت را نداشته باشد اما اين بيتجربگي به بسته بودن راه ها براي ورود دانشجويان به ميدان كار و تجربه باز ميگردد.
دانشجوي تربيت بدني تا قبل از مقطع دكترا اجازه ورود به فدراسيونها را ندارد، اين دانشجو كجا بايد كسب تجربه كند، 30 سال ورزش اين كشور دست نسل اوليها بود چه گلي به سر ورزش زدند كه نسل سوميها نميتوانند بزنند.
من سال گذشته دانشجوي نمونه كشور شدم و تحقيقهاي زيادي در خصوص رشته واليبال و بدمينتون انجام دادم، اما تا اين لحظه هيچ فدراسيوني با من تماس نگرفته؛ آنها اگر دانشجوي نمونه كشوري را قبول ندارند، پس به دنبال چه كسي ميگردند.
دكتر اميرتاش، پروفسور فيزيولوژي ورزش است كه حضور در المپيك را نيز تجربه كرده است و در حيطه واليبال يك استاد محسوب ميشود، اما من تعجب ميكنم كه چرا تا اين لحظه از تواناييهاي وي در فدراسيون واليبال استفاده نشده و پس از سالها به تازگي يك سمت در اين فدراسيون به وي دادند.
30 سال ورزش اين كشور دست نسل اوليها بود چه گلي به سر ورزش زدند كه نسل سوميها نميتوانند بزنند
غفوري: اميدوارم در ورزش به نسل سوميها فرصت داده شود و اين تفكر كه آنها قابل اعتماد نيستند تغيير كند و از تواناييهاي اين افراد استفاده شود، يك دانشجوي فارغالتحصيل رشته تربيت بدني شايد تجربه كافي براي مديريت را نداشته باشد اما اين بيتجربگي به بسته بودن راه ها براي ورود دانشجويان به ميدان كار و تجربه باز ميگردد.
دانشجوي تربيت بدني تا قبل از مقطع دكترا اجازه ورود به فدراسيونها را ندارد، اين دانشجو كجا بايد كسب تجربه كند، 30 سال ورزش اين كشور دست نسل اوليها بود چه گلي به سر ورزش زدند كه نسل سوميها نميتوانند بزنند.

عدهاي معتقدند اگر تحصيل كردهها پيشرفت كنند، جاي آنها را ميگيرند
شمس: من اعتقاد دارم كه دليل اين نوع نگاه به رشته تربيت بدني به اين مطلب بر ميگردد كه اين افراد فكر ميكنند كه اگر ما پيشرفت كنيم جاي آنها را ميگيريم، ولي اين تفكر كاملاً اشتباه مي باشد؛ چرا كه پيشرفت ما به معناي پيشرفت كل مجموعه ورزش كشور است.
اين مشكل شايد با اين مسئله در ارتباط است كه ما روحيه كار تيمي نداريم و ميخواهيم موفقيتها را به اسم خودمان تمام كنيم، در صورتي كه هر فرد هويتي در يك مجموعه دارد و تعامل اين افراد چه ورزشي و چه علمي يك موفقيت را رقم ميزند.
خروجي رديف تربيت بدني در ارگان هاي مختلف چيست؟
غفوري: مسئولان بايد راههايي را در فضاي ورزش ايجاد كنند تا با برنامهريزي درست دانشجو در مسير كسب تجربه حركت كند، دانشگاه نيز بايد سرفصلها را كاربردي تر و بار علمي درسها را بالاتر ببرد تا دانشجويان متخصصتري به جامعه تحويل دهد.
شهرداري، آموزش و پرورش، نيروهاي مسلح، ارتش و وزارت علوم و ارگان هاي ديگر فعاليت ورزشي ميكنند و هر نهادي يك رديفي براي ورزش قرار داده است، ولي من اعتقاد دارم كه اين فعاليتها جز موازيكاري چيز ديگري نيست و اين سوال مطرح است كه از دل اين فعاليتها چه چيزي خارج شده است.
دليل آن اين است كه ورزش براي منافع ملي است و اگر اين نگاه وجود نداشته باشد و برنامهريزي دقيقي صورت نگيرد مشخص نميشود كه چه چيزي به نفع ورزش است.
تشكيل كميته دانشگاهي در وزارت ورزش پيوند بين ورزش و دانشگاه بود
شمس: در راس وزارت ورزش و جوانان مديراني هستند كه حوزه فعاليت آنها تربيت بدني نبوده است، ولي دكتر عباسي با ورود افراد ورزشي به بدنه وزارتخانه عملكرد قابل قبولي داشته به علاوه با تشكيل كميته دانشگاهي باعث پيوند بين ورزش و دانشگاه شده است.
ما اين مطلب را قبول داريم كه مديران ورزشي نبايد لزوماً آشنا به علوم ورزشي باشند، اما بايد از نخبگان ورزشي و بدنه فدراسيونها استفاده شود تا فدراسيوني ايدهال و موفق داشته باشيم.
اين نكته را نبايد از ياد برد كه استفاده از فارغ التحصيلان رشته تربيت بدني مشكلات ورزش را حل نميكند؛ چرا كه ما بايد در به كارگيري نيروهاي علمي اين مطلب را مدنظر داشته باشيم كه علاوه بر مدرك، علم فرد نيز بايد مورد بررسي قرار گيرد همانطور كه در دانشگاهها شاهديم كه دانشجويان از لحاظ سطح علمي با هم متفاوت هستند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰