اجلاس تهران؛ بازيابي نقشي جديد و روش‌هاي احياي جنبش
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۲۰۳۰
یادداشت//

اجلاس تهران؛ بازيابي نقشي جديد و روش‌هاي احياي جنبش

با توجه به عضویت نيمي از اعضاي سازمان ملل متحد در جنبش عدم تعهد اين جنبش مي‌تواند با ایجاد فراكسيون بسيار قوي و نيرومندي در مجمع عمومي سازمان ملل، برانگيزه‌هاي اعضاي دايمي شوراي امنيت تاثير بگذارد.
به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ محمد حسن آصفری، دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، طی مقاله ای ضمن بررسی تاریخی جنبش عدم تعهد به بررسی نقش جنبش در عرصه بین الملل در دو محور جنبش كشورهاي غيرمتعهد، اهداف، اصول، فرصتي نو يا احياي دوباره و جنبش شيعي در شرق عربستان، و الزامات راهبردي ايران در قبال آن می پردازد که مشروح آن را به شرح زیر می خوانیم.
 
1- جنبش كشورهاي غيرمتعهد، اهداف، اصول، فرصتي نو يا احياي دوباره؟

جنبش کشور‏های غیر متعهد، جنبش عدم انسلاک یا جنبش عدم تعهد(به انگلیسی: Non-Aligned Movement) (به فرانسوی: Le Mouvement Non-Aligné) در سال ۱۹۶۱ میلادی برابر با ۱۳۴۰ خورشیدی در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه سرمایه‌داری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد.
 
نام جنبش ابتدا Non-Commitment بود اما سریعا به نام جدید تغییر یافت. اما با اتمام دوران جنگ سرد، هم اکنون اعضای این جنبش را اکثراً کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند.

نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد.

جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و سوکارنو، رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند.

چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ می‌داد تحت تأثیر جهان بینی ماهاتما گاندی نیز قرار داشت.
 
در ۱۹۶۱ اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال یوسیپ بروز تیتو رهبر یوگسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هندو احمد سوکارنو رهبر استقلال اندونزی در کنفرانسی که در شهر بلگراد در کشور یوگسلاوی برگزار شد، این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد.

ایران که به دلیل عضویت در پیمان نظامی مرکزی سنتو از عضویت در این جنبش محروم مانده بود در سال ۱۹۷۹ پس از پبروزی انقلاب به جنبش عدم تعهد پیوست. در سال‌های اولیه حیات جنبش ایرانیان نام آن را به جنبش ناوابستگان ترجمه کردند. اما به دلیل عدم اقبال عمومی نام غیرمتعهدان مصطلح شد.

ایران بعد از پیوستن به جنبش در اجلاس سران ۱۹۷۹ در هاوانا و از آن به بعد در همه نشست‌های مختلف این جنبش حضور داشته‌است.

لغو برگزاری هفتمین اجلاس سران در بغداد به دلیل تجاوز نظامی عراق به ایران و انتقال این اجلاس به دهلی نو از مهمترین رویدادهای جنبش به حساب می‌آید.

قرار است در سال 1391 (2012) اجلاس سران عدم تعهد در ایران برگزار شود.
 
اجلاس تهران، فرصتي نو
 
شايد مهمترين خصيصه اجلاس‌هاي جنبش غيرمتعهد برخاسته از بار معنايي آن است براي نمونه، عدم تعهد، عدم تعهد استراتژي و راهبردي است در روابط بين‌الملل به معني شركت فعال در سياست‌‌هاي بين المللي براي كاهش بحران‌ها و جلوگيري از فراگيري در دو قطب قدرت است.
 
اين مساله از اهم رويكرد اين جنبش خلاصه مي‌شود، شايد اصرار بر اصول اوليه شكل‌گيري اين جنبش، راهبردي نو را پيش روي ما قرار دهد.
 
اصول پنجگانه‌اي كه متاثر از پنچشيلا (اعلاميه توافق هندوستان و چين بر سر مساله تبت) بود و به پيشنهاد جواهرلعل نهرو در اعلاميه نهايي اجلاس باندونگ گنجانده شد عبارت‌اند از:
 
1- احترام متقابل به تماميت ارضي و حاكميت كشورها
 
2- عدم تجاوز به خاك يكديگر
 
3- عدم دخالت در امور داخلي يكديگر
 
4- اصل مساوات ميان كشورها
 
5- همزيستي مسالمت‌آميز
 
از مجموع كنفرانس‌هايي كه تاكنون برگزار شده است اين موارد را مي‌توان به عنوان استراتژي و راهبرد جنبش عدم تعهد يادآوري كرد:
 
1- احترام به حاكميت و تماميت ارضي
 
2- كاهش تشنج در روابط بين‌الملل
 
3- مخالفت با پيوستن به اتحاديه‌هاي نظامي
 
4- پشتيباني از منشور ملل متحد
 
5- خودمختاري و آزادي همه ملل از بند استعمار
 
6- همكاري مثبت بين‌المللي
 
7- حل مسالمت‌آميز اختلافات
 
8- مبارزه با نژادپرستي
 
9- لزوم خلع‌سلاح با نظارت بين‌المللي و امضاي قرارداد خلع سلاح از سوي قدرت‌هاي بزرگ
 
10- مداخله نكردن در امور داخلي ديگر كشورها
 
11- ايجاد سنتزي از ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم براي گسترش روابط كشورهاي جهان
 
12- مبارزه با عقب‌ماندگي
 
13- سياست‌ناپيوستگي
 
اجلاس تهران؛ بازيابي نقشي جديد و روش‌هاي احياي حيات جنبش
 
اين جنبش مي‌تواند نقش فعال و سازنده‌اي در عرصه بين‌الملل داشته باشد كه در اجلاس تهران مي‌تواند بر آن تاكيد شود براي نمونه در اين زمينه‌ها:
 
1- با توجه به اينكه نيمي از اعضاي سازمان ملل متحد را كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد تشكيل مي‌دهد، اين جنبش مي‌تواند فراكسيون بسيار قوي و نيرومندي را در مجمع عمومي سازمان ملل به وجود آورد و از اين طريق برانگيزه‌هاي اعضاي دايمي شوراي امنيت تاثير بگذارد ،چنانكه راي اعضاي جنبش عدم تعهد به نفع انرژي صلح آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران افكار عمومي جهان را تحت تاثير قرار داد و شوراي امنيت نمي‌تواند از اين مسائل به سادگي عبور كند.
 
2-از نظر اقتصادي نبض اقتصاد و مواد اوليه آن و همچنين بازار مصرف توليدات نظام سرمايه‌داري در اختيار اعضاي جنبش عدم تعهد است از اين منظر نيز جنبش مي‌تواند به طور غيرمستقيم بر تصميم‌هاي سياسي و يك جانبه مجامع بين‌المللي كه اهداف ويژه‌اي را دنبال مي‌كنند تاثير بگذارد.
 
3-عرصه بين‌المللي عرصه كشاكش و تعارض منافع دولت‌هاست ،كشاكش و چالش‌هاي بين‌المللي بحران‌هاي گوناگوني را به دنبال دارد.
 
كشورهايي كه از نظر سياسي و اقتصادي نيرومند هستند با كمترين هزينه بحران‌هاي ياد شده را به خارج از مرزهاي خود هدايت مي‌كنند كشرهاي غيرمتعهد بيش از كشورهاي ديگر زمينه و بستر مناسبي براي پذيرش افزايش و پويش اين بحران‌ها شده است.
 
اعضاي جنبش عدم‌تعهد اگر به اصول جنبش و آرمان‌هاي مشترك آن وفادار باشند مي‌توانند از رشد ،نمو و انتقال بحران به داخل مرزهاي خود جلوگيري كنند و با تشريك مساعي مي‌توانند از ايجاد پديده‌هاي منفوري چون گوانتانامو، ابوغريب و بگرام و .... در اين كشورها جلوگيري كنند.
 
بيداري اسلامي و گفتمان جديد مردم سالاري در جنبش
 
شانزدهمين اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها قرار است در دهه اول شهريور ماه سال جاري در تهران برگزار شود.
 
شايد مركز ثقل اجلاس مزبور؛ با توجه به بهار بيداري اسلامي در كشورهاي خاورميانه و عضويت اين كشورها به ويژه مصر در اين جنبش، راه سوم مردم‌سالاري را براي جهان سوم، بدون اتكال خاص به دموكراسي وارداتي به اين كشورها، هموار كرده است.
 
اجلاس تهران مي‌تواند با توجه به موج بومي مردم‌سالاري ديني، و با اتكاء به اصول پنچگانه، رويكرد جديد و گفتمان نويي را براي ملل جهان سوم به ارمغان‌ آورده و از منظري سياسي و فرهنگي راه را براي نظريه‌پردازي در قالب فرهنگ سياسي مردم‌سالاري بومي در جهان سوم و ملل زيردست فراهم نمايد.
 
2.جنبش شيعي در شرق عربستان، و الزامات راهبردي ايران در قبال آن
 
اعتراض‌هاي مردمي در عربستان كه نزديك به دو هفته است، آغاز شده از هفته گذشته پس از دستگيري شيخ‌نمر باقر النمر، روحاني برجسته شيعه  و ضرب و شتم و زخمي كردن وي توسط نيروهاي امنيتي عربستان كه با اعتراض گسترده مرم قطيف و الشرقيه مواجه شده، وارد مرحله تازه‌اي شده است.
 
روز جمعه شماري از افراد مسلح به يك مركز پليس در شهر العواميه در استان قطيف حمله كرده و يك نفر را كشتند. برخي منابع خبري گفته‌اند كه فرد كشته شده افسر نظامي‌اي با درجه سرهنگي بوده است.
 
سرهنگ منصور التركي، سخنگوي وزارت كشور عربستان در اين باره گفت: «چهار نفر مسلح در حالي كه سوار بر موتور سيكلت بودند به مركز پليس العواميه حمله كرده و با پرتاب كوكتل مولوتوف اين مقر را به آتش كشيدند. پس از آن نيروهاي پليس با افراد مهاجم درگير شده كه در پي آ« يك نفر كشته شد.»
 
متعاقب اين حادثه تظاهرات خياباني در شهر قطيف آغاز شد كه در حقيقت در اعتراض به دستگيري شيخ نمر باقر النمر و كشته و زخمي شدن چند شهروند شيعي عربستاني در اين منطقه بود. فعالان سياي اهل قطيف مي‌گويند كه پس از اين تجمع اعتراضي مردم افزايش يافت، نيروهاي پليس به سمت مردم شليك كردند كه دو جوانان معترض كشته و در حدود 8 نفر ديگر زخمي شدند.
 
شيعيان عربستان در بدترين وضعيت انساني در اين كشور به سر مي‌برند. آنها حق حضور در نهادهاي دولتي را ندارند و از بسياري از حقوق شهروندي خود فقط به دليل شيعه بودن محرومند.
 
دو تحليل راجع به اين تحولات يعني ناآرامي در شرق عربستان قابل بررسي است؛
 
تحليل نخست:
 
تعارضات منطقه‌اي ميان دو كشور بسيار گسترش پيدا كرده و به مرحله پيچيده و خطرناكي رسيده است به گونه‌اي كه مي‌توان عنوان نمود كه در بسياري از حوزه‌ها منافع و اهداف ايران و عربستان در مقابل هم قرار گرفته است.

در سطح بين‌المللي نيز شاهد هستيم كه تعارضات و اختلاف ايران با غرب بسيار توسعه پيدا كرده و با توجه به اينكه سياست‌هاي منطقه‌اي عربستان سعودي و نوع روابط‌ آنها با كشوري همچون ايران تا اندازه‌اي تحت‌تاثير بازيگران بين‌المللي و به خصوص قدرت‌هاي غربي است، اين مسئله نيز به نوبه خود تاثيرات منفي بر روابط ايران و عربستان سعودي داشته است.
 
به احتمال زياد برخي منابع امنيتي و اطلاعاتي سعودي همگام با تحت فشار قرار دادن ايران، با همكاري سرويس‌هاي امنيتي ديگر كشورها، سعي در هدايت ناآرامي‌ها و سركوب گسترده شيعيان عربستان و گرفتن پتانسيل‌هاي احتمالي آنان در آينده دارند. سعودي‌ها با سركوب زود هنگام شيعيان، راهبرد كارت‌بازي ايران در منطقه در مواجهه با خطرات احتمالي را دنبال مي‌كنند.

تحليل دوم:

در خصوص ناآرامي‌ها شرق عربستان ديگر تحليل آن است كه، بدليل مرگ سلطان در سال قبل و نايف در ماه گذشته، و در نهايت بيماري شديد ملك عبدالله، هم اكنون چالش جانشيني يا بحران جانشيني از هم‌اكنون در عربستان كليد خورده است. درگيري ميان شاهزاده‌گان نسل سوم و كبار سن شاهزاده‌گان نسل اول، اميد به ثبات سياسي آينده سعودي را بغرنج ساخته است.
 
به همين دليل سعودي‌ها براي ايجاد يك فضاي انسجام و همگرايي ميان نخبگان سعودي هميشه از دشمن فرضي چه خارجي و داخلي براي همگرايي نخبگان در برابر چالش جانشيني كمال استفاده را برده‌اند.
 
لذا احتمال دارد، بحران شرق عربستان دليلي قانع‌كننده براي همگرايي و انسجام داخلي ميان خانواده آل‌سعود تلقي شد و مسير انتخاب پادشاه آينده و وليعهد بعدي را هموار كند.

مسئله جانشيني در عربستان مسئله‌اي بين‌المللي و در راستاي اهداف و دغدغه‌هاي منطقه‌اي كشورهاي بزرگ مبدل شده است. وضعيت سلامتي پادشاه سعودي و شاهزاده‌هايي كه احتمالا پس از او وارث تاج و تخت مي‌شوند نه تنها براي سعودي‌ها بلكه براي تمام دنيا حائز اهميت است.
 
عربستان سعودي يكي از بزرگ‌ترين توليدكنندگان نفت است و كنترل بيشس از يك پنجم منابع نفت خام دنيا را در اختيار دارد لذا ارتباط بحران شرق عربسان و جنبش شيعي در راستاي همگرايي نخبگان درون عربستان دور از تصور نيست.

راهبرد ايران:

بهترين سياست ايران در قبال اين بحران، فشار به كشورهاي روسيه و چين براي محكوميت اقدامات آل‌سعود در شرق عربستان است. بين‌المللي كردن اين مسئله و پيوند آن با مسئله بحران بحرين در واقع به نوعي اقناع كشورهاي بزرگ براي ورود به مسئله و كاهش فشار عربي عليه ايران خواهد بود.
 
در سطح منطقه‌اي نيز ، اتخاذ مواضعي روشن از سوي عراق و لبنان در خصوص وضعيت حاد شيعيان در بحرين و شرق عربستان مثمرثمر خواهد بود. و ديگري تشويق رسانه‌هايي همچون العالم، الميادين و المنار براي پوشش گسترده اعتراضات مردمي در اين كشورها از منظر قدرت نرم حائز اهميت است.
پربازدیدترین آخرین اخبار