انتخابات سال آينده يک وزن کشي واقعي بين اصلاح طلب ها خواهد بود
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» وي در مطلبي با عنوان «آيا تعدد نامزدهاي اصلاحطلب بد است؟» به بررسي اين مطلب پرداخته و نوشته است: آن دسته از اصلاحطلباني که اين روش (تک نامزدي) را ترويج ميکنند، انتخابات گذشته رياست جمهوري و حضور دستکم سه چهره که بيشتر نه در عرف بلکه در ادبيات سياسي با عنوان اصلاحطلب شناخته شده بودند و شکست نهايي آنها در برابر رقيب که با احتساب آراي هاشمي رفسنجاني، مجموع رايشان از مجموع آراي نامزدهاي مخالف اصلاحات بالاتر بود را بنيان اصلي استدلال خود عنوان ميکنند.
محمد يزدان پناه ادامه داد: چه کسي ميتواند ادعا کند که کيفيت آراي دکتر معين که با طرح راديکالترين شعارها و دغدغههاي سياسي به ميدان آمده بود و توانست نظر مثبت کنشگران نخبه اصلاحطلب را به خود جلب کند، با کيفيت آراي آقاي کروبي که بدون طرح هيچگونه شعار خاص سياسي و با تکيه بر طرح 50 هزار توماني، راي طبقات آسيبپذير اجتماعي و مردم مناطق محروم را از آن خود کرد يا کيفيت آراي آقاي مهرعليزاده که نه دغدغهاي سياسي را با خود نمايندگي ميکرد و نه طرحي اقتصادي در چنته داشت، برابر بود؟
اين روزنامه نگار اصلاح طلب افزود: از سوي ديگر آيا واقعا ميتوان تمام يا حتي اکثر آراي آقاي هاشمي رفسنجاني در دور نخست انتخابات نهم را به سبد اصلاحطلبان ريخت که اکنون آراي او هم در اين مجموعه محاسبه شده و به عنوان سندي در اثبات تحليل ياد شده مورد استفاده قرار ميگيرد؟
وي ادامه مي دهد: به جز مهندس ميرحسين موسوي و آقاي عبدالله نوري که فارغ از هياهوي خبري، به نظر ميرسد نامزديشان در انتخابات (توجه کنيد نامزدي نه حضور) با قطعي شدن نامزدي خاتمي منتفي شده، آيا ميتوان گفت که فرضا کانديداتوري همزمان آقايان کروبي و خاتمي باعث شکست راي اصلاحطلبان در سطح جامعه ميشود؟ آيا اساسا سبد آراي اين دو با يکديگر مشترک است که از بابت پخش اين آرا نگراني وجود داشته باشد؟
يزدان پناه تاکيد مي کند: به عبارت ديگر، کانديداتوري آقاي کروبي با توجه به نوع شعارهاي احتمالي او و قشر مرجعش، کمترين تاثير ممکن را روي سبد راي خاتمي مي گذارد و در عوض از سبد آراي کانديداي اصلي اقتدارگرايان يعني رئيس دولت نهم خواهد کاست. اين خود به تنهايي مسئلهاي است که نه تنها حضور همزمان خاتمي و کروبي در انتخابات را بلااشکال ميسازد که حتي آن را به امري با «نتيجه مثبت» تبديل ميکند. ضمن آنکه تحقق اين مسئله ميتواند يک وزنکشي تمام عيار در جريان اصلاحطلب باشد و با توجه به مشخص بودن نتايج آن از هماکنون، يکبار براي هميشه به برخي ادعاهاي بيپايان، پايان دهد.