کد خبر:۲۰۸۱۶۹
معرفي تشكلهاي دانشجويي از زبان خود - 5 و پاياني؛
جنبش عدالتخواه تیغ برنده ضد فساد دانشجویان
سالهاي پاياني دهه هفتاد و در شرايطي كه درگيري ذهني بسياري افراد، مباحث ديگري بود كه به نظر آنها اولويت داشت، رهبري...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ در راستاي معرفي تشكل هاي دانشجويي به معرفي جنبش عدالتخواه دانشجويي از زبان يكي از اعضاي اين تشكل دانشجويي مي پردازيم:
حاج حيدر رحيمپور را كه ميشناسيد چه با شور و حرارت صحبت ميكند و مينويسد. زمستان 79، بچههايي كه در جلسات هفتگي ايشان شركت ميكردند جزوهاي منتشر كردند با عنوان «نامهاي به پيشگاه تاريخ.» نامه انتقادات تندي داشت و در سطح وسيعي هم در كشور پخش شد. اين افراد وجه مشتركشان مشهديبودنشان بود. در بين آنها دانشجوياني از دانشگاههاي مختلف بودند كه بعداً اين جريان بهواسطه آنها گسترش پيدا كرد.

اگر ميخواهيد در مورد جمعشدن اوليه بچههاي جنبش بدانيد يك مورد را فراموش نكنيد؛ كارگاه نويسندگي وحيد جليلي. اين كارگاه محمل بسياري از مباحث او بود. چه در مشهد، كه برگزارکننده «مجمع تبشير» بود، چه در تهران، كه «مجمع حزب الله»
فقر، فساد، تبعيض. سالهاي پاياني دهه هفتاد و در شرايطي كه درگيري ذهني بسياري افراد، مباحث ديگري بود كه به نظر آنها اولويت داشت، رهبري در يكي از سفرهاي استانيشان اين سه مشكل را به عنوان محل توجه همه مطرح كردند. درك درست رهبري از شرايط زمان و تأكيد ايشان بر اين ادبيات باعث شد توجه دانشجويان و ديگراني كه پيگير دغدغههاي ايشان بودند به اين سمت معطوف شود.
اين پيام در آن زمان افق واضحي را براي دلسوزان انقلاب روشن كرد و این روزها هم مرجع بسياري تشخيصهاست براي مطالبه و عمل. يك ميزان و ترازو براي سران قوا براي پيگيري مستمر. حالا بماند كه هر سال چند تا دانشجو بايد ياد سران محترم بيندازند كه رهبري چنين مطالبهاي هم انجام دادهاند!

آنروزها بچههاي تشكلهاي مختلف نشرياتي با محوريت دغدغههاي خودشان چاپ ميكردند كه اين نشريات سهم عمدهاي در گسترش تفكر عدالتخواهي و ارتباط تشكلها با يكديگر داشت. برقرارشدن ارتباط بين تشكلها از طريق همین نشريات صورت ميگرفت. مثلا «خيزش» علم و صنعت ميرفت اصفهان، «هفتقفل» امامصادق(ع) ميرفت مشهد. بهخاطر همین است كه ميگويند گوتنبرگ خدمت بزرگي در لينكشدن تشكلهاي مختلف جنبش به يكديگر كرده است!
گذشته از نقش نشريات در جنبش، فضاي مجازي هم در اين راستا اثر قابلتوجهي گذاشته است. سايت «مستضعفين» را دانشجويان علم و صنعت راه انداختند و «مطالبه» را مجمع مطالبه مردمي مشهد. تا مدتي جنبش عدالتخواه هم ميهمان سايت مطالبه بود تا اينكه سايت رسمي جنبش به راه افتاد؛ «عدالتخواهي» با لوگوي «لُبّ انتظار ما از دانشجويان، عدالتخواهي است.»
آبان 81، جلوی کاخ دادگستری دیدنی بود. هرچند بعد از آن هم اين محل شاهد تجمعات ديگري بوده است، اما اولينبار وقتي رهبري به طور خاص رو به جوانان و دانشجويان بحث مطالبه عدالت و حساسيت در مقابل اين قضيه را مطرح كردند، دانشجويان در مقابل كاخ جمع شدند و خواستار برخورد با مفسدان اقتصادي شدند. اتفاقي كه هنوز هم نيفتاده. اگر اسمي از پيام 6/8 شنيديد منظور همين پيام است.

«امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور، مسئله عدالت است. دانشجوي جوان اگرچه خود برخاسته از قشرهاي مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعي و پُركردن شكافهاي طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بيبديل مينگرد. مسابقه رفاه ميان مسئولان، بياعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامهريزان، ثروتهاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينهكردن اموال عمومي در اقدامهاي بدون اولويت، و به طريق اولي در كارهاي صرفاً تشريفاتي، ميداندادن به عناصري كه زرنگي و پُررويي آنان همهي گلوگاههاي اقتصادي را به روي آنان ميگشايد، و خلاصه پديده بسيار خطرناك انبوهشدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را هزينه كردهاند گرد ميآورند.
اينها و امثال اينها نقطههاي استفهامبرانگيزيست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي ذهن و دل خود را به آن متوجه مييابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته ميشوند پاسخ ميطلبد و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضايي عملكرد قاطعانه براي ريشهكنكردن اين فسادها را مطالبه ميكند.
امروز اين مهمترين و مطرحترين مسئله كشور ماست و نسل جوان دانشجوي متعهد و مؤمن نميتواند نسبت به آن بيتفاوت بماند.» (قسمتي از پيام 6/8/81)
جنبش عدالتخواه دانشجويي؛ اولينبار اين عنوان در برنامهاي كه به مناسبت سالگرد پيام رهبري در مشهد برگزار شد، قد علم كرد. يعني اولين كاري كه هويت جنبشي داشت، اتفاق افتاد. مبارك باشد براي عدالتخواهان در هميشه تاريخ! اين پاراگراف به ميزان اعتماد به نفس بچههاي جنبش به خودشان و تشكلهايشان نوشته شده كه الزاماً معلوم نيست منطبق بر واقع باشد!
ميگويند اولينها هميشه ياد آدم ميماند و همانها هم ميگويند اولين تقابلها با جريان عدالتخواهي همزمان با برگزاری همين محاكمه مردمي صورت گرفت. انجمن طلاب و دانشجويان مشهد با همكاري بسيج دانشگاه فردوسي جلسهاي با رويكرد انتقادي برگزار كردند كه بعد از آن مراسم، فعالان آن پايگاه كه در برنامه نقش داشتند از بسيج اخراج شدند و يحتمل آنها كه اخراج كردند، خوشحال بودند كه شجره طيبه را از لوث چنين منحرفاني پاك كردهاند!
اگر شما يك مدیر در تبریز باشيد و در سال 81 ـ يادتان هست که چه دوراني بود! ـ برايتان يك نامه بيايد و شما باز كنيد ببينيد نامه امامعلي(ع) است به عثمان بن حنيف چه احساسي به شما دست ميدهد؟! در آن لحظه درست میشوید شبیه مسئولان تبريز وقتي دانشجويان عدالتخواه برايشان اين نامه را فرستاند.
يكي ديگر از اولينهاي جنبش هم در بهمن ماه 81 در قم اتفاق افتاد. نشستی که در آن بچههاي مرتبط با جنبش از تشكلهاي مختلف گرد آمده بودند و طي آن با آقايان جوادي آملي، مصباح، اميني و... ديدار داشتند. در اين نشست، كميسيونهاي تخصصي چالشهاي پيش رو، ارتباطات، تجربههاي موفق، راهكارهاي اجرايي و محصولاتشان را تبادل كردند.
وقتي در مورد حركتهاي اوليه جنبش صحبت ميكنيم يك اسم را نبايد فراموش شود؛ وحيد جليلي. واقعاً انگيزه ميخواهد كه آدم كلي دانشگاه و تشكل برود و همهاش هم در ابتداي صحبتش بگويد: «من اين حرفها را جاهاي ديگر هم گفتهام و حرف جديدي ندارم.» و دوباره دلها را ببرد كربلاي كار فرهنگي و تشكيلاتي براي انقلاب و چنان موتور دانشجويان را گرم كند كه شما بعد از چند سال بتوانيد بگوييد او و جلساتش و آن جزوه «جبههي فرهنگي»اش از مؤلفههاي همراهشدن تشكلهاست.
تشكلهاي عدالتخواه دانشگاه تهران در جماران همايشي برگزار كردند. اين همايش علاوه بر سخنرانيها و ارائه مباحث نظري توسط اساتيدي چون فرشاد مؤمني، حسن رحيمپور و عماد افروغ، از چهرههاي عدالتخواه، سادهزيست و موفق كشور تقدير شد و همچنين از چندين هنرمند مثل كاظمي بهخاطر آثار انقلابيشان.
حضور تعدادي از دانشجويان در يكي از مناطق محروم شهر همراه با مسئولان آن شهر. اين رويهاي است كه سعي ميشود در بسياري از نشستهاي جنبش پيگيري شود. مثل كرمان و زاهدان. اين حضور بركات زيادي دارد؛ هم براي دانشجويان، هم براي مردم آن منطقه. اينكه بعد از سالها چندنفر دانشجو كه دغدغه محروميت مردم را دارند، به يك منطقه محروم سر بزنند، اتفاقي بود كه مدتي در اذهان كمرنگ شده بود. البته مطالبه از مسئولان هم در مورد وضعيت آنجا سر جايش بود.
منطقه محروم اطراف شهر. تعدادي دانشجو هر هفته ميآيند به بچهها درس ميدهند، رفع اشكال ميكنند و پيگيري كمكهاي ديگر. خودشان ميگويند موقع غذاخوردن حتي تکدانههای برنج را هم ميبينند و نميتوانند دورشان بريزند. روي لباسخريدنشان و زندگيشان هم اثر گذاشته. اينها وقتي مطالبه عدالت ميكنند يادشان ميماند نيت هر عملي چقدر در آن عمل اثر دارد، يا اينكه چقدر منش شخصيشان روي كار اثر ميگذارد.
منطقه محروم اطراف شهر. تعدادي دانشجو هر هفته ميآيند به بچهها درس ميدهند، رفع اشكال ميكنند و پيگيري كمكهاي ديگر. خودشان ميگويند موقع غذاخوردن حتي تکدانههای برنج را هم ميبينند و نميتوانند دورشان بريزند. روي لباسخريدنشان و زندگيشان هم اثر گذاشته. اينها وقتي مطالبه عدالت ميكنند يادشان ميماند نيت هر عملي چقدر در آن عمل اثر دارد، يا اينكه چقدر منش شخصيشان روي كار اثر ميگذارد.
كساني كه آذرماه 83 اتفاقي از كنار 5 ارگان اصلي تهران مثل فرمانداري، شهرداري و كميته امداد رد شدهاند يادشان هست كه تعدادي دانشجو تمام شب را بيرون، جلوي درِ اين ارگانها خوابيدند. اين اتفاق بعد از مرگ 42 كارتنخواب در سرماي آن سال صورت گرفت كه بعد از آن شهرداري پيگيري كرد و جايي براي آنها در نظر گرفته شد. البته دانشجويان مراسم ختمي هم در مسجد هدايت براي قربانيان گرفتند كه در آن حسن رحيمپور در مورد عدالت مقدور صحبت كرد.
«بدانيد مملكت مال شماست. مال اين تفكر است. البته عدهاي هياهو و كارهايي ميكنند اما ان الباطل جوله/ فاما الزبد فيذهب جفا. اينها كف روي آب است. آنچه كه ميماند همين جريان است. به شرط اينكه كار كنيد. به شرط اينكه كار كنيد.»
20 دي 83، نماز ظهر و عصر به اقامه رهبري خوانده شد و بعد از آن چهار نفر از بچههاي جنبش خدمت آقا رسيدند و توضيحاتي در مورد رويكرد جنبش و كارهاي انجامشده دادند. آقا هم سوالاتي را پرسيدند و جملاتي را فرمودند. اين ديدار يكي از نقاط عطف جنبش بود.
از همان اول، جنبش را جمعي از دانشجويان و طلاب تشكيل داده بودند و حالا اين تشكل تنها تشكلست كه اعضاي شوراي مركزي آن هم دانشجويند و هم طلبه.
كارخانه نخ شهر خمين تعطيل شده بود و كارگران بسياري كه در اين كارخانه كار ميكردند و از اين طريق امرار معاش مينمودند، بيكار شده بودند. نشست هشتم جنبش در خمين برگزار شد. دانشجويان در جمع كارگران شركت كردند و مشكلات و حرفهاي آنها را شنيدند و سپس در مقابل فرمانداري براي پاسخگويي مسئولان تجمع كردند. جلسه پاسخگويي با حضور همه مسئولان شهر در يكي از مساجد شهر برگزار شد.
جمع قابل توجهي از دانشجويان دانشگاه اصفهان جمع شده بودند. موضوع، پذيرش دانشجوي پولي بود. بيانيه نوشته شد، كلي هم رايزني شد كه دانشجويان بتوانند مسئولان مربوطه را ببينند؛ اما نتيجهاي به دست نيامد. دانشجويان اعلام كردند كه در صورت پاسخگونبودن مسئولان براي تحصن به تهران خواهند آمد. پاسخي نيامد. به تهران آمدند و 5 روز هم در مقابل مجلس تحصن كردند. قولهايي داده ميشود كه به نتايج دلخواه نميرسد. حتي جزو شعارهاي انتخاباتي هم ميشود، اما قضيه همچنان معطل مانده!

آن روزها كه ذكر انرژي هستهاي، ذكر روزانهمان شده بود ـ البته حالا ديگر نهادينه شده است ـ شوراي حكام بيانيه تهديدآميزي عليه ايران صادر كرد. جنبشيها كه خونشان از اينكه حق مسلمشان را داخليها و خارجيها ناديده گرفتند به جوش آمده بود به اين نتيجه رسيدند كه حلقه انساني نماديني گرداگرد تأسيسات هستهاي UCF اصفهان تشكيل بدهند. اين حلقه انساني كه با حضور دانشجويان و طلاب برگزار شد، خبر اول صداوسيما شد و بازتاب وسيعي پيدا كرد.
جلسات هفتگی در دفتر مرکزی، هم پاتوقي براي جمعشدن بچههاي تهران است، هم محملي براي تحليل و بررسي مسائل كشور با حضور اساتيد. به خاطر اهتمام جديای که در مورد اين جلسات وجود دارد، گاهي همين مباحث تبديل به جزوات ميشود.
جلسات هفتگی در دفتر مرکزی، هم پاتوقي براي جمعشدن بچههاي تهران است، هم محملي براي تحليل و بررسي مسائل كشور با حضور اساتيد. به خاطر اهتمام جديای که در مورد اين جلسات وجود دارد، گاهي همين مباحث تبديل به جزوات ميشود.
اگر قالبهاي كاري جنبش را بنويسيم حتماً يكي از آنها نمايشگاه كاريكاتور خواهد بود. نمایشگاهی كه كاريكاتوريست انقلابي بلامنازع آن مازيار بيژني است. اصلاً اينگونه است كه هر قالبي كه جنبش كار كند در آن از كاريكاتور هم استفاده ميكند. اهتمام جنبش به اين کار آنقدر هست كه كتاب «گزنه» مازيار بيژني را هم چاپ كرده است. ديگر خودتان بفهميد جنبش با این رويكرد سلبياش از كسي كتاب چاپ كند، يعني چقدر قبولش دارد!
مازيار بيژني و حضورش در جنبش یک طرف و رويآوردن جنبش به هنر در قالب شعر طرف دیگر علقه هنری جنبشیها است. محمدكاظم كاظمي، اميد مهدينژاد و ديگر شاعران، شبهاي شعر عدالتخواهانه كه در دانشگاهها برگزار ميشود و صفحات شعر نشريات تشكلها محل بروز اين قالب است. در جنبش اگر كسي بخواهد كتاب شعر هديه بدهد «قصه سنگ و خشت» را ميدهد و حالا هم جديداً «رجزمويه» را.
همه مشكيپوش بودند؛ صدای قرآن بلند بود. دمِ در به همه خرما و حلوا ميدادند. کاغذهای تسليت بود كه به ديوارها چسبانده بودند؛ معلوم است كه مجلس ترحيم است ديگر. فقط جنازهاي نبود كه هفت قدم پشتش راه برويم تا از ثواب محروم نشويم.
بچههاي جنبش براي «مبارزه با مفاسد اقتصادي» مجلس ترحيمي گرفتند كه در دانشگاه تهران برگزار شد. آخر وقتي بيانيه تحليلي بدهيد، پيگير جلسه باشيد، تجمع كنيد، مطالبه كنيد و جوابي نگیرید كه هيچ، اوضاع بدتر هم بشود، معلوم است که به اين نتيجه ميرسيد که بايد براي مبارزه با مفاسد اقتصادي مجلس ختم گرفت.
همين جورياش تلويزيون فوتبال نشان ميدهد؛ وقتي جامجهاني باشد كه ديگر هيچ. حالا روزهايي را تصور كنيد كه جام جهاني است و بر كشتار فلسطينيان هم افزوده شده باشد. در چنين شرايطي روحيه تذكري جنبشیها فعال ميشود و همايش «جامجهاني و خوابجهاني» را برگزار ميكنند و اعتراض نماديني در مقابل نماد توپ جامجهاني نشان ميدهند. البته صندوق كمك به نابودي اسرائيل و برگزاری همايش «انقلاب سنگ» هم در کارنامهشان هست.
بوي اسفند و چفيههاي بر دوش، اتوبوسهاي آماده، آنهم دم درِ بهشت زهرا، آدم را ياد اعزام نيروهاي زمان جنگ مياندازد. ولي اين بار عدهاي همت كردهاند تا براي كار خبري كردن در سطحي وسيع، سر مرز بازرگان جمع شوند. آن روزها، ايام جنگ 33 روزه لبنان بود و اينها ميخواستند اثبات كنند كه براي دفاع از هر پرچم «لا اله الا الله»اي آمادهاند. البته مثل اينكه شوراي عالي امنيت ملي و بقيه رسانهها و دستگاههاي داخلي خيلي از اين حركت دلخوش نبودند. چون خبر، در خارج بازتاب بينالمللي وسيعي داشت؛ ولی در داخل، نه.
بوي اسفند و چفيههاي بر دوش، اتوبوسهاي آماده، آنهم دم درِ بهشت زهرا، آدم را ياد اعزام نيروهاي زمان جنگ مياندازد. ولي اين بار عدهاي همت كردهاند تا براي كار خبري كردن در سطحي وسيع، سر مرز بازرگان جمع شوند. آن روزها، ايام جنگ 33 روزه لبنان بود و اينها ميخواستند اثبات كنند كه براي دفاع از هر پرچم «لا اله الا الله»اي آمادهاند. البته مثل اينكه شوراي عالي امنيت ملي و بقيه رسانهها و دستگاههاي داخلي خيلي از اين حركت دلخوش نبودند. چون خبر، در خارج بازتاب بينالمللي وسيعي داشت؛ ولی در داخل، نه.

امام(ره) بود كه حمايت از آزاديخواهان جهان را به ما ياد داد. «ویوا کوبا، ویوا کوبا» شعاري است كه دانشجويان در حضور سفراي كوبا و ونزوئلا تكرار ميكردند. در اين مراسم كه دكتر عباسي سخنران آن بود، از مقاومت مردمي كوبا قرار بود تقدير شود. خيلي حس خوبي است وقتي كليپي پخش ميشود كه از امام و رهبري و سيدحسن نصرالله در آن هست تا فيدل كاسترو و چاوز! تو احساس جبهه مشتركبودن با آنها پيدا ميكني.
در اين بند ميخواهم از مراسم معهودي در جنبش بگويم: «صحيفهخواني» و «الحياهخواني». اصلاً به تعبيري شما صحيفه نخوانيد نيروي اين تشكل نخواهيد شد. الحياه هم گذشته از اينكه برنامه زندگي است، بحث عدالت اجتماعي را به طور مبسوط دارد. در نشست قم هم بچههاي جنبش جلسهاي پنج ساعته با استاد حكيمي داشتند. اگر كسي الحياهخوان نيست، خواندن «گزارش» استاد كه ديگر روی شاخش است.
جلسه تشكلها با رئيس سازمان صداوسيما را كه يادتان هست. شور يكي از دانشجويان آنقدر زياد بود كه خودكاري كه دستش بود هوا شد! اما او همچنان به نقدهاي جدياش به سازمان صداوسيما ادامه داد. نماينده جنبش حتي در خيابان و تاكسي هم بهخاطر آن نقدهايي كه كرده بود و بر دل مردم نشسته بود مورد لطف قرار ميگرفت. آن نقدها همينطور برای خودشان پيدا نشدند. آنها حاصل همايشها و دقت تشكلها بود روي عملكرد صداوسيما. تشكلهايي مثل مجمع حزب الله و بسيج دانشگاه امامصادق(ع).
جلسه تشكلها با رئيس سازمان صداوسيما را كه يادتان هست. شور يكي از دانشجويان آنقدر زياد بود كه خودكاري كه دستش بود هوا شد! اما او همچنان به نقدهاي جدياش به سازمان صداوسيما ادامه داد. نماينده جنبش حتي در خيابان و تاكسي هم بهخاطر آن نقدهايي كه كرده بود و بر دل مردم نشسته بود مورد لطف قرار ميگرفت. آن نقدها همينطور برای خودشان پيدا نشدند. آنها حاصل همايشها و دقت تشكلها بود روي عملكرد صداوسيما. تشكلهايي مثل مجمع حزب الله و بسيج دانشگاه امامصادق(ع).
فكر كنيد يك تشكل هر روز پيگير پرونده مفاسد اقتصادي باشد و اعتراض كند و مطالبه اعلام اسامي كند. آنوقت يكي از اين پروندهها با همه حواشياش بالاخره اعلام شود. پيگيري آن پرونده ماهها طول كشد و حالا بعد از آنهمه مدت آن مفسد اقتصادي فرار كند! به نظرتان آن تشكل دانشجويي چه ميكند؟ هيچ؛ جلسه «تقدير از چهرهی ماندگار مفاسد اقتصادي» ميگذارد و البته نقد عملكرد دستگاه قضايي. يك تنديس هم ميدهد به نماينده شهرام جزايري كه نماد يكي از كاريكاتورهاي بيژني است.
حالا ديگر همهجا حرف از عدالت است. حالا ديگر همه مسئولان شعار عدالت ميدهند. حالا ديگر عدالتخواهي مفهوم جديدي يافته و نياز است راههاي جديدي هم براي مطالبه آن در پيش گرفته شود.
فاطمه علوي عضو جنبش عدالتخواه دانشجويي
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.