کد خبر:۲۵۰۵۹۷
چرا مصر انقلابی دچار کودتا شد؟
چرا یک سال پس از تحلیف مرسی موج جدیدی از اعتراضات علیه دولت انقلابی شکل گرفت؟
باشگاه دانشجویان«خبرگزاری دانشجو»،سجاد مصطفی پور؛از 25 ژانویه 2011 مجموعهای از راهپیماییها و اعتراضاتها در کشور مصر با الهام از انقلاب دیگر کشورها همچون ایران و تونس(که اخیرا شکل گرفته بود) منجر به سرنگونی حسنی مبارک در 11 فوریه 2011 شد.
علیرغم سرنگونی مبارک اعتراضات تا روی کار آمدن دولت جدید در میدان التحریر قاهره ادامه داشت که سرانجام با کش و قوسهای فراوان در 19 ژوئن 2012 با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، محمد مرسی براساس آمار رسمی در رقابت با احمد شفیق گوی سبقت را ربود و به عنوان اولین رئیس جمهور پس از انقلاب 2011 لقب گرفت.
انتظارات ار مرسی پس از حکومت مستبدانه مبارک بسیار بالا بود چرا که انقلاب زمانی رخ میدهد که مردم از وضعیت موجود ناراضی باشند و تغییر وضعیت موجود و رسیدن به خواستههای اکثریت از جمله اهداف هر انقلابی است. اما سوال اصلی این است که چرا یک سال پس از تحلیف مرسی موج جدیدی از اعتراضات علیه دولت انقلابی شکل گرفت؟
در پاسخ به این سوال بایستی فلسفه شکل گیری انقلاب مصر را بررسی نمود و روندی که دولت مرسی پیش گرفت را با آن سنجید تا فلسفه کودتا سوم ژوئیه 2013 توسط ارتش را به آسانی فهمید.
محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور انقلابی مصر با خاستگاه اسلامی در تدوین برنامههای اجرایی کشور از چندین نکته مهم غفلت نکرد؛
1.جوانانی که انقلاب را در مصر آغاز کرده بودند و مبداء و آغازگر تحولات موسوم به بیداری اسلامی در این کشور بودند در ادامه انقلاب و روند اجرایی و مدیریتی کشور اجازه حضور در صحنه سیاسی کشور را پیدا نکردند که شاید دلیل این امر را مخالفت صریح جوانان انقلابی با آمریکا و رژیم صهیونیستی بتوان بیان نمود.
2.واکنشها غیر معقولانه اخوان المسلمین و مرسی با محور مقاومت یعنی سوریه و اظهارات کاملا غربی در این رویداد و اشتباه گرفتن دوست و دشمن یکی دیگر از عوامل مهم نارضایتی محسوب میشد.
3.حرکتهای نامناسب مصر در قبال منطقه خاورمیانه و کشورهای همسو و موضعگیریهای ناصواب در قبال آنها و عدم حمایت از سیاستها کشورهای اسلامی در قبال غرب از دیگر نکات قابل توجه بود به طور مثال حضور کم رنگ مرسی در جنبش عدم تعهد در تهران یکی از موارد قابل ذکر میتواند باشد.
4.نکته دیگر، میتوان به اوضاع اقتصادی کشور مصر در زمان مبارک اشاره نمود که در زمان مرسی امید میرفت بهبود یابد ولی در این مهم نیز اهمال صورت گرفت به طور نمونه افزایش شاخص بورس مصر در روز کودتا و ناآرامی علیه مرسی میتواند شاهدی بر این مدعا باشد.
به طور کلی باید گفت مسیری که مرسی و اخوان المسلمین برای اداره کشور مصر پیش گرفتند حرکت بینابین اسلام و سکولاریسم بود، سیاست یک بام و دو هوایی که دولتمردان ترک نیز اتخاذ کردند و هر آن احتمال وقوع کودتا و ناآرامی در این کشور نیز دور از ذهن نمیتواند باشد.
اگر چه انگیزه و اقدام مردم برای شکل دادن به انقلاب یک اصل اساسی و مهم تلقی می شود ولی وجود رهبر توانمند و مدبر برای اداره شرایط موجود در کشور کانونی ترین نکته محسوب می شود. در واقع باید گفت ماهیت انقلاب مردم مصر کاملا منطقی بود ولی مدیریت انقلاب با مشکلاتی همراه بود.
باید گفت اگر اخوان المسلمین و محمد مرسی بر خاستگاه اصلی خویش یعنی اسلام در اداره کشور تاکید میکردند و مواضع و واکنشهای انقلابی در قبال سیاستها و اهداف آمریکا، رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا در منطقه پیش میگرفتند واضح بود که فرصت برای کودتای بازماندگان دولت مبارک پیش نمیآمد ولی حاکمان مصر هدف انقلاب مردم خویش را درنیافتند و در اتخاذ تصمیمات برای ادراه کشور اشتباهات بزرگی مرتکب شدند.
نکته ای که در کودتای صورت گرفته در مصر باید مورد توجه قرار گیرد این است که،علی رغم اشتباهات دولت مرسی در اداره کشور، دسیسه بزرگی نیز از سوی مخالفان تشکیل دولت انقلابی و اسلامی در مصر پی ریزی شد، تا مصر را بدین مرحله برساند.
قدر مسلم آینده ای که در مصر رقم می خورد باید بر مبنای خواست مردم باشد، مسئله ای که مداخله گران عرصه روابط بین الملل باید مورد توجه قرار دهند، چرا که دیگر زمان استعمار،استبداد و استثمار به پایان رسیده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
يادداشت جالبي بود.خلاصه موارد رو اشاره کرده بود.