کد خبر:۲۵۳۹۰۷
وبلاگ پای درس استاد

هیچ کس در شب قدر به این حدیث عمل نمی‌کند!

مردم را می‌نشانیم کاملا که رمقشان گرفته شد هیچ حالی که نماند تازه قرآن‌ها پخش می‌شود!

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، وبلاگ پای درس استاد نوشت؛ من قبلا در جاهای دیگر عرض کرده‌ام تاکید روایات بر این است که ما به نشاط نگاه کنیم، نشاط نشاط! فردا ان شاء الله شب‌های قدر می‌آید حالا این حدیث را هیچ کس عمل نمی‌کند، جلسه‌های احیاء خواهیم داشت پنج ساعت الی شش ساعت! مردم را می‌نشانیم کاملا که دیگر رمقشان گرفته شد هیچ حالی که دیگر نماند تازه قرآن‌ها توضیع می‌شود بگذارند روی سرشان بگویند بک یا الله!

 

دعای کمیلمان که باید بیست دقیقه طول بکشد معمولا دو ساعت و نیم، سه ساعت، ببینید این‌ها روز قیامت جواب دارد، اگر صاحب شریعت بگوید چرا لطائف و ظرائف شریعت ما را در ذهن مردم ثقیل جلوه دادید، چه جواب خواهیم داد؟! یک جوان می‌خواهد برود دعای کمیل می‌داند که رفتنش با خودش است برگشتنش با کرام الکاتبین است! می‌خواهد برود احیاء رفتنش با خودش است برگشتن با کرام الکاتبین، بابا شش ساعت هم آخر احیاء می‌شود؟! آخر چه کسی گفته است؟ اگه تو خودت حال داری خوب برو یک گوشه، برادر من عزیز من حالت را که نمی‌توانی به کسی منتقل کنی.

 

خلاصه نشاط خیلی مهم است، روایت داریم که آقا خطرناک است، تو همین قم یک طلبه‌ای بعضی ریاضت‌ها را برخودش تحمیل کرده بود، حتما باید نماز شب بخواند، روزی سه جزء قرآن بخواند، چه بکند، چه بکند، چون پشتوانه علمی هم نداشت یکدفعه بریده بود، آمده بود می‌گفت بله ما یکوقت بیکار بودیم نماز شب می‌خواندیم!، چرا؟ برای اینکه پشتوانه علمی نداشت، نشاط هم نداشت، یک وقت حاج آقا حسین فاطمی است رضوان الله علیه قریب به یک قرن نماز شب خواند و سیر نشد، یک وقت مرحوم آیت الله العظمی اراکی بود قریب به یک قرن نماز شب خواند و سیر نشد، امام همینطور بزرگان همینطور، یک وقت هم یک آدمی که پشتوانه علمی ندارد روی احساس آمده، فقط احساس.

 

احساس یک اندازه‌ای دارد عزیز من، اگر کسی علوم اولین و آخرین را داشت باشد حال نداشته باشد یک عباسی نمی‌ارزد و اگر کسی حال داشته باشد پشوانه علمی نباشد، بالاخره نمی‌خواهم بگویم همه علامه بشوند ولی حال هم که پیدا می‌کنی باید یک پشتوانه‌ای داشته باشد، یک حدیثی، آیه‌ای، مبنایی، اما دیگر همه‌اش بشود احساس. خدا شاهد است الان در حتی تهران هم یک مجالسی روی احساس برگزار می‌شود، خیلی ببخشید نواری را آورده بودند یک جایی در آن نوار آن بنده خدایی که می‌خواند می‌گفت که بله امام حسین به قمر بنی هاشم گفت که شب عاشورا اگر تو هم می‌خواهی بروی، برو! خیلی ببخشید، این‌ها درد دل من است، این‌ها چیزهایی است که در پایتخت شیعه خوانده می‌شود، نوار می‌شود، پخش می‌شود، مشتری هم دارد.

 

بعد می‌گوید: عباس خوشگله! آمد زینب کبری را پیدا کرد گفت به داداش حسین یک چیزی بگو! مثل اینکه میدان مولوی بوده مثلا، دروازه غار بوده نعوذبالله، این شد حرف؟! همش احساس؟! آدم قمر بنی هاشم را اینطور یاد می‌کند؟! قمر بنی هاشمی که ائمه وقتی اسمش می‌آمد تعظیمش می‌کردند، می‌گفتند عموی ما نافذالبصیره بود عموی ما پرده‌ای برابر چشمش نبود، آنوقت اینطور می‌گویند؟! که دو نفر عوام می‌خواهند گریه کنند؟! می‌خواهم صد سال گریه نکنند، اگر می‌خواهیم به یک آدم عوامی هم حالی بدهیم به او بفهمانیم روی این روایت داریم این را به تو می‌گوییم، روی این مبنا داریم می‌گوییم، مبنایش این است.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار