حکایت «صلح حدیبیه» و دلتنگی برخی صحابه
کد خبر:۲۶۶۶۶۸

حکایت «صلح حدیبیه» و دلتنگی برخی صحابه

گروهی از صحابه از این «پیمان صلح» دلتنگ شدند، عمر بن خطاب گفت: «ما چگونه به این خواری گردن نهیم و به این مصالحه رضایت دهیم؟»

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، در سال ششم هجرت در ماه ذی القعده پیامبر صل الله علیه و آله و سلم برای اعمال عمره قصد مکه فرمودند. [کافی ج 4 ص 350] تعداد مسلمانان همراه با آن حضرت 1220 یا 400 تن بودند و برای قربانی ش‌تر به همراه خود بردند.

 

آنان از مسجد شجره احرام بستند و در یک منزلی مکه در محلی به نام حدیبیه بر سر چاهی توقف نمودند. آب چاه به اندک زمانی تمام شد و چون به آن حضرت خبر دادند، به معجزه نبوت آب چاه آن قدر زیاد شد که مثل چشمه می‌جوشید.

 

هنگامی که کفار از حرکت حضرت برای ورود به مکه باخبر شدند مانع ورود ایشان به مکه شدند.

 

آن حضرت بیعتی دیگر به نام «بیعت رضوان» از اصحاب گرفتند. قرار شد آن حضرت سال بعد حج و عمره را قضا کنند و قراردادی بین مسلمین و کفار منعقد شد که طبق شروطی تا ده سال جنگ بین آنان نباشد.

 

گروهی از صحابه از این «پیمان صلح» دلتنگ شدند، عمر بن خطاب گفت: «ما چگونه به این خواری گردن نهیم و به این مصالحه رضایت دهیم؟»

 

حضرت فرمودند: «من پیامبر خدایم و کاری جز به حکم خداوند نمی‌کنم. عمر گفت: «تو به ما گفتی به زیارت کعبه می‌رویم و عمره انجام می‌دهیم، پس چه شد؟»

 

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: «آیا گفتم امسال این کار را انجام می‌شود؟ عمر گفت: نه! پیامبر فرمودند: «پس چرا مجادله می‌کنی؟»

 

در بازگشت از حدیبیه سورهٔ فتح بر آن حضرت نازل شد.

 

منبع: جام

پربازدیدترین آخرین اخبار