کد خبر:۲۸۰۰۷۳
به مناسبت سالروز ولادت امام موسی کاظم(ع)؛

هرکس والدین خود را شکر نکند، خدا را شکر نکرده/ امام هفتم و سیره شکرگزاری از والدین

سیره امام موسی کاظم (ع) و روایات رسیده از آن بزرگوار تاکید فراوانی بر موضوع شکر و حمد الهی از خالق و مخلوق دارد که در زندگی روزمره ما مورد ...

 گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو»- زینب صارم؛ نحوه آفرینش و کیفیت خلقت ارواح ائمه و حضور مادی آن بزرگواران در برهه ای از مقاطع در دنیای خاکی از معارف سنگین و غنی دینی است که درک و فهم آن احتیاج به داشتن زیر ساخت های توحیدی قوی دارد تا آنجا که بحث و کنکاش پیرامون ولادت ائمه از ابعاد بسیار متعددی قابلیت بررسی و تفحص دارد  .

 

یکی از مهم ترین ابعادی که در ماهیت آفرینش ائمه مورد تدقیق قرار می‌گیرد، مفهوم جایگاه و موقعیت معصومین به عنوان خلفاء الله در میان مردم به معنای جانشینان خداوند در زمین است. در زیارت جامعه کبیره که توصیفات ارزشمندی از شأن و جایگاه اهل بیت در آن یافت می شود، از ائمه به عنوان «اَبْوابَ الاْیمانِ»، درب‌های ایمان «وَاُمَنآءَ الرَّحْمنِ»، امین‌هاى خداى رحمان «حُجَجِ اللهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ»؛ حجّت هاى خدا بر اهل دنیا و آخرت» نام برده شده است.

 

با توجه به این توصیفات ارزشمند می توان دانست که به دست آوردن سبک زندگی درست و کسب مفاهیم والای انسانی باید از بستر تاریخ و سیره زندگانی اهل بیت استخراج شود؛ چرا که ایمان داشتن و از آن بالاتر ورود به شهر ایمان زمانی امکان پذیر است که نه تنها نسبت به حق و جایگاه اهل بیت معرفت و علم داشته باشیم، بلکه باید نسبت به منش و اخلاق کریمانه آن بزرگواران معرفت همراه با عمل داشته باشم.

 

ولادت ائمه بستری مناسب برای تفکر در این موضوع است که وجود آن بزرگواران سبب برکات زیادی در زندگانی ما می شود، اما بدیهی ترین و قابل فهم ترین این برکات استفاده از نور اهل بیت برای هدایت و پیدا کردن مسیر است؛ به نحوی که این موضوع در حد بحث و کلمات باقی نماند و شیعیان و محبین در پیاده کردن ریزترین نکات روزمره زندگی خود از منش آن بزرگواران بهره ببرند؛ در همین راستا ولادت امام موسی کاظم(ع) نیز بستری مناسب برای تفکر و تحقیق در شئون زندگی یک فرد محب و تابع راستین است؛ به نحوی که انسان در دام کلمات و مفاهیم سخت گرفتار نشود و بتواند در جزییات زندگی این شئون را پیاده کند.

 

از جمله موضوعاتی که در زندگی سریع و ماشینی امروز مورد غفلت واقع می شود؛ موضوع سطح رضایت و خشنودی از زندگی است؛ بدان معنا که شدت کار و فشار در زندگی های سخت امروزی باعث می شود تا انسان از داشته ها و نعمات الهی که خداوند بر وی تفضل کرده غافل شود. از مهم ترین مباحث و مفاهیمی که در سیره امام موسی کاظم(ع) به چشم می خورد موضوع حمد و شکرگزاری الهی است.

 

حمد الهی و شکر کردن خدا به خاطر هر موضوع کوچک و بزرگی اگر در زندگی ما جریان پیدا کند هم سبب فزونی نعمت در زندگی می‌شود و هم جریان سیالی از شادی در روزمره‌های کسل کننده زندگی روان می شود؛ چراکه نگاه انسان به نیمه پر لیوان معطوف می شود.

 

با مطالعه سیره زندگی امام موسی کاظم(ع) توجه به شکر و حمد الهی به نحو موثر و پر رنگی به چشم می‌خورد تا آنجا که از ایشان هم احادیثی در باب شکر و حمد الهی روایت شده است و هم در سیره امام موسی کاظم شاهد حمد و شکر الهی هستیم.  

 

هشام بن احمر می­گوید: «با امام موسی بن جعفر در یکی از نواحی مدینه می­رفتم که ناگاه از مرکب خود فرود آمد و به سجده افتاد و آن را بسیار طول داد. وقتی سر از سجده برداشت و سوار مرکبش شد، عرض کردم: فدایت شوم! سجده­ای طولانی کردی! فرمود: به یاد نعمتی افتادم که خداوند به من عطا کرده است و خواستم از پروردگارم سپاس­گزاری کنم».(1)

 

مفهوم حمد کردن و شاکر بودن باید به عنوان یک واقعیت در زندگی ما پایه ریزی شود چه برای نعمت های بزرگی که خداوند به ما داده است از قبیل سلامتی، امنیت، داشتن فرزند صالح ،اموال و دارایی ، دوست و مصاحب خوب تا ریزترین و پیش پا افتاده ترین نعماتی که در کنار ما وجود دارد و به آن بی توجه هستیم.

 

همچنین درباره مسئله شکر و حمد الهی در احادیث امام موسی کاظم (ع) به مفهوم اجتماعی دقیقی بر می‌خوریم که در آن امام دستور به شکر کردن از مخلوق را نیز صادر کرده است. امام موسی کاظم (ع) می فرماید:« مَنْ لَمْ یَشْکُرِ المُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقینَ لَمْ یَشْکُرالله عَزَّوَجَلَّ»؛ کسی که شکر انعام مردمان نگذرد، شکر خدای تعالی نکرده باشد.(2)

 

 امام سجاد (ع) نیز درباره شکر کردن از مخلوقین می فرماید:«به درستى که خدا دوست مى‏دارد هر دلى را که اندوهناک باشد، و هر بنده شاکرى را دوست مى‏دارد. خداى- تبارک و تعالى- در روز قیامت به بنده‏اى از بندگان خود مى‏فرماید که: آیا فلانى را شکر کردى؟ عرض مى‏کند که: اى پروردگار من! بلکه تو را شکر کردم. حق تعالى مى‏فرماید که: مرا شکر نکردى، به جهت آنکه او را شکر نکردى». بعد از آن حضرت فرمود: «شکرکننده‏ترین شما از براى خدا، شکرکننده‏ترین شما است از براى مردمان»(3)

 

به عنوان نمونه در زندگی خانوادگی یا کاری اگر کسی به ما محبتی کرد یا در حق ما لطفی را انجام داد باید از وی نیز تشکر بکنیم و با این رفتار در حقیقت از خداوند مراتب شکر نسبت به خداوند را به جا می آوریم.

 

مادری که در خانه غذا می پزد و به امور جاری زندگی مشغول است و امور تربیتی فرزندان را بر عهدا دارد از مصادیق بسیار مهم برای شکر کردن است. یا توجه به پدری که به کسب روزی مشغول است و برای خانواده اسباب نعمت و راحتی را فراهم میکند باید از سوی فرزندان مورد شکر و سپاسگزاری قرار بگیرد.

 

فرهنگ و آموزه های اهل بیت حکم می کند تا چنین فضایی در بین افراد جامعه علی الخصوص فرزندان و پدر و مادر رواج داشته باشد؛ به راستی تا چه اندازه ما به این نکات ظریف توجه کرده ایم و سعی در استفاده از آن داشتیم؟

 

آیا فرزندان به خاطر خرید میوه، لوازم التحریر و پوشاک و هر نوع وسیله رفاهی دیگر از پدر خود سپاسگزار هستند و این را در مقام عمل ابراز می‌کنند؟ آیا فرزندان از مادر خود برای انواع محسوس و نامحسوس محبت هایی که بذل می‌کند سپاسگزار هستند؟

 

امام رضا(ع) می فرماید:« خداوند امر کرده که او و والدین را شکر کنیم پس هرکس والدین خود را شکر نکند خدا را شکر نکرده است.» (4)سیره امام موسی کاظم و ادعیه و روایتی که از ایشان به ما رسیده است سرتاسر آکنده از مفاهیم شکر و سپاسگزاری است؛ متاسفانه محبین و شیعیان یا به این مفاهیم معرفت و علم ندارند و در پی کسب و فهم احادیث اهل بیت نیستند یا در صورت معرفت به آن درصدد عمل به آن نیستند. 

  

(1) نزهة النواظر/ ترجمه معدن الجواهر ؛ ص96_ کلینى، محمد بن یعقوب، تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى) - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

(2) تحف العقول/ تفسیر نور الثقلین، ج‏4، ص: 202

(3) تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى) ؛ ج‏3 ؛ ص269                                                                                                       

(4) فیض کاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، تفسیر الصافی - تهران، چاپ: دوم، 1415 ق.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
ياسر عبدالله زاده
-
۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۷
ما اينقد حرف هاي سياسي و تحليل هاي تکراري درباره ائمه خونديم که شنيدن از سيره اهل بيت اون هم تا اين اندازه مصداقي خيلي خوب
2
0
مريم کساييان
-
۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۵
از صبح تا شب با چندتا بچه تو خونه بودن و سر و کله زدند يه کار بسيار فرسايشي يه جور که آدم مي پوسه مريض ميشه کم مياره اما هيچ گي به چشمش نمياد هيچ کي همه ميگن مگه چي کار کردي؟ شوهر آدم از آدم طلبکار که صبح زود رفته سر کار من خابيدم تا 8 بچه ها از آدم طلبکارن
اصلا مسئله تشکر معنا نداره آدم تو خونه داري تو اين چهار ديواري مي پوسه
بدون اينکه حتي ديده شه
من خيلي خوشم اومد به نظر من تشکر و شکر گزاري از مخلوق يعني آدم داره يکي ميبينه يه نفر از ناديه شدن مورد غفلت واقع شدن نجات پيدا ميکنه
3
0
شيخ مرتضي
-
۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۳
مسئله مورد اشاره (شکر) به تحقيق از جمله مسائلي است که در جامعه مورد غفلت واقع شده است؛ اما نکته ظريفي که بايد در اين مقاله به آن پرداخته مي شد و به آن توجه نشده است موضوع خود شکر في نفسه است.
بدان معنا که درست است که شکر سبب فزوني نعمت و برکات ديگر مي شود اما اين اثرات جانبي شکر است. و خود شکر يکي از مخلوقات خداوند است که ماهيتا قابل بررسي و شناخت است. امام موسي کاظم (ع) در حديثي مي فرمايد:«هر كه خدا را به جهت نعمتى حمد كند، شكر او را به جا آورد، و حمد خدا از آن نعمت فاضل‏تر و بهتر است»كلينى، محمد بن يعقوب، تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) - قم، چاپ: اول، 1388 ش.
2
0
شيخ مرتضي
-
۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۷
بنابراين شکر خود به تنهايي مسئله اي قابل بررسي و شناخت است. چنان چه هر شکر کردني خود شکري ديگر را لازم مي شود چرا که بايد خدا رو شکر کنيم که به ما تفضل کرده و توان شکر داده است. از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «خداى عز و جل به سوى موسى عليه السلام وحى فرمود كه: اى موسى! آيا شكر كردى چنان كه حقّ شكر من است، و سزاوار است كه به آن نحو به جا آورده شود؟ عرض كرد كه: اى پروردگار من! چگونه تو را شكر كنم، حقّ شكر تو، و هيچ شكرى نيست كه من تو را به آن شكر كنم، مگر آنكه تو به آن بر من انعام كرده‏اى؟!

فرمود كه: اى موسى! اكنون مرا شكر كردى، در هنگامى كه دانستى كه آن شكر، از من است».
كلينى، محمد بن يعقوب، تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) - قم، چاپ: اول، 1388 ش.
2
0
شيخ مرتضي
-
۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۰
به هرجهت به نظر حقير جاي داشت تا اين مقاله در دو شماره با عمق بيشتري کار شود تا همه جوانب موضوع به طور بهتر و کامل تري مورد بررسي قرار بگيرد. هرچند که خلاقيت نويسنده در سوژه يابي و پرداخت کردن سوژه قابل تحسين است.
و من الله توفيق
2
0
نرگس مهجور
-
۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۴
کاش به مصاديق احترام به والدين هم مي پرداختيد. يه جوري از کلمه شکرگزاري استفاده کرديد و اون رو توي متن تکرار کرديد که آدم ياد کليسا و مسيحيت ميفته. به هرحال بهره برديم
2
0
پربازدیدترین آخرین اخبار