موسوي: ما در زمينه سياست خارجي عزت ملت خودمان را مخدوش كرديم
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، مير حسين موسوي در ادامه مناظره خود با محمود احمدي نژاد گفت: من از همه بينندهها و تماشاكننده ها تشكر مي كنم و صحبتهاي خوبي هم مطرح شد كه بنده به صورت روش مند ميخواهم با آن برخورد كنم و جواب بدهم.
اولا بنده دوست داشتم كه اقاي احمدي نژاد موفق باشند در كارهايشان و بنده وارد اين عرصه نشوم واگر چنين اعتقادي پيدا ميكردم قطعا برخوردم لازم مي ديدم كه در آن كاري كه هستم باشم و وارد اين عرصه نشوم، دو سه تا نكته مي گويم و به اصل قضيه ميپردازم.
هاشمي و خاتمي اشخاص بزرگي هستند كه خودشان با دكتر بايد مناظره كنند و جواب خودشان را بدهند و بنده يك مشكلاتي با دولت دارم و به خاطر خطري وارد اين صحنه شدم كه درمورد ان صحبت خواهم كرد و وارد دوران هاشمي وخاتمي نخواهم شد.
چهار سال از اين مدتي كه ايشان ميفرمايند مربوط به دوره بنده هست و دوره حضرت امام كه راجع آن اگر لازم باشد توضيح خواهم داد.
من هميشه ايران را دوست داشتم و اين عشق فكر ميكنم باهمه ماها قرين هست، هيچ ايراني را فكر نميكنم كه به ايرانيت خودش افتخار نكند و نگران اينده ايران نباشد ونگران مشكلاتش نباشد همه دلشان ميخواهد ايران را بزرگ بينند و سرافراز ببينند.
ما دوست داشتيم كه ايران يك نقشي داشته باشد بعنوان قدرت اول منطقه درهمه شئون علمي و اقتصادي، آبرو داشته باشد الگويي باشد براي همه جهان پس انقلاب كرديم، براي اينها انقلاب كرديم كه ايران بزرگ بشود، ايران اسلامي بزرگ باشد، تاثير گذار باشد و بتواند ترجيحا اثر گذار باشد و پيام خودش را به همه جهان برساند منتهي در برخورد با حل مسايل كشور و اينكه ما ايران را به جايگاه واقعي خودش برسانيم من احساس ميكنم كه دو نوع ميشود روبرو شد دو نوع مديريت ميشود داشت يكي مديريتي هست كه براساس ماجراجويي و بيثباتي، رفتارهاي نمايشي و قهرمان نمايي و شعاري است، خيال بافي و خرافه گرايي است و خلاف گويي و پنهان كاري است خودمحوري و قانون گريزي است سطحي نگري و روزمرگي است و افراط و تفريط.
من بقيه بحث هايم را در اين چهارچوب پيش خواهم برد. يك موردي هم هست كه ما بياييم براصل متانت رفتارهاي منطقي و كارشناسي شده واقع بيني و خرافه ستيزي، شفافيت و... قانونگرايي و اتكا به خرد جمعي دور انديشي واينده نگري و اعتدال و ميانه روي كار كنيم.
ما اگر ميخواهيم ايران نيرومند داشته باشيم من فكر ميكنم كه ان رفتار دوم مناسبتر است يعني ما بر اساس آن بايد عمل بكنيم خوب در اينجا بحث هست ... كه برنامهها را نوشته ام و ادامه دادم و فكر ميكنم كه بنده سه تا برنامه و مناظره دارم كه مورد علاقه مردم است و اينها را مكمل همديگر مي دانم برعكس احمدي نژاد فكر ميكنم كه اينها ميتواند فرصتي باشد كه بتدريج هم برنامه هايم را بگويم وهم نقطه نظراتم.
آن چيزي كه در اين جلسه مهم است بگويم انگيزه اصلي بنده هست، براي اين امدم به صحنه، حقيقت اين است كه بنده درمورد آينده كشور احساس خطر كردم با اين مديريتي كه حاكم هست وچون بحث از سياست خارجي شروع شد من مستقيم به سياست خارجي ميپردازم و بعد به مسايل اقتصادي، فرهنگي واجتماعي مي پردازم.
يكي از مشكلاتي كه ما داريم من موردي صحبت كنم كيس به كيس يا مورد به مورد كه قابل لمس براي همه مردم ما باشد كلي صحبت نخواهم كرد نمونه نشان خواهم داد.
يكي از مشكلات ما عدم تناسب شعارهايي است كه داده ميشود تا عمل، شعارها بيشتر جنبه اسطوره پردازي و بنظر من يك مقدار زيادي خيال پردازي در مورد اينده جهان هست ومتاسفانه اينده كشور در حال فرو ريختن است و تمدن دارد از بين ميرود و يا اينكه ما مديريت جهان را ميكنيم وامثال اينها، پشتوانه عملي بنظرمن هيچي نيست.
مثال مسئله آزادسازي ملوانان انگليسي، ملوانان انگليسي به حوزه ما تجاوز كردند نيروهاي ما سررسيدند انان را دستگير كردند وكار افتخارآميزي كردند و بايد مورد تاييد قرار ميگرفتند بعد بلافاصله براساس همين چارچوبي كه اشاره كردم ما اول گفتيم اينها بايد اعدام بشوند چرا آمدند در سر زمين ما، يك بحران بزرگ جهاني ايجادكرديم بعدا هم تصميم گرفتيم به تن آنها كت و شلوار بپوشانيم و بعد رئيس جمهور ما كه مسوليتش ومنزلتش متعلق به خودش نيست متعلق به مردم است و متعلق به شماست امد از انها خداحافظي كرد و با يك مراسم كه حتي براي سران كشورهاي ديگر هم انجام داديم انها را راه انداختند ورفتند بعد از نهيبي كه ما از انگلستان داشتيم.
آيا اين عزت ملت ما را حفظ كرد من فكر ميكنم نه اينجور چيزها هم خسارت مياورد از نظر امنيت ذهني مردم ما و هم ازنظر عزت آنها و هم اينكه سياست خارجي ما را دچار يك فراز و نشيبي ميكند كه نميتوانيم با هزينههايي كه ميپردازيم مشكلاتمان را حل كنيم.
بعد يك مسافرتي رئيس كشور ما داشتند به عراق بدون اينكه معلوم بشود ازكجا و چگونه مطرح كردند كه من را ميخواهند بربايند يك هزينه زياد بكنند اگر ميربايند چطور آمريكاييهايي بنزين هواپيماي دولتي ما را در انجا تامين كردند، و بعد ما در عراق رفتيم به منطقه خضرا منطقهاي كه تحت تسلط آمريكايي هاست در انجا ملاقاتمان كرديم وبعدا با سربازان آمريكايي هم عكس گرفتيم برگشتيم همين مسئله در ايتاليا تكرار شد.
من ميگويم كه ايا ما بايد تصورات خودمان را اينقدر گسترش بدهيم كه درحوزه سياست خارجي ما كه مربوط به صحنه منافع ملي ماست اين را گسترش بدهيم، آيا اين ميتواند مشكلات ما را حل بكند يا مشكل ايجاد ميكند براي ما و هزينههاي گزافي را دارد.
بعد مسئله عربستان پيش ميآيد آنطوري كه بارها گفتند و بنده با واسطه هم شنيدم وانقدر هم گفته شد، من قديم هم بالاخره مسوليت داشتم خيلي مهم است كه چگونه از آدم دعوت بكنند چگونه به يك مسافرتي برود بعد ما از اين طرف پيغام داديم كه ما را بخواهيد ما را دعوت كنيد ما بياييم وهمه دوستاني كه در وزارت خارجه وجاهاي ديگر هستند وازملك عبدالله هم بنده نقل قول با واسطه دارم درمورد همين خواست ما براي اينكه از ما دعوت بشود كه به آنجا برويم.
بعد وقتي ما ميرويم انجا حالا بايد يك نتيجه بدهيد براي مسافرتي كه ما چنددفعه رفتيم انجا و برگشتيم، نتيجه بايد بگيريم اين وضعيت زوار ماست يا رابطه ما با عربستان هست كه آيا بهتر شده يا بدتر شده.
بعدا آمديد از قول رئيس آن كشور عليه وزير خارجهاش يك صحبتي كرديد كه بخش قابل توجه ان خاندان و ان وضعيتي كه درعربستان هست و حتي براي كشور خودمان مشكل ايجاد كرديم ما ميگوييم چرا اين هزينهها راما ايجاد كنيم به حساب كي اين كارها را ميكنيم آيا اثرش كم است يا زياد است.
موسوي گفت : بعدا بارها شنيديم كه آمريكا دارد از بين ميرود، خب اگر اين طور هست چرا چهارمرتبه مسافرت كرديم انجا چرا دو نامه نوشتيم، چرا دايم دنبال اين هستيم كه به شكل خاصي با انها صحبت كنيم، پيش رييس جمهوري سوييس رفته صحبت كرده، فكر نميكنم كه يك كسي چنين ريسك بكند و دروغ بگويد كه از ما خواسته شده به اوباما گفته شود قبل از انتخابات با ما صحبت كند و مساله رابطه آمريكا و ايران بنوعي مشكلاتش حل بشود يا گفت وگو شروع بشود.
خوب آيا اين بنفع كشور ماست، من تند ميگويم براي اينكه يك سرفصلهايي بدهم صحبت از سياست خارجي شروع شد.
اتفاقا ما در زمينه سياست خارجي هم عزت ملت خودمان را مخدوش كرديم ولطمه زديم آبروي كشورخودمان را برديم و هم توسعه داخل كشور خودمان را با مشكل مواجه كرديم، تنش وسيعي با كشورها ايجاد كرديم.
مسئله هولوكاست را ما مطرح كرديم و دوباره بعد ازاينكه خسارت هايي ديديم از مجمع عمومي يك مصوبه گذراندند كه ديگر اين مسئله جرم شد كه اگر كسي راجع به هولوكاست صحبت كند، اخيرا هم در سوييس كه آن ماجرا پيش امد واقعا تصويرش را من اگر نميديدم باورم نميشد كه تا اين اندازه اهانت به رييس جمهوري ما كه مظهر ملت ماست و مظهر كشور ماست، ايشان نبايد راضي باشند.
من در بندهاي بعدي خاطرهاي از حضرت امام نقل ميكنم كه چقدر در زمينه حيثيت جمهوري اسلامي حساس بوده، و بعدا آمديم اين را بعنوان يك حماسه مطرح كرديم، چه حماسهاي جز اينكه يك مصوبه ديگر براي هولوكاست دادند جز اينكه اروپا رابطهاش با اسراييل بد شد بخاطر جنايت غزه اما به دليل اين صحبت ها امد پشت سر اسراييل قرار گرفت ما كجا توانستيم تامين منافع خودمان را درسطح جهان داشته باشيم.
ادامه دارد ...