موسوي: مهمترين انگيزه من از ورود به صحنه مسئله گريز از قانون است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، ميرحسين موسوي در ادامه مناظره خود با دکتر احمدي نژاد گفت: بنده ميخواهم بگويم يكي از مشكلاتي كه در كشور ما الان هست شبيه همين روشي است كه الان در اين صحنه با آن روبرو هستيم. مثل پروندهسازي.
دنبال يك واژههايي گشتن مثلا مسائلي مثل وزير كشور و دولت را داريم كه اگر رئيس دولت نميدانسته كه اين فوق ديپلم هست و خودش را دكتر جا زاده خوب اين نشان ميدهد كه ضعف اطلاعات داشته است و اگر فكر مي كرده دارد خوب آن يك معناي ديگري دارد كه خداي نكرده ذهنم نميخواهد آنجا برود و بعد ما ميآييم براساس اين هم در مقابل مجلس قرار مي گيريم، هم در مقابل مردم قرار مي گيريم و يا پايان نامههاي دانشجويان را به عنوان خلافكاري قلمداد ميكنيم. بعد همين فرد را آنقدر مورد اعتماد خودمان قرار مي دهيم كه برخلاف قانون يك معامله چند 10 ميليارد دلاري، موقعي كه ايشان وزير كشور است در دفتر ايشان مشغول مذاكره و گفت وگو ميشود كه مسائل آن در روزنامهها مطرح شد.
بعدا نوبت به يك معاون ديگر ايشان رسيد. يك روز من از جلوي وزارتخانه رد مي شدم، رفتم دوستم را ببينم ديدم كه اينها مشغول مذاكره با رئيس فلان كمپاني هستند و من هم وارد بحث شدم.
خوب تمام اينها نوعي از ظن را در جامعه ايجاد ميكند كه خيلي ناراحت كننده است و يكي از دلايل اين مشكلاتي كه دولت فعلي پيدا كرده همين نوع رفتارهاست. بعد وقتي كه مقاومت هم كارسازي ندارد بعد يك وزير ديگر مطرح مي شود كه هنوز پروندهاي دارد در رابطه با اردبيل. خودش يك محل سوال است و اين ثروت چند صد ميليارد توماني. بعد در حساس ترين پست گماشته ميشود برخلاف خط و روشي كه حضرت امام ترسيم كرده بود كه وزيران را از بين چه كساني انتخاب بكنيد.
حالا من خيلي سريع برمي گردم به همان چيزي كه ايشان به عنوان قانون گريزي به آن اشاره كردند. بله، يكي از دلايل اصلي حرف هاي من هم همين است؛ چرا كه بنده معتقدم كه استبداد صغير به دليل پشت كردن به قانون پيش آمده است، بنابراين عادت دادن مردم مقدمهاش اينجور شد كه ميشود قانون را شكست.
رضاخان در اين كشور موقعي روي كار آمد كه مردم را بتدريج عادت دادند به اينكه قوانيني كه مجلس ميگذراند براساس هر چيزي، حالا حقوق بشر بگيريم و غيره پشت سرگذارده مي شود، بنابراين من اينجا موارد بسيارسنگين و زيادي دارم مبني بر اينكه دولت نه يك مورد نه دو مورد، بلكه بارها بطور علني در مقابل قانون ايستاده است و اين بود كه من واقعا احساس خوف كردم.
بنده نميخواهم بگويم كه ايشان خداي ناخواسته ميخواهد خودش ديكتاتور باشد، ولي فرض بكنيد كه هشت سال يك دولتي بيايد و اين قانون را رد بكند و بگويد خوشم نميآيد. آن يكي را دوست ندارم. آن يكي به نفع كشور نيست. آن يكي اختيارات مرا محدود ميكند. خوب در آن صورت چي در كشور باقي ماند، اگر همه مردم كرخت بشوند و عادت كنند كه براي مدت هشت سال قانون اجرا نشود.
موسوي گفت: هشت سال ما در كشور طوري عمل كنيم كه رئيس دولت و دولت قوانين را پشت سر خودشان بيندازند خوب بعد از هشت سال من نميگويم در اين دولت يك فراز و نشيبي بشود يا كسي در صحنه از همين حس استفاده بكند.
بنده اينجا به خودداري از اجراي برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اشاره كنم، بنده نميدانم كه دولت ميتواند كه با يك قانون اينطور رفتار بكند خوب يك قانون ديگري را بايد جانشين بكند و ببرد مجلس و تصويب بكند تا بتواند از آن بگذرد.
انحلال غيرقانوني شوراي عالي و خودداري از اجراي مصوبه مجلس و همچنين مصوبه تشخيص مصلحت، دولت پايش را در يك كفش كرده كه من اجرا نميكنم دوست ندارم حالا هزار بهانه ميآورد من فكر نميكنم از مجمع تشخيص مصلحت ما ديگر مرجعي بالاتر داشته باشيم كه راي رهبر انقلاب هم پشت آن هست و حتي آنقدر مهم است كه براساس مصلحت ميتواند از مشكلاتي كه شرعي داريم فراتر برود و آنجا همه تصويب كردند.
مصوب شد كه 18 تا از اين شوراهايي كه دولت منحل كرده به جاي اساسي خودش برگردد و دولت هنوز هم كه هنوز هست اين را اجرا نكرده؛ يكي شوراي پول و اعتبار است بنده به مردم ميگويم كه اين تورم 25 درصدي يك دليلش همين عدم برگزاري شوراي پول و اعتبار است، يك دليلش اين هست كه دولت ميخواهد تمام اين اختيارات بانك ها و تمام موسسات زير دست خودش باشد كسي دخالت نكند، نماينده دادستاني نباشد، نماينده بخش هاي مختلف نباشد نماينده بخش خصوصي نباشد خوب نتيجهاش اين تورم و اين وضعيت اقتصادي ميشود كه همه دادشان بالا است.
صنعت در حال خوابيدن، تورم 25 درصد و اين نتيجهاش است و نقدينگي دو ونيم برابر وضعيتي است از زماني كه دوستان دولت را در اختيار گرفتند، هزينه كردن غيرقانوني از بودجه عمومي كه بنده نميخواهم اين مسئله را بگويم، مي گويم به صورتجلسات مجلس و گزارش ديوان محاسبات عمومي كه يكي از مهمترين سازمانهاي نظارتي كشور است، نگاه كنيد.
انحلال سازمان برنامه و بودجه كه مستندات قانوني آن هست بنده در اين زمينه حساسيت دارم دليلش اين است كه من حسي داشتم زمان مسئوليت خودم كه يك عده اي ممكن است با برنامه مخالف باشند يك عده از اول انقلاب با برنامه مخالف بودند ميگفتم شما بخدا توكل كنيد بالا نعمت خدا ميريزد بر سرشان اصلا خوششان نميآمد ميخواستند تكروي كنند.
به همين دليل احساس خطر، بنده در مجلس بازبيني قانون اساسي سخنگوي بخش كميسيون اجرايي بودم مسئله امور استخدامي و برنامه و بودجه مخصوصا پيشنهاد بنده است كه در قانون اساسي ما بيايد جالب اينجاست تنها سازمان هايي است كه در قانون اساسي آمده، خوب دوستان آمدند اين را منحل كردند و تبديل كردند به يك معاونتي كه يقينا هيچگونه اختياراتي نميتواند داشته باشد.
زير پا گذاشتن قانون ماليات مستقيم اگر لازم باشد جزئياتش را بنده بخوانم و دستور توقف اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده كه اصلا در اختيار دولت نيست كه چنين كاري انجام بدهد.
عدم اجراي قانون مديريت خدمات كشوري، من ليستي ميخوانم و مراحل بعدي ممكن است دانه دانه بگويم، الحاق غيرقانوني سازمان حج و زيارت به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، وقتي رهبري دخالت كردند اين مسئله برگشت آن هم بصورت صريح در صورتي كه مشخص بود اين كار غير قانوني است و نمي بايد صورت بگيرد.
بي اعتنايي آشكار به احكام قانون دادگاه ها، بنده يك موردي دارم، وزير علوم در مقابل ديوان عدالت اداري كه حكم داده و صريح ميگويد اصلا اين كار را نكند، اما افتخار ميكند و ميگويد كه من به اين رئيس دانشگاه كه فردي انقلابي و جانباز بود گفتم در صورت اخراج نيز با ورود اين متخلف به دانشگاه مخالفت كند و در مورد اين موضوع رسانهها به حمايت از رئيس دانشگاه نپرداختند. بعد اينجا گفته شده چطور شده چند بار گفته شده كه وضعيت اين استاد چه هست ايشان صريحا اين نامه را نوشته خوب ايشان ممكن است با اين فرد مخالف باشد برود از راه هاي قانوني راه حل پيدا كند كه نباشد در آنجا، ولي بياعتنايي آشكار به مدرك جعلي آقاي كردان و حمايت و نقض آشكار قانون ممنوعيت تصدي بيش از شغل است.
من فكر ميكنم كه دوستان عوض اينكه بروند پروندهسازي كنند و چيزهايي كه جواب دارد دنبال اين مسائل بروند بهتر است، بروند دنبال حل مسائلي كه مشكلات كشور را حل بكنند و كشور را نجات بدهد از بحران هايي كه هست.
بنده واقعا صادقانه و بدون هيج نوع شيله و پيله يكي از دلايل اصلي يكي از مهمترين انگيزههاي من از ورود به صحنه انتخابات همين مسائل گريز از قانون بوده، ميخواهم به مردم اين را بگويم كه اگر دولت چند بار نه يكبار بگويد اشتباه كردم ولي دائم اين را روش ادامه دهد از جايي كه با سليقهاش مخالف است در مقابل قانوني كه مجلس تصويب كرده آن هم مجلسي كه تا اندازه زيادي با خود اين رئيس جمهور كاملا همسو است بايستد بعد از يك مدتي مردم به اين مسئله حساسيت خودشان را از دست ميدهند آيا احساس خطر براي كشور نمي كنند آيا كشور روي پاي خودش ميماند؟
ادامه دارد ...