كروبي: زهرا رهنورد نام و نشانش از خود مهندس موسوي بيشتر است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، مهدي کروبي در ادامه مناظره تلويزيوني با محمود احمدي نژاد تصريح کرد: خوب ببينيد، آقاي احمدي نژاد ما روي همين مسئله اول مانديم واقعا ببينيد اين آمار و ارقامي که حضرت عالي مي دهيد، حالا من اصلا ادعاي کارشناسي ندارم، اما با همه کارشناسان که مي گوييم، آنها اشکال دارند.
کروبي افزود: اشکال هاي جدي دارند. حضرت عالي هم آدمي هستيد که جرات و شجاعت شما زياد است و اسم مي بريد، ولي من اينجا نمي توانم اسم افراد را به زبان بياورم؛ براي مثال شما يکباره به يک آقايي مثل آقاي مهندس ميرحسين موسوي مي گوييد يک خانمي است بگويم. بگويم. بگويم. من به شما جوانان بگويم که زهرا رهنورد کسي است که نام و نشانش از خود مهندس موسوي بيشتر بود. دو تا کتاب داشت. برو و بيايي داشت اصلا اهل فکر و انديشه بود. بعد از انقلاب خوب با آن خصوصياتي که دارد.
وقتي سال 65 طرح مدارس شاهد را در همان فروردين براي من تنظيم کردند قرار شد براي بررسي آن همه بيايند تنها خانمي که از مجموعه فرهنگي دعوت کرديم همين خانم زهرا رهنورد بود که آمد و چقدر موثر هم بود و چقدر هم توانست در طرح مدارس شاهد خدمت کند.
واقعا من آن شب گفتم خدايا قضيه چيست؟ يک منفي به ذهنم آمد. گفتم نکند خداي نکرده زن بدي است. يک مثبت هم به ذهنم آمد گفتم نکند مي خواهد بگويد آقاي مهندس موسوي ايشان خيلي صحبت کرد شما چرا اينقدرسکوت مي کنيد و حرفي نمي زنيد. گفتم شايد مي خواهد بگويد خوب اين زهرا بني يعقوب را آنجا، آن بلا برسرش آمد، يک خانواده مذهبي.
چقدر اشتباه مي کنيم، اما وقتي گفت زهرا رهنورد. واقعا من حتي مبهوت شدم. خوب ببينيد. آقا ما که نمي توانيم از کسي اسم ببريم. اما شما يکباره مي آييد مي گوييد آقاي هاشمي اينجوري. درحالي که باز حوصله عبارت خواندن ندارم. يک عبارتي اينجا توي روزنامه از حضرت عالي هست از عظمت آقاي هاشمي و بزرگي ايشان در آن موقعي که شما در اردبيل تشريف داشتيد.
شما مي دانيد من و آقاي هاشمي با هم اختلاف داريم، اما رفيق هستيم. از قديم هم با هم در زندان مفصل. قم. همکاري سياسي از سال هاي 45 و 46 و بعد دهه پنجاه و تا بحال. اما الان اينقدر اختلاف داريم که آن دفعه آمد مقابل من در انتخابات رياست جمهوري و اين دفعه آمده و مهندس موسوي را تاييد مي کند و من را تاييد نمي کند، اما به هرجهت يکباره حضرت عالي مي فرماييد آقاي هاشمي چنين و چنان.
حالا از آقاي ناطق بگويم، ايشان که از دوستان قديمي ماست و از جمله چهره هاي موجه است. ما از همديگر هم جدا و منشعب شديم. اما دوستي و رفاقت ما سرجاي خود مانده است و حتي در شهردار شدن خود شما چقدر نقش داشت.
آن وقت هم رئيس مجلس بودم. ايشان بعد از اينکه با يونسي صحبت کرد به من گفت همين پرونده اردبيل. اينها زير بار نمي رفتند. من هم که هيچ اطلاعي نداشتم. خدا شاهد است. روحياتم اينجوري است. اما وقتي ايشان گفت: چرا ؟ به وزير کشور وقت گفتم: خوب آقاي ناطق هم ايشان را تاييد مي کند. گفت: ايشان مشکل دارد. گفتم: چه مشکلي دارد. بالاتر از اين را بگويم. وقتي آقاي خاتمي ايشان را دعوت نکرد. آنجا بود گفتم حالا که مبنايتان شده شهرداري حتما بايد در جلسات دولت باشد آقاي احمدي نژاد را چرا دعوت نکرده ايد. حالا که قرار بوده ملک مدني و الويري باشند.
اما من مي خواهم بگويم که شما همينطوري اينجا آدمها را اسم مي بري. من که نمي توانم بگويم در همين قضايا فلان فرد چه مي گويد. اما حالا بنظرم واقعا بايد در اين مورد يک فکري بکنيم. من حتي از دولت آقاي احمدي نژاد افرادي را قبول دارم بيايند و در کنار افرادي بخصوص از اين همين قوه قضائيه. اين موضوع را خوب بررسي کنند که آيا اين مسائل واقعيت دارد. واقعيت ندارد. اين قضيه چگونه است و حالا ساير موضوعات.
جناب عالي از سياست خارجي خودتان صحبت کرديد. اما برادر محترم من آخه اين عملکرد شما چه غوغايي کرده، شما تبريک هم مي گوييد جوابتان را نمي دهند. امام يک نامه نوشت به گورباچوف. آقاي جنتي هم آمد نامه شما را مقايسه کرد با نامه امام. گورباچوف هنوز افتخار مي کند، حرف هايي مي زند که يک چنين نامه اي براي من ْآمد. وزير خارجه داراي پيشينه 28سال سابقه در وزارت خارجه وقت کشورش را پيش امام فرستاد.
امام 20 دقيقه وقت ملاقات داد. وسط حرفش پاشد. گفت اصلا من چيزي نمي خواستم بگويم. تنها مي خواستم دريچه اي از معنويت را به روي او باز کنم. رفت هواي شيخ اشراق و ملاصدرا و امثال اينها را فرمود. اين مثل سنگيني است براي ما اين کاري که شما مي خواهيد.
هي پز مي دهيم که آقاي چاوزاست. خوب من هم اگر فردا رئيس جمهوري بشوم با آقاي چاوز رابطه را حفظ مي کنم. رفت و آمد مي کنم و دوستي مي کنم. آقا حيات خلوت آمريکا.
حالا شما بفرماييد از اين حيات خلوت حضرت عالي، ايشان با آقاي صدام با آقاي اوباما. کاري درستي هم مي کند. چنان بغل گرفته صدام را و دارد فشار مي دهد که از آن فشاري که به شما داده آن فشار بيشتر است.
در اين لحظه احمدي نژاد از کروبي پرسيد: آقاي صدام اوباما را بغل کرده؟
کروبي ادامه داد: نخير، آقاي چاوز. من مي خواهم بگويم او دنبال منافع ملي اش است که با شما مي نشيند. با صدام مي نشيند. با اوباما مي نشيند با ديگران هم مي نشيند. عکس هاي فراواني دارد که من هم اين عکس ها را ارائه مي دهم خدمت شما. کار درستي هم مي کند اما چه حيات خلوتي است به اين صورت.
مقصد اين است که مي خواهم بگويم که رابطه او با دنيا به اين صورت شده با همه جا بهم خورده. مشکلات جدي براي ما پيش آمده است. با ايتاليا. اروپا. خيلي کشورها. وضع ما با چهار تا کشور شده و بعد هم مي آييد مي فرماييد که تحريم اثري ندارد، اما بعدا چيزهاي ديگري مي بينيم.
بنابراين ما در سياست خارجي خود اين اشکال ها را داريم. من يک عبارتي را لازم است بخوانم. چون اين ملعون گفته و من مي خوانم. اين رئيس سابق موساد است که مي گويد و البته حالا من صهيونيسم مي شوم اينجا. چون عبارت هاي او را دارم اينجا مي خوانم؛ «اگر صدها ميليارد دلار از سوي موساد خرج شده بود تا کسي منافع اسرائيل را تامين کند، احدي بهتر از احمدي نژاد نمي توانست اين خدمت را انجام دهد. وي در ادامه مصاحبه خود با تلويزيون عربي اسرائيل گفت: هيچ کس بهتر از احمدي نژاد تامين کننده منافع اسرائيل نيست. او در ادامه مدعي شد که احمدي نژاد براي اسرائيل يک معجزه و يک هديه گرانبها و حتي الهي است. هر جمله اي که او عليه اسرائيل مي گويد. هرجمله احمدي نژاد براي اسرائيل يک معجزه و يک هديه گرانبها و حتي الهي است. هرجمله اي که او عليه اسرائيل مي گويد کار اسرائيل را در جهان آسان مي کند.»
و بالاخره اينها چيه. آنها چه مي گويند. آقاي احمدي نژاد عزيز برادر اين وهم و خيال نيست. پيام خميني تا پيام احمدي نژاد زمين تا آسمان فرق دارد. اينطوري نيست. يک جايي که به ما بي اعتنايي بود به ما مي گفتند نرويد اگر به شما بي اعتنايي مي شود.
من خودم دو تا از کشورها گفتند ما معمولمان نيست که رئيس مجلس کشوري که مي آيد رئيس جمهور ما او را ملاقات کند. گفتم نمي آيم؛ اين بود که وقتي به ايتاليا رفتم. سفيرش به وزير وقت کشور ما گفته بود که در حد رئيس جمهوري از فلاني (مهدي کروبي) تجليل کرديم. اين تجليل از مهدي کروبي نبوده است معني اش تجليل از جمهوري اسلامي است.
حالا وقتي شما خارج مي رويد حوادث تلخي براي ما پيش مي آيد و اينجور برخورد ها براي ما پيش مي آيد، خوب اين سفرها چه برکتي دارد که شما به اينصورت مي رويد و بعد هم اعلام مي کنيد که ما داريم انقلاب مي کنيم و مديريت جهان را کرديم.
مي فرماييد باز هم اينجا هست، خواهش مي کنم 20 تا از آنها را براي ما بشماريد. مي گوييد ما تا الان به 100کشور جهان رفته ايم که تا بحال به ما گفته اند الگوي مديريت خودتان را به ما بگوييد.
حالا به ما بگوييد که الگوي ما چيست ؟ چه الگويي ؟ خوب قدري در اين باره براي ما توضيح بدهيد و از اين الگويي که شما درست کرده ايد و صد کشور آن را خواسته اند قدري براي ما توضيح بدهيد و 20 نمونه اش را بيان کنيد.
آن وقت مي بينيم که به کشورهاي عربي سفرمي کنيد. (عکسش اين جاست) و آنجا مي رويد و مي نشينيد و بالاي سرتان مي نويسند خليج عربي.
حالا اين هم عکس اجلاسي است که شما در آن شرکت کرده ايد و بالاي آن نوشته اند خليج عربي. اين عظمت سياست مهم و موفق خارجي ما است. عرب ها به اين اکتفا نکرده اند و کم کم اينقدر پر رو شده اند که علنا اعلام مي کنند ما در صورتي در جشنواره بازي هاي اسلامي در ايران شرکت مي کنيم که نام خليج فارس را خليج فارس ننويسيد.
ادامه دارد ...