احمدي نژاد «برنده» است
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۱۸۲۳
گزارش تحليلي/

احمدي نژاد «برنده» است

احمدي نژاد در اعماق دل همان مردمي جاي گرفته است كه او را برگزيده اند، اين را فاصله راي 11ميليوني وي مي گويد؛ حتي با اين وقايع دردناك اخير كه مشتي رجاله هاي در عطش قدرت از خود بروز دادند، يقينا محبوب قلوب اكثريت مطلق و بلارقيب تمام ايرانيان شده است

مقدمه:

برخي از كانديداهاي ناكام در اين انتخابات، چنان استبعادي از خود نشان مي دهند كه هركس در فضاي سياسي كشور نبوده باشد تصور مي كند كه معجزه اي رخ داده است كه آنها راي نياورده اند! اما حقيقت چيز ديگري است و واقعيت را در جاي ديگري بايد جستجو كرد...

درسي از تاريخ

حال كه به تعبير آن فرزانه دوران، درس هاي تاريخ معاصر بحدي است كه مطالعه آن براي جوانان و بويژه دانشجويان عزيز كشورمان از فرايض است، به تاريخ رجوع مي كنيم تا نمي از يم حقايق فروخفته در آن را براي تنوير اذهان جوانان و دانشجويان عزيز به ارمغان آوريم.

ريشه ماجرا به نيمه دوم دهه هفتاد بر مي گردد...

بعد از پيروزي غير مترقبه كانديداي مجمع روحانيون مبارز در انتخابات دوم خرداد 76 كه حقيقتا نقطه عطفي در تاريخ جريانات خودي سياسي كشور محسوب مي شود، اطرافيان جناب اقاي سيد محمد خاتمي به عنوان كانديداي منتخب، سعي نمودند تا با استفاده از فضاي دوقطبي حادث شده، بيشترين استفاده را براي نهادينه سازي پيروزي دور از انتظارشان بكنند. [1]

اين پيروزي اگرچه غيرمنتظره بود اما برايند راي مردم بود و مورد پذيرش تمام ملت واقع شد. بي شك نقش آقاي ناطق نوري بعنوان كانديداي رقيب نامزد برنده، در ارسال پيام تبريك به وي در پذيرش عمومي نامزد منتخب بي تاثير نبود.

اين حكايت راي مردم بود كه با خلق شگفتي ديگر، نقطه عطفي در تاريخ فعاليت هاي سياسي كشور فراهم آورد.

بعد از آن حادثه مجموعه وسيعي از رجال و نساء سياسي! تحت عناوين متفاوت در فضاي سياسي كشور ظهور و بروز يافتند كه فصل مشترك همه آنها در يك چيز خلاصه مي شد: «اعلان مراسم ختم رقيبان و اينكه آنان كه با ضرب شست مردم از عرصه قدرت به زير كشيده شده اند حق حضور در صحنه هاي سياسي را هم ندارند!»

از آن تاريخ به بعد، انحصارطلبي عجيبي در فضاي سياسي كشور حاكم شد و سنگين ترين شرايط زيست، در دولت براي مخالفان فكري جريان حاكم پديدار شد.
گذر ايام بر سنگيني اين فضا مي افزود و «جناح برنده انتخابات دوم خرداد 76» با استفاده از بستر «قدرت عاليه دولتي» كه در اختيار گرفته بودند، به فجيع ترين وضع به «حذف سياسي» رقيبان ديروز خود همت گماشتند و در اين راه به هركس كه گماني براي تاثيرگذاري وي در جناح رقيبشان مي بردند، رحم نكردند و بي سابقه ترين تهمت ها  و جنايات را به وي نسبت دادند.

ماجراي «عاليجنابان» رنگارنگ سرخپوش و ... توسط اكبر گنجي- از عناصر محوري جناح برنده- طرح شد و اتهام قتل هايي كه  در تاريخ سياسي كشور به «قتل هاي  زنجيره اي» معروف شد، ازجمله اين اتهامات بود كه به شخصيت بزرگواري كه اين روزها در مخالفت با احمدي نژاد از همسويي علني با همان افراد اتهام زننده دريغ نمي كند، زده شد و چنان بلايي بر سر وي آوردند كه در اقدامي بي سابقه در تاريخ انتخابات ايران، علنا آراي وي را در حوزه انتخابيه تهران در مجلس ششم به شكل بي شرمانه اي خوردند! و نمايندگان مجلس ششم تهران – كه تاييد انتخابات آن بدليل حجم بالاي مغايرت آراي اعلام شده از سوي تاجزاده- بعنوان متولي وقت ستاد انتخابات كشور در وزارت كشور خاتمي- با موجودي آراي واقعي صندوق هاي تهران، براي شوراي نگهبان غير ممكن مي نمود! با حكم رهبري به مجلس راه يافتند.

تكرار تاريخ يا تاريخ تكراري!

بگذريم از اينكه همان كانديداي رقيب جناب خاتمي در آن انتخابات (آقاي ناطق نوري) به همراه بسياري از «راست»ي‌هاي آن روزگار مثل حسن روحاني و ...  اينك در همان صف و در ميان همان افراد براي شكست دكتر احمدي نژاد فعاليت دارند، اما يقينا به جرات مي توان گفت كه يكي از دلايل شكست آقاي ناطق در آن انتخابات «طرفداري مطلق وي از دولت آقاي هاشمي رفسنجاني» بود به گونه اي كه آقاي خاتمي بعنوان كانديداي رقيب ناطق نوري، عمده راي خود را مرهون «نقد دولت هاشمي» بوده است؛ اين نكته ظريف «فصل مشترك» كانديداي برنده انتخابات سوم تير 84 و بيست و دوم خرداد 88 نيز هست.

نوشتار اخير درصدد واكاوي علل اين حوادث هم نيست، همچنين اين نوشته بدنبال بررسي دلايل و چرايي اقبال هميشگي مردمي به فرد نقد كننده دولت آقاي هاشمي نيست، ليكن اگرچه درك اين حقيقت و فهم چرايي اين «اتفاقات چندين بار تكرار شده در فضاي انتخاباتي ايران» پاسخي روشن و صريح به عنوان يكي از علت هاي راي بالاي امروزين دكتر احمدي نژاد خواهد داد، اما اين نوشتار، بدنبال شاهد مثالي براي حوادث امروزي است.

هدف از اين بازخواني يك مقطع مهم از تاريخ ميهن اين بود كه به رجال كنوني سياسي كه بواسطه اين «رجليت سياسي» استعداد تاييد صلاحيت از شوراي محترم نگهبان را يافته اند يادآوري نماييم كه روزگار، فراز و نشيب بسياري دارد و نبايد با يك شكست ولو بسيار سنگين، عنان از كف نهند و به «خط خروج» ره زنند!
چرا احمدي نژاد راي آورد؟

همانگونه كه در صدر اين نوشته بدان اشاره رفت حقيقت راي آوري بالاي احمدي نژاد، ريشه در واقعيتي ديگر دارد، واقعيتي كه چشم بستن بر روي آن، با هر هدفي كه صورت گرفته باشد، ذات آن را تغيير نخواهد داد، و باصطلاح  درحكم پاك كردن صورت مساله خواهد بود. آن واقعيت را از مدت ها پيش مي شد به عيان ديد و بخوبي آن را فهم كرد.

خوابيدن يا به خواب زدن؟!

متاسفانه عده اي از عناصر فرصت طلب(يا همان نان به نرخ روزخورهاي رايج در ادبيات فارسي) اطرافيان يكي از «شیوخ سياسي» را چنان مشوش كرده بودند كه آن بنده خدا، حتي خودش هم باور كرده بود كه «خواب وي» نتيجه دور قبل را برهم زده است! خوابي كه چهار سال تمام ايشان را از درك حقيقت «تغيير گفتمان» و «ذائقه گفتماني» مردم عاجز كرده بود.

اين حقيقت، چنان واضح بود كه ديگر كانديداي هم خط وي در اين انتخابات، از انتساب صريح خود به آن «گفتمان منسوخ» ، شديدا امتناع مي نمود و از اطلاق «لفظ معروف بيانگر انتساب وي به آن جريان سياسي» اكراه داشت، درصورتيكه در خفا با همان افرادي كه آن گفتمان مزبور را به مسلخ بردند سر و سري بهم زده بود اما از ترس واكنش مردم، سعي در كتمان آن داشت! روايت آن كانديداي محترم، حكايت آن كبكي بود كه به خيال خود براي گريز از ديده شدن، سرش را در برف فرو برده بود! ليكن افسوس و صد دريغ از نافهمي بعضي قيم مابان از ميزان فهم و تيزبيني بي مثال مردم!

«دكتري در پستوي انديشه هاي منسوخ قومي؛ تقلب كجا صورت مي گيرد»

عبارت فوق اصلا توهين نيست، وصف حال جماعتي است كه خود را داراي دكتراي كذايي «علوم سياسي» مي دانند واز پذيرش نتايج قانوني  انتخاب آگاهانه مردم، سرباز مي زنند و آن را  صرفا بخاطر اينكه  «بر مذاقشان خوش نيست » پوپوليستي مي نامند! واعجبا درست در موقعي كه زمين و زمان را از شايعه تقلب در انتخابات پر كرده بودند و از ارائه حتي يك برگ سند و دليل بازمانده بودند به فهم و شعور مردم توهين مي كردند.

دقت در دلائل تقلب از زبان يك «خانمي» كه خيلي ها بخاطر مسائل مطروحه درباره «مدرك دكتراي بدون فوق ليسانسش از يك دانشگاه شناخته شده ، ديگر او را مي شناسند» عيار مدرك تحصيلي، اعتبار دانشگاه محل تحصيل وي و خيلي چيزهاي ديگر را نمايان مي سازد. شگفتا كه نهايت استدلال يك دكتراي! علوم سياسي براي تقلبي خواندن يك حماسه ملي، راي ندادن قوميت ها به هم قومي خود بود!! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...

براستي مردم خود بهترين قضاوت را خواهند داشت كه تقلب در كجا صورت گرفته يا مي گيرد، در گزينش رئيس جمهوري با حضور هزاران ناظر مردمي در پاي صندوق هاي راي، يا در گزينش دانشجوي دكترا در دانشگاهي كه به هيچ مرجع مردمي يا حكومتي براي مديريت چندين ده ساله اش پاسخگو نيست؟!

چرا احمدي نژاد برنده است؟

بهر حال احمدي نژاد برنده است چه در اين انتخابات موفق مي شد جواب ناجوانمردانه ترين تخريب هاي باندهاي سازمان يافته فساد رابدهد و با مجاب كردن افكار عمومي، راي اعتماد مجدد ملت را بگيرد يا اينكه حتي اگر توان پاسخ به حجم بالاي تخريب ها را به تنهايي نمي داشت و به حكم قانون از صحنه كنار مي كشيد.
 او برنده است چراكه موفق شد گفتماني را در كشور حاكم كند كه به «گفتمان انقلاب و رهبري» كاملا نزديك بود، نزديكتر از خيلي از كساني كه دوستي پنجاه ساله با رهبري داشتند!

او گفتماني را در كشور رواج داد كه معتقد است ظواهر و شعائر مذهبي راي سوز نيست؛ بلكه راي ساز است. امري كه براي خيلي از مدعيان امروز نماد هاي سبز ديني در دوران «استحاله طلبان» پذيرفتني نبود.

مردم به خوبي به ياد دارند كه چگونه در فضاي بعد از دوم خرداد، نماد هاي ديني، مورد استهزا قرار مي گرفتند و «حتي لباس و جامه روحانيت»-كه يادگار نبوي است- دستمايه كاريكاتور نويسان هم سلك با سران جبهه تجديدنظرطلبي  واقع مي شد.

اين اتفاق چنان فضايي را ايجاد كرده بود كه اكثر كانديداهاي روحاني جبهه موسوم به دوم خرداد نيز عكس هاي تبليغاتي كانديداتوري خود را از نمايي چنان بسته و نزديك مي گرفتند كه عمامه آنان مشخص نباشد! در مناظرات اخير كانديداها نيز رسوبات اين «تفكر كج» كاملا عيان بود، آنجا كه «شيخ اصلاحات» باور داشت كه با نام بردن از شخصيت ركيني چون علامه مصباح يزدي و انتساب دكتر احمدي نژاد به ايشان، از آراي احمدي نژاد كاسته خواهد شد! امروزه نيزكثرت همين محاسبات غلط، در اردوگاه استحاله طلبان به كرات به چشم مي خورد و نهايتا موجبات زحمت دوستان و دلسوزان انقلاب را فراهم مي آورد «و عرض محاسبه كنندگان آن جبهه را مي برد».

احمدي نژاد برنده است چون موفق شد «پر مدعا ترين رقيب خود» در انتخابات را هم وادار كند كه برخلاف تمام شعارهاي اطرافيان خود در دوران دوم خرداد، از نمادي ديني استفاده كند.

احمدي نژاد برنده است چون موفق شد نادرستي اين گفتمان «دين ستيز» كه مدعي گريز مردم از دين بود را  به اثبات برساند و علاقه مردم را به شعائر مذهبي به كرات نشان دهد. شعار معروف «عجل لوليك الفرج» وي هرگز فراموش نشد و در كوران سنگين ترين اتهاماتي كه تنها به دليل برخورداري يك استاد دانشگاه، از وجهه ديني به وي وارد مي شد( نظير خرافي خواندن وي توسط تمامي رسانه هاي استحاله طلب)  از اين «شعار حياتي تشيع» دست برنداشت.

احمدي نژاد برنده است چون حاضر نشد بخاطر «مشتي راي» به تمام عقايد خود پشت پا بزند و وهابي ها و بهايي هاو ...  را تقديس كند. امري كه برخي بي شرمانه و ذليلانه در التماس« قدرتي گذرا» بدان دست يازيدند و تا بدان جا رفتند كه ولايت مندرج در حديث احياگرانه «غدير خم» را تحريف معنايي كردند! عده اي ديگر از همان جماعت، برخلاف تمامي آموزه هاي ديني -كه خود از صدقه سر آن آموزه ها به «نان و نوايي» رسيده اند- بدعتي در احكام مترقي دين اسلام عزيز در باب زنان، فرق ضاله و اجراي حدود و ... ساختند و پرداختند.

احمدي نژاد برنده است چون عيار و ميزان سواد متهمان اخذ رشوه هاي كلان از شهرام جزايري ها راكه اعمال خلاف خود را تحت پوشش ديني «وجوهات» توجيه مي كردند (و چه جنايتي كه درحق ميليون ها انسان معتقد به سلامت عاملان اخذ وجوهات روا مي داشتند) را با يك سئوال پيش پا افتاده «صرف و نحو عربي» مشخص كرده بود.

احمدي نژاد برنده است چون هرگز با دشمنان قسم خورده اين مملكت –كه تاريخ سرفراز ايران از ذكر جنايات و خباثت هاي آن استعمارگران قديم و جديد دل پرخوني دارد – هم پياله نشد و چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن نه دشمن را تحسين كرد و نه دشمن او را تاييد! حكايت انتقام گيري «روباه پير» از احمدي نژاد در حين ايام تبليغات انتخاباتي در قضيه ملوانان متجاوز انگليسي و ورود آن دولت پليد به نفع يك «جريان سياسي مطرود ملت» تا هماره تاريخ چونان لكه ننگي بر تارك آن رجاله ها خواهد ماند.

احمدي نژاد برنده است چون براي انتخاب مجدد خويش از اجراي برنامه هاي استراتژيك حياتي كشور - كه دولت هاي قبلي از ترس ريزش آراي خود به آن دست نزده بودند- هيچ واهمه اي نداشت چون مي دانست كه مردم ما صداقت او را در دلسوزي براي وطن مي دانند و بالاتر آنكه باور داشت كه مردم ما مي فهمند.

احمدي نژاد در اعماق دل همان مردمي جاي گرفته است كه او را برگزيده اند، اين را فاصله 11ميليوني وي مي گويد. حتي با اين وقايع دردناك اخير كه مشتي رجاله هاي در عطش قدرت از خود بروز دادند، يقينا محبوب قلوب اكثريت مطلق و بلارقيب تمام ايرانيان شده است؛ اگر برخي ها باور ندارند مي توانند به انتخابات مجددي كه سه بار تكرار شده بنگرند كه چگونه بطور مستمر، از راي رقباي وي كاسته شده و به آراي وي افزوده شده است:

راي 6ميليوني دور اول سال 84 وي به 17 ميليون در دور دوم همان سال رسيد و اينك پس از 4سال شبانه روز تخريب وي از سوي جبهه اي كه در طي اين چهار سال «نخوابيده بودند و خود را به خواب زده بودند» آراي وي به بيش از 24ميليون رسيده است. اين درحالي است كه افرادي كه با دروغ 4ساله «خواب كذايي» خود، به خيالشان مردم را به خواب مي زدند؛ ميليون ها راي از دست داده اند.

بي شك اگر خبري را كه روزنامه اعتماد ملي در فرداي روز اعلام نتايج راي گيري دور دهم انتخابات رياست جمهوري (دال بر آراي 5.3 ميليوني جناب كروبي در دور قبل ) اعلام كرد را 4 سال پيش، «بجاي خود را به خواب زدن» از طرف برخي ها پذيرفته شده بود؛ همان جماعت، اينك دچار «توهم استغنا» نمي شدند و شوك سنگين 22خرداد را دريافت نمي كردند.

به عنوان يك «فرزند آذربايجان» آرزو مي كنم، ايكاش از اين تجربه تلخ، آن ها كه بي هيچ سابقه حضور در «عرصه انتخاب شدن از سوي مردم» در انتخابات اخير حاضر شده بودند؛  استفاده كنند تا حداقل در انتخابات آتي، رويي براي حضور در جمع مردم داشته باشند. اي كاش!

________________________________________
[1] محض اطلاع خوانندگان محترم بعرض مي رساند كه اين اتفاق چنان براي اين افراد- كه بعدها نام خود را از «خط امامي» به «دوم خردادي» تغيير دادند- غير منتظره بود كه حتي برخي چهره هاي سرشناس آن روزگار «مجمع روحانيون مبارز» كه اينك دست برقضا در طيف مخالف داخلي آنان در درون همان جبهه، يعني حزب اعتماد ملي فعاليت مي كند نيز در مراسم سخنراني خود در سه روز مانده به دوم خرداد هفتاد و شش در «مجتمع آموزش عالي اردبيل» كه اينك به نام «دانشگاه محقق اردبيلي» معروف است در جواب پرسش بنده – كه آن روزها در آن دانشگاه تحصيل مي كردم- درباره «ايده آل ترين وضعيتي كه در انتخابات دوم خرداد منتظر آنيد» پاسخ دادند كه «ما فكر مي كنيم انتخابات به دور دوم كشيده مي شود و نهايتا در دور دوم، طرفداران دو كانديداي حذف شده ديگر(آن ايام) يعني حجه الاسلام ري شهري و مرحوم زواره اي  به كانديداي ما (سيد محمد خاتمي) راي مي دهند و در رقابتي تنگاتنگ! خاتمي برنده مي شود»

مهدي فيروزکوهي

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار