ايران اسلامي ميدان دار شطرنج ديپلماسي
چند روز پيش در ويژه نامه روزنامه اعتماد ملي كه به مناسبت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با عنوان 30 سال، 10 انتخابات منتشر شده بود، مصاحبهاي را مي خواندم كه اين روزنامه با يكي از مخالفان خارج نشين دولت نهم و دكتر احمدي نژاد انجام داده بود.
فرد مورد اشاره در اين گفتوگو ضمن تاكيد بر شانس بالاي پيروزي احمدي نژاد در انتخابات دهم اين ويژه نامه مربوط به دوره قبل از برگزاري انتخابات است، با حالتي نااميدانه و از سرنگراني فراوان، اظهاراتي اين چنين بر زبان راند كه با پيروزي احمدي نژاد ما همچنان درگير مسائل و مشكلاتي همانند آنچه در 4 سال گذشته، شاهد آن بوديم، خواهيم بود كه انتخاب دوباره ايشان هرگونه چشم انداز براي تغيير در سياست هاي كشور، خصوصاً در حوزه سياست خارجي را از ميان خواهد برد.
انتقاداتي اين چنين آن هم با شدت و ضعف، نه تنها در هفته ها و ماه هاي منتهي، به انتخابات به يادماندني 22 خرداد كه از آغاز عمر دولت نهم، در رسانههاي جمعي از انواع مكتوب و مجازي آن گرفته تا سمعي و بصري، بارها و بارها مطرح شده است كه البته متاسفانه در بسياري موارد،از دايره نقد دلسوزانه و راهگشا خارج شده و بيشتر وجه تخريبي و نفيس آن بارز و مشخص بوده است.
اين در حالي است كه الحق و الانصاف بايد گفت، طي چهار سال گذشته با روي كار آمدن دولت نهم براي اولين بار پس از رحلت امام (ره)، رئيس دولتي پيدا شد كه مو به مو سياست خارجي مورد نظر رهبري نظام اسلامي را به اجرا در آورد و البته بر كسي پوشيده نيست كه در اين راه، مصائب و مشكلات فراواني را نيز به جان خريد.
پافشاري و پايمردي دكتر احمدي نژاد بر اتخاذ و اجراي مواضع سياست خارجي ايران كه باعث جسارت و بي ادبي گستاخانه به وي در خارج از كشور و نيز جفاي منتقدان و سياسيون داخل كشور به ايشان گرديد كه براي هر ايراني آزاده و منصف تلخ و ناگوار بود، اما با اين حال رئيس جمهور مكتبي با مقاومت و پافشاري بر روي اين مواضع اصولي، بدون هيچ اغراقي، كاري بزرگ و ماندگار را براي ايران عزيز و ايرانيان سرافراز به انجام رساندهاند.
با اين وصف و به ويژه با عنايات به فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص دستاوردهاي كارنامه دولت نهم خصوصاً در عرصه سياست خارجي، حقيقتاً مايه تاسف است كه عده در نقد دولت، عملكرد دستگاه ديپلماسي آن را مايه لكه دار شدن غرور و عزت ملي ايرانيان عنوان مي كنند (!) و حتي پا را از اين فراتر گذاشته و وجود دولت نهم و رئيس جمهور را نعمتي براي رژيم غاصب صهيونيستي و كشورهاي مستكبر غربي به شمار مي آورند (!!) (براي روشن شدن مطلب به همين ويژه نامه روزنامه اعتماد ملي رجوع شود).
به راستي اصرار براي دعوت از دولت ايران براي شركت در كنفرانس جي هشت، دعوت از ديپلمات هاي ايران در هر سطحي براي شركت در جشن استقلال آمريكا، درخواست مصرانه دولت اوباما براي مذاكره با ايران، استقبال گسترده و شعف آفرين مردم مناطق مختلف جهان خصوصاً كشورهاي اسلامي از رئيس جمهور محبوب، پايداري عزت مندانه در مساله هستهاي، ذلت و درماندگي كشورهاي زورگو و مستكبر در مقابل مواضع مستحكم جمهوري اسلامي ايران، افزايش قدرت مانور نظام در قبال مناسبات منطقهاي و جهاني آن هم به اذعان صريح دوست و دشمن و غيره، آيا جز عزيزتر شدن ملت، دولت و كشور ماست؟!
آناني كه به دليل اتخاذ سياست تهاجمي در قبال كشورهاي استكباري، دولت فعلي را مورد تاخت و تاز گاهاً بي شرمانه خويش قرار مي دهند بايد بدانند و البته مي دانند چنين راهبردي دقيقاً مطابق با خواسته مقام معظم رهبري از كارگزاران نظام در عرصه سياست خارجي است، كمااينكه در نظام سلطه در پيش گرفتن راه ديگري جز اين، به تحقق عزت مندي ملي و حفظ منافع ملي نميانجامد.
طبع قضيه آن است كه بازي كردن نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با كارتهاي خود در عرصه بين المللي و كوتاه نيامدن در برابر خواسته هاي گستاخانه و مستكبرانه كشورهاي غربي، حاكي از پيروزي عيني و ملموس ايراني اسلامي در عرصههاي ديپلماتيك است و اما اين كه عدهاي ميكوشند نقطه قوت دولت نهم در عرصه سياست خارجي را نقطه ضعف جلوه دهند و بدين سان به خيال خود قلب حقيقت كنند، به نظر مي رسد كه تلاش آنها به نوعي آب در هاون كوبيدن است، چه آن كه اولاً بايد بدانند چنان از مواضع خود كوتاه نميآيد و ثانياً هم اين كه مردم به درستي خدمتگزاران صديق و عزت بخش خود را از سايرين پر ادعا باز مي شناسد، كما اينكه در جريان انتخاب دهم همين را شاهد بوديم.
مهدی مرادی
/انتهاي پيام/